نگاه کوتاه بر افتخارات و دست آورد های هزاره ها

مدبریت ۱۱:۲۰ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش

هزاره ها در افغانستان قدامت بس کهن و تاریخی دارند که تاریخ این مردم به سالیان دور و درازی بر میگردد. تاهنوز هیچ مورخ نتوانسته است که تاریخ این مردم را به شکل دقیق و انگونه که بعضاً با افسانه ها پیوند خورده اند ثبت و ارایه نمایند. درکناری ظلم ها و استبدادی که در طول تاریخ بر این مردم گذشته است، کارنامه های درخشان و روشن نیز وجود دارند که برکسی پوشیده نیست. هرچند سختی ها، ظلم و استبداد های تحمیل شده بر این مردم حکایت از یک زمان خفقان آور و تاریک دارد که توسط حاکمان مستبد بر آنها روا داشته شده و تاهنوز که هنوز است بعضاً به گونه های مختلف قربانی نابسامانی های اجتماعی و سیاسی می گردند. با طلوع دو باره خورشید عدالت خواهی و آزادی این مردم همه باهم یکجا شده و توانای هایشان را در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، نظامی و فرهنگی و… تبارز داده اند و میدهند که بازهم بر همه مردم آشکار و روشن است.
حضوری پر رنگ جوانان این مردم در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری و ورزشی چنان یک شور و هلهله ی را در میان سایر ملیت ها انداخته است که بسا کسانی هستند که تلاش دارند به نحوی خود را در جغرافیایی فرهنگی این مردم شامل سازند.
در اثر ظلم و استبداد های تحمیل شده بر این مردم سبب شده است که تعدادی زیادی از اینها راه مهاجرت را به گونه پراگنده ویا هم دست جمعی در پیش بگیرند و تا باشد که مکان نسبتاً آرام و مناسب را بیابند و لحظه ی از شر دشمنان خونخوار و خون آشامشان در امان باشند. مهاجرت ها بشکل مسلسل و دوامدار ادامه داشته و تا به حال نیز ادامه دارند که میتوان از کشور های مثل هند، ایران، پاکستان، روسیه و سایر مهاجرت های اخیر که به قاره استرالیا وکشور های غربی صورت گرفته است، نام برد.
این مهاجرت ها با وجود مشکلات و سختی های طاقت فرسایش دارای نکات برجسته ی نیز بوده اند که نمی شود آنها را نادیده گرفت . این نکته ها میتوانند معرفی هزاره ها در سطح جهان با داشتن تاریخ کهن و دیرینه با هویت کاملاً متمایز از سایر اقوام و ملیت های موجود در افغانستان میباشند. علاوتاً همانطورکه هزاره ها از نعمت آموزش و پرورش در افغانستان بر خوردار نبودند با مهاجرت های که صورت گرفت عده ی کثیری از مردم از نعمت سواد و تحصیلات برخوردار شده اند که نقطه عطف و چشم گیری در جامعه ما محسوب می شود.
همانطورکه مهاجرت ها ازیکطرف سبب رشد سریع و چشم گیری مردم هزاره شده اند، از جانب دیگر سبب گردیده که در بسیاری جا ها تحت تاثیر محیط و فرهنگ آن جغرافیا قرار بگبرند و سبب فراموش شدن هویت فرهنگی، تاریخی و اجتماعی شان گردیده اند. بطور نمونه میتوان از هزاره های ساکن در هند، ایران و روسیه نام برد که امروزی کسی به نام هزاره آنها را نمی شناسند. تنها مهاجرین هزاره ی که توانسته اند هویت شان را نگهدارند هزاره های پاکستانی اند. هرچند که در این اواخر این مردم نیز از تیغ جلا دان خونخوار و دشمنان کور دل در امان نیستند با آن هم توانستند که برحفظ هویت کهن و دیرینه شان همت بگمارند و آن را حفظ نمایند و علاوتاً توانسته اند که حنجره ی خوبی برای فریادی آنعده افرادی دیگر نیز شوند که تاهنوز در زیر شلاقهای جلا دان شکنجه و تازیانه می شوند و به بهانه های مختلف قربانی میدهند.
هزاره های این شهر همانطور که شما در تاریخش خوانده اید و میدانید با حضوری گرمشان در بخشهای مختلف حکومتداری، جامعه مدنی، بخشهای فرهنگی و اجتماعی سهم گرفته و از خود شاهکار های را به نمایش گذاشته ا ند که تا تاریخ باقی باشد ماندگار خواهد شد. بطور نمونه از شخصیت های بزرگ چون جنرال محمد موسی خان هزاره، مارشال شوکت علی چنگیزی و بانوی با استعداد سایره بتول در بخش نظامی نام برد. و همینطور ده ها شخصیت برجسته دیگر در بخش های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در میان این مردم بوده و هستند که در پیش برد وظایف شان به عنوان شهروندان این خاک به شکل صادقانه ایفای وظیفه نموده و می نمایند.
هزاره ها در افغانستان به عنوان یک ملیت صلح جو، مترقی خواه و آرامش طلب درکناری سایر ملیت های موجود در افغانستان بوده و هست، که خواهان حقوق شهروندی مساوی، صلح و ثبات دایمی برای تمام ملیت های موجود در افغانستان بوده و خواهان ارتباط و مراوده ی سالم و پذیرفته شده به معیار بین المللی با سایرکشور های جهان نیز می باشند.
شخصیت های بزرگ چون فیض محمدکاتب هزاره، ابراهیم خان گوسوار، میر یزدان بخش بهسودی، سلطان علی کشتمند، مزاری و ده ها شخصیت بزرگ دیگر در میان این مردم ظهور کرده و هرکدام از خود کارنامه های ماندگاری را بجا گذاشته اند.
کاتب هزاره با نوشتن کتاب سراج التواریخ اش نه تنها که یک سبک و تحول جدی را در شیوه ی تاریخی نویسی در افغانستان ایجاده کرد؛ بلکه با مهارت و زرنگی که داشت توانست که بسیاری از حقایق و واقعیت های آن روزگار جامعه افغانستان و بالخصوص ظلم و استبدادی روا داشته شده بر مردم هزاره را ثبت و از افتادن در مُرداب فراموشی نگهداری نماید. کاتب با نوشتن آثار اش لقب بیهقی دوم را از آن خود کرد که کاری ساده و اندکی نیست.
مزاری به عنوان بزرگترین چهره ی سیاسی هزاره ها توانست که با حضورش در صحنه های سیاسی یکبار دیگر هویت در حال فراموش شدن هزاره ها را احیا و فریادی عدالت خواهی را سر دهد تا باشد که مانع از میان برداشتن و به فراموشی سپرده شدن هزاره ها شوند. هر چند که کارکرد های مزاری بس طولانی و دراز است که نمی شود به این چند س
طر بیان نمو
د، ولی این به عنوان یک تذکر از فعالیت های بس بزرگ و در خور ستایش وی بود که بیان گردید. در حقیقت مزاری سنگ بنایی را گذاشت که بعد از مرگش تحولات بزرگ در جامعه هزاره نمودار گردید که نمی شود آن را نادیده گرفت و به آن اشاره ی ننمود.
شور وعلاقه ی تحصیل در میان هزاره ها نسبت به تمام اقوام دیگر با وجودی نداشتن امکانات و فضای مناسب آموزشی، بیشتر بوده و ایجاد دانشگاه های خصوصی و افتخارات دانشجویان و تحصیل کرده گان امروزی از جمله مواردی اند که با پلان ها و توصیه های مزاری تهداب گزاری شده است.
هزاره ها از خود حوزه بزرگی تمدنی و فرهنگی داشته که آثار های بجا مانده از این حوزه فرهنگی و تمدنی در کشور های چون هند آثاری دوره مغولیه، پاکستان قلعه ی شاهی در لاهور و مسجد جامع هرات و بودایی بامیان در افغانستان میتوان یاد آور شد. بودایی بامیان (شمامه وصلصال) که در دل صخره ها قد بر افراشته بود، متأسفانه توسط دشمنان کور دل فرهنگ و تمدن تخریب و به نابودی کشانیده شدند.
هرگاه به داشته های تاریخی و فرهنگی این مردم نگاه کنیم گفته میتوانیم که استعداد خاص و بالقوه ی در درون این مردم وجود دارد که کمتر کسانی از آن برخوردار است . ساختن مجسمه های بودا در بامیان و هزاران آثاری فرهنگی و تاریخی دیگر به خوبی این موضوع را به نمایش می گذارند.
هزاره ها به عنوان افرادی صلح جو، متمدن و با احترام قایل شدن به حقوق زنان در میان سایر اقوام در افغانستان یک قدم پیشتر بوده و شایستگی شان را عملاً در بخشهای مختلف از خود به نمایش گذاشته اند که به طور نمونه میتوان از اولین بانویی هزاره در مقام والی در افغانستان از حبیبه سرابی والی بامیان نامبرد که با حضورش در کناری مردان در بخش حکومتداری سنت دیرینه و بارو های پوچ کهنه را از میان بر دارد و به سایر زنان نیز این باور را خلق نماید که بانوان نیز درکناری مردان دوشادوش آنها می تواند کار و فعالیت نماید. افزوده برین اولین کسی که از افغانستان به عنوان کاندیدای جایزه نوبل شرکت نمود بانو سیما سمر است که افتخاری بزرگ را برای جامعه هزاره و افغانستان آفرید.
از شاهکاری های چون داکتر طاهر شاران، روح الله نیکپا، حمید رحیمی و محمد رضا رضایی میتوان به عنوان دست آورد های نسل جوان و امروزی مردم هزاره نام برد که نه تنها برای مردم هزاره بلکه برای تمام افغانستانی ها افتخار آفریدند.
نویسنده محمدجلیل تجلیل
+;نوشته شده در ;یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۱ساعت;۱۱:۲۰ توسط;محمد جلیل تجلیل; |;

1بازدید

بدون دیدگاه »

  1. kami حمل ۲۰, ۱۳۹۱ در ۷:۱۹ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۰ فروردین۱۳۹۱ ساعت: ۷:۱۹

    وبتون زیباست.
    عشق عاشقانه بروزم سر بزنید

  2. ع حیدری استرالیا حمل ۲۱, ۱۳۹۱ در ۴:۳۲ ق.ظ -

    دوشنبه ۲۱ فروردین۱۳۹۱ ساعت: ۴:۳۲

    اقای جلیل تجلیل بسلامت باشید مقاله شما قابل قدرست اما از احساس پاک

    شما نسبت به مردم زجرکشیده سیتمدیده این سرزمین ارزوی توفیق بشتر رادارم