“پهلوان روزیی انگوری”

مصطفی خرمی ۳:۱۰ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
“پهلوان روزیی انگوری”
“پهلوان روزیی انگوری”
*******
در هوای نسبتا سرد اما دل انگیز یک روز بهاری مردم ناوه گری با شور و شوق، دسته دسته به سمت [تنگی الغزار] روان بودند، آخر آنروز مسابقه مهمی در زورآزمایی میان یک پهلوان دیوپیکر [اوغوو] و یک پهلوان نامی مردم [آزره] در جریان بود! زن و مرد، خورد و کلان به اهمیت و حساسیت چنین زورآزمایی واقف بودند! چرا که پیروزی یا شکست در این مسابقه کم نظیر به معنایی پیروزی یا شکست یک فرد نبود، بلکه به معنای پیروزی یا شکست تمام آزره یا تمام اوغوو تعبیر می شد. برای همین، این خبر حتی خانم ها را نیز حساس نموده و برای پیروزی پهلوان هزاره دست به دعا برداشته بودند.
******
آن سو ترک، در تنگی الغزار، غوغا و هیاهویی مردم تا آسمان اوج گرفته بود. دسته های از دو قوم [آزره] و [اوغوو] در بلندی دو طرف دره مستقر شده بودند تا از نزدیک شاهد رقابت میان دو پهلوان به نمایندگی از دو قوم همسایه و درعین حال رقیب دیرینه باشند. گویی افراد هر دو قوم با درون ملتهب، ترس و هراس گنگی دل ها شان را به تب و تاب بیشتر واداشته باشند، همه زیرلب برای پیروزی پهلوان خود مشغول دعا بودند!
******005
ساعتی بعد دو پهلوان در میدان حاضر شدند، شور و هلهله خلق برای تشویق پهلوانان، بیش و بیشتر گردید. دو پهلوان همچنان دور میدانک چرخ زده و به تشویق های مردم پاسخ میدادند …! مسابقه دو پهلوان با پرتاپ سنگ همراه با نوعی رجزخوانی آغاز گشت، هر بار بر حجم و وزن سنگ اضافه میگردید و با پیروزی هر پهلوان، فریاد تشویق بیش از پیش اوج میگرفت! پهلوان دیوپیکر [اوغوو] برای اینکه حریف ریزنقش هزاره را شکست دهد هربار سنگی بزرگتری را انتخاب و تا مسافت مشخصی حمل میکرد و عرق ریزان حریف هزاره به مقابله فرامیخواند! اما هربار پهلوان غیور و غیرتی آزره مردم اش را ناامید نمیکرد و وزنه های سنگی پهلوان اوغوو را به راحتی مهار نموده و غریو شادی مردم آزره به آسمان میرفت.
******
در آخرین مرحله، پهلوان اوغوو سنگ بسیار بزرگی را به سختی تمام روی شکم گرفته و چن متری حمل نمود و پهلوان آزره را به رقابت فراخواند، پهلوان نامی مردم هزاره، برای اینکه به رجزخوانی های پهلوان اوغوو برای همیش خط پایان گذارد، با غیرت تمام به داخل آب رودخانه پا گذاشته و سنگی آبی بزرگتری را به سختی از جا کند و دوبرابر مسافت رقیب خویش برده و از رقیب اوغوو خواست که آن را سر جای نخست اش بازگرداند، پهلوان اوغوو به ناچار و مصمم عزم حمل سنگ آبی را نمود، اما هرچه تلاش می نمود، کمتر نتیجه می گرفت! عرق ریزان و به دشواری تمام فقط توانست نصف راه را حمل و با بالا بردن دست به ناتوانی خود اعتراف و رسما تسلیم گردید! فریاد شادی مردم هزاره به آسمان بالا رفت و پهلوان نامور خویش را سر دست بلند نموده هلهله کنان به سمت انگوری حرکت نمودند. در آنسو، مردم اوغان ناراحت، غمگین و سرافکنده با پهلوان شکست خورده خویش به سمت اوتله به راه افتادند!
******
پیروزی افتخار آفرین [پهلوان روزیی انگوری] گرچه سرفرازی و پیروزی بسیار شرینی را برای مردم آزره به ارمغان آورد، اما متأسفانه برای خود پهلوان شجاع و غیور آزره بسیار گران تمام شد، زیرا حمل و مهار سنگ آبی بسیار سنگین که پیروزی وی و مردم اش را درپی داشت، به پهلوان آسیب جدی درونی زده و سبب بیماری دوامدار وی گردید و در نهایت به مرگ غم انگیز پهلوان انجامید! در واقع پهلوان نامور هزاره در این مسابقه با شجاعت تمام از جان خود برای سرافرازی مردم خویش مایه گذاشته بود.
******
گویند: پس از دفن [پهلوان روزیی] ده مرد به سختی سنگ مذکور را به گورستان عمومی انگوری حمل نموده و بر مزار [پهلوان روزیی] نصب نمودند که تا کنون همچنان ایستاده و پا برجاست.
روح اش شاد و یادش جاویدان باد!
*****
 م، خرّمی
۵/۱/۹۶
295بازدید

کامنت بسته شده است.