چرا سادات خواهان هویت مستقل اند؟

مدبریت ۶:۱۴ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
چرا سادات خواهان هویت مستقل اند؟

چرا سادات خواهان هویت مستقل اند؟Screenshot_۲۰۱۷۰۸۱۴-۱۰۱۲۵۹_1

یک مقدمه ودو نوشته حسن ختام برای یک بحث انحرافی

۱- در این خراب شده هیچ چیزی من جمله خواسته های ادم ها بدرستی وهمه جانبه به برسی گرفته نمی شود . هر کسی از منظر علایقش یک جانب بحث را گرفته وشروع به استدلال می کند حال اگر این مورد از اساس کج باشد دیوار هم تا ثریا کج خواهند رفت .

۲- تبدیل کردن این بحث به عنوان بحث روز ، یک بحث انحرافی وغیر قابل بخشش است . در شرایط که دشمنان وقتی در میرزاولنگ ودر بسیاری از مناطق که فاجعه افریدند  ، به شواهد تاریخ، هیچگاه به دنبال ان نبودند که سید را از هزاره جدا کنند . طرح این بحث در چنین شرایط ، که قلم باید برعلیه دشمنان اصلی روی دست گرفته شود یک بحث استعماری انحرافی دانسته و از جانب هر کسی مطرح شود غیر قابل قبول وبخشش است.

۳- ما انسان هستیم و ازاده ، حق انتخاب داریم . حال اگر هزاره ودیگر اقوام حق درج نام در تذکیره را داشته باشد ، چرا سادات نداشته باشد?! . حال اگر ماندن سادات در کناره هزاره به نفع شیعه باشد مثلا انها نمی خواهند دیگر این نفع وجود داشته باشد و یا برعکس . بزور که نمی شود هویت کسی را کتمان کرد ویا منافع شیعه را بدست اورد  .چه مقدار مسایل زیادی در دنیا به نفع شیعه است وما قادر به انجام ان نیستم اوردن سادات و هزاره در تحت یک ادرس یکی از این نفع ها است . نشد که نشد . ایاارزش این را دارد که مغز وقلم ها بجای اینکه نقشه فاشیست ها را که  برای براندازی نسل کشی هر دو  لحظه شماری میکند رو کند به تحلیل بگیرد ومردم را بیدار نمایند ، بیایند به این بحث انحرافی اذهان را مشغول کنند . این است که بعضی دوستان داغ کردن چنین بحث را در شرایطی که چنین نسل کشی در حال جریان است بدون مرض وغرض نمی داند .

۴- اصل این بحث ار نگاه تاریخی وجامعه شناسی ومردم شناسی یک از مباحث جذاب قابل طرح است . این بحث زمان مکان شرایط خودش را می طلبد که باید به ان پرداخته شود . نه در شبکه های اجتماعی وبرای درگیر کردن شیعیان در میان خودش . لذا دامن زدن طرح چنین بحث های انحرافی در چنین شرایط به صلاح سید وهزاره نیست .یقینا یک بحث انحرافی استعماری وغیر قابل بخشش است .

نوشته ای که می خوانید از جناب اقای احسانی است  به سوال روز پاسخ ارایه کرده امید که این پاسخ ونوشته چهارده مرحله ای جناب اقای فیاض حسن ختام این بحث انحرافی باشد .والسلام

مدیریت جاغوری یک

چرا سادات خواهان هویت مستقل اند؟

من معمولا دوست ندارم با کسی مجادله و بحث کنم و یا جواب کسی را بدهم زیرا کسانی با غرض ورزی و تعصب می نویسند قانع کردنش سخت است. اما پاسخ یاد داشت خلیل صدرا را می نویسم چون ایشان نه از روی غرض بلکه از سرخیرخواهی می نویسد. پاسخم را با طرح یک سوال شروع می کنم

چرا سادات به فکر استقلال و هویت قومی مستقل از هزاره ها افتاده اند؟
وقتی در فیسبوک عضو شدم اسمم را نوشتم میرزاحسین احسانی. چند نفر از دوستان هزاره کامنت گذاشتند که از سید بودنت خجالت می کشی که سیدش را حدف کردی؟!
من هم تصمیم گرفتم که پیشوند سید را هم به اسمم اضافه نمایم.
چندی قبل نوشتم: قوم گرایی از دیگران زشت و از سادات زشت تر است!
شما(خلیل صدرا) در پاسخ نوشتید که در خود این جمله برتری جویی نهفته است. در حالیکه این گونه نیست مثلا اگر کسی بنویسد سیگار کشیدن برای دیگران زشت و برای آخوند زشت تر است! آیا این برتری جویی است؟
اما اینکه چرا سادات به فکر داشتن هویت مستقل از هزاره ها افتاده اند؟ این کار دلایل زیادی دارد:

۱٫ پس از سرنگونی دولت نجیب وشعله ورشدن جنگهای داخلی و شکست حزب وحدت در افشار و سقوط علوم اجتماعی به دست شورای نظار و اتحاد اسلامی مرحوم مزاری برای توجیه شکست اول دو نفر بیگناه هزاره را به جرم سنگر فروشی و همکاری با دشمن اعدام کردند ان دو نفر جنرال صداقت و اکبری برادر نور اکبری نماینده دایکندی در پارلمان بودند.
پس از مدتی با مشورت یاران شعله ای و خلقی خویش به این فکر افتاد که دیوار کوتاه پیدا نماید تا تقصیر شکست تلخ و مفتضحانه را گردن آنها بیاندازند به همین دلیل سادات را متهم به خیانت و کوه فروشی کرند وموج تبلیغات مسموم علیه سادات به راه افتاد و زندگی را برای سادات در غرب کابل دشوار ساخت. نشریه های امروز ما و عصری برای عداوت و… بمبارات تبلیغاتی شدیدی علیه سادات به راه انداختند و عرصه را بر سادات تنگ کردند به نحوی که برخی سادات مجبور به تقیه شدند!

۲٫ با سقوط طالبان و تشکیل نظام جدید و زیرشدن شهید کاظمی و مرحوم انوری تبلیغات به راه انداختند که سادات حق مارا خوردند این وزارت ها مال هزاه ها است پس چرا سادات وزیر شده اند؟! سادات که هزاره نیست!

۳٫ عالی جنابان محقق، خلیلی و صادق مدبر بخشنامه صادر کردند که هرکس اول نامش س باشد نباید در دولت استخدام شوند.

۴٫ وقتی عالمی بلخی به وزارت مهاجرین انتخاب شد و از پارلمان رأی آورد داد و فریاد بلند شد که حق هزاره ها به سید داده شد و سیدها باز حق هزاره هارا خورد انگار سادات، بیات، قزلباش و خلیلی ها سهمی از حق شیعیان در دولت ندارند و وزارت خانه ها و پست های دولتی تنها مختص هزاره های تباری اند!

۵٫ یکی از معاونتهای وزارت دفاع سهم شیعیان بود و برای تصدی آن پست جنرال حسینی از سادات پغمان را انتخاب کردند خلیلی و محقق اعتراض کردند که این پست سهم هزاره ها است و جنرال حسینی سید است نه هزاره و مانع تصدی آن پست توسط جنرال حسینی شدند! و آن پست به پشتون ها واگذار گردید! یعنی محقق و خلیلی راضی شدند که آن پست دست پشتونها بیفتد اما دست سادات نباشد!

۶٫ قرار شد سید عسکرموسوی وزیر تحصیلات عالی شود باز خلیلی ومحقق مخالفت کردند که موسوی سید است و هزاره نیست در حالیکه دکتر موسوی عسکر نصری ها بود و هویت هزاره هارا در جهان معرفی کردند و تاریخ هزاره هارا به زبان انگلیسی نوشت. و همیشه از باندمزاری دفاع می کرد!

۷٫ سید اعلا رحمتی قومندان نصری ها والی سرپل شد محقق و طرفدارانش هر روز با او مخالفت کردند تا اورا مجبور به کناره گیری نمایند!

۸٫ هزاره ها اعتراض کردند که در بانک مرکزی حتی یکنفر هزاره هم نیست چرا اینقدر تبعیض می کنید؟ بانک مرکزی اسامی وقومیت مقامات بلند رتبه اش را مننشر کرد که در آنجا سید اسحاق علوی از اقوام و دستان بنده معاون سیاست پولی بانک مرکزی است و قومیتش را هزاره نوشته بودند. خیلی از کاربران فیسبوک از جمله نسیم جعفری آن لیست را منتشر کردند و دور نام سید اسحاق علوی خط قرمز کشیدند و آن را به تمسخر گرفتند و گفتند اینکه هزاره نیست از اسمش پیداست که سید است یعنی اینجا هم سادات حق هزاره هارا خورده است!

۹٫ مورد مشابه در یک اداره دیگر رخ داده بود که دقیقا یادم نیست باز آن اداره لیست کارمندان بلند رتبه اش را با ذکر قومیت منتشر کرند که چند سید و چند هزاره جزء آن بودند بازهم دور اسم سادات خط قرمز کشیدند و گفتند اینها هزاره نیست ببینید که همه جا سادات حق هزاره هارا می خورد!!!
یعنی سهم شیعیان فقط و فقط مختص هزاره ها اند و سادات، قزلباشها، بیاتها، خلیلی ها و… هیچ حقی و سهمی ندارند و اگر در دولت پستی را می گیرند حق هزاره هارا غصب کرده اند و به ناحق در آنجا تکیه زده است!!!
آیا این موارد دلیل کافی برای سادت، قزلباشها، بیاتها و خلیلی ها نیست که خواهان هویت مستقل از هزاره ها شوند؟
در آخر همانگونه که بارها نوشته ام بازهم تأکید می کنم که درج قومیت یا مذهب و کلمه افغان در تذکره ها اصلا ضرورت و لزومی ندارد و در هیج جای دنیا مرسوم نیست واین تذکره به غیر افغانستانی ها که داده نمی شود و داشتن تذکره تابعیت هویت افغانستانی شهروندان کشور را ثابت می کند و همین کافی است.

حالا اگر قرار باشد که نام اقوام در تذکره ها ثبت شود باید نام همه اقوام ثبت شود تا دیگر اگر احیانا سیدی، قزلباشی، بیاتی و خلیلی و بلوچی در کدام پست دولتی منصوب شد نگویند که حق هزاره هارا خورده است.

با احترام  سید میرزا حسین احسانی

152بازدید

کامنت بسته شده است.