هزاره‌های کرمان و شیراز(۱۲)

شریعتی سحر ۱۱:۴۲ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
هزاره‌های کرمان و شیراز(۱۲)

هزاره‌های کرمان و شیراز(۱۲)FB_IMG_1588243890656
(هزارۀ اوغان، جرمان، نوروزی، شادی، توقاچی)
………….
هزارۀ نوروزی، توقاچی، هزارۀ اوغان، هزارۀ جرمانی یا جرمک و هزارۀ شادی از هزاره‌هایی‌اند که در سیستان، کرمان و شیراز زندگی می‌کردند و اکنون نیز به همین نام و در برخی مناطق به نام خلج خوانده می‌شوند.
«… وحیدی فولادیان هزارۀ اوغان و جرمان را از مردمان قدیم غور می‌شمرد و می‌نویسد که هزارۀ جرمای را بدین سبب جرمای گویند که منتسب به «جرمک» پدر امیر شنسب غوری است.»
هزارۀ اوغانی، جرمایی، شادی و نوروزی، قبایلی بودند که به خواهش سلطان جلال‌الدین سیورغتمش در نواحی کرمان ایران اسکان داده شدند؛ چون جلال‌الدین سیورغتمش بن قطب‌الدین در سنۀ ۶۸۱ هجری بر سریر حکومت کرمان نشست، از ابقاخان التماس کرد تا برای محافظت سرحدات مملکت کرمان فوجی از لشکریان را به کرمان گسیل دارد. ملتمس او مبذول افتاد به حکم یرلیغ ایلخانی، عده‌ای از چریک مغول که ایشان را اوغان و جرما می‌گفتند، به کرمان اعزام شدند. بعد از فوت سلطان ابوسعید ایلخانی طایفۀ اوغان و جرمان از کسی فرمان نمی‌بردند و دائماً در اطراف شیراز و کرمان و گاهی تا حدود اصفهان و یزد تاخت و تاز می‌کردند. این طایفه در نواحی کرمان یک نیروی جنگی قدرتمند به حساب می‌آمدند و حتی شیخ ابواسحاق (آل اینجو) شاه ادب‌دوست و دادگر شیراز که ممدوح حافظ شیرازی بوده است، از این طایفه مدد خواست. هزارۀ اوغانی و جرمایی در حدود یک قرن دارای قدرت بودند. امیر مبارزالدین مؤسس سلسلۀ آل مظفر شیرازی در جنگ‌های سختی که با اوغانی‌ها و جرمانی‌ها داشت قدرت آنان را درهم شکست. بعد از آن تاریخ نام آنان کم‌کم از صفحۀ روزگار محو شد.
عبدالحی حبیبی به طور ضمنی آنان را از مردم افغانستان دانسته است. محمد افضل ارزگانی، هزارۀ جرمایی و اوغانی را با هزارۀ افغانستان از یک نژاد شمرده است. «هزارۀ شادی» و «هزارۀ نوروز» نام‌شان کم‌تر در تاریخ آمده است، ظاهراً از نظر جمعیت و قدرت از دو قبیلۀ دیگر کوچک‌تر بوده‌اند. این چهار قبیله هزاره به تدریج با سایر مردم درهم آمیخته‌اند و به مرور ایام در میان آنان به تحلیل رفته‌اند و در «کهنوج» کرمان تا هنوز قیافه‌های هزاره‌گی مشاهده می‌شود که ممکن است از بقایای همان هزاره‌ها باشند و در چند روستایی کهنوج مردمانی از هزاره‌های قدیم کرمان باقی مانده‌اند که به زبان فارسی سخن می‌گویند و مذهب شیعه دارند، هرچند از تاریخ خود آگاهی ندارند؛ اما بعضی افرادشان می‌گفتند که در زمان‌های بسیار قدیم در افغانستان بوده‌اند. این احتمال که دسته‌های از آنان از افغانستان آمده باشند و در میان مردم آن جا به تحلیل رفته باشند، بعید نمی‌نماید.
داکتر ابراهیم باستانی پاریزی می‌نویسد: «دیگر نام و نشانی از آن‌ها در کرمان باقی نمانده است، فقط یک قبیله از آن‌ها که زودتر از همه مسلمان شده‌اند و با ایرانیان رفتار نرم و ملایم داشت به نام قبیلۀ «نوروزی» نسل‌شان تا قرن‌ها بعد باقی ماند. رئیس قبیلۀ نوروزی «اخی ایکجه» نام داشت. احتمال دارد که تاکنون نسل این قوم در کرمان باشد. برای تحقیق بیشتر در تاریخ اوغان و جرمان رجوع کنید به تاریخ شاهی قراختائیان، تاریخ آل مظفر، روضۀالصفا، حبیب‌السیر، تاریخ کرمان و لغت‌نامۀ دهخدا.
منابع و پانوشت
. همان، به نقل از کشف‌النسب، ج۲، نوشتۀ احمد وحیدی فولادیا‌ن‌، کویته: بی‌نا، ۱۳۸۵‌ق، ص ۷۶٫
۲ . رضاقلی بن محمدهادی هدایت، ملحقات تاریخ روضۀالصفای ناصری، ج۹، تهران: مظاهر مصفّا، ۱۳۳۹، ص ۱۲۳٫
۳٫ ارزگانی، محمد افضل بن وطن‌داد زابلی، مختصرالمنقول در تاریخ هزاره و مغول، به کوشش دکتر حفیظ شریعتی، کابل: امیری، ۱۳۹۴، ص ۹۵ تا ۱۰۵٫
۴٫ باستانی پاریزی، محمد ابراهیم، وادی هفت واد (بحثی در تاریخ اجتماعی و آثار تاریخی کرمان) تهران: انتشارات نشر علم، ۱۳۹۴، ص ۴۲۰ به نقل از: تاریخ مظفر، ج۱، ص ۲۳٫
۵٫ همان، به نقل از کشف‌النسب، ج۲، نوشتۀ احمد وحیدی فولادیا‌ن‌، کویته: بی‌نا، ۱۳۸۵‌ق، ص ۷۶٫
۶ . رضاقلی بن محمدهادی هدایت، ملحقات تاریخ روضۀالصفای ناصری، ج۹، تهران: مظاهر مصفّا، ۱۳۳۹، ص ۱۲۳٫
۷٫ ارزگانی، محمد افضل بن وطن‌داد زابلی، مختصرالمنقول در تاریخ هزاره و مغول، به کوشش دکتر حفیظ شریعتی، کابل: امیری، ۱۳۹۴، ص ۹۵ تا ۱۰۵٫
۸٫ باستانی پاریزی، محمد ابراهیم، وادی هفت واد (بحثی در تاریخ اجتماعی و آثار تاریخی کرمان) تهران: انتشارات نشر علم، ۱۳۹۴، ص ۴۲۰ به نقل از: تاریخ مظفر، ج۱، ص ۲۳٫
۹٫ غنی، قاسم، تاریخ عصر حافظ، ج۱، تهران: زوار، چاپ دوازدهم، ۱۳۹۳، ص ۳۴٫

53بازدید

کامنت بسته شده است.