هشدار!!

مدبریت ۱۲:۲۱ ق.ظ ۲

بنام خداوند!

 در رثای قامت های شکسته!

افغانستان از دیر باز زمان شاهد شکستن قامت های بلند در  تاریخ خویش  بوده است. شخصیت کشی و نخبه کشی چه به گونه ترور های فردی و یا هم کشتن اراده و باورهای جمعی، به گونه سیستماتیک آن در این سرزمین پیشینه تاریخی  را دارا می باشد!

کشتن و ترور شخصیت ها، فاجعه تاریخی  است که  این سرزمین را به زانو در آورده است. استبداد دولتی قبیله همگام با مذهب  ارتجاعی حاکم بر اراده توده ها جهت حفظ و تداوم قدرت مطلقه خویش، کوچک ترین زمینه های رشد شخصیت های غیر همسو و مخالف شان را در نطفه به گونه بی رحمانه ترین شکل آن خفه نموده اند. و یا به تعبیر دیگر: استبداد و ارتجاع، در تبانی همدیگر جامعه افغانستان را در راستا ی زایش  اندیشه های متحول کننده و رهایی بخش، عقیم نموده  اند!

 قتل های مرموز، اعدام  ، ترور و در بند کشیدن اندیشه های جهش دهنده اجتماعی  < روشنفکری>   در تبانی با اختناق،حیله و نیرنگ؛ ابزار دیرینه  استبداد مذهب و قبیله در جامعه ما بوده  است. که، در سایه  چنین  عمل کرد و شیوه ها؛  استبداد متداوم  بوده و جامعه در  گونه های متفاوت  از فقر خویش تا هم اکنون حیات به سر میبرند.

بر اساس پلیسی  < تضاد و خشونت> استبداد مذهب و قبیله، که بر مبنای تاریک نگه داشتن ذهن و شعور توده های جامعه  ما استوار بوده است، پیش  زمینه ها ی اولیه ایجاد  همسو یی اجتماعی  جهت شکل گیری جامعه مدنی از شالوده و اساس به چالش گرفته شده ، و در عوض   تصادم و تضاد اجتماعی به عنوان اله  ابزاری جهت  تداوم و بقا  حاکمیت های استبدادی بر پیکره  جامعه به گونه زیرکانه ان به تزریق گرفته شده است . در حالیکه   جامعه ما با چنین تنوع از ملیت ها  نیاز مبرم بر ایجاد تفاهم و همسو یی در جهت اعمار آینده خویش را میطلبد.

 استبداد نی تنها در جهت تامین یکپارچگی اجتماعی کار مفید و مثمر انجام نداده است، بلکه در جهت تشدید تنش و تصادم اجتماعی نهایت تلاش را به خرج داده است. چون فضای آلوده بر سم عصبیت های اجتماعی ضامن بقا حاکمیت  استبدادی آن ها میباشد. از همین پس منظر است که: هزاره از مرگ رهبر تاجیک به وجد میاید و تاجیک ها در مرگ هزاره دل شاد مینمایند.

دو نفر دزد خر ی دزدیدند …..

استبداد حاکم با برنامه های از پیش تعیین شده، بر اساس سیاست های تفرقه بینداز و حکومت بنما، در مقاطع  مختلف از تاریخ بر حسب نیاز، ضرورت و شرایط به وجود آمده، اعمال نخبه کشی و قتل های دسته جمعی را در میان اقوام و ملیت های  ساکن در این سرزمین به اجرا گذاشته  اند. و در این راستا چه بسا از توانایی های یک قوم بر علیه اقوام دیگر استفاده ابزاری صورت گرفته است. که، از لشکر کشی های امیر عبدالرحمن خان گرفته تا جنگهای میان تنظیمی در کابل، گواه  بر حقانیت این مدعا میباشد.

 از چگونه گی در  معادلات تاریخی دیروز اگر بگذریم، در تعاملات سیاسی امروز این سرزمین سه قوم و ملیت عمده کماکان در فراز و فرود های تاریخ ان ابراز موجودیت نموده و نقش ایفا نموده  اند: افغان ها در محوریت قدرت و تصمیم گیری ها، تاجیک و هزاره  هریک به ترتیب در حاشیه ها به گونه ابزاری آن.

هزاره ها که در بستر متداوم  استبداد  کاملا خشن، عریان و قهر آمیز تاریخی، توسط حاکمیت های استبدادی افاغنه،  دیگر کاملا خصی شده اند؛

 حال این  تاجیک ها هستند که هرچند گاهی در قالب شخصیت های تاثیر گذار در تاریخ این سرزمین  قامت بلند نموده و سینه در سینه استبداد سپر می نمایند.

 لذا استبداد مافیایی قبیله بر اساس پالیسی دیرینه خیانت و ترور، به اضافه فعالیت های وسیع بین المللی، اقدام به ترور شخصیت های مطرح از این ملیت را در دستور کار خویش قرار داده اند.

بر همه گان هویدا است که نبود شخصیت های مدبر، هوشمند و تاثیر گذار در محور و راس  تعیین خطوط کلی مبارزاتی یک جریان، جریان مذکور را به گونه سیستماتیک آن مفلوج  نمود و از پا در خواهد آورد. درست همان چیزی را که بانیان اندیشه حاکمیت تک محوری و تک قبیله یی در افغانستان برای ملیت های دیگر خواهان ان می باشند.

استبداد  در جبهه بین المللی جهت تثبیت حقانیت اندیشه طالبانیزم منتها ی استعداد و ترفند خویش را به کار کرفته، و در جبهه داخل افغانستان به اضافه سم تضاد و تصادم میان مردم ما، شخصیت های مطرح و تاثیر گذار در جامعه را یکی بعد از دیگری به شکل ترور حذف فیزیکی مینمایند.

ناگفته پیدا  است که این دو عمل و تاکتیک کار ساز، در عرصه ملی و بین المللی پیروزی بانیان اندیشه استبداد مذهب و قبیله را به تضمین خواهد گرفت.

از گفتار فوق چنین استنباط میگردد که: اگر وضعیت کشو و مملکت به همین منوال تداوم یابد، در آینده های نی چندان دور افغانستان گورستان ملیت های دیگر خواهد بود. بخصوص ما هزاره ها…

+;نوشته شده در ;جمعه یکم مهر ۱۳۹۰ساعت;۰:۲۱ توسط;میر احمد لومانی; |;

1,006بازدید

۲ دیدگاه »

  1. مهدی میزان ۱, ۱۳۹۰ در ۸:۱۶ ب.ظ -

    جمعه ۱ مهر۱۳۹۰ ساعت: ۲۰:۱۶

    جناب لومانی که هراز چندگاهی برای تاجیک ها مرثیه سرائی می کنی !؟ من واقعاَ در هزاره بودن و در لومانی بودن تو شک دارم زیرا اگر تو هزاره واقعی بودی به جای نوحه خوانی برای یک جنایت کار که تا مرفق دست در خون هزاره داشت برای مظلومیت قوم و هم خون هایت در کشتار های وحشناک کویته مرثیه بخوان ! آقای روشنفکر نمای تاجیک پرست اینکه می گوئی مردم هزاره دیگر مردی ندارند و همه خصی شده اند به چه معناست؟ مرد در مرام تو فقط تاجیک بودن است ؟ کمی به خود بیا بجای نوحه خوانی برای قاتلان قومت برای کشتارهای مردمت خون گریه کن اگر واقعا هزاره باشی !؟

  2. میراحمد لومانی میزان ۱, ۱۳۹۰ در ۱۱:۴۴ ب.ظ -

    جمعه ۱ مهر۱۳۹۰ ساعت: ۲۳:۴۴

    سلام به همه بازدید کننده گان سایت وزین جاغوری یک؛ بخصوص آقای مهدی!
    اقا مهدی عزیز ممنون از کامنت و توصیه شما برادر راجع به دلسوزی و غم شریکی نسبت به ملیت و مردم ما!
    برادر؛ اگر در روند کار هرچند ناقص فرهنگی من تامل ودقت بفرمایید، متوجه خواهید شد که من از گذشته ها دور و نزدیک تاریخی جامعه مان سینه مالامال از درد داشته و نسبت به آینده نسبتا مبهم و تاریک مان فوق العاده دل نگران و مسئولیت پذیر میباشم. بر همین اساس قلم را به عنوان یک سلاح کار ساز و مقدس بر گزیده ام. و باور نمایید که با موجودیت پرابلم و مشکلات های فراوان بدون وقفه و خستگی ناپذیر مینویسم.حال یا خوب یابد: برگ سبز است شما ها بپذیرید!
    استقامت فعالیت فرهنگی من بر اساس رهیافت عبور از وضغیت بحران زا کنونی میباشد. که، به نظر حقیر این کار بدون تشکیل جبهه قدرت مند و کار ساز با استراتیژی مشخص ممکن نخواهد بود.و در این راستا بر آساس مشترکات تاریخی و فرهنگی و ایجاب واقعیت ها من تاجیک ها را بر گزیده ام و تا وقتیکه بر اشتباهم واقف نگردیده باشم در این راستا کار خواهم نمود. چون خدمت به مردم و ملیت دردمندم،تعهد اخلاقی من میباشد. موفق و کامگار باشید!
    راستی یادم رفت تا بگویم: اقا مهدی عزیز با گریه و واویلا ره به جایی نه خواهیم برد. باید عملا اقدام نمود. این که گفته ام هزاره ها از لحاظ شخصیت های سیاسی خصی شده اند، هرچند تلخ است ؛ اما سوگ مندانه راست میباشد. اگر من دروغ گفته ام ،در شرایط کنونی مرد میدان در عمل و تدبیر سیاست را در میان ما هزاره ها نشان ام بده تا من در مدح وی بنویسم…