وادی افغان! قسمت سوم

میراحمد لومانی ۸:۰۰ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
وادی افغان! قسمت سوم

بنام خداوند!

= جهان امروزی با همه ابعاد وسیع در ساختار جغرافیایی خویش؛ در روند از چگونگی ” زیست وکاربری در مناسبات جهانی ” برای انسان عصر تمدن و تکنالوژی کنونی در حقیقت دهکده یی است پیوسته، کوچک، وباهم مرتبط.! در پیامد از چنین پیوسته گی جهان شمولی بشریت، نیاز مندی به همدلی و همگرایی انسان های ساکن در ان؛ ازجمله ضرورت های اساسی عصرحاضر به شمار میرود. تعاملات و سیاست گذاری کشور های جهان، نیاز مندی همسویی، همگرایی و زدودن تنش و ایجاد حس اعتماد، تفاهم، و همگرایی میان ملت و تمدن های جهانی را بر میطلبد! کشش های ناهمگون، انزوا گرایانه و تنش زا نه تنها خلاف روند تمدن و عقلانیت عصر کنونی بوده؛ بلکه بار سنگین فشار ” اقتصادی و روانی ” را بر گرده ملت های آسیب پذیر به جا خواهد گذاشت. انسان ودیعه خداوندی، خلیفه خداوند؛ و شریف ترین موجود عالم هستی است؛ وی در هیچ گونه از بازی های بزرگ و کوچک سیاسی، مذهبی و… نباید؛- و به هیچ نوع ممکن در حیطه دندانه های آن به قربانی گرفته شوند!

سیاست هرگاه در راستای خدمت به انسان و صیانت ارزش های شریف وانسانی وی، و در نماد از الگوی خدمت گذاری خدا گونه در« طبیعت » در روند حیات جمع ی بشر جاری گردد؛ بدون شک بهشت موعود اسمانی”ادیان” در تناسب میزان کیفی نسبی خویش در زمین خداوندی؛ و به وسیله خلیفه وی «انسان» به اعمار گرفته خواهد گردید!. سیاست و هران چه در ماحول شعاع وجودی انسان و به وسیله وی، روند تحول و تکامل هستی خلقت را احتوا نموده و در بر میگیرد، همه و همه در راستای انسان ” محوری ” باید تعمیم داده شده و مورد بهره گیری قرار داده شود..!

( معیار و الگوی سنجیداری سیاست درست و سالم، بر مبنای بار مفیدیت و خدمت گذار بودن آن برای انسان و آمال وی باید به محک و ارزش گذاری قرار داده شود!)

در باز تاب از چگونگی روند اعمال سیاست از جانب دولت مردان ایران اسلامی، و پیامد تحریم های پیوسته و مکرر جامعه جهانی؛ بار منفی ” روانی و اقتصادی ” این سیاست و تحریم ها، بر لایه های آسیب پذیر جامعه ایران اسلامی، نسبت به سال های قبل بیشتر به مشاهده میرسید. طبقات مرفه و پر درآمد جامعه ایران، از روند آزار دهنده تحریم های جامعه جهانی، بار ان چنان سنگینی را بر شانه های خویش حس نه مینمایند؛ بلکه این توده های میلیونی کم درآمد و فقیر این سرزمین اند که در زیر بار فشار این بازی ها دارند رنج میبرند! « تهرانیها؛ و بخصوص ساکنان شمال این شهر، بدور از اسیب های ” اعمال تحریم؛” و در میان انبوهی از گنج “آرام ” غنوده اند و.. این دیگر توده های کم در امد این سرزمین اند که در تب تحریم میسوزند.!» ایران اسلامی؛ به لحاظ داشتن گونه های مختلف از منابع؛ در زمره یکی از غنی ترین کشور های جهان محسوب میگردد. توده های میلیونی زحمت کش، صادق و خدا جو، که خود سرمایه بزرگ خدا دادی این پهنه جغرافیای بشری است، نیرو و سرمایه لایزال انسانی این سرزمین مادری را احتوا مینماید.

هرگاه؛ اگرجمعیت عظیم بیش از هفتاد میلیون ی این سرزمین، توام با منابع سرشار زیر زمینی و رو زمینی آن در راستای سیاست گذاری های درست، شفاف و خدا پسندانه سمت و سو داده شوند؛ بدون شک جامعه قدرت مند در تاریخ جهان امروزی از پهنای این دیار مستعد، و تاریخی قامت بلند خواهد نمود! اما؛ در پیامد روند چندین دهه کشمکش و نا رسایی های ملی و بین المللی، فقر این پدیده منفور و آزار دهنده اجتماعی چنگال خویش را بر رخسار مردمان شریف این دیار بیش از هرزمان دیگر میخراشد. ” خشونت، اعتیاد و بزهکاری ” پیامد بار منفی فقر در درون جامعه ایران امروزی میباشد. در بازار، اتوبوس، در درون تاکسی و..کمتر کسی را دیدم که از وضعیت اقتصادی موجود راضی به نظر رسیده باشند. حس گرسنگی و فقر؛ و در پیامد آن بزهکاری در خیابان های شهر های این دیار، گاه به ازارم میگرفت. در شهر های اصفهان و شیراز موتور سواران جوان و کم سن و سالی بر من حمله ور گردیدند.!….تلفن ایفون چهارم را دزدیدند و…!

« تحریم اقتصادی، این نماد دیگری از جنگ ها بوده؛ در گونه متفاوت از جنگ های رایج، که حیات انسان قربانی مستقیم شعله های چنین جنگ ها بوده است . و در تحریم اما؛ این اقتصاد و ریشه های اقتصادی یک جامعه و مملکت اند که مورد آماج قرار داده شده، و در تنگنای از فشار واصطکاک ” تحریم ” رو به اضمحلال و نابودی میگرایند. اقتصاد در فرایند زنده گی انسان ها و جوامع، در طول تاریخ آنان راهبرد کلیدی را احتوا نموده است…! » در باز تاب هرگونه یی از جنگ و تنش های ملی و بین المللی، این توده های میلیونی، و بخصوص لایه های پایین ی جوامع بوده اند که بار سنگین و شکننده، و گاه خونین جنگ ها را بر دوش داشته اند. قشر صدر نشین جامعه در هرگونه ممکن آن، مکنت و رفا خویش را کم و بیش پاسداری نموده و حفظ کرده اند..! غم نان؛ رنج دیرینه انسان های مرتبط به لایه های پایین جامعه بوده است؛ این آنان هستند که برای بدست آوردن تکه از نان، قامت و جوانی خویش را در زیر فشار های مضاعف خم می بینند! بر همین مبنا؛ بازتاب تحریم های اقتصادی بخش ازجامعه جهانی در تقابل با ایران اسلامی؛ بار و فشار سنگینی ان بر گرده توده های فقیر و کم بضاعت این دیار کاملا مشهود و نمایان میباشد.

برای روشن شدن این موضوع، شکوه یی از یک راننده تاکسی در شهر قم را خدمت خوانده گان این سطور پیش کش مینمایم :« …هرگاه اگر گوشت کیلویی صد هزار تومان هم شود، برای آقایون که اون بالا نشسته اند و برای مان تکلیف تعیین مینمایند معلوم نه خواهد گردید..!…. اون ها همیشه سفره شان آماده اند؛ از کجا باید بدانند که من پیرمرد بدبخت راننده تاکسی، چطوری شکم زن و بچه هایم را دارم سیرمیکنم…! در پایان وقتی میخواهم از تاکسی وی پیاده شوم، به عنوان شکوه پاچه شلوارش را بالا میزند و پای اهنی اش را به من نشان میدهد … از تعجب دهنم باز مینماند! خدای من این پیر مرد معیوب چطوری همه روز با این پای فلزی اش دارد راننده گی مینماید..

دولت مردان ایران اسلامی، برای بیرون رفت از معضله تحریم و فرو کاست فشار این پدیده، گزینه کمک های « نقدینگی» به اتباع کشور خویش را به اجرا گذاشته اند. اجرای چنین گزینه ها « سبد های کمک و یارانه و..» از دیدگاه حقیر اهانت به ملت بزرگ و شریف ایران به حساب میرود! دولت جمهوری اسلامی ایران، غرور و حیثیت ملی شهروندان این سرزمین را نباید تا به سرحد چنین کمک های مقطعی و چندرقازی فروکش بنمایند! ملت های سالم و عزت مند، نه تنها بار دوش دولت ها نبوده، بلکه بستر مطمئن و پایدار، در راستای تحکیم و پایداری دولت ها به حساب میروند؛ مالیات میپردازند و عمل کرد دولت ها را کنترول و رهبری مینمایند و..! دولت جمهوری اسلامی ایران، در راستای رفاه و سعادت ملت بزرگ و افتخار بر انگیز خویش، باید بار چنین فشار هایی را که این ملت شایسته ان نیستند، از فرا راه این مردم عزیز بردارند. تا در گذر تاریخ شاهد عزت و سربلندی فزون تر این جامعه و مملکت باشیم! به امید آن روز… ادامه دارد…

1,001بازدید

کامنت بسته شده است.