نویسنده یا جارچی !

عزیزالله جاغوری ۹:۱۷ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
نویسنده یا جارچی !

نویسنده یا جارچی !Screenshot_۲۰۲۰۰۱۲۳-۱۱۳۳۲۷_1
درست است . همه انسانها قدرت انتقاد را دارند ولی جرات وتوانایی اصلاح ندارند .
این مشکل در حد لالیگا در قلم بدستان هزاره وجود دارد .
شما اگر در پست های انها به دقت نگاه کنید خلاصه ی ان ها جز یک مشت اه و ناله چیز دیگری نیست .
مثلا تو بوگی خو … درلیست اخیر منتسبین دولت، یک هزاره وجود ندارد. یا مثلا بودجه دایکندی یک میلیون ولی قندهار ۵۰ میلیون و…
کار این قلم بدستان ، اه و ناله شده ، ولی گاها شعار کلیشه ای تبعیض را نیز سر می دهند . ولی دریغ از طرح راهکار بیرون رفت از این وضعیت ذلت بار .
در دوران بیست سال دموکراسی غربی، خوشبینانه ترین قلم قلم هایی از این جنس بودند . قلم های اجاره ای وتوجیه گر که کم نبودند ، تخصصا از موضوع خارج است . چون انها از اطلاع رسانی هم منع شدند .
با این وجود ، درست است همه انسانها قدرت انتقاد را دارند ولی جرات وتوانایی اصلاح ندارند .
این مشکل در قلم بدستان هزاره به صورت ویرانگری ادامه دارد . بیشتر به جارچی شباهت دارد تا یک نویسنده .

از هزاره ها برنامه ای برای رفع مشکل، هیچ فردی را سراغ نداریم که یک طرح راهبردی برای رفع تبعیض سیستماتیک ارایه داده باشد . تا دلت بخواهد اه ناله وروضه هست .

خدا رحمت کند شهید مزاری را ،فقط ایشان یک طرح راهبردی فدرال را در دستور کارش بود تنها طرح فدرال میتواند ناجی این مردم باشد. که باشهید شدنش، یاران او طرح او را ناجوان مردانه با خودش دفن کرد .
گلیم هزاره ها از طرح راهبردی چه در سطح رهبران وچه درسطح قلم بدستان فعلا جمع است . رهبران هزاره بجای طرح راهبردی وخلاصی از این وضعیت،طرح چسپیدن به پست مقام شان را در دستور کار دارد . شما چند نفر نویسنده ی هزاره را سراغ دارید که مثل پدرام بر مبنای طرح قلم بزند ?! هیچی ! .
ازبیک ها که از طرح مرح معاف اند اصلا در این وادی نیستند .
از میان تاجیک ها پدرام تنها شخصیت است که با طرح و برنامه سخن می زند و می نویسند .

خوب اگر چنین است چرا پدارم نتوانست در جایگاه قابل قبول قرار بگیرد .
خوب عوامل متعدد ممکن است در ان دخیل باشد. ولی همه ان مشکل نشات گرفت از یک مشکل بزرگتر است . وان این است که پدرام از زمان خود جلو است . ودیگران از زمان خود عقب ، این فاصله باعث چنین وضعیت نا مطلوب شده است .

تا زمانیکه هزاره هایک طرح راهبردی مشخص را در دستور کار خود قرار ندهند وروی همان طرح بنا نگذارند اه ناله جار زدن در حد اطلاع رسانی خوب است ولی هیچ مشکلی را حل نخواهند کرد .که اگر این رویه تبدیل به فرهنگ شود ان وقت خطری بالا تر ازان، وجود نخواهند داشت . چه ذلتی بالاتر برای یک نویسنده وتحلیل گر که نقش یک جارچی را بازی کند .

حکایتی خواندنی دراین مورد را ، در ادامه از دست ندهید .

***
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت ، استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.

شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد

استاد به او گفت :
آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟ شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد و متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که :

“اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید”

غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند!

استاد به شاگرد گفت :

“همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه “
رد پای اصلاح با برنامه راهبردی در میان نویسنده های هزاره خالی است . نویسنده های هزاره جارچی است تا یک نویسنده .

#قدرت انتقاد
# جرات اصلاح

250بازدید

کامنت بسته شده است.