گزارش از محرم در سال ۱۳۸۶ و خرید زمین ۵۰۰ متری برای مرکز

مدبریت ۷:۰۷ ق.ظ دیدگاه‌ها خاموش

بسم الله الرحمن الرحیم

 ادامه گزارش  فعالیت  مرکز فرهنگی هیچه در سال ۱۳۸۶ 

در گزارش سال قبل خدمت عرض کردم که خوشبختانه برخلاف انتظار و با توجه به کمک های چشم گیر قومای که از قم  امده بودند مبلغ دومیلیون تومان در قدم اول جمع اوری شد . قرار شد جمع اوری در دو مرحله به دو صورت انجام بگیرد .

یکی : به صورت جمع اوری فوق العاده که احیانا در روز های که همه دوستان جمع می شود صورت بگیرد  مثل روز های عاشورا و …

دوم : کمک ها از طریق نمایندگان ماهوار جمع شده هر دو ماه یک بار با برادران نماینده  در تهران جلسه داشته باشم . در ضمن پول های حمع اوری شده را نیز بگیریم . قرار شد جمع آوری کمک از اول برج ۱ /۱/ ۱۳۸۶ آغاز گردد که آغاز نیز شد .

  در این سال حتی الامکان هر دو یا سه ماه بعد برای دیدن نمایندگان می رقتیم . هنوز در میان دوستان کسانی بودند که حاضر نبودند با نماینده ها همکاری کنند در ان صورت من اقای جوادی شخصا خدمتش می رفتیم معمولا در این طور موارد موفق به دریافت کمک ماهانه می شدیم .

بعضی وقت ها برای گرفتن هزار تومان سه هراز تومان و با بیشتر هزینه می کردیم تا آن هزار تومان را بگیریم . بعضی دوستان می گفتند آخر این چه کاری است که شما می کنید ؟!!

من می گفتم برای من مهم این است که دوستان عادت به کمک های جمعی و قومی کنند متاسفانه بسیاری از برنامه های که از دیگران انتظار داریم برای ما انجام بدهند که هیچ وقت هم انجام نمی دهند ما می توانیم با تدابیر اندیشیده شده خودمان انجام بدهیم . مهم این است که ما به چنین کار های عادت کنیم  .

مردم  ما متاسفانه از این پول ها روزانه مصرف می کند  برای اون مبلغ لحظه ای فکر نمی کند . اما خدا نکند که پای کمک های عمومی مطرح شود آن را تا اخرین ریال شان پرسو جو می کند که کجا شد ؟ .

من یک خاطره ای  را که در این مدت دوستان برای من تعریف کردند خدمت  تان عرض کنم ان وقت متوجه این فاجعه بیشتر خواهی شد . طرحی ما این بود که ماهانه یک هزار تومان برای خوابگاه دانشجویان جمع اوری گردد .

 بعضی از دوستان صحبت می کرد : بودند کسانی که هزینه تلفن شان بالای ده هزار می شود تا به پاکستان افغانستان زنگ می زد از آنها می خواست که فلانی و یا پسرش از پول دادن به مرکز منع کند . حماقت تا کجا ؟!!! ده هزار خرج می کند ۱هزار کمک نکند . بگزریم .

 امسال با همین برنامه ها گذشت . به توصیه نماینده ها برای جمع اوری کمک فوق العاده بجز کمک ماهوار  اقدام صورت نگرفت .

و خرید زمین ۵۰۰ متری برای مرکز

ولی ما بیکار ننشستیم  فکر کردیم هر چه زود تر جای برای مرکز بخریم  گرچند طبق براورد برای ۵۰۰ متر زمین نزدیک به ۶ نیم میلیون تومان نیاز است.  در حال که در آن زمان بیش ازسه میلیون تومان پول نداشتیم  در عین حال قرار شد بقیه پول را فعلا از راهی که شده تامین کنیم .

به مشوره دوستان توسط حاج  اقای محمدی که یکی از دوستان نزدیک ما بودند  و برادر بسیار خوبی در داخل دارند بنام اقای حاج رحمانی  که مورد اعتماد همه هستند  مامور برای پیدا کردن جای برای  مرکز کردیم .  به ایشان یاد آوری کردیم هر وقت جای مناسب پیدا شد خبر دهید تا پول آن را برای شما حواله کنیم .

ایشان با سفارش برادرش  من اقای جوادی که از دوستان نزدیک همه ما نیز هستند  بسیار زود جای مناسب را پیدا کرد  ما نیز به حاج اقای محمدی گفتم که شما مبلغ که در اختیار تان است به اضافه کسری شان حواله کنید در اولین فرصت خبر دهید تا برای پرداخت مابقی شان اقدام کنیم .

اقای محمدی این کار را کرد.  خوشبختانه خبر خرید جای برای مرکز را  بزودی داد  دل همه دوستان را شاد کرد . البته  ما بدون آنهم به اقای محمدی داد ستد داشتیم  در یک فرصت دیگر مبلغ باقی مانده را نیز پرداخت کردیم . تا اخرین لحظه به دوستان نیز نگفتیم . منتها قبل از سفر به تهران به اقای جوادی اشاره گفتن که پول مرکز تماما پرداخت شده است . شاید نیاز نباشد به نماینده ها این مطالب را بگویم  تا خدای نخواسته انگیزه شان برای جمع کردن پول کمتر شود .

اری دوستان حال مرکز خریده شده بود تمام فکر در باره ساختن آن معطوف شده بود . 

573بازدید

کامنت بسته شده است.