((همسفر ترس!؟)) (۱)

۷:۳۴ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
((همسفر ترس!؟)) (۱)

p((همسفر ترس!؟)) (۱)

****
تا آن زمان سابقه نداشت که تروریستان بی رحم جمعی از مسافران بی دفاع را، تنها به جرم هزاره بودن و به دلیل باورهای شیعی، از بس پیاده نموده و در کنار سرک دسته جمعی تیرباران نمایند!؟
کشتار مسافران بی گناه هزاره در منطقه مستونگ، واقع در سی کیلومتری شهر کویته، بذر شوم ترس و هراس را، برای همیش در مسیر تفتان پاشید! حملات انتحاری به اتوبوس های مسافربری هزاره ها در همین مسیر که با تلفات بسیار همراه بود، به سلب کامل امنیت هزاره ها از این مسیر انجامید!؟
*****
در پی تحصن مردم هزاره، کنار پیکرهای مظلوم شهدا و بدنبال حمایت جهانی هزاره ها از مردم مظلوم هزاره کویته، سرانجام حکومت پاکستان زیر فشار شدید جامعه جهانی مجبور گشت که برای امنیت مناطق هزاره نشین و نیز بس های مسافربری هزاره ها در مسیر تفتان، تدابیر شدید و ویژه امنیتی را به اجرا درآورد!
تروریستان اما، که از حمله به بس ها و مسافران هزاره در مسیر تفتان، ناامید شده بودند، این بار بس های مسافربری شیعیان غیر هزاره را، در همین مسیر و در همان حدود، هدف قرار داده و با عملیات انتحاری چندین بس را با مسافران بی گناه شان به آتش کشیدند!؟
*****
منطقه سکونت اصلی و تاریخی هزاره ها در علمدار رود، که سالهاست با تدابیر شدید امنیتی محافظت میشود، در خوشبینانه ترین حالت، بی شباهت به یک کیمپ و اردوگاه نیست!
کاروان های شیعیان غیر هزاره، از آغازین نقطه ایالت ناامن بلوچستان، با اسکورت اف، سی پلیس، ابتدا به منطقه هزاره نشین علمدار رود منتقل میشوند تا تعداد بس ها حداقل به سی تا چهل عراده افزایش یابد، برای همین تا زمان تشکیل کاروان تفتان، این مهمانان ناخوانده در تمام مساجد، تکایا و امام بارگاه ها جا به جا شده و ساکن میشوند.
*****
طبق دستور اف، سی پلیس، کاروان ما متشکل از حدود ۴۸ بس، در ساعت سه نیمه شب روز سه شنبه ۲۸ سپتامبر، در خیابان میان سوله ایکد و گلستان تاون، به دنبال هم ردیف شدند، تا تمام بس ها با سگ مواد یاب مورد بازرسی قرار گیرند.
این [تلاشی سگی !؟] برای جستجوی مواد انفجاری احتمالی، درست یک ساعت و ربع زمان برد! سرانجام دستور حرکت کاروان با تدابیر شدید امنیتی در ساعت چهار و ربع نیمه شب صادر و بس ها به صورت منظم، با فاصله معین و با سرعت بسیار به حرکت درآمدند!
کوتاه ترین و امن ترین مسیر; از زرغون رود، پل بی نظیر، اسپنی رود، به بای پاس(کمربندی) و پشت محله هزاره نشین بروری، برای عبور کاروان در نظر گرفته شده بود. تمام خیابان ها، کوچه ها و راه های فرعی مسدود گردیده و سر هر کوچه یک نفر فوجی در حال آماده باش کامل به چشم میخورد! علاوه بر آن حدود ده تا دوازده موتر تویوتا حامل افراد مسلح پلیس اف، سی; در جلو، میانه و عقب کاروان در حرکت بودند!؟
*****
کاروان با سرعت بسیار و بدون توقف دل شب را میشکافت و به پیش میرفت، در ساعت های آغازین حرکت، به دلیل مسائل امنیتی کاروان حق توقف ندارد، مگر اینکه یکی از بس ها خراب شود و یا اینکه پیشقراولان در مسیر به مورد مشکوک برخورد نمایند که تا حصول اطمینان بس ها متوقف، اما کسی حق پیاده شدن ندارند! پلیس ها، لوییز و نیروهای ملیشه در تمام طول مسیر در حال آماده باش کامل، از مسیر محافظت می نمایند!
بعد از پنج ساعت پیماییش مداوم مسیر، سرانجام اولین توقف برای سوختگیری در بازار [پدگ] اتفاق افتاد! توقف های بعدی معمولا برای رفع ضرورت دشتکی، در خارج شهرها، شهرک ها و بازارها بعد از چهار تا پنج ساعت، اتفاق می افتاد! پیدا بود که به دلیل مسائل امنیتی پلیس از توقف کاروان در محله های مسکونی هراس داشته و خودداری می نمایند، لذا مناطق صحرایی و دورتر از شهرها و شهرک ها را برای توقف ترجیح میدهند!؟
مسافران بیچاره باید آب و مواد غذایی کافی و کامل با خود داشته باشند، زیرا عدم توقف در بازارهای مسیر، فرصت تهیه مواد غذایی و خوراکی را کاملا از این [دوزخیان روی زمین] سلب مینماید وگرنه باید تا آخر سفر از گرسنگی و تشنگی عذاب بکشند!
*****
سرانجام پس از پیماییش مسیر طولانی، خسته کن و پرترس و هراس! و با عبور از مناطق مستونگ، شیخ واصل، گلینگور، نوشکی، پدگ، دالبندین، نوکندی و… مسیر ۱۲ ساعتی را در ۱۵ ساعت پیموده و بخیر، اما در نهایت خستگی و ماندگی به شهر مرزی تفتان رسیدیم.
سفر زیر سایه شدیدی از ترس و وحشت همراه با مجموعه کلانی از بس های مسافری و همسفرانی که به راحتی ترس و هراس را میتوان در دیدگان شان خواند، همراه با تدبیر شدید امنیتی و اسکورت پلیس اف، سی و دیگر نیروهای نظامی و انتظامی در [مسیر ترس] تجربه عجیب، سخت و تلخی را برای حقیر رقم زد که شرح تمام جزئیات آن خود مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد!؟ ادامه دارد… .
*****
م، خرمی
۱۲ / ۷/۱۳۹۵

803بازدید

کامنت بسته شده است.