گل اَمّه

مدبریت ۹:۳۰ ب.ظ ۸
گل اَمّه

 گل اَمّه! نکو وُیی، اَمّه تو کوتوبار استه

غم آلم ده سرشی اَمده و دل بیقرار استه

الا ای دختر لالِه مه تاکی می کنی وُیی

تو توغ کو هرکجا یک سوته ده سرمو تیار استه

**

بگو اَمّی! بگو اَمّی! کجا رفته اَتی جانم؟

دلم چوقرا و بی تابی مونه، ده انتظار استه

چیکه اَمّی صدای لولّی آبَی نمیایه؟

و دخترشی ده بین بِرنه، بی تاب بیرار استه

**

گل اَمّه! گل اَمّه! میان صندوق بسته

اَوال تازه و نو از بیرار نامدار استه

اَوال تازه، دم می گیره و  این ناله می خیزه:

«سر آتَی ده اینجی و تنش در چه دیار استه؟»

اَوال تازه یعنی ماخ آتی از سر بی تن

تن بی جان دختر شی که ده پایان کار استه!

+;نوشته شده در ;دوشنبه ششم آذر ۱۳۹۱ساعت;۲۱:۳۰ توسط;محمد حسین فیاض; |;

1,327بازدید

۸ دیدگاه »

  1. علی قوس ۸, ۱۳۹۱ در ۵:۵۹ ب.ظ -

    چهارشنبه ۸ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۷:۵۹

    فیاض جان قبل ازشماشایدشاعران مردم هزاره داشته اگرگفته درباره مطالب دیگربوده،بنظرم درباره عاشوراءبااین لهجه هزاره گی شایدکسی شعرنگفته ومناسب هم نیست.جناب عالی بااینکه یکی ازشاعران هزاره هستی بیادررثاءعاشوراباادبیات فارسی اصیل شعربگوتاقابل خواندن درهرجاباشد.

  2. حمید قوس ۹, ۱۳۹۱ در ۴:۳۴ ب.ظ -

    پنجشنبه ۹ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۶:۳۴

    جناب آقای فیاض این مخته مل را کنار بگذار! در عوض که ثواب شود یک نوع برداشت دیگر از این کارها می شود. هزاره گرایی شما را بکلی از اهداف اولیه تان دورکرد حتی در سالهای که واردحوزه نشده بودی بهتر ازحالابودی . یک فرد معتدل و باهزاره گراها مخالف بودی. امروز که انتظار بیشتر از شما می رود یک روحانی شامل درحوزه علمیه قم و قوم گرایی، افتادن با سایر اقوام غیرهزاره مناسب نیست زیرادور از شان و مقام روحانی شماست.
    اگر من بنویسم :خوار اوسین دبلی جنازه شی چوقرا کد که او برار مه کورشونه خوارتو هی ویلا اوسین هی بابا اوسین هی هی هی!مگردرست است؟چه فرق میکندشعر تو با نثرکه یکی همین جور بنویسدخیلی هنراست ؟

  3. محمدی قوس ۱۱, ۱۳۹۱ در ۴:۴۷ ب.ظ -

    شنبه ۱۱ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۶:۴۷

    سلام و درود بر فیاض عزیز!
    مرثیه یکی از عاطفی ترین قالب‌های ادبی است. بیشتر نوحه خوانان عرب و پارسی زبان روضه و نوحه را با زبان محلی می‌خوانند. چه اشکالی دارد که یک انسان هزاره همان گونه که برای عزیزان خود مخته می‌کنند برای امام حسین هم سوگواری کنند.
    لهجه هزارگی یکی از عاطفی ترین لهجه هاست. اگر از این منظر به لهجه هزارگی نگریسته شود قطعات جالب کشف خواهد شد. تعبیر «دیده» به معنای مردمک چشم، صدقه شدن= فدا شدن؛ نادر = فدا شدن؛ بلاخور تو شونوم؛ تعبیر امَی؛ آبَی و ده‌ها مورد عاطفی‌ترین راه‌های ارتباطی است. مخالفت با نوحه هزارگی شاید سلیقه‌ای باشد اما بیشتر از حس خود کم‌بینی نسبت به ارزش زبانی لهجه هزارگی است که باید گفت لهجه هزارگی از نظر زبان شناختی قوی ترین و اصیل ترین لهجه زبان پارسی، بلکه مادر زبان پارسی است. نوحه هزارگی خیلی تاثیر گزار است و حس اعتماد به نفس فرهنگی ما را تقویت می‌کند و هیچ ارتباطی با گرایش‌های سیاسی ندارد.

  4. عبدالکریم افضلی قوس ۱۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۳۶ ب.ظ -

    شنبه ۱۱ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۲۳:۳۶

    درودبرآقای فیاض!سرودن نوحه به لهجه هزارگی قوم گرایی نیست.درهرجای دنیا مردم به زبان خودشان عزاداری می کنند.در ایران ترک زبانان به زبان ترکی نوحه می خوانند وعزاداری می کنند.به عنوان مثال امسال مردم زنجان واردبیل باشکوه ترین عزاداری رابه نمایش گزاشتند.از آقای فیاض ودیگر دوستان که برای غنی سازی زبان وادب این مرز وبوم تلاش می کنند باید تقدیر وتشکر نمود.

  5. حمید قوس ۱۲, ۱۳۹۱ در ۶:۵۵ ب.ظ -

    یکشنبه ۱۲ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۸:۵۵

    کدام محل ومنطقه است که لهجه محلی ندارد؟آیااگربه لهجه های کابلی،هراتی ومناطق مختلف هزاره جات هرکدام به لهجه های محلی مخته مل کند،باتوجه به این که همان مردم صاحب لهجه اگربه لهجه خودبشنودشماراانصافادرعوض گریه خنده نمی گیرد؟
    درایران هراستان شان لهجه های محلی خودرادارداگربه لهجه همان محل بخواندچه واویلاخواهدشد.زبان غیرازلهجه است.هرکس به زبان اصیل خودمی خواندنه لهجه های شکسته محلی؟این فیاض که مورداحسنت قرارگرفته چرابه فارسی کتابی وقلمی شعرنمی گویدکه زبان به مخته آچولابازکرده است واین نیست جزبی پروایی!

  6. آواره قوس ۱۲, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۰ ب.ظ -

    یکشنبه ۱۲ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۲۲:۲۰

    همین جناب فیاض کلمه « آمه » را بر اساس کدام دستور زبان در این جا بکار برده است؟! مگر نه این همان کلمه « عمه » بوده در « قند» پارسی به کار بده میشود؟! شایبد استلال بنمایند که بر اساس دستور زبان آزرگی! آیا آزرگی خود زبان است و کدام دستور مشخص را از خود دارا میباشد؟ که خیر! خود لهجه هزاره گی نیز متنوع میباشد! هزاره گی و یا آزرگی گونه یی از لهجه های زبان شیرین فارسی به شمار میرود! این جناب« ممد اوسین فیاذ » اگر حقیقتا به هزاره گی گفتن صادق است، اول از اسم خود لطف نموده و شروع بفرمایند! ….. نکنیــــــــــــــــــــــــــــــــــد به لحاظ خدا ما را تکه تکه نکنید که کرگ ها خواهند خورد مان!!!!

  7. hazara قوس ۱۳, ۱۳۹۱ در ۹:۳۳ ق.ظ -

    دوشنبه ۱۳ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۹:۳۳

    اقای فیاض زنده باشی برار بند دل . اگر یک نفر به زبون ازرگی هم نوشت شاید یک نفر یدا شونه که این چی رقم نوشته استه . مه میگم زبان ما عین هویت ماست به هر لهجه که باشد مطمئنا ما مردم زیاد خود باور نیستیم .

  8. ناقد قوس ۱۴, ۱۳۹۱ در ۶:۰۰ ب.ظ -

    سه شنبه ۱۴ آذر۱۳۹۱ ساعت: ۱۸:۰

    سلام جناب فیاض! با دستکاری ملایم شاید نوحه متعادل تر شود. تلفنی هم گفته بودم!
    گل اَمّه! نکو وُیِه، اَمّه تو داغدار استه

    غم آلم ده سرشی اَمده و دل بیقرار استه

    الا ای دختر لالِه مه تاکی می کنی وُیِه

    تو توغ کو هرکجا یک سوته ده سرمو تیار استه

    **

    بگو اَمّی! بگو اَمّی! کجا رفته اَتَی جانم؟

    دلم سوخته و بی تابی مونه، ده انتظار استه

    چیکه اَمّی صدای لولّی آبَی نمیایه؟

    و دخترشی ده بین بِرنه، بی تاب بیرار استه

    **

    گل اَمّه! گل اَمّه! میان تشت در بسته

    اَوال تازه و نو از بیرار نامدار استه

    اَوال تازه، دم می گیره و این ناله می خیزه:

    «سر آتَی ده اینجی و تنش در چه دیار استه؟»

    اَوال تازه یعنی ماخ دختر از سر بی‌تن

    تن بی‌جان دختر شی که ده پایان کار استه!