!!! چه باید کرد ؟

مدبریت ۱۱:۱۷ ق.ظ ۱۴

سلام دوستان 

 ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات سروران عزیز .  این روز ها جاغوری کدام خبر خاص نیست که خدمت شما به عرض برسانم . دست تقدیر مرا به منطقه زیبای سبز چوب بالا هدایت کرد . مجبور شدم تا بعضی دوستان را که علاقه مند به دیدن خود گوی جدید بود همراهی کنم . وخود نیز مایل بودم از چند چون ماجرا از نزدیک سر در بیاورم  . قبل از آشنای با این خود گوی جدید و مصاحبه با آن باید عرض کنم که :

خرافه و خرافه گرائی یک پدیده اجتماعی است که در طول تاریخ  وجود داشته است . نقد بررسی خرافه و خرافه گرائی یک جستار بسیار اساسی واز اهمیت ویژه برخوردار می باشد .

زیرا جامعه بشری همواره در دام آن اسیر و گرفتار بوده و هستند . فرو رفتن به باور های خرافی و میزان برخورداری جامعه و افراد از  بهره های علمی ، به رشد و عقلانی آن جامعه بستگی دارد .

جامعه های ابتدائی و قبیلوی  متکی به باور های سنتی و عادات گذشتگان اند بشتر گرفتارهستند  ولی جوامع متمدن کمتر گرفتار خرافات اند .

خرافه گرائی در واقع همزمان با شروع شناخت بشر از خویش آغاز شده است. انسان ابتدائی در صدد برآمد تا با کمک ابزار ها به وقوع حوادث و آینده ها آگاهی یافته و از اتفاقات نا خوش آیند و ناگوار  جلوگیری به عمل آورند . تا به این گونه بر وحشت هایش فایق آمده تا بنوعی امنیت و آرامش دست یابد .

 برخورد تحلیل و رفتار احتماعی بیان گر این معنی است که عمل اجتماعی عملی است ساخته وپرداخته خود آنها است که در طی زمان و در فرایند شکل کیری جوامع وجابجایی هزاران پدیده به دست می آید .

مراسم که اکنون در بسیاری از مناطق جهان به ویژه در قبایل از عراب ،‌ افریقا ، استرالیا و سرخ پوستان امریکای شاهد آن هستیم مبتنی بر اعتقادات و خرافاتی اجتماعی آنها شکل یافته اند . مانند آنهای که جادوگران ساختار اجتماعی آنان را هویت بخشیده است .

جامعه افغانستان یک جامعه کاملا سنتی است که اعتقادات  و باور های مردم به اساس آن استوار گردیده است .

خرافه پرستی از ننگ های قومی ، پیر سالاری ، مرد سالاری ، ثروت و پول سالاری ،‌ غیب گویی و تعویز نویسی ،‌ فال بینی ، خودگویی و باور های مانند الخاتو ، پری ،‌دیو و مزار ، است که از قدیم به اعتقادات مردم گره خوده و تا اکنون نیز ادامه دارد .

رفتن به سوی خرافه گرائی عامل زیاد می داشته باشد که از جمله می توان به :  عدم آگاهی ،‌ نبود باور درست از ارش های دینی ، فقر، عدم شناختی دقیق از مذهب و استفاده سوء از همین ناآگاهی های مردم  و بسا عوامل و موارد دیگر است که به ترویج خرافه گرائی نقش می داشته باشد . 

از دیر زمان است که در ولسوالی جاغوری مردم به  پیروی  خرافه گرائی ها به سوی این گونه پدیده های غیر علمی ، گرایش داشته است.  دراین ولسوالی نیز مانند سایر مناطق دیگر افغانستان تعدادی از خود گویان ، فال بینان ،‌پیش گویان ،‌تعویز نویسان را در خود  جای داد است  که با دروغ و و افطرا چند صبا با پول باد آورده ی مردم زندگی می کنند و نیز از احساسات دینی مردم استفاده های را می نمایند .

تا به چندین خود گوی در جاغوری فعالیت داشته که مراجعین زیاد نیز دارند مانند  مناطق بابه ، سبز چوب ، انگوری . و لی به تازگی یک خودگوی دیگر نیز به فعالیت آغاز کرده و بازار خود گوی داغ داغ است  و مردم را به طرف منطقه سبزچوب بالا فرا می خواند .

این غیب گو که به گفته خودش  یک دهقان بی سواد است اما به ظاهر از آمدن مردم سخت بیزار است زیرا او را از کار دهقانی باز داشته است.!!!

وسیله که او مشکل مردم را با آن حل می سازد یا راه حل  را به توسط او  پیشنهاد می کند یک مهره (موره) است که خودش نیز نه می داند که این مهره ازچه  نوع مهره است ویا از کدام جنس است . و یک پیاله آب و چندین مهره های خورد و ریز دیگر با رنگ های متنوع .

پیش از آن که مصاحبه خودگوی را خدمت تان به عرض برسانیم با یک پسر جوانی که پدرش به مرض دیسک کمر گرفتار است گفتگو کردیم که توجه تان را به آن جلب می نماییم .

ایشان گفتند : پدر من در حدود ۵ سال است که دیسک کمر دارد که از داکتر های داخل جاغوری گرفته تا کابل و بلاخره به داکتر های کشور ایران نیز  مراجعه کردیم که مدت شش ماه در ایران بوده و حدودا یک ماه است که از ایران برگشتیم است . که هیچ کدام اش نتیجه نداده اند.

ایشان گفتند : در قریه  ما صحبت می شود که در منطقه سبزچوب یک خودگوی است و به قول خانم ها پری پاک دارد که فال می کند و بعضی مشکلات های را حل می سازد . وی گفتند : ما دیروز نیز پیش همین فال بین مراجعه نموده بودیم آنها بعد لحظه ی که کار های خود را انجام داد برای ما گفت که پدرشما کدام جادو خورده است که ما برای شما باطله میدهم تا او باطل شود . چون دیروز پدرم روزه داشت گفت صبح باید که روز چهار شنبه است و باید روزه هم نداشته باشند . و امروز که پدرم روزه ندارد ما مراجعه کردیم فال بین هم بعد از انجام کار هایش یک قسم مواد را به دهن پدرم دادند و پدرم داخل پیاله آب پوف می کردند و بعد رنگ آب در داخل پیاله تغیر کرد و برای ما گفتند جادوی که پدر شما خورده بود حالا بیرون شده و داخل پیاله آب رخته شده است .

ایشان گفتند ما به این چیز ها باور نداشتم اما بخاطر مریضی پدرم گفتم هر چیز به
امتحان خود ارزش دارد چون پدرم بسیار زیاد به تکلیف است .

همانند این پسر و پدرش خیلی از افراد و اشخاصی که از دورترین نقاط جاغوری همراه با زنان و پچه هایشان در این مکان مراجعه می کنند و آنان می گویند که بخاطر نوبت گرفتن قبل از سحری از منطقه شان حرکت کرده تا به خود گوی برسند . یا اینکه نوبت شان از دیگران کرده زود تر برسد.

و بعضی از مراجعین از منطقه سیرو ، و ولسوالی مالستان نیز در اطراف خانه خودگوی حضور داشتند .

اما خودگوی بین مردم و مراجعین به آته اختر معروف است و در مصاحبه با ما چنین گفتند .

جاغوری یک : وظیفه  شما چه است ؟

آته اختر خودگوی : دهقانی

جاغوری یک : چند وقت می شود که در خانه شما همین قسم مراجعین مراجعه می کنند و اینها برای چه می آیند ؟

آته اختر خودگوی: ما چه خبر وقتی آنها می آیند می گویند که ما حاجت مند هستیم . دیگر نه ما کدام پول خور و یا رشوت خور هستم  صرف هر مریض که می آید پیش من یک مهره است که به اندازه همان مهره ما کار می کنم .

اگر زن سال کرده بود ما همان مهره را به پیشانه (چوقو) او میزنم  و اگر زن شوهر دارد بود مهره را به دست شوهر اش می دهم و چیزی که ما دستور می دهم شوهر مهره را به گردن خانم می مالد و مریض خوب می شود .

جاغوری یک : مهره را از کجا کرده اید و ای مهره شما چه معجزه دارد ؟

آته اختر خودگوی : این مهره از بچه گی ها تا حالا همراه من بوده و داخل جب من افتاده بود  دیگر نه میدانم .

جاغوری یک : شما چند وقت است که به این کار شروع کرده اید ؟

آته اختر خود گوی : مدت سه سال است که من کم کم به این کار شروع کردم و خود گوی بابه مرا گرفته است .

جاغوری یک : آیا مهره را هم خودگوی بابه برای شما داده است ؟

آته اختر خودگوی : نه خیر در اصل  ما قبل در ارغنداب کارگر بود در آن زمان یک طفل را از آب نجاد دادم این مهره از همان روز تا همین روز همراه من پیدا شده و می باشد . و اقارب طفل برای من انعام می دادند و ما گفتم که ما انعام ( ثبتی ) کارندارم .

جاغوری یک : مهره که شما می گوید جنس اش از چه است ؟

آته اختر خودگوی : نه میدانم عقیق است که چه است !

جاغوری یک :‌ حالا شما فکر می کنید که توسط این مهره مشکل مردم را حل می سازید در حالیکه خودت مهره را هیچ نه میشناسی چطور مشکل مردم حل می شود ؟

آته اخترخودگوی: بلی مریض که می آید  خدا شفا میدهد مشکل شان حل شود و مریض  راضی است .

جاغوری یک : شما گفتید که مردم که مراجعه می کنند حاجت دار شما چه قسم حاجت آنها را براورده می کنید ؟

آته اختر خودگوی: خوب ما از روی مهره می گویم .

جاغوری یک : خیلی کسان هستند که شاید پیش خیلی داکتر ها مراجعه کرده باشند اما مشکل شان حل نشده و وقتی که پیش شما می اید شما مشکل آنها را حل می کنید در بدل این کار تان چقدر پول از آنها میگیرد ؟

آته اخترخودگوی : بعضی ها ۱۰۰ افغانی و بعضی ها هم ۲۰۰ افغانی می دهد .

جاغوری یک : وقت شما پول نه میگرید خرج و مصارف  فامیل تان را از کجا پیدا می کنید با آنکه هر روز اینجا صد ها نفر مراجعه می کنند .

آته اختر خودگوی : کار من دهقانی است و کار های زمین معلم احد را انجام می دهم و بخاطریکه بسیار بالای ما شلوغ شده است مجبور هستم که نقل مکان دهم و برگردم منطقه بابه چون آنجا جای گوشه است کسی هم نه می آید.

جاغوری یک : مردم از کجا خبر شد و مردم می گویند که شما خودگوی هستید آیا راست است ؟

آته اخترخودگوی: من خبر نیستم که مردم از کجا خبر شده اند و نه من خودگوی هستم و نه خودگویی کرده ام صرف یگان مریضی که می آید طبق دستورمهره  عمل کردم .

جاغوری یک : گفته می شود کسانی که جادو شده اند شما جادو را باطل می کنید و مثلا ادرس می دهید که در فلان جای خانه شما کدام تاویز و مو است اینها را شما بیرون کرده آتش بزنید مشکل شما حل می شود . این کار ها را هم می کنید ؟

آته اختر خودگوی : بلی اگر باشد ما برای خود شان نشان میدهیم و شاید مشکل شان توسط این کار حل شود . و چون کدام سواد من ندارم که خط نویسی کنم و اگر مردم شک دارد نه مردم پیش من بیاید و نه من برای مردم خط روان کردم .

جاغوری یک : شما از کجا می فهمید که در خانه یک نفر جادو است و یا یک نفر جادو شده است ؟

آته اختر خودگوی: ما از روی آب می گویم وقتی آب تغیر کرد ما برای آنها می گویم و در آب ستاره می آید و یا آب خال خال خورد خورد می زند ما نند سر یک سوزن بعد از رو آن ستاره ها و خال ها  برای مردم می گوییم .

جاغوری یک : پس درین صورت شما فال بین هستید و از طریق یک مهره و یک پیاله اب  فال می بینید و شما داخل آب چه را می بینید ؟

آته اختر خودگوی : خوب ما که سواد وقلم ندارم .و هر چیزی که داخل آب بود ما همان را می گویم دیگر چیزی گفته نه می توانم مثلا ستاره می آید یا علامات مانند سر سوزن می آید .

جاغوری یک : شما گفتید در بین آب ستاره می آید بعد شما از آمدن ستاره برای آن شخص که مشکل دارد می گوید که مشکل شان چه است ؟

آته اختر خودگوی :  وقتی که ستاره ها روشن و خاموش می شود و بعدش ستاره ها زیاد  شده می رود  ما برای آنها می گویم .

جاغوری یک : آیا ستاره های را کسی دیگر هم می بینند یا نه صرف خود شما می بینید ؟

آته اختر خودگوی : شما می توانید از مردم سوال کنید ما برای آنها نشان می دهیم و آنها نیز ستاره ها را می بینند .

جاغوری یک : شما از کجا این کار ها را بلد شده اید کی و چه شخصی برای شما نشان داده است؟

آته اخت
ر خودگوی: هیچ کسی برای ما نشان نداده است صرف یک خودگوی مرا آدرس داد . که من خود هم نه می گوییم که نزد من مراجعه نمایند و نه من به این کار راضی هستم .

جاغوری یک :‌تا حالا شما چه نوع مشکل را حل کرده اید قسمی که دیده می شود  زیاد تر مراجعین شما  خانم ها هستند و شاید آنها خیلی مشکل دارند در خانه و شاید مریض باشند شما مشکل کدام نفر را تا حالا حل کرده اید که او گفته باشد ما یک بار آمدم و این مشکل من حل شد .

آته اختر خودگوی : صدا نفر است می توانید از غلام علی چال سوال کنید که مرا به خانه خود برده و حالا جور و صحتمند  شده است و صداها نفر دیگر .

جاغوری یک : آیا او مریض بوده که حالا صحت مند یا جور  شده ؟

آته اختر بلی او مریض بود و حالا جور شده است و شما می توانید از خودشان سوال کنید .

جاغوری یک : بدون اینکه شما کدام دارو یا دوا برای آنها بدهید صحتمند یا  جور تن درست می شوند ؟

آته اختر خودگوی : بلی ما صرف نبات تبرک شده که از ایران آمده ما آن را تبرک شده گفته خود هم استفاده می کنم و برای مردم نیز می دهم .

جاغوری یک : باز این نبات آنها را صحت یاب می کند آیا نه می شود که قبل از اینکه مردم پیش شما بیاید نبات را خود مردم استفاده کنند و مریضی شان جور شود ؟

آته اختر خودگوی : شاید ما خبر نیستم .

جاغوری یک : مردم می گویند که شما پیش گویی هم می کنید مثلا شما مسافرت دارید و درآینده پول دار می شوید و یا هم در آیند فقرمی شود . این قسم حرف های را هم به مردم می گوید ؟

آته اختر خودگوی: نه خیر

جاغوری یک : اگر بگوید که زیادتر مراجعین شما چه مشکلات را همراه شما مطرح می کنند و آن چه است  ؟

آته اختر خودگوی: کسی هستند که دعا و تاویز می کنند یا مسافرت دارند راه نمیدهند بعد سرگردان می شود و یا کدام چیزی می خودرند که سرگردان می باشد .

جاغوری یک : بعد شما تشخص میدهید که چه چیزی خورده اند . ؟

آته اختر خودگوی: بلی ما آدرس کدام ملا را می دهم که تا آنجا رفته کدام تاویز بگیرند و یا کدام باطله برای شان پیشناهد می کنم و خودم نه دارو یا دوا دارم و نه دوا فروش می کنم .

جاغوری یک : خیلی خوب شما در این وظیفه خود خیلی عقیده من هستید درست است  ؟

آته اختر خودگوی : بلی همین که مردم عقیده کرده آمده پیش ما وقتی صحت یاب (جور) شده رفته مرا دعا کرده اند . همین مرا بس است .

جاغوری یک : شما تنها مریض ها را شفا می دهند ؟

آته اختر خودگوی : بلی ما دیگر چیز نداریم .

جاغوری یک : دراخر چه گفتی دارید تا صدای شما از طریق سایت جاغوری یک به نشر برسد  ؟

آته اختر خودگوی : ما از مردم می خواهم که در آینده پیش ما مراجعه نکند .

این بود مصاحبه آته اختر خودگوی جدید و معروف در این اواخر در جاغوری .

باور های غلط و نادرست در جامعه مانند تعویز های  آنچنانی ، تالع بینی ، شوگون نیک و بد دانستن ، قدم و بد قدم دانستن و برخی افراد و اشیا از خرافات اجتماعی محسوب شده که در فرایند زمان در جامعه ما شکل گرفته اند . برای خاموشی غائله و یا برای ترمیم روابط اجتماعی دختر عذر به حامیان مقتول و بسا موارد دیگر ، یکی از درد مند ترین  پدیده روزگار گذشته و امروز جامعه ماست . در این فرایند  کرامت اسلامی و انسانی  یک انسان زیز پا گذاشته می شود .

چه باید کرد ؟!!!

من فکر می کنم زدودن پدیده خرافات از میان جامعه نیاز مبرم به همکاری اقشار مختلف مردم دارند مخصوصا فرهنگیان ودانشجویان علما باید در این زمینه کار کنند این کار باید دوام دار باشد متاسفانه تبلیغ دینی مثل بسیاری از فعالیت های دیکر به طور جدی در منطقه صورت نمی گیرد مصایب و مشکلات فرا روی دین چندین برابر شده است  ولی ابزار های و متد های فعالیت دینی هر روز کم کمتر شده می رود . نتیجه اش این می شود که مردم بجای مراجعه به به قشر فرهنگی ودانشجویی وعلماء اطراف خود گویان را گرفته و هر روز بازار آنها داغ داغتر می شود . این جا است که رسالت دینی رسالت بدوشان جامعه مورد سوال جدی قرار می گیرند !!!

این را نیز باید یاد اور بشوم که منکر دعا و تاثیرات آن نیستیم ولی آنچه که به شکل خود گوی شان معروف است بیشتر شباهت به چشم بندی و … دارد تا به یک دعا .

در همین زمینه خدمت الحاج آقای امان الله میرزای مسؤل و ملا امام مسجد جامع حضرت رسول اکرم (ص) مرکز جاغوری نیز رفتیم . آقای میرزای خود گویی را که برگرفته از دید دین و مذهب باشد رد کرده و آن را یکی از آفت های اجتماعی خواند .

تا گزارش بعد التماس دعا

مومن زاده مرکز جاغوری 

+;نوشته شده در ;پنجشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۰ساعت;۱۱:۱۷ توسط;مدیریت مرکز – مومن زاده; |;

2,273بازدید

۱۴ دیدگاه »

  1. بیدار اسد ۲۷, ۱۳۹۰ در ۲:۳۱ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۷ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۴:۳۱

    یک دنیا ممنون آقای مومن زاده عزیز! واقعا خیلی زحمت می کشید و گزارشهای ناب و ارزشمندی تهیه می کنید. ای کاش درتمام مناطق هزارستان گزارشگران و تحلیلگران خوبی مثل شما بودند!!

    —————
    همکار فرهیخته و گرانقدر جناب آقای بیدار عزیز سلام !طاعات و عبادات قبول درگاه حق انشاء الله
    ممنون از لطف و اظهار نظرات تان – خواهش می کنم لطف شماست .
    در این راستا بنا به درخواست مدیریت محترم سایت جاغوری یک که به عهده این حقیر سپرده شده است بنده نیز سعی و تلاش می کنم تا بخش که به من سپرده اند را طبق قوانین سایت به پیش ببرم با آنکه دست پخت بنده در حقیقت آش دهن سوزی نیز نخواهد بود !
    علی رغم کاستی های فراوانی که در خودم می بینم باز هم تلاش بر این است که که دوستان ام را از حوادث که در این جا اتفاق می افتد با خبر سازم . امید وارم که توانسته باشیم با گزارشهای ، گاه گاهی رضایت خواطر خوانندگان محترم سایت را فراهم کرده باشیم .
    مطالب را تحت عنوان گزارش خط خطی می کنم و یا به اصطلاح ، بینی ام را سیاه نموده تا نامم را آهنگر گذاشته باشم بازم خو ش شناسم دوستان و همکاران عزیز مثل شما دارم که بزرگواری خوش دست حقیر را گرفته مرا به سر منزل مقصود هدایت می کند . تحلیل های زیبای تان را می خوانم و از آن لذت می برم ….!!!!!
    تا همکاری مثل شما در کنار خود همیشه بیدار دارم غم ندارم . موفقیت همه تان آرزو ماست .
    مومن زاده – جاغوری

  2. ehsan اسد ۲۷, ۱۳۹۰ در ۵:۱۳ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۷ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۷:۱۳

    سلام، باید از طریق ارگانها دولتی از فعالیت این گونه اشخاص جدا جلوگیری صورت گیرد.تشکر

  3. قربانی اسد ۲۷, ۱۳۹۰ در ۷:۲۳ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۷ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۹:۲۳

    از نویسنده محترم تشکر می شود. سایت شما بسیار خوب و بارونق است موفق باشید

  4. ظریف اسد ۲۷, ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۶ ب.ظ -

    پنجشنبه ۲۷ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۲۳:۳۶

    لطفا اگر امکان دارد عکس چهل باغتو بشی را بدهید

  5. عبدالطیف نوروزی اسد ۲۸, ۱۳۹۰ در ۴:۳۰ ق.ظ -

    جمعه ۲۸ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۴:۳۰

    جناب مومن زاده عزیز باکمال تشکر از زحمات نستو شما .. در مورید خرافات اگر امروز به دیقت نگا کونیم که دیگر از حد گذاشته است اگر غیب گویی و تعویز نویسی ،‌ فال بینی متواند مشکل مردم را حال نماید چرا این همه اخوند های که امرز نقاب دین را به چهره دارد از اش استفاده نیمکند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اگر وقعآ این همه غیب گوی در جاغوری است و همه از علم غیب خبردارد و همه شان جین و پری دارد تا از غیب خبر دهد چرا گنج های نحفته زیری زمین را بالا نمیکشد تا بالای مردم آغای نماید تا جای گدای ؟؟؟؟؟؟
    همین جناب غیب گوی جدید اتی اختر و امثل هوم سید رمضان و سیدهادی که امروز از پول باد آورده مردم صاحب مال و ثروت شده است چرا دست گدای شان را کوتا نمیکند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    در مورید که شما اشاره نموید که چرا مردوم به قشری فرهنگیان ودانشجویان علما روجو نمیکند که دست در کمر بنده خودگوی مزنید .
    این سوال است که باید هر فرد جامعه جواب دهد امرز مشکل اصلی تنیش میان قشری روشن فکر و علما ما است تا این دوتا در اختلاف نظر باشد دیگر باید شاهید چنن ماجرا باشیم .
    اگر شخصی از دانشگا کابل فارغ مشود و اسم خودش را روشن فکر قلم داد میکند وقتی این جوان روشن فکری در میان جامعه با لباس که دیروز در بدن ساگر" سلمان خان " امیر خان " و امثل هوم بود وارد مشود ودم از نظام سوسیالیسم و مونیزم و فاشیزیم مزند پس از مردوم که در یک جامعه صنعتی زندگی میکند باید چه توقع داشت چرا اخوندنما و هما و خودگویان از مردوم در بهانه دین فروشی سواری نگرید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    امیدوارم که امروز دیگر بتوانم صندوق تبعض مقدس را میخ کوب نمایم و برای آنیده خود از یگ زوایه باز تر خط و نشان ……..

  6. میراحمد لومانی اسد ۲۸, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۹ ب.ظ -

    جمعه ۲۸ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۲:۱۹

    شعر از جانب یک غیب گوی:
    هرکس به طریقی دل ما میشکند
    روشنفکر ماب جدا …. جدا میشکند.
    در این وضعیت شلغم شوربا، فال گیر نیز حق دارد تا از این طریق شکم زن و بچه خودرا سیر کند. یکی مملکت را به فروش گذاشته، دیگری دین را؛ و دیگری دین ومردم و قوم را.
    نیرو های کلیدی باز دارنده، جامعه را به قهقرا میکشاند. ان وقت یک فال گیر بیچاره شده است عمده مشکلات . دوستان مقداری چشمهای مان را باز نماییم… اب از جاهای دیگر گل آلود میباشد. رریشه ها را دریابید..

  7. مهدی جاغوری اسد ۲۸, ۱۳۹۰ در ۷:۱۲ ب.ظ -

    جمعه ۲۸ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۹:۱۲

    سلام خدمات تمام دوستان سایت جاغوری ۱.
    بعضی از دوستان قبل از اینکه املاء شان را درست کند از ملا ها انتقاد میکند اگر ملا ها این املا و انشا را ببیند چه خواهد گفت؟ انتقاد بد نیست در صورت که آدم خودش به یگ درک رسیده باشد. لا اقل بتواند درست بنویسد!!!

    جملات مانند. (زحمات نستو، دیقت نگا کونیم،از حد گذاشته است،متواند مشکل مردم را حال نماید،گنج های نحفته زیری زمین، اتی اختر و امثل هوم ،چرا مردوم ،علما روجو…….)

    امید واریم دوستان قبل از انتقاد کامی به فکر املاء خودشان باشد!!!

    مهدی جاغوری

  8. رسول اسد ۲۹, ۱۳۹۰ در ۳:۵۴ ق.ظ -

    شنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۳:۵۴

    آقای مومن زاده مشکل نیست. سالهای سال سادات به دهان مان تف نمود کسی انتقاد نکرد ولی یک تن از مردم خودما تا میخواهد شکمش را پرکند هر چه زودتر خود را متفکر و روشنفکر میپنداریم و نان بدست آوردن یک شخص غریب را خرافه گرایی مینامیم.

  9. کریم اسد ۲۹, ۱۳۹۰ در ۵:۱۲ ق.ظ -

    شنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۵:۱۲

    سلام دوستان

    عجیب است جرا مطالب را نمی گیرید . صحبت بر سری پر کردن شکم یک فرد نیست . صحبت بر سری خرافات است که در جامعه هر روز به شکلی خود را نشان می دهند . دیگه فرق نمی کند این را کی انجام بدهند .

    عجیب تر از آقای لومانی بجز از استبداد بد بخت دیگر جیزی را و بد بختی های روز گار را نمی بیند . این همه آدم در جاغوری که غیب گوی نمی کند نان نمی خورد . اگر این آغا راست می کوید کمی به جای غیب گوی وبه جای حل کردن مشکل مشکل خود خودش را حل نمایند . تا از این وضع موجود بیرون بیاید .

    دوستان هرجه هست از قامت ناساز بی اندام ماست
    ور نه نکلیف تو بر بالای کس کوتا نیست .

  10. نصیر اسد ۲۹, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۹ ب.ظ -

    شنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۲:۱۹

    مومن زاده عزیز! بر عجب دردی انگشت گذاشته و چه خوب بر دروغ هاو فریب ها تاخته و برملا کرده اید! اجرکم علی الله!!
    ما مردم مسلمان بخصوص هزاره، متاسفانه بار مان از خرافات بسته است. خرافه حتی در اعتقاد مان سرایت کرده است. متاسفانه علمای دین نه تنها با خرافه مبارزه نمیکنند بلکه ترویج هم می فرمایند. چه کسی میتواند این مصیبت را از دامان جامعه پاک کند؟ چه فتنه هایی که در خانواده وجامعه از اثر همین فالبین ها و غیب گو ها خلق نمیشود!! مردم کر وکور، اینقدر محاسبه نمیکنند که فالبین وغیبگوی بدبخت، اگر کاره ای بود، درد خودرا دوا میکرد.
    پیامبر که با خدا و غیب ار تباط داشت، غیبگویی نمیکرد و آن را مساوی کفر می دانست و خلفای دین هرجا جادوگری را می یافتند، گردن میزدند؛ اما ما بعنوان مسلمان، در برابر آنها زانو میزنیم و به خانه خود میبریم و قبله حل مشکلات و قضای حاجات خویش میکینم، و حتی بعد از اینکه پوچی و بیهودگی کار و تجارت جادوگران اشکار شد و کاری از کار و روزگار مان پیش نرفت، بازهم عبرت نمیگیریم و دنبال یک فریبکار دیگرش می گردیم!

  11. مقصودی اسد ۲۹, ۱۳۹۰ در ۴:۰۶ ب.ظ -

    شنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۶:۶

    کل اگر طبیب بودی اول سر خود دوا نمودی.
    شما به لباس پرچرک و کثیف این خودگوی نگا کنید ؟؟؟

    متأسفانه همه این مشکلات بخاطر فقر فرهنگی مردم ما است.
    این معضل در کل افغانستان وجود دارد
    درکابل که پایتخت میباشد فال بینان و تعویض نویسان همانند داکتران برای خودشان مطب و تشکیلات دارد.
    بر تحصیلکردگان است که خانواده ها ، اطرافیان ودوستان شان را از خرافه پرستی باز دارند.

  12. امان-تهران اسد ۲۹, ۱۳۹۰ در ۷:۵۹ ب.ظ -

    شنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۹:۵۹

    اولا از دوست عزیزم بابت این گزارش متشکرم
    دوومآمقصر اصلی خرافه گویان نیست مقصر اصلی جامعه ومردم ماست که این چیز ها را باور میکند وقتی به یک کار بهاء بدهیم مسلمآ صاحب ان کار فعالیتش را بیشتر میکند .البته شاید هم بدنباشد که مریضهایی که از همه جا ناامید شده به واسطه ای این اشخاص والبته اعتقاداتش شفا پیدا کند .اما من شخصآ هیچ اعتقادی به این چیزا ندارم.

  13. abassi اسد ۲۹, ۱۳۹۰ در ۹:۰۷ ب.ظ -

    شنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۲۱:۷

    salam dusstan moshkell hamai ma besawadi ast ….
    khoda rishahai azen mardumi durogh go ra bekanad ki koli nefaq dar hamanha ast

  14. حسنی اسد ۳۱, ۱۳۹۰ در ۷:۲۶ ب.ظ -

    دوشنبه ۳۱ مرداد۱۳۹۰ ساعت: ۱۹:۲۶

    سلام دوستان و مومن زاده عزیز! در باره این خرافه گرایی در اینجا بیشتر بخوانید.