««چوکی های خیراتی؟؟!»

مصطفی خرمی ۱:۴۵ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
««چوکی های خیراتی؟؟!»

««چوکی های خیراتی؟؟!»

سالها پیش هنگام «مقاومت مردانه هزاره ها در غرب کابل»، وقتی «تمامیت خواهان و انحصار گرایان» از شکست هزاره ها به رهبری «شهید بابه مزاری» در غرب کابل ناامید شدند، از در مذاکره و صلح پیشآمد نموده و حاضر شدند تعدادی «وزارت خانه» را به عنوان سهم مردم هزاره و حزب وحدت به این حزب واگذار نمایند!؟ در آن شرایط که «دولت مجاهد نما ها» تنها به حذف هزاره ها از صحنه سیاسی کشور می اندیشدن، چنین پیشنهادی علاوه بر اینکه به معنای به رسمیت شناختن حق هزاره ها در ساختار سیاسی کشور بود، جذب «هزاره ها» در بدنه دولت، نیز باعث توانمندی بالای دولت در برابر مخالفان بویژه «حزب اسلامی» گلبدین حکمتیار می شد که به ساختار دولت مجاهدین اعتراض داشت.
12495225_993752040698496_4980103339199131844_nبا اینکه چنین پیشنهادی از سوی سران حزب وحدت و مردم هزاره مورد استقبال قرار گرفت؛ اما، رهبر خردمند و دور اندیش مردم هزاره، شهید بابه مزاری که با درایت دریافته بود، چنین پیشنهادی تنها برای شکست مقاومت هزاره ها و استفاده سؤ از توان نظامی این مردم جنگجو بر علیه مخالفان دولت طراحی شده است، آنرا رد نموده و گفته بود:«… ما «چوکی های خیراتی» نمیخواهیم، بلکه هدف ما آن است که در «اتاق فکر و تصمیم گیری»حضور داشته و در اداره کشور سهیم باشیم!؟» راستی در آن شرایط هیچ یک از رهبران و مردم هزاره به خوبی درک نمی کردند که منظور شهید مزاری به واقع چیست؟ آیا سهم دادن و شراکت در بدنه دولت، با اعطای چند «وزارت خانه» برای هزاره ها کافی نیست؟ حتی برخی ازسران و مردم هزاره که از رد این پیشنهاد به شدت ناراحت بودند؛ بابه مزاری به سُخره گرفته می گفتند: «مزاری چه میخایه؟ مردمی که موو ره ده قوده خوش نداشت، آلی ده توی کوی کده؛ ولی مزاری شله یه که ما پاس بیری سوره موشوم؟؟!».

«نقشه حذف وزیر جوان هزاره از بدنه دولت!؟»
newwآنروز «شهید بابه مزاری» به خوبی دریافته بود که هرگاه هزاره ها در«اتاق فکر و تصمیم» کشور حضور نداشته باشند!؟ ممکن است اندک اندک حتی همین «وزارت خانه های اهدایی» را نیز به بهانه های مختلف از دست بدهند. از نظر او راه یافتن هزاره ها به چند وزارت خانه و … در واقع نوعی «خیرات» بود که حریفان زرنگ می خواستند با آن بر دهان هزاره ها قفل سکوت زده و از این طریق تنها جمعی حقوق بگیر و نوکر به ساختار دولت اضافه نمایند. جماعتی که تنها «نقش سیاهی لشکر» را بازی نموده و هیچ گونه اثرگذاری نداشته باشند؟! این نقشه به اندازه ماهرانه طراحی شده بود که به بهانه های مختلف و به راحتی حتی می توانستند، همان«چوکی های اهدایی» را نیز به مرور پس بگیرند!؟ همان بلایی که امروزه بر سر «کارمندان هزاره دولت» از وزیر تا مامور دون پایه، نازل شده و هرازچندگاهی «هزاره های کارمند» به دام «تمامیت خواهان» و «انحصار گرایان» گرفتار آمده و به بهانه های مختلف از کار برکنار و سبکدوش می شوند.
اخیراً زمزمه های برای استیضاح«وزیر مخابرات» «جناب وحیدی» فرزند جوان و خدمت گار هزاره بر سر زبان ها افتاده است! بدون شک این طرح با نقشه قبلی از سوی «افغان ملیتی ها» راه اندازی گردیده تا بتوانند تنها وزیر هزاره را به بهانه های واهی از کار سبکدوش و زمام وزارت مخابرات را نیز همانند دیگر وزارت خانه ها و دوایر دولتی به دست گرفته و این گونه با یک تیر دو نشان زنند؟؟ یکم: اینکه توانسته اند وزیری دیگری از هزاره ها را از صحنه دورنموده و از ساختار دولت حذف کنند، خودش پیروزی بزرگی برای «پشتونیست های» انحصارگرا خواهد بود. دوم: با نبود یک وزیر باسواد، صادق و پاک در رأس این وزارت خانه، این جماعت به راحتی میتوانند بساط انواع فساد، اختلاس و رشوه خواری را در وزارت خانه پهن نموده و از این راه، میلیون ها دلار به جیب های حریص شان سرازیر نمایند.

«نتیجه گیری»
طی سالهای اخیر، همگان به خوبی دریافتیم که حضور هزاره ها در بدنه و ساختار دولت، کاملاً نمایشی بوده و حضور در چند پست دولتی نیز نمی تواند به معنای ادای کامل «حق سیاسی- اداری» هزاره ها در ساختار دولت و کشور باشد. حالا که انحصارگرایان حتی همان «چوکی ها و پست های نمایشی» را نیز برای مردم هزاره روان ندارند؛ تازه می فهمیم که آن مرد بزرگ( شهید بابه مزاری) با آینده نگری به چه اهداف عالی برای قوم و مردم خویش می اندیشده است! حالا متوجه شده ایم که حضور در«اتاق فکر و تصمیم گیری» برای سرنوشت و آینده مردم و کشور، یعنی چه؟ به راستی اگر ما در «اتاق فکر» حضور مؤثر داشتیم و اگر در «تصمیم گیری» های کلان و خورد کشور شریک بودیم، آیا این گونه می توانستند به راحتی وزیران و کارمندان هزاره را از صحنه حذف و از بدنه و ساختار دولت محترمانه اخراج نمایند و خود زمامدار آن پست گردیده و بر چوکی که حتی بر اساس معاهده بن حق هزاره هاست کسانی از غیر هزاره تکیه زنند؟ آیا اگر ما در تصمیم گیری های کلان کشور حضور مؤثر داشتیم این گونه بی دفاع بودیم؟ آیا می توانستند پیشنهاد «قول اردو» برای حفظ امنیت هزارستان را به این راحتی رد نمایند؟ آیا ما اوضاع اسفناک امروزه را داشتیم که هر وقت خواستند مردم هزاره را گروگان گریند و هرجا که خواستند سر ببرند و …؟؟ شک نباید کرد که اگر ما در«اتاق فکر و قدرت» حضور داشتیم و در «تصمیم های کلان کشور» اثرگذار بودیم اوضاع مان خیلی بهتر از حالا بود؟! آیا این گونه نیست؟ نظر شما چیست؟؟؟؟؟

م، خرّمی
۱۴ / ۱۰ / ۹۴

620بازدید

کامنت بسته شده است.