ولایت جاغوری و شرکای خاص

عزیزالله جاغوری ۷:۴۵ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
ولایت جاغوری و شرکای خاص

ولایت جاغوری و شرکای خاصFB_IMG_1588620887034

بعد از اعتراض ۸ ثور در جاغوری تعدادی زیادی از دوستان کمپاین دادخواهی برای ولایت شدن جاغوری راه‌ اندازی کردند. البته جاغوری در گذشته نیز ولایت و حکومت اعلی بوده است. در یک‌ونیم دهه اخیر تنها مطالبه جدی هزاره‌‌ها و هزاره‌های غزنی مطالبه ولایت جاغوری بوده است.
جاغوری، مالستان، قسمت‌های از ارزگان‌، زابل، رسنه، مقر، قرباغ و ناور هم به دلیل دوری از مرکز هم به دلیل وسعت جغرافیایی ( کوهستانی بودن) و جمعیت در حد ولایت درجه دو می‌باشد.
تاسیس واحد اداری در حد ولایت درجه دو جدای بحث آرمان و آرزو مردمی، یک ضرورت مبرم این ولسوالی‌ها است‌. تاسیس این ولایت از هر جهت در زمینه حکومت داری خوب، تقویت روحیه ملی و احساس تعلق خاطر به وطن، ارائه خدمات موثر و مشارکت مردم به نفع دولت افغانستان است. در مقابل با تاسیس این ولایت هیچ ضرر‌ و صدمه‌ی مادی یا معنوی به دولت وارد نمی‌گردد.
به استثنای جاغوری و مالستان به دلیل حمایت مردم از نظام و دولت افغانستان تمام این ولسوالی‌ها و مناطق دیگر تحت تسلط طالبان است. تنها دلیل تسلط طالبان در این ولسوالی ها و مناطق ناتوانی حکومت محلی غزنی است. ولایت غزنی با داشتن ۱۸ ولسوالی و جغرافیای کوهستانی توان مدیریت و ارائه خدمات و تامین عدالت اجتماعی و انکشاف متوازن را ندارد بنابراین تعدادی زیادی از این ولسوالی‌ها به ساحه‌خلوت طالبان و نیروهای مخالف دولت مبدل گردیده است.
تاسیس ولایت جدید باعث مدیریت سالم این ولسوالی‌ها و مشروعیت دهی و حاکمیت دولت می‌شود. با تاسیس ولایت مکاتب در این ولسوالی باز می‌شود، مردم از خدمات صحی برخوردار می‌گردند، در انتخابات شرکت می‌کنند و به دلیل برخورداری از امتیازات شهروندی دولت را به رسمیت می‌شناسند و من فکر می‌کنم این به ضرر هیچ کس و نهاد نیست. دولت بجای تخصیص بودجه برای سرکوب گروه‌های تروریستی و بازسازی خراب‌کاری طالبان بهتر است برای آموزش و صحت و انکشاف بودجه ولایتی اختصاص بدهد.

اما خبط تیکه‌داران قومی و بد مطرح کردن ولایت جاغوری:

#یکم؛ دوران کرزی فرصتِ خوبی برای ایجاد و تاسیس این ولایت بود. رهبران قومی به منظور استفاده‌ی سیاسی این ولایت را گذاشتند برای چانه‌زنی و ممانعت کردند تا بتوانند در انتخابات و دیگر مسائل نیازمند به حمایت مردم از آن استفاده کنند. استاد خلیلی و استاد محقیق حتی به عنوان گزینه محبوب شدن با این نیاز اداری برخورد کردند.
در دوران کرزی ولایت جدیدالتاسیس جاغوری توسط هیات با صلاحیت دولت بررسی گردیده و به عنوان یک نیازمندی اداری تشخیص و تثبیت شد. به دلایل که ذکر شد اساتید با تاسیس آن مخالفت کردند.

#دوم؛ بد مطرح کردن ولایت جاغوری؛
ولایت جاغوری یا غزنی باختری یا هر نام دیگر برای سرکار گذاشتن و ایجاد موج‌های فرسایشی در مقابل این خواست مردمی استفاده شده است. مسئله این نیست که نام این ولایت چه باشد، قصه این است که دولت اگر بخواهد ولایتی را تاسیس کند بخاطر انتخاب نام آن تعلل نمی‌کند. حتمن کمیته‌ی به صورت تخصصی این کار را انجام می‌دهد. مسئله سرکار گذاشتن مردم است که برای زدن به سر و صورت همدیگر موضوع و بهانه‌ی داشته باشند.
از طرفی تاسیس ولایت به مثابه یک نیازمندی اداری به منظور حاکمیت قانون و مشروعیت بخشی به دولت مرکزی مطرح نشده است. بحث تاسیس ولایت شدن جاغوری را حیثیتی کردند و این اربابی بیش نیست.
ولایت غزنی از ۱۸ ولسوالی این ولایت بالای ۴ ولسوالی هم به صورت کامل تسلط ندارد و این به خوبی ناتوانی یک ولایت را در این گوشه‌ی کشور هویدا می‌سازد. بجز مالستان و ناور و جاغوری در هیچ ولسوالی مکاتیب به صورت عموم باز نیست. شفاخانه نیست. امکانات صحی نیست. امنیت و بیرق ملی نیست. تعلق خاطر به این کشور هم نیست.

#سوم؛ اگر ولایت نشود چه می‌شود؟‌

آن‌های که در مجلس نمایندگان یا پشت‌هر میکروفون دیگر رگ غیرت افغانی‌اش می‌پندد و جیغ می‌کشد که هرکس‌ بحث فدرالی را مطرح می‌کند خائین‌ ملی و جاسوس اجنبی است باید این‌ را هم بداند که چرا و در چه شرایطی چنین خواست‌های شکل می‌گیرد؟ آیا آنهایی که زمینه تجزیه و نفرت را در این وطن فراهم می‌کند خائنین و جاسوس‌های واقعی نیست؟
وقتی اکثریت شهروندان از خدمات دولتی و امتیاز شهروندی محروم بمانند و حتی خواست یک واحد اداری به منظور تقویت حکومت مرکزی و حاکمیت دولت تفسیر قومی و امتیازی شمرده شود‌ چکار کنند؟
آن‌های که برای شان امارت این روحیه را می‌دهد طالب می‌شوند و خودشان برای خودشان امارت و ولایت می‌سازند آنهای‌ که به آینده‌ی این وطن تعلق خاطر دارند از ناچاری‌ دست به اعتراض مدنی و شهروندی می‌زنند. مگر چقدر می‌شود سکوت کرد و دم نزد و اعتراض مدنی کرد؟ بالاخره در هر جامعه افرادی هست که با این ادبیات دادخواهی سر مخالفت بگیرند.
بنابراین بخشی از ضعف و نارسایی‌های کشوری مربط می‌شود به ناکامی نظام متمرکز‌ و بخشی از نارسایی و ناکامی‌های نظام متمرکز کشور ناشی از نگاه‌ قومی به واحدهای اداری و ناتوانی حکومت‌های محلی به دلیل محدویت صلاحیت ارائه خدمات شهروندی و انکشاف متوازن است.
افغانستان برای انکشاف و ترقی نیاز به اقتدار و مرکز تصمیم گیری مقتدر دارد و این اقتدار بدون همراهی مردم بدست نمی‌آید و همراهی مردم بدون انکشاف متوازن و بهرمندی‌ از امکانات و امتیازات شهروندی ممکن نیست.
پس دولت به منظور اقتدار و مشروعیت‌گیری و حاکمیت در هر جای و گوشه‌ی کشور که نیاز به ایجاد واحدهای اداری است با نگاه اداری اقدام کند. ولایت جاغوری یکی از این نیازمندی های مبرم است.

#چهارم‌؛ مسئله نام‌ ولایت؛

آغا ماشالله در یکی از نقش‌هایش با شریک‌اش دکان بوت فروشی افتتاح می‌کند. جنجال شان روی نام دکان است. پشنهاد شریک‌اش این است که بگذار بوت فروشی فرید و آغا ماشالله. آغا ماشالله اصرار دارد که نه باید آغا ماشالله و فرید باشد. یا اصلن‌ چون من کلان‌تر هستم و پول بیشتر دادم باشد آغا ماشالله. اما فرید همکارش قبول نمی‌کند. بالاخره هردو توافق می‌کنند که نام بوت فروشی را بگذارند ( آغا ماشالله و شرکای خاص ) تا دیگران هم احساس غریبی نکنند.
حالا هم مسئله نام ولایت که ما می‌خواهیم تاسیس شود این‌گونه است. عده‌ی شروع کردن به نشر کار خانگی دانشگاهی شان درباره عظمت و شکوه غزنی‌ باستان که فعلن تعویذ نویسان و زیارت موی مبارک در شهر غزنی مشتری بیشتر از زیارت و کتاب بیهقی و سنایی دارد . عده‌ی هم کمتر از جاغوری قناعت ندارند و کمتر از آن را توهین به مردم شریف این خطه‌ی خطیر می‌شمارند.
باید اشاره کرد که نام ولایت، نام دکان بوت فروشی آغا ماشالله نیست که روی آن چانه زنی کنیم و بگویم نام ولایت شود: ” ولایت جاغوری و شرکای خاص/ ولایت غزنی باختری به ویژه جاغوری به جز قسمت‌های از ناور/ ولایت بهسود، ناهور به جز جاغوری و مالستان “. حکومت و مجلس نمایندگان داریم. از بیکاری هروز بوتل جنگی‌ دارند. از طرفی ایجاد واحد اداری جدید هم هیات و کارشناس دارند که یکی از وظایف شان انتخاب نام است. پس نکو‌ همان که نام را بگذاریم به عهده‌ی آن‌ها. هیچ نشد قانون پیشک‌/قرعه که است.
#پنجم؛ ادبیات و شیوه دادخواهی
غزنی یازده وکیل در پارلمان دارد. بد بختی همه‌هم هزاره اند. بدبختی از این جهت که تمام کار این‌ها همین بود که در سطح مردم و شهروندان غزنی تبعیض و نفرت تکثیر کردند الا خیر این‌ها به هزاره‌های غزنی چه که به ملای قریه‌شان هم نرسیده. حداقل کاری که این‌ها می‌توانند مطرح کردن بحث ولایت شدن جاغوری ( هرنامی که دوست دارید ) در پارلمان کشور و لابی کردن برای تاسیس این ولایت است. باید این‌ها در دوره وکالت خدادادی شان این کار بکنند اگر نکنند خیلی خیلی چیز استند.
معاونت اول جناب صالح و معاونت دوم ریاست جمهوری جناب استاد دانش و جناب رییس جمهور که قول وطنی دادند باید به قول شان عمل کنند. برای عملی شدن قول و قرار این بزرگان باید بزرگان و حامیان تیم دولت ساز به صورت منظم و هدفمند یاد آوری و دادخواهی کنند.
الا پرو فایل بدل کردن و مشق کردن نام ولایت جز ماساژ روانی بیش نیست. ( گفت مشق نام لیلی میکنم/ خاطر خود را تسلی می‌کنم/ چون میسر نیست بر من کام او/ عشق بازی میکنم با نام‌ او‌ )

سخن آخر؛
• خائین‌ ملی کسانی است که روا دارای ندارند و دیگران را نمی‌خواهد. اگر دور دست ترین ولسوالی بدخشان به ولایت ارتقا یابد به کجای منافع ملی کشور بر میخورد؟ برای همه‌ بخواهیم اگر میخواهیم این وطن خانه مشترک باشد. چانه هم نزنیم.
• دوستان عزیز بهسود و دیگر قومای‌ گل، ولایت شدن بخشکی‌ گوشت‌ نذری نیست که اگر یکی‌ خواست دیگری هم از روی لجبازی بخواهد. ولایت شدن یک ضرورت اداری است. هرکجای این وطن نیاز باشد باید ایجاد شود. این یخگله و سیال داری‌های بی چمرس چه معنی. این کارها حد اقل در شان فرهنگیان ما نیست. ولایت شدن جاغوری و شرکای خاص

70بازدید

کامنت بسته شده است.