ژن خیانت

مدبریت ۸:۵۷ ق.ظ ۶

 ژن خیانت

شبی بنزد خدا رفت روح اوغانی

وگفت بار خدایا که این چه دربدریست

جهان به ماه وبه مریخ وما بخاک سیاه

تمام کشور ما غرق جهل وبی خبریست

نه حاکمی که نکردست ظلم واستبداد

نه پادشاهیکه مصروف عدل ودادگریست

بهر طرف که ببینی نشان آتش وخون

بهر کجا که روی وحشتست وخیره سریست

همه بجان هم افتاده اند از بنیاد

بهانه چوکی وپول ومقام ومعتبریست

فروش خاک وخیانت بمردم و میهن

نه کار یکدفعهء بلکه فعل مستمریست

گناه مردم ما چیست کانچنین مارا

چه قرنهاست که تقدیر کوری است وکریست؟؟

چقدر وضع دیگرهم چنین دوام کند؟؟

چقدر باز چنین بیسری وبی ثمریست؟؟

خدا بفکر فرورفت وگفت آهسته:

“همیشه رنج برم گر شرارتست وشریست

ولی چوژن خیانت بخون شود مخلوط

خیانت است وجنایت خرابی است وخریست”

+;نوشته شده در ;جمعه پانزدهم مرداد ۱۳۸۹ساعت;۸:۵۷ توسط;محسن زردادی; |;

1,211بازدید

۶ دیدگاه »

  1. احمد اسد ۱۳, ۱۳۸۹ در ۷:۳۸ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۳ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱۹:۳۸

    آقای زردادی آفرین بر شماو این خوشمزگی!
    شما نام خدا کم کم طبع شعری تانرا بیدار کرده شاعر میشوید. قابل ستایش است!

  2. خرمی اسد ۱۳, ۱۳۸۹ در ۹:۱۴ ب.ظ -

    چهارشنبه ۱۳ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۲۱:۱۴

    زردادی گرامی سلام برشما ! اشعار طنز گونه ای این چنینی واقعا ارزشمند و و قابل قدر است ، شرین است گرچه گزنده است و تلخ ! اما این خاصیت طنز است که این گونه باشد ! جالب است و جذاب اما همراه با نیشخندی که استخوان سوز است ! چاره ای نیست ، اشعار تلخ و شرین تان شرینتر و سوزنده تر باد شاید موثر افتدو…! طبع طنزت گزنده باد و سوزنده تا شاید سازندگی در پی داشته باشد ! شاید ! شاید ! شاید !!!! ؟… .

  3. علی فیاضی س اسد ۱۸, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۵ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۸ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۰:۵۵

    سلام
    لذت بردم زردادی عزیز!
    دو بیت آخر عجب زیبنده بود. قلمت رسا و بیانت شیوا!
    باز منتظر شیرین شعر هایت هستم

  4. انجنیر ظاهر بوستانی اسد ۱۹, ۱۳۸۹ در ۳:۱۷ ب.ظ -

    سه شنبه ۱۹ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۱۵:۱۷

    زردادی عزیز سلام.شعری که به روح وروان افراد جامعه تائثرآوراست وبه آنها قوه قلب میبخشد٫سوزندهګی وجذابیت داشته جاه ومقامی عالیرا احراز میکند ٫که در شعر احساس میشود.اشعارت همیشه محبوب قلبها بوده ومیباشد.موفق باشید

  5. ناروی اسد ۲۱, ۱۳۸۹ در ۳:۴۶ ق.ظ -

    پنجشنبه ۲۱ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۳:۴۶

    اقای زردادی سلام .
    بلی منظور از( ژن ) ژنتیک باشد که این همانند ویروس وارد خون طالبان شده و هم اکنون جایزه نوبل را نظر به اسرایل ازآن خود نموده است . زنده باشی !!

  6. محسن زردادی اسد ۲۷, ۱۳۸۹ در ۲:۵۳ ق.ظ -

    چهارشنبه ۲۷ مرداد۱۳۸۹ ساعت: ۲:۵۳

    سلام و تشکر از تمام دوستان که مرا تشویق میکنند ، از آقای احمد ، آقای خرمی ، آقای فیاض و اقای انجنیر بوستانی و خلیلی محترم . اگرچه تا شاعر شدن را خیلی فاصله دارم ولی در این راه تلاشها و کوشش ها بخرچ میدهم تا بتوانم کم ازکم یک زبان نیمه نیمکله گویای دردها و رنجهای قوم وملیت خود باشم. اگر در این عرصه اندک موفقیتی را هم بدست بیارم ممنون و مدیون دوستان خواهم بود که لطف کرده و تشویقم نموده اند.