«چهار فصل جاغوری» «زمستان جاغوری»

مصطفی خرمی ۳:۳۴ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
«چهار فصل جاغوری»  «زمستان جاغوری»

«چهار فصل جاغوری»

«زمستان جاغوری»

jpeg000023390فصل سفید جاغوری، نمایشی ز زندگی
رنگ سفید برف ها، ستایشی ز بندگی

درخت های لخت و عور، نشان روز رستخیز
پرندگانی کوچ رو، نمایشی ز افت و خیز

برف و بوران و برفکوچ، سختی به بار آورند
صبر و قرار بایدت، بخت و بهار، آورند

برف سفید و پر ز راز، نعمت محبوب خدا
که چشمه ها جوشد از او، نعمت پر سود خدا

«ز می ستان» جاغوری، سفید پوش و بی نظیر
«قدید» به دیگ و دیشکه، چه خوشگوار و دلپذیر!؟

مجید ها گرم و شلوغ، ز شرّ و شور بچه ها
آخوند سائیب «سوته» بدست، به سِرّ وسُور بچه ها

jpeg000023149میرزایی خوب آغیلم«حمله» به صوت، سر کند
گاهی به «شاهنامه» اش، صوتی دیگر ز بر کند

به گلخونی مجید، عزیز، میله ای «شالملی» بود
به سنگ داغ شالملی، نغمه ز «حیدری» بود!

«شیغی» بازی به آفتاو، پرشور و شر بود عزیز
تیر، پراگ و گولی اش، پر بار و بر بود عزیز

میله ای خوب «اوششت» سبقت دوستان به هم
گرما و جوشی بس عجیب، سرعت دوستان به هم

گرما و شور زندگی جوشد ز سنگ «توخنه»
سرما و سوز گم شود، ز سنگ گرم «توخنه»

سفید دانه های برف، چو پنبه های برگریز
رقص کنان، چرخه زنان، کوپه به کوپه، ریز ریز

این فصل سرد برف ریز، زیبا به برف و بارش است
بی برف و بار ای عزیز، زشت و بدون سازش است

«ز می ستان» جاغوری، با برف و بار خوش بود
فصلی سفید جاغوری، بارش بیبار، خوش بود!

به یاد زمستان های پربرف جاغوری زیبا، که زمستان هایش یقیناً با برف زیباست!؟

مصطفی خرّمی
۲۰/ ۱۰ / ۹۳

1,165بازدید

کامنت بسته شده است.