کویته ! از کالیوود مرگ تا جنبش مبارزاتی نرم

مدبریت ۶:۵۵ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش
کویته ! از کالیوود مرگ تا جنبش مبارزاتی نرم

سخن چندی از برزخی کویته! می دانم وقت نداریم، اکثرا می آییم تا با یک کلیک و یک دقیقه جهان آنلاینی را دور بزنیم و تکرار عادت کنیم! اما اینبار بخوان، نه بخاطر من بلکه بخاطر خودت، بخاطر آنان و بخاطر انسانیت! یادت رفت که میلیون ها انسان در سراسر پاکستان و جهان سه شبانه روز در هوای ده درجه زیر صفر بخاطر حق زندگی، عدالت و سرنوشت مشترک ما، چگونه استوار و مصمم ایستادند، مقاومت کردند و با ایجاد جنبش مبارزاتی نرم تاریخ ساز شدند.

۱:- زندانی به وسعت شهر و برزخی به پهنای کشور

از چند سالی بخصوص بعد از حادثه خونین کویته ۱۰ جنوری ۲۰۱۳، در فکرم و در مورد آینده مردمم، سرنوشت مشترک و بخصوص در بند کشیده شدن یک جامعه ی انسانی در زندانی به وسعت شهر و برزخی به پهنای کشور، اکثرا با خودم به کلنجار می روم و به جدل می پردازم.

شدیدا در تلاش گمشده ی هستم، شاید امنیت، آزادی و حق زندگی کردن باشد! غرق در اندیشه های پیچیده و مبهم! می خواهم راه حل پیدا کنم، اما هیچ روزنه ای امید، حتی در افق های دور پدیدار نمی شود، اگر هست، به تنهایی نمی شود کاری کرد. مغزم از کار می افتد، دلم برای سرنوشت و آینده گنگ و خطر ناک ما و آنان سخت می لرزد، که چه دیو های مست مذهبی و شبکه های توطئه و جاسوسی با رویای بهشت رفتن و غصب املاک کردن، به شکار انسان هزاره دهان باز کرده اند، به چه سادگی زندگی و زندگان را می بلعند و مرگ و خشونت می زایند. چنانچه:

در کویته زندگی لیلامی شده است! اما دکان مرگ شلوغ تر بنظر می رسد خانه های شهر ویران شده است!
قبرستان ها بسرعت آباد می شوند گورستان محله از مرکز شهر پر ازدحام تر است سنگ لوحه ها سبز کرده اند منار های مرگ قد کشیده اند پس زنده باد مرگ!

۲:- کویته کالیوود مرگ:

کویته صحنه ی نمایش فیلم های سیاه و سفید مرگ و بربادی شده است! بازیگران تحمیلی این نمایشگاه تلخ و تنفرزای مذهبی اهالی بیچاره ای شهر اند! بیخبر از نقش محوری شان، هیچگاه سناریوی بازیگری شان را نخوانده اند. اینجا فیلم ساز با هنرمندان شوخی ندارد، همه جدی اند، صحنه ها ساختگی و تخیلی نیست. جوی خونی که از رگهای هستی می جهند، رنگ نیست که کیلوی چند خریداری شده باشد، خون و خون های است که صد ها زندگی را عشق، امید و حیات بوده اند.

در کالیوود کویته! فلم سازان و هدایت کاران همچون کارگردانان هالیوود، انسانی نمی اندیشند، از عاطفه، احساس و منطق بشری بوی نبرده اند. عاقل و دانا نیستند که برای صحنه سازی های خطرناک و خونین از تکنالوجی، کامپیوتر، فتوشاپ و غیره نرم افزارها تخلیقی استفاده کنند. در کالیوود کویته باید داستان واقعی باشد و انسان ها زنده زنده با خون و جسم شان در مقابل چشمان شاخ شده ای جهان مرگ و نوع مردن را هنر نمایی کنند. از چند سالی، بازار شرکت فیلم سازی کالیوود گرمی گرم است ، رسم و روش جدید در صنعت فیلم سازی و بازیگری ایجاد کرده است وهمیشه متاع جدید سنمایی اما زنده وارد بازار “تماشاگران” می کند.

اینجاه کالیوود است! در کالیوود همه نقش محوری دارند، همه بچه و دختران فیلم اند. برای کارگردانان و فیلم سازان کالیوود فرق نمی کند پیر یا جوان! زن یا مرد، طفل یا نو جوان! همه نقش محوری دارند. اینجا قد و قیافه و توانایی جسمی و هنرنمای معیار نیست. هدف فقط ریختن خون است، اما نوع ریختن و کشتن شرط است تا توجه مشتریان زیادی را بسوی خود جلب کنند. شهر کویته سخت بی رنگ شده است، خون های که بجای رنگ ریخته می شوند همه اصلی اند، بدن های پاره پاره و قطه قطه، دستان و سر های که جدا افتیده اند، همه خدا وکیلی اصلی اصلی هستند.

اینجا هیچ کسی با کسی شوخی ندارد، نمایشنامه ها، صحنه ها همه واقعی و حقیقی اند. همین چند روز پیش این فیلم پر ببننده توسط فیلم سازان دینی/مذهبی “کالیوود ” برای رضای خدا در بدل خرید بهشت برای مومنان و غصب زمین و سرمایه برای …….!؟ ساخته شد و چه مفت و ارزان به تماشا گران جهان عرضه کردند، آری بخدا جدی میگویم! من هم که با شما شوخی ندارم.

۳: نسلی فراموش شده:

هزاره ها نسلی زخم خورده و فراموش شده از خانواده بشریت! چنین بنظر می رسند که با هزار بدبختی، زندگی را از خدا وام گرفته اند، روزها با شکم گرسنه در تلاش بقای این وام ” زندگی ” اند، و شب تا صبح به نماز و نیایش کمتر، اما به عزا داری، گریه و نوحه سرایی برای شهدایی کربلا بیشتر مشغول اند، تا هم یک عمر تکلیف و قرضداری خدا را پس دهند، وهم امامان را وسیله ی شفاعت برای روز جزا شوند. از طرفی باید حساب/کتاب آن عالم را در برزخ کویته با زخم و خون تصفیه نمایند. فقط می توانند با دادن زندگی آخرین دست آورد هستی، رضایت و سعادت نمایندگان خونریز خدا را حاصل نمایند.

ولی کی می دانست؟ این معامله ی خالق و مخلوق به این زودی بر هم می خورد!؟ و خدا بجای یک عزرائیل مشهور، مشروع و پزیرفته شده، لشکری از عزرائیل بی تجربه، وحشی و جاهل را بسوی کویته سوق می دهد! که نه وقت و نوع جان گرفتن را می دانند و نه از سن ، روش و معیار قانونی کشتن و مرگ چیزی می دانند.

از خدا در مورد این همه عزرائیل و کشتار کویته پرسیدم!

با مهربانی جواب داد: من معامله ی خلقت و زندگی را با بندگان خوبم در کویته فسخ نکرده ام، اما حیرانم که این نا نجیبان حلقه ی خون و خشونت با کدامین صلاحیت بنام من در این شهر قرارداد قتل و قتال بسته اند!

اما خدا نیک می داند! بنام دینی این همه خون ها ریخته می شود، که آغازگر خودش بوده است! دین های که او برای هدایت بشر فرستاد بود، اما امروز نمایندگان خدا بر زمین سناریوی دیگری نوشته اند که حتی خدا را سخت حیران ساخته اند.
نفرین من و شما و خدا، بر این تیکه داران دین و نمایندگان نا خلف خدا که برای رضایت خدا، خون خلق خدا را می ریزند.

۴: تحصن آرام، اعتراض مدنی و جنبش مبارزاتی نرم:

حادثه خونین و دلخراش کویته برای جامعه بشری، برادران اهل تشیع و تسنن پاکستان، هزاره ها و بخصوص برای خانواده شهدا سخت تکان دهنده، سنگین و غم انگیز بود. مبارزه آرام ، تحصن و تظاهرات مدنی و اعتصاب غذایی با مقاومت، شهامت، همدردی و فداکاری مردم دریا دل کویته در هوای یخبندان ده درجه زیر صفر، همه ی جهانیان را تکان جدی داد و ۱۸۰ میلیون انسان پاکستان را به خروش آورد و به جنبش مبارزاتی نرم پیوند زد.

یاد تان نرود که “جنبش مبارزاتی نرم” ده ها میلیونی در پاکستان از خیابان علمدار توسط اقلیت کوچک هزاره ها رهبری و جهانی می شد. شاید برای اولین بار در تاریخ آن کشور و همسایه های منطقوی اش چنین جنبش مبارزاتی صلح آمیز و اعتراضات مدنی با روش و رفتار عدم خشونت را شاهد باشیم. واقعا قابل تحسین و تقدیر است، اقلیت با ان کمیت کوچک، چنین دست آورد عظیم را تقدیم کشوری ۱۸۰ میلیونی نمایند و تاریخ ساز شوند. چنانچه بدنه ی دولت مرکزی را به شدت لرزاند، منجر به سقوط کامل حکومت فاسد و فاشیست ایالتی بلوچستان گردید.

اینبار وضعیت فرق می کند، مثل گذشته ها نیست که با تسلیت تکراری، فاتحه خوانی و خدا بیامورزی ساده از کنار قضیه گذشت و فراموش کرد. پس مسولیت من و شمای که در گوشه و کنار جهان زندگی می کنیم چیست و تا کجا و چگونه می توانیم تاثیر گذارباشیم، البته نه فقط بخاطر که هزاره یا شیعه هستیم، مهمتر از همه انسان و انسانیت است. و امروز در قرن بیست یک، شاید هزاره تنها نسلی بشر باشند که با توطئه های سیستماتیک و دقیق سیاسی/مذهبی/مافیای مورد “نسل کشی مطلق” قرار گرفته اند.

در تحصن لندن شرکت کردم، واقعا آنچه را آنجا شاهد بودم، و آنچه را در سراسر پاکستان در تلویزیون ها دیدم؛ بر روح پاک سعدی بعد از مدت ها بار دیگر درود فرستادم! فقط بخاطر شعری که: بنی آدم اعضای یک دیگر اند – که در آفرینش ز یک گوهر اند. چو عضوی بدرد آورد روزگار – دیگر عضو ها را نماند قرار. پس ما، بنی آدم اعضای یک دیگر را در مرکز لندن مقابل سفارت پاکستان، دانمارک، ملبورن، کراچی، لاهور، اسلام اباد، ملتان، پشاور و همه شهر و ده پاکستان شاهد بودیم و با خبر شدیم. چه لذت و شکوه! وقتی انسان و انسانیت با احساس مشترک، وجدان های بیدار، آغوش باز و دریا دریا دل، با گرایش های مختلف اعتقادی، فکری، قومی و زبانی، در هوای زیر صفر درجه ی زمستانی سه شبانه روز زن و مرد، پیر و جوان، اطفال و نوجوانان با تحصن و اعتراضات مدنی شان از تحصن و اعتصاب غذایی عمومی و تجمع آرام و جنبش مبارزاتی مردمی کویته پشتبانی و حمایت جدی کردند.

و اما اشاره کوتاه در مورد هزاره ها، اینکه تحصن و تظاهرات شبیه تظاهرات، لندن، دانمارک، ملبورن، کابل، بامیان و…، تا کجا می تواند مؤثر و دست آورد فوری داشته باشد، یک بحث! اما بدون شک بعنوان یک اعتراض مدنی و مبارزه نرم در دراز مدت تأثیر مهمی بجا خواهند گذاشت. حد اقل رسم و فرهنگ اعتراض مدنی و روش مبارزات نرم را در میان مردم ما نهادینه نموده رشد خواهد داد. این نوع مبارزات نرم، ایجاد جنبش های اجتماعی و اعتراضات مدنی می توانند وزنه ی عملگرایی و حس مسولیت فردی و جمعی را تقویت بحشند و انسانها را نسبت به سرنوشت مشترک و آینده شان حساس و فعال نمایند. از طرفی می شود از این طریق حمایت و همدردی روحی، معنوی و فکری خود را با مردم ما در کویته و خانواده شهدا ابراز کرد، که در این شرائط سخت می تواند تکیه ی دل و غذای روحی و معنوی برای مصیبت دیدگان و زخم خورده ها باشد.

۵:- آنان هزاره می کشند یا شیعه!

ای بی انصاف! یادت رفت! که هردو انسان اند!

و ضعیت کویته با کشتار همه روزه سخت نگران کننده است
آنان هزاره میکشند یا شیعه!؟ چه فرق میکند که تروریستان با کدام انگیزه خون میرزند، در هر دو حالت انسان کشی رواج وحشتبار یافته است و مرگ و بربادی قهرمانان تک تاز میدان های خون و خشونت اند. که صد البته انسان بیگنای هزاره بیشتر مورد کشتار و خشونت قرار می گیرند.

پس در شرائط سخت و مرگبار! حد اقل اگر بتوانیم مانع ریختن قطره خون شویم و زندگی را در بدترین حالت پشتبان باشیم، بزرگترین دست آورد بشری خواهیم داشت. چنانچه می فرمایند: کشتن بناحق یک انسان برابر با کشتن همه بشریت است.

۶:- وحال! به حکومت نظامی تا کجا باید دل بست!؟

با اینکه مراسم تدفین شهدا انجام شده است، اما پایان مسولیت، تلاش، بیدرا باشی و کار نیست. به حکومت دو ماهه نظامی خیلی دل خوش نکنید، حتی بالای دولت مرکزی هیچ اعتبار وجود ندارد. نکند مصیبت سنگین و گذشته های تلخ با یک خسته ی شیرین فراموش شوند، چون عاطفه و احساسات حافظه ی ضعیف دارند.

یاد مان باشد! اینبار قضیه فرق می کند، چنانچه در بالا ذکرش رفت، اینبار مثل گذشته ها تظاهرات تنها از جنس “مرده باد- زنده باد ” نبود، بلکه تحصن و تجمع میلیونی بود که منجر به ایجاد “جنبش مبارزاتی نرم ” گردید. پس در آینده با خطرات ، مشکلات و مصیبت های جدی تر در ضمن با مسولیت ها، موفقیت ها و کار های انجام نشده ی بیشتر روبرو خواهیم شد! چون هنوز پروژه وحشیانه ی قتل عام، غصب زمین، غصب خانه ها و دارایی هزاره های کویته توسط حلقه ی زشت تروریستان مذهبی و مافیای زمین غصبی و سیاستمداران حیله گر و فاشیست داخلی و منطقه ای، با برنامه ریزی دقیق شدیدا در حال اجرا است.

پس استقامت، فعالیت ، استواری حمایت و همکاری ها بشکل لابی سازی های منظم، کنفرانس ها، اعتراضات مدنی نه تنها حفظ شود، بلکه بهتر و بیشتر و منظم تر از گذشته برنامه ریزی و ادامه یابد.

امیدوارم آگاه، فعال، بیدار، تلاشگر، سالم و دریا دل باشید. بخصوص هر کی هستید باشید.

تقدیر و تشکر – حفیظ ا لله خرم – ۱۶ جنوری ۲۰۱۳ میلادی

نوت: بخاطر مسائل امنیتی، وضعیت بحرانی و شرائط شکننده کویته، عنوان قبلی از “…..” به ” جنبش مبارزاتی نرم” تبدیل شد. تشکر

1,191بازدید

کامنت بسته شده است.