نشست علمی تحت عنوان ” آسیب شناسی جامعه هزاره و راهکارهای برون رفت” در شهر استانبول- ترکیه

مدبریت ۳:۳۴ ب.ظ ۱۲

عای حکمت ترکیه

انجمن محصلین هزاره در ترکیه( شعبه استانبول) نسبت به رسالت فرهنگی و علمی خویش دیروز یکشنبه ۱۳ می ۲۰۱۲ نشست علمی تحت عنوان ” آسیب شناسی جامعه هزاره و راهکارهای برون رفت”  در شهر استانبول- ترکیه با حضور جمعی از روشن اندیشان، روشنفکران ترک و افغانی، نماینده های مردم در مجلس نمایندگان افغانستان، استادان دانشگاه های ترکیه، دانشجویان و مهاجرین افغانی مقیم ترکیه  با تاکید بر کشتار سیستماتیک هزاره ها در کویته پاکستان، برگزار نمود.

کشتار و سرکوب هزاره ها تنها در شهر کویته پاکستان صورت نمی گیرد بلکه در افغانستان هم این تراژیدی سرخ خون و خیانت ادامه دارد. کوچی های به بهانه های مختلف در فصل های بهار و تابستان بر مناطق هزاره جات حملات خویش را شدت بخشیده و با اسلحه های سبک و سنگین بجان مردم بیدفاع هزاره می افتند. نظر به بعضی از  گزارش های مختلف امسال حملات کوچی ها در همدستی با حکومت افغانستان و طالبان شدت خواهد گرفت و تلاش وسیعی برای بیرون راندن مردم هزاره از مناطق مسکونی شان صورت خواهد گرفت. با اینکه همه شاهد جنایات بی رحمانه و وحشیانه کوچی ها و تبعیض سیستماتیک در چند سال گذشته بوده ایم و می دانیم که این جنایات بیش از یکصد سال است که همراه با نسل کشی ادامه دارد. جنایات سیستماتیک علیه مردم هزاره در پاکستان و افغانستان ارتباط مستقیم با یکدیگر داشته و نشان می دهد که جنایتکاران بصورت هماهنگ با گروه های بنیادگرا و تروریست در منطقه در ارتباط می باشند.

هزاره ها که در طول تاریخ این مصیبت ها را متحمل گردیده است و از شدت این مصیبت ها بدامان کوهای سربه فلک کشیده سرد و سخت هزاره جات پناه گرفته تا شاید بدین طریق از جور ستم های بی امان دودمان عبدالرحمن مسئون بماند. اما غافل از اینکه دورادور این مناطق کوهستانی هزاره جات را مناطق پشتونی با مردمان سنگدل فرا گرفته است. هر وقت خواسته باشند تحریم اقتصادی کرده و راههای تجارتی و مسافرتی این مرز بوم را می بندند. چنانکه هزاره این چنین تحریم ها را در دوران عبدالرحمن و رژیم طالبان تجربه کردند.

تعدادی از قبایل هزاره ها که از شدت جور و ستم دودمان عبدالرحمن به کشورهای همسایه پاکستان(شهر کویته) و ایران (هزاره های خاوری خراسان) پناه گرفتند و هنوز جای پای خویش را باز نکردند که دوباره با آماج حملات کورکورانه دشمنان بشریت قرار گرفتند. اینبار نه تنها در افغانستان بلکه در شهر کویته پاکستان نیز آرام نمانند.

با اوج گرفتن کشتار سیستماتیک و زنجیره ای مردم هزاره در شهر کویته پاکستان به هدف نسل کشی و پاکسازی قومی نشان می دهد که دولت پاکستان و هم چنان مسؤلان و فعالان حقوق بشر و کسانی که از دموکراسی، آزادی های مدنی و عدالت خواهی حمایت می کنند در سطوح مختلف ملت ها، ملیت ها و در سطح بین المللی فقط جنبه ی شعاری و تبلیغاتی داشته است و هیچ اقدامی عملی و مؤثری در دست کار نمی گیرند. این ها اگر چشم دید ها و شنیده های خود را از کشتار وحشیانه مردم هزاره نادیده و ناشنیده می گیرند به این معنا است که یا حمایت مستقیم از تروریستان وحشی می کنند و یا هم غیر مستقیم با سکوت شان بر وحشت و ترور و کشتار مهر تأیید می زنند.

هزاره ها به عنوان اقلیتی قومی، عمدتا در افغانستان، پاکستان و ایران (بیشتر به شکل مهاجر) زندگی می کنند. درهمه این سه کشور، هزاره ها با دشواری های زیادی از قبیل کشتار سیستماتیک، تبعیض گسترده و بیجاسازی های اجباری در افغانستان و پاکستان، نقض حقوق مهاجرت و تحقیر و توهین و اعمال فشار در ایران روبرو شده و دوره های سختی را سپری کرده اند. در افغانستان، هزاره ها سومین بزرگترین گروه قومی به شمار می آیند در پاکستان،‌ جمعیت هزاره ها بیش از پنجصد هزار نفر اند که عمدتا در شهر کویته زندگی می کنند. آنها در بخش های پولیس، ادارات دولتی، بخش های آموزشی، دانش اطلاعات معلوماتی، ورزش و نیروی کار سهم به سزایی داشته و خدمات چشمگیری را عرضه کرده اند اما امروز قربانی وحشی گری و خشونت های تروریستی فرقه گرایان افراطی می شوند.

در نشست دیروز که دو بخش داشت بزرگان هزاره از کشورهای مخلتف گرده هم آمده بودند تا تجربه های خویش را باهم شریک کنند و راه حلی برای این معضل بزرگ بیابند. همزمان صدها نفر در اطراف دنیا از پخش مستقیم برنامه سود می بردند.

این برنامه از ساعت ۱ تا ساعت ۶ بعدا از ضهر ادامه داشت. درقسمت اول برنامه  بعد از خوش آمدگویی از طرف انجمن دانشجویان به حاظرین، عبدالخالق هزاره (رئیس حزب هزاره دموکراتیک) روی موضوع تاثیر حزب هزاره دموکراتیک پارتی در کنترل اوضاع و واکنش دولت پاکستان به مسئله هزاره ها صحبت های خویش را ارائه داشت که با تشویق پرشور مردم  همراهی گردید.

در بخش دیگر برنامه محمد اسحق فیاض، نویسنده، خبرنگار و تحلیل گر روی موضوع تاریخ هزاره ها و روابط هزاره ها با سایر اقوام در پاکستان سخنانی را ایراد کردند.

در قسمت دیگر این محفل حیدر محقق

1,768بازدید

۱۲ دیدگاه »

  1. حامد ثور ۲۵, ۱۳۹۱ در ۵:۴۳ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۵ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۷:۴۳

    دوست عزیزی که گذارش این سمیناری خوب و شایسته را در این وبلاک گذارش کردید زیره به کرمان آوردید. ما هروقت به این وبلاک آمدیم دیدیم که گرد و خاک بلند است و چند نفری سر لحاف ملا به سر و روی همدیگر چنگ میکشند. کامنت ها را نگاه کنید، تعداد شان به هشتاد و نود کامنت میرسند و همگی فحاشی و تهمت و دریوزگی و جناب وبلاگ گردان هم باد در غبغب کرده که این آزادی بیان است! وه که چه جنگل آزاد و مرتع دلپذیری! عزت زیاد

  2. کاظمی ثور ۲۵, ۱۳۹۱ در ۸:۵۶ ب.ظ -

    دوشنبه ۲۵ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۲۰:۵۶

    با تشکر از پیامرسانی جناب آقای حکمت

  3. احمد ثور ۲۶, ۱۳۹۱ در ۴:۲۴ ق.ظ -

    سه شنبه ۲۶ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۴:۲۴

    تشکر اقای حکمت از مقاله زیبای تان و سپاس از محصلین هزاره که این زمینه را برای اندیشمندان مصرعه ساختند.

  4. مسافر ثور ۲۶, ۱۳۹۱ در ۵:۴۵ ق.ظ -

    سه شنبه ۲۶ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۵:۴۵

    اقای حکمت جور باشید مگر در اینسایت خیلی ادم ها در کمین نیشسته که تا با حرف
    های زهر الود خود بیگوید که این کم پاین نصری هاه است

  5. میراحمد لومانی ثور ۲۶, ۱۳۹۱ در ۲:۰۳ ب.ظ -

    سه شنبه ۲۶ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۴:۳

    جناب مسافر ، حامد جان و دیگر باز دید کننده گان عزیز این سایت را سلام و ارادت تقدیم میدارم!
    برادران! من صادقانه از شما عزیزان میپرسم: ما از چه در هراس هستیم؛ از گفتگو ودیالوگ؟! جامعه که تا دیروز بر اساس عصبیت های پوچ، بی حاصل، در بستر از احساسات و شعار های مطلق، در مقابل همدیگر جنگیدند و فاجعه ها آفریدند؛ آیا قابل نقد و بر سی نیست؟! رهبریت و شخصیت های تاثیر گذار یک مقطع از تاریخ فوق العاده حساس آیا قابل تحلیل،برسی و پرسش نه میباشند…!؟ در آن گیرو دار ببر و ببند و بکش های دیروز، و بعد هم سازش های گوناگون و سرمایه اندوزی های امروز سهم من چیست؛ و جایگاه من به عنوان یک انسان صاحب اندیشه در کجا قرار دارد؟! تعدادی فکر مینمایند « و متیقین هستند» که ما گوسفندیم!! و هی کوشش دارند تا در آغل های از پیش تعیین شده یی که برای مان ساخته اند؛ ما را برانند! هرگاه نیاز بود ما را به مسلخ بکشانند و هرگاهی هم نیاز بود در بازار به حراج مان بگیرند! و ما!!! از این مرحله باید عبور بنماییم! باید این نسل <نه> بزرگی را در قبال استبداد، در قبال خیانت، و سرنوشت گوسفند گونگی های خویش به فریاد بگیرند؛ و این کار ممکن نه خواهد بود، مگر با گفتگو ها و دیالوگ!! برادرآن! این نسل و این جامعه از میان خون و استبداد شته زده اندو عبور نموده اند! زخمی اند و هزاران زخم های گوناگون بر پیکر دارند! لذا امروز که به برکت دموکراسی و تکنالوژی زمینه گفتگو و «فریاد» فراهم گردیده است؛ این ودیعه را غنیمت شمرده و پاس بداریم؛ اگر در عمل و گفتار صادقت بوده، و وجدان را به فراموشی نگرفته ایم….!!

  6. توسط:حاجئ مسافر از سعودئ ثور ۲۶, ۱۳۹۱ در ۲:۵۳ ب.ظ -

    سه شنبه ۲۶ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۴:۵۳

    علئ سلام باتشکر ازانجمن دانشجویان هزاره بابرگزارئ نشست اگر امکان باشد ودیو آن در وبسایت بگزارید ازقبل ممنون شما عزیز

  7. حامد ثور ۲۷, ۱۳۹۱ در ۷:۱۰ ق.ظ -

    چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۷:۱۰

    جناب لومانی
    کامنت های را که ما تاحال دیدیم هیچکدام نقد نبوده و هرگز تلاش نشده که نقاط مثبت و منفی گذشته را برجسته کرده، برنقاط مثبت مکث شده و برای نقاط منفی بیطرفانه راه حل روشن و عملی ترسیم و یا حداقل پیشنهاد شود بلکه در عمل همان درگیری طرفداران و مخالفین احزاب منحله هستند که باهم در جنگ اند، باهمان عینک های حزبی و جزمگرایی که در گذشته داشته اند. متاسفانه کسانی هم که بیرون از اینجرگه از راه میرسند خود را به گرد وخاک زده و سینه چاک تر از دیگران نعره زده و هی هی میکنند. عینک ما متاسفانه همواره سیاه و سفید دیده، افراد از دید ما یا خیر مطلقند که باید محاسن دیگران را به پای آنها نوشت و یا شر مطلق که باید خرابکاری و معایب دیگران را از آنها بازخواست کرد. باور بفرمایید ما بااین کمیت های چوبین ره بجایی نمی بریم جز اینکه فضا را آلوده تر و همراهان و همسفران خود را بیشتر از هم آزرده و فاصله ها را بیشتر کنیم. فکر می کنم خارج از جاغوری مردم جریانات گذشته را پشت سر گذشته و کم کم وارد فضای جدیدی شده اند ولی جاغوری (چه در جاغوری چه در بیرون از جاغوری) هنوز سینه چاک یا استخوان های پوسیده ای باکول های شان را میجوند و خود شان را به آته و… منسوب می کنند و یا گند احزاب منحله را به رخ آفتاب میکشند و باآنها مشغولند. باور کنید که مردم ما در طول سه دهه گذشته راه بسیار طولانی را پیموده اند، و بسیار هوشیار و عاقلند و بموقع کارهای را می کنند که من و توی که پسمانده ای گفته های غربی ها و یا بلوک گذشته شرق را بلغور می کنیم از توان درک و تحلیل آن عاجزیم و شاید جز نق زدن هیچ سهمی در پیمایش راه آنها نداشتیم.
    جناب لومانی دوستان عزیز: بیاییم عالمانه به پدیده ها نگاه کنیم. یک عالم بدون قضاوت و پیشداوری روی پدیده ها تحقیق می کند و نتیجه ای عاقلانه و منطقی را میگیرد که همگان از آن سود می برند. باور کنید از فحش دادن به مزاری، محقق، اکبری و… راه بجایی نخواهیم برد. هریک از آنها محصول چندین دهه تلاش مردم ما برای فرار از بردگی و جوالیگری بوده. در اینکه هریک اشتباهاتی داشته شکی نیست ولی باید هرکدام را درشرایط زمانی و مکانی خودش بررسی کنیم و اونوقت ایستادگی، مقاومت و… شان را برجسته و برای اشتباهات شان منصفانه پیشنهاد منطقی ارائه کنیم و یا در کنار شان ضعف ها را جبران کنیم. تشکر از توجه تان

  8. مسافر ثور ۲۷, ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۶ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۲:۴۶

    این ل و…. هزاره نیست بجای جینجال بین مردم صدای مظلوم هزاره پاکستان را در جای که زندگی میکنید به گوشی جهانیان بیرسانید این خودش خدمت در قوم است

  9. میراحمد لومانی ثور ۲۷, ۱۳۹۱ در ۶:۰۲ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۸:۲

    جناب حامد و دیگر بازدید کننده گان عزیز را سلام مجدد!
    حامد عزیز! هیتلر، موسیلینی ، گاندی، ماندیلا و ملا عمر ها و…. هریک محصول از تاریخ و زمان خویش بوده، و هریک در مقاطع مختلف از تاریخ، و تحت قواعد و تعاملات مختص اجتماعی زمان خاصی ظهور نموده، و هر یک میلیون ها انسان را در محوریت شخصیت کاریزماتیک ی خود مجذوب خویش نموده و تاثیر گذار« به گونه مثبت و یا منفی» در پروسه تاریخ ملت ها به عمل پرداخته اند!
    و اما، توده ها؟!- چه بسا در گردونه هیاهو تاریخ ره گم نموده، و همچون لکوموتیو قهار و افسار گسیخته، خود ماشین ایجاد فاجعه ها گردیده اند..! و این روشنفکر و چشمهای ژرف نگر وی بوده است که در این گرو دار مرگ و زنده گی، تعالی را از خفت؛ و حق را از باطل به تشخیص گرفته اند و همچون نا قوس بیدار باش در چار سو تاریخ قامت راست نموده و صدای زنگ هشدار و بیدار باش را به فریاد گرفته اند و چراغی بوده اند فراز راه تاریخ و جوامع بشری..!
    اگر روشنفکر و مسئولیت ها، سوختن و بر افروختن های وی نه میبود، جهان امروزی، همچون افغانستان من و تو در دامانش همچنان ملا عمر ها به پرورش گرفته و در عصبیت های پوچ و بی حاصل، رو به قهقرا و سقوط میگذاشت!!

  10. میراحمد لومانی ثور ۲۷, ۱۳۹۱ در ۶:۰۴ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۸:۴

    جناب حامد! ما نیز زاییده و محصول عصر زمان خویش هستیم! قرن ما، قرن بیست و یک میباشد؛ قرن تمدن، تکنولوژی و… شما برای لحظه یی هم که شده تصور بنماید؛ مثلا جامعه جاپان در دامانش ملا عمر های از گونه هزاره و یا اوغان کشور من و ترا به تبارز بگیرند؟! آیا اون اعتبار و حیثیت را که جاپان ی ها در ادوار تاریخ به دست آورده اند،همه یک شبه دود شده و به هوا نه خواهد رفت؟؟! لذا من بعضی از برچسب ها را برایم توهین میدانم> برای خودم و برای ملیت و مردمم!!! این قبای مضحک را زیب قامت جامعه و مردم مان نه میدانم. حال قرن بیست و یک هست. قرن تمدن و دموکراسی! و من نمیتوانم خودم را در زیر ریش مثلا فلان « بابا» که دست هایش تا کتف بر خون ستمدیده ترین انسان های نسل و تبار من آغشته است؛ چهره پنهان نموده، و جهانیان مرا از ورا ی این« ماسک » بشناسند!

    من این زمین را به شخم خواهد گرفت! آنقدر شخم خواهد زد، تا دانه یی جوانه بزند! دانه یی محصول این عصر و این زمان! عصر تمدن و تکنالوژی!! شخصیت برازنده ما و مردم ما! و چقدر خوب خواهد اگر این دانه از کوه پایه های مرد خیز جا غوری قامت راست بنماید…!!
    ما اگر از مرحله شعار ها و هیاهو بگذریم؛ عمل کرد شخصیت های مورد بحث مان را بر اساس باز تاب و پیامد های کنش آنان زیر زره بین نقد و برسی قرار بدهیم، بدون شک دستان مان خالی است! نه تنها دستان مان خالی است، بلکه حفره یی تعفن زا یی همانند یک غول در مقابل مان دهن باز مینماید! که؛ گفتن از آن، نه کار بیهوده و ابلهانه ایست، بلکه زمینه هوشیاری و بیداری مان برای گریز از چنین پیامد ها در فردا و فردا ها ی تاریخ مان میباشد!
    جناب حامد شما از یک رشد و آگاهی اعجاز بر انگیز در دیگر مناطق هزاره ستان سخن رانده و جا غوری و جا غوری یک را به عقب مانده های ذهنی و تاریخی متهم نموده اید؟!
    جان برادر فقط همین قدر باید به عرض برسانم که، در تمام مناطق هزارستان تنها این جا غوری است که، عملا در بازار های حراج و معاملات سیاسی رهبران نا خاسته، همچون مهره های شطرنج عمل نه میکنند! نمونه بارز ان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری خیلی خوب به تبارز نشست!! جا غوری قابلیت رشد خیلی خوبی را دارا میباشد. من این را میبینم و جا غوری یک در این راستا همت و مساعی خویش را بکار خواهد برد: همتم بدرقه ره کن ای طایر قدس…..!

  11. حامد ثور ۲۷, ۱۳۹۱ در ۷:۲۰ ب.ظ -

    چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت۱۳۹۱ ساعت: ۱۹:۲۰

    جناب لومانی
    همت طایر قدسی همراه تان و اینقدر از برج عاج روشنفکری تان شعار بدهید تایک نفر را از تیرکش ملامت تان در امان نگذارید. جان برادر ما را یارای کش دادن این داستان بی حاصل نیست برای اینکه برلب گود نشسته ایم و برکشتی گیران میدان می تازیم. نه هرکه کلاه کچ نهاد قلندری داند

  12. بینا حوت ۲۵, ۱۳۹۳ در ۶:۲۱ ب.ظ -

    با عرض سلام مشکل هزاره ها علاوه بر جور ستم هم میهنان مان (تاجیک و پشتو )رفتار مردممان نیز هست مردمی که تا وقتی چیزی ندارند مورد ازار اذیت دیگرانند و از ستم انان می نالند اما همین که به چیزی برسند با کوچک ترین حرف مهربانانه این ظالمان خام می شوند و حاضر برای هر فداکاری برای کسانی که تا دیروز از ستم شان می نالیدند این چیزی جز ضعف شخصیت و محتاج بودن به تحصین و ستایش و پاچه خواری دیگران نیست ما مردمی هستیم که حاضریم تمام خویشان خود را برای شنیدن یک سخن مهربانانه از یک ستم کار بفروشیم مخصوصا هزاره های ساکن کشور های غربی واقعا چنین شخصیتی پیدا کرده اند ما مردمی هستیم که هنوز یاد نگرفتیم که هر چه اطرافیانمان قوی تر و اگاه تر باشند ما نیز قوی تر خواهیم و باید اول اطرافیان خود را ازمین بلند کنیم چون چه بخواهیم و چه نخواهیم همیشه در مشکلات گذرمان به هم می افتد نه به کسی تا دیروز دشمن خونیت بود و امروز مهربانانه ترین حرف ها از دهانش بیرون می اید خواهش می کنم اگر می خواهید به کسی کمکی کنید از خودتان بپرسید برای چه؟برای انکه همیشه از طرف او انقدر تحقیر شده ام که همیشه محتاج یک ستایش دروغین او بوده ام!ا