««ولادت سبط اکبر»»

مصطفی خرمی ۸:۲۹ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
««ولادت سبط اکبر»»

««ولادت سبط اکبر»»
********

ابومحمد حسن بن علی بن ابیطالب در شب نیمه رمضان المبارک سال سوم هجرت، در مدینه منوره چشم به جهان گشود. مولودی مبارکی که بیت نبوت و جایگاه رسالت و تمام مدینه را غرق شادی و سرور نمود. بویژه این شادی و شور در چهره مبارک پیامبر اکرم(ص)موج می زد، به گونه ای که کسی تا آن روز پیامبر را این گونه شاد و خندان ندیده بود. حضرت نخستین نوه اش را با محبت تمام در آغوش گرفته، صورت کوچک اش را غرق بوسه نمود و نام مبارک اش را، «حسن» گذاشت. آنگاه دستور داد گوسفندی برایش عقیقه کنند[۱].

فضایل و شرف در نسب!

در شرافت و فضیلت نسبی این امام بزرگوار همین بس که جدّ ارجمند اش محمد مصطفى(ص) خاتَم و خاتِم پیامبران الهی؛ پدر بزرگوارش على مرتضى(ع) اولین امام بعد رسول و سرور اوصیا؛ مادر گرامی اش فاطمه زهرا(س) پاره تن رسول‌خدا(ص)؛ جدّه بزرگوارشان خدیجه الکبری(س) نخستین بانوی بزرگواری که اسلام آورد و تمام اموال و دارایى خود را در راه خدا، ترویج آیین آسمانی اسلام و تبلیغ رسالت پیامبر(ص)بخشید. عموی گرامی شان جعفر طیّار؛ عموى پدرشان حمزه سید الشهدا؛ جدّ بزرگوارشان ابوطالب بود که در موارد مختلف به یارى و دفاع از رسول‌خدا(ص) پرداخت و در راه دفاع از آن حضرت هر نوع رنج و آزار را به جان خرید. جدّ اعلای شان عبدالمطلب، شیبهالمحمد و سید سرزمین بطحا، و جدّ اجداد شان هاشم، مهماندار حاجیان خانه خدا و تهیه کننده غذا براى نیازمندان بوده و از سروران قریش به شمار مى‏رفت.

imam_hasan1

محبت شدید پیامبر(ص) به امام حسن(ع)

رسول‌خدا(ص) فرمود: خداى تعالى نسل هر یک از پیامبران را از صلب خود آنها معین فرمود؛ اما، فرزندان مرا از نسل على بن ابى طالب قرار داد. برأ بن عازب گوید: روزى رسول‌خدا(ص) را مشاهده کردم در حالى که حسن بن على را بر دوش خود نشانیده بود و مى‏گفت: «اللّهم انّى احبه فاحبه» «بار خدایا من او را دوست دارم تو هم او را دوست بدار[۲]». در روایت دیگرى جمله «فاحبّ من یحبّه» نیز اضافه شده است، به این معنى که «خداوند دوستداران او را نیز دوست بدار». در جای دیگر همین روایت با اندک تفاوتی جمله ای را با خود دارد که پیامبر فرمود: «من احبّنى فلیحبّه» «هر کس مرا دوست دارد، باید او را دوست بدارد».

روزی پیامبراکرم(ص)در خانه فاطمه(س) نشسته بود در این هنگام امام حسن(ع) وارد شد و به سرعت به سوی جدش بزرگوارش دوید. حضرت وى را در آغوش گرفته، بوسید و گفت: «بار الها من او را دوست دارم و دوستداران او را نیز دوست دارم». گویند: رسول اکرم(ص) هنگام عبور از کوچه ناگهان چشم اش به حسن(ع) افتاد که مشغول بازی بود، حضرت به تعقیب امام حسن(ع) پرداخت تا آنکه وى را بگرفت و یک دست بر گردن و یک دست بر سر او بگذاشت و غرق بوسه‏اش ساخت و آنگاه فرمود: «حسن منّى و انا منه احب اللّه من احبه» حسن از من و من از حسنم، خداوند دوستدار او را دوست دارد.

امام حسن(ع)در کلام رسول‌خدا(ص)

  • رسول اکرم(ص) فرمود: «لو کان العقل رجلاً لکان الحسن[۳]»‏ اگر قرار بود عقل به صورت انسانى مجسم شود، همانا به صورت «حسن» جلوه مى‏کرد.
  • پیامبراکرم(ص) فرمود: «الحسن و الحسین امامان، قاما او قعدا[۴]» یعنى حسن و حسین امام هستند: چه قیام کنند و چه سکوت نمایند.
  • رسول‌خدا (ص) فرمود: «أشبهت خلقى و خلقى[۵]» تو(امام حسن) از لحاظ آفرینش و خلق و خوى (صورت و سیرت) همانند من هستى.
  • رسول اکرم(ص) فرمود: «اما الحسن فان له هیبتى و سؤددى و أما الحسین فله جودى و شجاعتى» هیبت و سیادت من در وجود «حسن» و بخشش و شجاعتم از آن «حسین» است.
  • پیامبراکرم(ص) فرمود: «أنتما الامامان والامّکما الشفاعة» شما هر دو(حسن و حسین) امام و پیشوا هستید و مادرتان حق شفاعت دارد.
  • رسول اکرم(ص) فرمود: «و هو سیّد شباب اهل الجنّة و حجّة الله على الامّة، أمره امرى و قوله قولى، من تبعه فانّه منّى و من عصاه فانّه لیس منّى…» او(امام حسن) سردار جوانان اهل بهشت و حجت خدا بر امت است. فرمان او فرمان من است و گفتار او گفتار من است. هرکس از وی متابعت کند از من متابعت کرده است و هرکس با وی مخالفت کند با من مخالفت کرده است.
  • در روایت دیگرى از انس بن مالک: روزى حسن بر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله، وارد شد، خواستم او را از پیامبر دور سازم، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: «ویحک یا أنس، دع ابنى، و ثمرة فؤادى ، فان من آذى هذا فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى الله‏» واى بر تو اى انس، فرزند و میوه دلم را رها کن! هر کس این کودک را اذیت کند، مرا اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند، خداوند را آزرده است».
  • رسول‌خدا(ص) فرمود: «اللهم ان هذا ابنى و أنا أحبّه، و أحب من یحبّه»‏ خدایا این کودک، پسر من است و من او را دوست مى‏دارم، او را دوست بدار و خدایا دوستداران او را نیز دوست بدار! .
  • در جای دیگر فرمود: «أحبّ اهل بیتى الىّ الحسن و الحسین …» محبوب‏ترین افراد از خاندانم نزد من، حسن و حسین است.
  • پیامبراکرم(ص)فرمود: «هذان ابناى من أحبّهما فقد أحبّنى» این دو،(امام حسن و امام حسین) پسران من هستند؛ هر کس آن دو را دوست بدارد، مرا دوست داشته است.
  • در مورد دیگر فرمود: «هذان ابناى، و ابنا ابنتى؛ اللهم انى أحبّهما و أحبّ من یحبّهما» این دو،(امام حسن و امام حسین) پسران من و پسران دخترم هستند؛ خدایا! من آن دو را دوست مى‏دارم و نیز هر کس را که آن دو را دوست بدارد، دوست مى‏دارم .
  • رسول اکرم(ص) فرمود: «اللّهمّ انّ هذا ابنى و انا أحبّه فأحببه و أحبّ من یحبّه» پروردگارا! این کودک (امام حسن) پسر من است و من او را دوست مى‏دارم؛ پس او را دوست بدار و هر کس که او را دوست مى‏دارد، نیز دوست بدار!

مهمترین تحولات عصر امام حسن(ع)

  • محبت پایان ناپذیر رسول‌خدا(ص) به امام حسن نشانه محبوبیت و عظمت مقام وی نزد پیامبر است.
  • شرکت در مراسم مباهله بعنوان مصداق بارز فرزند پیامبر(ابنائنا) .
  • شاهد گرفتن حسنین(ع)از سوی پیامبراکرم(ص)در کودکی در جریان معاهده با مردم طائف.
  • شرکت حسنین(ع)در بیعت رضوان، تنها کودکانی شرکت کننده در این مراسم.
  • اعلان امامت حسنین(ع)از سوی پیامبراکرم(ص)در همان زمان کودکی.
  • شهادت حسنین(ع)در حمایت از حق مادر شان در جریان غصب فدک از سوی خلیفه اول.
  • احتجاج در زمان کودکی، در حمایت از حق غصب شده پدرش در برابر خلیفه اول و دوم.
  • شرکت امام در مراسم تودیع با ابوذر غفاری صحابی بزرگ رسولخدا(ص)، هنگام تبعید به ربذه.
  • شرکت امام حسن(ع) در فتوحات اسلامی.
  • شرکت امام در نگهبانی خانه عثمان خلیفه سوم در جریان انقلاب مردم، بدستور امام علی(ع).
  • نقش برجسته در تشویق مردم هنگام بیعت با امام علی(ع).
  • اعزام از سوی امام علی(ع) به کوفه برای فراخوانی مردم برای شرکت در جنگ با مخالفان.
  • شرکت در جنگ‌های تحمیلی جمل، صفین و نهروان در کنار پدر بزرگوارش امام علی(ع).
  • بیعت با امام حسن(ع)پس از شهادت امام علی(ع)بعنوان خلیفه در ۲۱ رمضان سال چهلم هجرت.
  • اعزام کارگزارن و صدور فرامین و دستور ها در آغازین روزهای خلافت، از سوی امام.
  • نامه نگاری با معاویه برای ترغیب وی در اطاعت از جایگاه خلافت.
  • خیانت فرماندهان و سران سپاه امام و نیز سران قبایل و پیوستن به معاویه.
  • زخمی شدن امام بدست یکی از خوارج و غارت خیمه وی به دست مخالفان.
  • صلح تحمیلی با معاویه و واگذاری قدرت به وی در جمادی الاول سال ۴۱ هجری.
  • باگشت به مدینه و سکونت در شهر پیامبر، آغاز دوران خانه نشینی.
  • مسمومیت با توطئه معاویه و شهادت در سن ۴۹ سالگی در ۲۸ صفر سال ۵۰ هجری.

مصطفی خرّمی
۱۰ /۳ /۱۳۹۷
برابر با پانزدهم رمضان المبارک ۱۴۳۹ هـ.ق .

**********

[۱]- شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۳۴۶ .

[۲]- ابن جوزی، تذکره الخواص .

[۳]- فرائد السمطین، ج۲، ص۶۸ .

[۴]- مجمع البیان، ج۲، ص۴۵۳؛ کشف الغمّه، ج۲، ص۱۵۹ .

[۵]- حیاة الحسن علیه السّلام، ج ۱، ص ۲۹؛ سیرة الأئمة الاثنى عشر، ج ۱، ص ۵۱۳؛ صلح الامام الحسن علیه السّلام، ص ۱۵٫

151بازدید

کامنت بسته شده است.