نقش شبکه موازی و به اصطلاح قشر روشن جامعه در سوق دادن کشور به بحران

عزیزالله جاغوری ۱۲:۵۰ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
نقش شبکه موازی و به اصطلاح قشر روشن جامعه در سوق دادن کشور به بحران

4بسمه تعالی  

سلام دوستان

به گفته اقای مشعل خبر نگار افغان که سیاست های داخلی دو دوره ریاست جمهوری اقای کرزی را به تحقیق و تحلیل گرفته ونکته های بسیار ظریف از سیاست داخلی ایشان کشف ونمایان ساخته است .

اومی گوید : یکی از نکته ها , بی اعتمادی اقای کرزی نسبت کادر دولتی شان است . همه ناکارامدی وبی لیاقتی و … این مرد ۶۰ ساله ازهمین جا شروع می شود .

اوبه جایی اینکه اقدام به کادری یک دولتی مقتدر نماید یک شبکه موازی در داخل دولت راه اندازی نموده جریان امور را به دلخواه خود شان از طریق همین شبکه موازی پیگیری می نمایند .

ایشان ضمن پرداخت هزینه سنگین برای تامین شبکه موازی, این شبکه را تنها راه ممکین برای تفکر فاشیستی خود دانسته ودر موقع لزوم ازآن استفاده می نموده است .

ظاهرا این شبکه ارکی برای تدام بقای خود در قالب یک دولت جدید به کمک ارک وکمیسون مستقل انتخابات و کمیسون سمع شکایات شتافته وظیفه مهم مهندسی کردن انتخابات ۹۳ را به عهده گرفته است .

با این حال ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد .

۱ – دراین که انتخابات مهندسی شده  تقلب بسیار ناشیانه احمقانه صورت گرفته فکر کنم هیچ فردی حتی خود تیم احمد زای با تاسی از کرزی رد نمی کند اگر بحث هم است روی مقدار تقلب است .  که طرفداران عبدالله خواستار بررسی ۱۱هزار صندوق اراء می باشد . که بیشتر از ۴۰۰۰ هزار صندوق را موهومی دانسته عملا چنین چیزی نبوده است این صندوق ها بجای رای دهندگان خود مثلث شوم تربیت پر کردن آن را داده وزحمت رای دهندگان کم کرده است .

۲ – در این گیردار بازنده اصلی مردم است همان مردم که انگشت های شان در راستای همین رای قطع شد .مردم که نه از دلارهای شبکه موازی کرزی خبر دارد ونه از دلار های کشورهای بیگانه – بقول اقای وحید مژده – مطلع هستند که در راستای اوردن یک زای دیگر برنامه ریزی شده است .

۳ – من درعجبم ودر شگفتم  ازدست موجود دوپایی بنام انسان که امروز کشور را به بحران مواجه ساخته وممکین است انسان های زیاد رابه کشتن بدهند . ایا باگذشتن از روی جسد های پاره پاره وگرفتن لقمه نان چه لذتی خواهند داشت ؟!!!

تا اینکه مطلبی را از اقای عبدالله بیدار در همین سایت جاغوری یک خواندم :

اقای بیدار می نویسد :  دربخشی از باغ وحش نیو یورک، تابلوی جالبی زده اند و درآن نوشته اند

که آیا مایلید خطرناکترین جانور روی زمین را بیبینید؟

این تابلوی وسوسه برانگیز، هر بازدید کننده ی را تحریک می کند که باید برود بیبیند این چه حیوانی است که از شیرو پلنگ و اژدها ونهنگ و… خطرناکتراست؟! وقتی فلش راهنما را دنبال می کند سرانجام می رسد به یک آیینه ی بزرگِ قد نما که فقط قیافه و هیکل خودش را تمام و کمال نشان می دهد!

تازه متوجه می شود که خودش را که دست کم گرفته بود چه هیولای خطرناکی است!! واین حیوان دوپای سخنگو (انسان) خطرناکترین حیوان روی کره ی زمین است که اگر غریزه ی خشم وغضب خودرا مهارنکند و خوی درندگی و بی رحمی را به نمایش بگذارد تمام حیوانات درنده وچرنده وخزنده و… را که ادعای خطر آفرینی دارند سرجایش نشانده شرمنده ی خودش خواهد کرد! و …

براستی این موجود دو پا این قدر ضعیف است تا این حد می تواند پست شود – که حتی دربعض موارد آنهم قشر به اصطلاح روشن جامعه – با وجود چنین خیانت بزرگی – که تباعات نابخشودنی برای ملت مظلوم بخصوص مردم ستمدیده کشور دارد – سینه را سپر کرده در مقابل چنین حادثه شرم اور بدفاع می پردارند؟!!!

به یاد سخن سعدی شرین بیان افتادیم چه زیبا گفته است :

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد
که همین سخن بگوید به زبان آدمیت
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی
که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت
اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

http://jaghori1.com/?p=1155

1,080بازدید

کامنت بسته شده است.