نمی‌خواهم، بهانه‌ای برای حذف دیگران باشم

مدبریت ۸:۰۸ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
نمی‌خواهم، بهانه‌ای برای حذف دیگران باشم

یاد اوری :

چندی پیش خبر مشاورمعاونت ریاست جمهوری ، دوست عزیزم جناب اقای جوادی را،  توسط یک از دوستانم شنیدم .  این خبر من را هم خوشحال کرد وهم متعجب .

خوشحال از این که به هر صورت ایشان به کادر مهم ترین شخص مملکت  دسترسی پیدا کرده اند  شاید این بار با مشاوران مثل آقای جوادی ، آقای دانش بتواند در میان کارزار سیاست موثر واقع شود .

تعجب از اینکه : من هم آقای دانش از نزدیک می شناسم  وهم اقای جوادی را ، جمع کردن افراد موثر با افراد امتحان داده شاید یکی از معجزات دولت وحدت ملی باشد . وگرنه  از همان دوران من این روز را پیش بینی می کردم  که کی شود کوزه ای صبر آقای جوادی در مقابل مسامحه هایی اقای دانش لبریز شود .  آن وقت همین عنان را به لقایش بخشیده یک نفس راحت بکشد . دیری نپاید که چنین شد .

صرف نظر از این که واقعییت های دنیایی سیاست بسیار پیچیده تر ازان است که حدس زده شود.  ولی جملات وتعابیر که در این استعفاء نامه بکار برده شده تا حدود نیت های افراد را برملا می سازد . مثلا می نویسد :

دولت‌ به ‌هیچ‌‌ وجه بنگاه اشتغال‌زایی نیست. جا‌به‌جایی افراد در دولت، حتا اگر به‌صورت حداکثری صورت گیرد، بازهم نمی‌تواند مشکل بیکاری در جامعه را حل کند. به جای این رویکرد، باید جابه‌جایی نیروها معطوف به حکومت‌داری مؤثر و مشارکت جدی در ساختار و مناسبات قدرت صورت گیرد. از این‌رو، اگر قرار است مشارکت واقعی صورت ‌گیرد، باید در جابه‌جایی‌ها، در هر‌سطحی باشد، به‌خصوص سطوح بالای مدیریت دولتی فرصت در اختیار نیروهای تحصیل‌کرده، متخصص و متعهد قرار داده شود.

 یا می نویسد :

رویکرد سهمیه‌بندی نسبت به سیاست و حکومت، چه در سطح کلان و چه در سطح خرد، براساس هر‌متغیری از قبیلِ قوم، مذهب، منطقه یا سایر گروه‌بندی‌های هویتی و اجتماعی که باشد، اشتباه است. این، اصلی است که بارها در جریان کمپاین و پس از آن مورد بحث قرارگرفت و روی آن توافق نظر داشتیم. از این لحاظ، در این مورد خاص حضور من به ‌عنوان مشاور در صدارت، به نمایندگی از هیچ گروه و دسته‌ای از قبیلِ دانشگاه کاتب، ولایت غزنی یا روزنامة جامعة باز نبود. هم در دانشگاه کاتب، هم در ولایت غزنی و هم در روزنامة جامعة باز، عزیزان و نخبگان از ما بهتران زیادی‌ هستند که نباید یک پست تشریفاتی ‌مانند مشاور‌ت، بهانه و مستمسکی برای کنارگذاشتن آن‌ها شود. اصولاً تبدیل‌کردن یک فرصت کاری در حکومت به یک‌امتیاز گروهی و از این طریق برای هرگروهی حق‌السکوت در نظر گرفتن، در تضاد با حکومت‌داری به مفهوم دقیق آن است. مواجهة صدارت با حکومت، باید مواجهة دلسوزانه و معطوف به مؤثریت حکومت‌داری باشد، در غیر آن‌، روحیه و علایق ملی ما شدیداً زیر سوال می‌رود.

 به چنین عزیزان باید افتخار کرد که مقام برای شان هدف نیست وسیله است تازه اگر به مقام برسد آن وقت برای رسیدن به  هدف در آغاز راه است . گر چند  در اشفته بازار سیاست این کشور … (اگر مقام می خواهی ساکت باش ) ریسک خطرناکی است  ولی افرادی مثل جوادی یقینا تن به چنین کاری نخواهند  داد . این شما این هم استعفا نامه ایشان از مشاورت .

مدیریت جاغوری یک : عزیزالله رحیمی

نمی‌خواهم، بهانه‌ای برای حذف دیگران باشمM_Aslam-Jawadi

مقام معاونت محترم ریاست‌جمهوری اسلامی افغانستان، جناب استاد سرور دانش سلام علیکم!

با توجه به نکات زیر، خواهشمندم‌ این‌جانب محمداسلم جوادی را، از ادامة همکاری به ‌عنوان مشاور آن مقام محترم، معذور دارید :

۱-    تاکنون سنت سیاسی رهبران و نخبگان سیاسی در جامعة ما، متأسفانه، بر استفادة ابزاری از نخبگان استقرار یافته است. افرادی که در برابر این وضعیت قرار گرفته‌اند، اغلب یا به‌کلی از روند متعارف سیاست‌ورزی حذف شده‌اند یا در بهترین حالت، در حاشیة مناسبات قرار گرفته‌اند. حاصل این وضعیت، فرهنگ نخبه‌کشی، دورماندن از مناسبات اصلی قدرت و در نهایت، استیصال و آشفتگی اجتماعی بوده است. با حضور حضرت‌عالی در ساختار قدرت به عنوان یک فرد تحصیل‌کرده و آگاه از وضعیت فرهنگی و اجتماعی، انتظار آن بود که این سنت خاتمه یابد و نحوة مواجهه با افراد تحصیل‌کرده و نخبگان فرهنگی و علمی در راستای مشارکت در ساختار اصلی قدرت تغییر کند و دادوستد پویا و سالم میان رهبران سیاسی و افراد تحصیل‌کرده برقرار شود. همکاری من و شما از همان آغاز که در دفتر روزنامه جامعة باز تشریف آوردید، سپس در جلسات صحبگاهی دور اول کمپاین در دفتر کنار فاینست برگزار می‌شد، نیز مشروط به همین شرط اساسی بود. صورت جلسات و یادداشت‌های نشست‌های صبح‌گاهی اگر بازخوانی شود، به‌خوبی این نکات به‌صورت واضح در آن ثبت شده است. این موضوع، بعد از آن، به‌خصوص‌ پس از پیروزی تیم تحول و تداوم در انتخابات، بارها در جلسات متعدد و در مکان‌هایی مختلف از دفتر حضرت‌عالی گرفته تا منزل دوستان مورد تأکید قرار گرفت. با این وصف، اما اکنون رفته‌رفته نشانه‌های هرچند اندکی از آن تعهدات به چشم نمی‌آید. به نظر می‌رسد، ‌محذوریت‌ها و محدودیت‌ها و مهم‌تر از همه، ملاحظات حضرت‌عالی، چه در درون دولت و چه در بیرون دولت، به‌حدی است که انتظار تغییر وضعیت، بی‌هوده است. در چنین شرایطی، بهتر آن است که فرصت موجود در اختیار فردی که سازگاری بیشتر با رویکرد حضرت‌ عالی دارد، قرار داده شود.

۲-    رویکرد سهمیه‌بندی نسبت به سیاست و حکومت، چه در سطح کلان و چه در سطح خرد، براساس هر‌متغیری از قبیلِ قوم، مذهب، منطقه یا سایر گروه‌بندی‌های هویتی و اجتماعی که باشد، اشتباه است. این، اصلی است که بارها در جریان کمپاین و پس از آن مورد بحث قرارگرفت و روی آن توافق نظر داشتیم. از این لحاظ، در این مورد خاص حضور من به ‌عنوان مشاور در صدارت، به نمایندگی از هیچ گروه و دسته‌ای از قبیلِ دانشگاه کاتب، ولایت غزنی یا روزنامة جامعة باز نبود. هم در دانشگاه کاتب، هم در ولایت غزنی و هم در روزنامة جامعة باز، عزیزان و نخبگان از ما بهتران زیادی‌ هستند که نباید یک پست تشریفاتی ‌مانند مشاور‌ت، بهانه و مستمسکی برای کنارگذاشتن آن‌ها شود. اصولاً تبدیل‌کردن یک فرصت کاری در حکومت به یک‌امتیاز گروهی و از این طریق برای هرگروهی حق‌السکوت در نظر گرفتن، در تضاد با حکومت‌داری به مفهوم دقیق آن است. مواجهة صدارت با حکومت، باید مواجهة دلسوزانه و معطوف به مؤثریت حکومت‌داری باشد، در غیر آن‌، روحیه و علایق ملی ما شدیداً زیر سوال می‌رود. با این‌حال، این نکته بارها از سوی حضرت‌ عالی در حضور گروه‌های مختلف مردمی و دانشگاهی، به بهانه‌های گوناگون گوشزد شده است. بنابراین، تا جایی که به من مربوط می‌شود، ترجیح می‌دهم که بیش از این بهانه‌ای برای کنار‌گذاشته‌شدن نیروها و چهره‌های مؤثر در حکومت، به‌خصوص در شرایط حساس کنونی، نباشم.

 ۳-    حضرت‌ عالی به‌خوبی آگاهید که من هرگز میلی برای مشاورشدن نداشتم. با اصرار حضرت ‌عالی قرار شد که همکاری در قالب یک تیم همگن، مؤثر، با صلاحیت‌های عملی واضح و با اراده‌ای معطوف به عمل صورت گیرد. حضور ما در قدرت نباید سمبولیک و تشریفاتی، که معطوف به حکومت‌داری و مشارکت در قدرت باشد. اما این ملاحظه، پس از آغاز کار، به‌کلی کنار گذاشته شد، و به‌رغم زمینه‌های مؤثر کاری، مشورت‌ها به امور تشریفاتی، موردی و غیرمؤثر ‌فروکاسته شد و به جای آن، ملاحظات متعدد دیگری به میان آمد. از دید من، که با آرزوی مشارکتی مؤثر در قدرت با بقیة افراد جامعه، به‌خصوص تحصیل‌کردگان و نخبگان علمی شریکم، کار در نبود یک تیم همگن و زمینه‌های کاری مؤثر، بی‌حاصل است.

 ۴-    دولت‌ به ‌هیچ‌‌وجه بنگاه اشتغال‌زایی نیست. جا‌به‌جایی افراد در دولت، حتا اگر به‌صورت حداکثری صورت گیرد، بازهم نمی‌تواند مشکل بیکاری در جامعه را حل کند. به جای این رویکرد، باید جابه‌جایی نیروها معطوف به حکومت‌داری مؤثر و مشارکت جدی در ساختار و مناسبات قدرت صورت گیرد. از این‌رو، اگر قرار است مشارکت واقعی صورت ‌گیرد، باید در جابه‌جایی‌ها، در هر‌سطحی باشد، به‌خصوص سطوح بالای مدیریت دولتی فرصت در اختیار نیروهای تحصیل‌کرده، متخصص و متعهد قرار داده شود. در شرایطی که افرادی ‌مانند داکتر عنایت‌الله قاسمی، برنا کریمی، استاد محمدجواد سلطانی، داکتر تیمور شاران، داکتر علی ارزگانی، انجنیر بلیغ، داکتر زهرا لطفی، استاد کریم سروش، داکتر علیرضا محسنی، داکتر صادق باقری، استاد عزیز رویش، داکتر عارف سحر، داکتر صادق دهقان، داکتر جواد صالحی، انجنیر علی‌احمد ابراهیمی، سالم حسنی، استاد امیر نوری، داکتر ابراهیم جعفری، داکتر علی میرزایی، داکتر شفق خواتی و ده‌ها نخبة علمی دیگری در جامعه حضور داشته باشند، دلیلی وجود ندارد که برای کابینه یا سطوح دیگر فرصت‌های دولتی، صرفاً افرادی معرفی شوند که ‌جز پشتوانة حزبی یا احیاناً منطقه‌ای، هیچ مزیت دیگری برای آن‌ها نمی‌توان بر‌شمرد. فهرست نخبگان علمی و کادری متناسب با تخصص و فرصت‌های کاری، هم برای نهاد ریاست‌جمهوری، به شمول ادارة امور، هم سایر بخش‌های دولتی، قبلاً در اختیار شما قرار داده شده است و اگر لازم باشد، می‌شود آن را در اختیار افکار عمومی قرار داد. کنار‌گذاشتن این نیروها و روی‌آوردن به نیروهای صرفاً حزبی، تجربه‌ای ناکام سیاست‌ورزی را مکرر می‌کند و به تشدید محرومیت و سرخوردگی اجتماعی می‌انجامد. چنانچه تاکنون نیز فرصت‌های زیادی، نه به خاطر کمبود نیرو، که به خاطر نبود حمایت سیاسی به دلیل تعلقیت‌های حزبی، از دست رفته است. کار در نبود نیروهای مؤثر و کارآمد در دولت، از آدرس معین، حاصلی جز سهم‌گرفتن در ناکامی ندارد. مایل نیستم در این افتخار سهیم شوم و تا این جای کار هم ملامتی زیاد شنیده‌ام.

 ۵-    قطع همکاری با صدارت، به معنای از‌دست‌دادن انگیزه‌ام برای مشارکت در حکومت به‌ عنوان یک‌شهروند نیست. به عنوان باشندة این آب‌و‌خاک، جدا از فعالیت و حضوری که در کمپاین داشتم، حق شهروندی خود می‌دانم که در گوشه‌ای از این ملک به‌تناسب توانایی‌ها و فرصت‌های خودم، نقش ایفا کنم. اما امیدوارم این اقدام، بخشی از فشارهای گوناگونی را که مدام از آن سخن می‌گفتید، حداقل از دوش حضرت‌ عالی کم کند و در ادامة کار، با توزیع این امتیاز در میان اطرافیان، روزهای کم‌دردسرتری را پشت سر بگذارید.

 برای شما سلامت‌ و موفقیت آرزو می‌کنم.

با احترام : محمداسلم جوادی

سه‌شنبه ۱۷ قوس  روزنامه جامعه باز

1,520بازدید

کامنت بسته شده است.