گروگان گیری دولتی و پرونده سازی علیه هزاره‌ها!

عزیزالله جاغوری ۳:۲۹ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
گروگان گیری دولتی و پرونده سازی علیه هزاره‌ها!

گروگان گیری دولتی و پرونده سازی علیه هزاره‌ها!FB_IMG_1520453032671

پس از واقعه‌ی «نوابادسیدولی» مساله‌ی قره‌باغ ابعاد تازه ای یافت، اعتراض‌های مردم تشدید پیدا کرد، عزیز بختیاری، یگانه هزاره‌ی عضو هیئت، غزنی را ترک کرد، و عملن مذاکره به بن بست رسید، پس از آن نگارنده خویشتن را به عنوان یک شهروند-خبرنگار، فقط در خصوص اطلاع رسانی مسوول می داند و بس! در هر حال، فلسفه‌ی حضور چهره‌های جدید، به منظور «مقابله با خشم مردم» بود، حالا، در این وضعیت، روز به روز اوضاع قره‌باغ دگرگون می شود، یک نکته فراتر از «زهدان تنگ وحدت ملی» بنویسم: دولت و طالب در راستای «تضعیف روحیه‌ی هزاره‌ها» گام بر می دارد، بر اساس گزارش‌ها، پرونده سازی‌ها‌ی ناعادلانه و بازی های خاینانه علیه هزاره ها جریان دارد، از این دریچه باری از رهایی یکی از پوسته‌های آیین، به دلیل گرسنگی پولیس و بی قولی محمد زمان خوستی، در خصوص تهیه‌ی غذا نوشته بودم، باز هم به تکرار می نویسم: آنان هفت روز گرسنه بودند، در دو روز آخری، یک بار غذای نا کافی گیر آورده بودند، در ضمن صریح برای قوماندان امنیه گفته بود: اگر تا ساعت ۹ شب نان تهیه نکنی، پوسته ها را مجبوریم رها کنیم، یک شب رها کرده بودند، این ترک وظیفه، پس از هفت روز، از واقعه‌ی شیرآباد، اتفاق افتاده است،به محض اطلاع این مساله به هیئت قبیله ای، نیازمحمد امیری، یکی از شوونیست‌های عضو هیئت دستور داده تا آنان را توقیف کنند، در قدم نخست قوماندان زمان خوستی، طوطیه چینی می کرد تا چند نفر موی سفید را به نام «عامل قضیه» بگیرد، پس از ناکامی، در ساحه رفته است، دو نفر پولیس محلی نیز بر وسایط دولتی سوار شده و به اولسوالی قره‌باغ می آمدند، آنان، پس از ماه‌ها تحمل بدبختی، رخصتی گرفته بودند تا به روزهای سال نو، چند روزی راحت باشند؛ اما به دستور نیازمحمد امیری، قوماندان امنیه، این دو نفر پولیس را به نظارت خانه می برند، چند روز در نظارت خانه پولیس قره‌باغ می مانند،گروگان گیران دولتی «پرونده سازی» را شروع می کنند و دست به هر نوع کنش‌های قومگرایانه می زنند، فعلن این دو نفر در قید نظارت پولیس غزنی، به نام «قاتل» قرار دارد، در ضمن یکی از زخمی های حادثه‌ی بمب گذاری را نیز متهم کرده اند، دو نفر پولیس محلی و یک زخمی را مراد علی مراد با خودش به کابل می آورد و این سه بی گناه دستاورد بزرگی برای «سردار سرافراز» و حکومت غنی خواهد بود، در این مزارآباد انسانیت، خون هزاره بی ارزش شده است، اسیر هزاره، در محکمه‌ی قبیله ای، محکوم به «حبس ابد»است، به تازگی گزارش می شود که اهالی شیرآباد، چهار نفر از اسیران را نیز گم انداخته اند و برای خانواده‌های شان تماس گرفته اند که آنان فرار کرده اند، ما نمی دانیم چه بازی کثیفی جریان دارد؛ ولی می باید، برای «دونفر پولیس» دادخواهی کنیم و علیه «پرونده سازی» و «گروگان گیری دولتی» واکنش قاطع نشان دهیم، آری:«صدا صداست که می ماند»!

میثم صحرا

64بازدید

کامنت بسته شده است.