چــــه سازم

مدبریت ۱:۴۸ ب.ظ ۵

وطن با گل دمانت چه سازم

به آن جان نیم جانت چه سازم

 

بهار رفت و خزان آمد به باغت

به مرگ باغ و بوستانت چه سازم

 

زبهر حفظ تو آواره گـــشتم

به درد و غم هجرانت چه سازم

 

هزاران کشته، مجروح از زن ومرد

بدادم بهر درمانت چه سازم

 

بدادم (جان) تا شود درد تو درمان

به این دردی بی درمانت چه سازم

 

گیرم گرسالروز فتح تورا

با آتش دور دامانت چه سازم

 

ندارم خانه و جا و مکانی

بگو زین وضع به دمانت چه سازم

 

زکاتب تا به بلخی تا مــــزاری

با مرگ شیر مردانت چه سازم

 

شود گر ازبک و تاجک هزاره

برادر، با پشتون والت چه سازم

 

اگر روزی رود (ناتو) زخاکت

به طالب دشمن جانت چه سازم

 

گرفته ات جهان تورا به چنگال

بنام تنها آزادت چه سازم

 

جهان آمد که آبادت بسازند

به ساخت وساز ویرانت چه سازم

 

ازین پیمان که بستی با وشنگتن

با لندن یا با آلمانت چه سازم

 

چو صلصال و شهمامه شد نا بود

بدست دشمن جانت چه سازم

 

گر از نو از طلا شهمامه سازد

به ساخت چین وجاپانت چه سازم

 

بکشت بودای باستان را به جرمی

هزاره، حافظ جانت چه سازم

 

هزاره مالک خاک تو هستند

به سرآمد دورانت چه سازم

 

به کمکهای میلیارد ها دلاری

زسوی دوست دارانت چه سازم

 

به نام تو کمکها شد سرازیر

گرفتند قوم افغانت چه سازم

 

فراموش گر کنم تاریخ خونبار

با این حال پریشانت چه سازم

 

سازم گر با همه همسایگانت

با ایران و پاکستانت چه سازم

 

اگر روزی شود ( کرزی) مـــسافر

با جمع، خریدارانت چه سازم

 

مگو( دانش) دیگر بس کن گلایه

وطن جانم که با جانت چه سازم

 

گرچه من نمیخواستم شعر بگویم اما خواندن اشعار جناب آقای محسن زردادی مرا واشت تا جملات شعرگونه را بسرایم. حاج محمد دانش از اتریش.                           

+;نوشته شده در ;شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۰ساعت;۱۳:۴۸ توسط;حاج محمد دانش; |;

1,306بازدید

۵ دیدگاه »

  1. قربان عقرب ۲۸, ۱۳۹۰ در ۳:۰۱ ب.ظ -

    شنبه ۲۸ آبان۱۳۹۰ ساعت: ۱۵:۱

    سلام
    برادر شعر تان خیلی قشنگ بود, ولی اگر بتوانید اسم جاغوری را هم در بین شعر تان بیارید که خیلی قشنگتر می شود.

  2. شاعر عقرب ۲۹, ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۳ ق.ظ -

    یکشنبه ۲۹ آبان۱۳۹۰ ساعت: ۰:۵۳

    راستی شعر گفتن هم چه اسان شده دیگر وزن وقافیه .حتی محتوی هم مهم نیست پس بیائید همه شعربگوئیم

  3. نصوار پک عقرب ۳۰, ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۸ ق.ظ -

    دوشنبه ۳۰ آبان۱۳۹۰ ساعت: ۰:۴۸

    یار ه حاجی صاحب زنده خو باشی به همی شعر ناب و مقبول تان! کاشکی نزدیک میبودی تا به افتخار همی شعر خوب تان یک قوطی نصوار پول متک برای تان تقدیم میکدوم. جناب « شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاه عـــــــــــــــــــر» که ده بالا نظر داده از حسودی نظر داده، و الی شعر جناب حاجی صاحب بسیار عالی استه! امید وار هستوم که بازم شعر بسرایید!

  4. م انگوری قوس ۳, ۱۳۹۰ در ۹:۱۵ ب.ظ -

    پنجشنبه ۳ آذر۱۳۹۰ ساعت: ۲۱:۱۵

    دوستان عزیز چنانچه مقاله ویا شعری از کسی روی سایت امد . لطف کنید نویسنده را به باد مسخره نگیرید بهتر است راهنمائی شود تادر آینده شاهد بهتر شدنش باشیم . واز طرف دیگر اینکه نویسنده ها هم لطف کنند در حد توان خود بنویسند . بعضی هارا به شعر گفتن چه کار وعده ای را به نثر نوشتن آخر این درست نیست چون خوب مقاله مینویسی پس میتوانی شعر هم بگوئی ویا شاعر هستی پس همه کاره ای نه چنین نیست به نظر من هر کس خودش را اصلاح نکند با جناب نصوار پک طرف خاهد شد ونصوار تلخ به کامش ریخته میشود باز کسی گلایه نکند دوستان نسوار تلخ است تلخ و…… بدرود

  5. نصوار پک قوس ۴, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۲ ب.ظ -

    جمعه ۴ آذر۱۳۹۰ ساعت: ۱۲:۱۲

    م؟!! انگور ی صاحب کاشکی یک کمی انگور تحفه موکدی تا تلخی نصــــــــــــــــــــــــــواره از یاد میبردوم! مه کوچک تر ازو هستوم تا با کسی طرف شنوم!
    خا پای کلیگی شیم استوم! نوشته کید قومای خوبیم نوشته کید!!
    تمرین با سواد شدن کاربرد ان بیشتر ازگیرک زیدو استه نوشته کید، از حق و عدالت نویشته کید. از اتحاد از مو نوشته کید. و از بیدار شودون مو نوشته اید. از هویت مو نوشته کید و…