گهواره ام بابه!

عزیزالله رحیمی ۶:۰۸ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
گهواره ام بابه!

گهواره ام بابه!

گنبد بابه

گنبد بابه

____________

آغیل آغاوسین در گنبد و گنبد در غرب بابه، در دامن «کوه خمسنگ» و«کوه وارِمرغ» قرار دارد. آفتابِ بابه که صبحگاهان از برج و بامِ «خوجگورو» طلوع میکند و در تمام روز ملکِ بابه را رنگ و رخ تازه می‌بخشد، شبها را در آغوش پرسکون وارِمرغ سپری می‌کند.

حدوداً هفت ساله بودم که از آغیل آغاوسین از همسایگی آتِه خداداد و آتِه تاتئ بسوی جزیره دیگری بنامِ «اولیخو»، در پادشاهی مامایم خدا بیامرز «غولو» در آخر تایستو کوج کردیم. برادران بزرگترم رمه ی بز و گوسفند ما را از آنسوی «اردوجای»، از دشتِ «زردولو»، از پشتِ سرِ «قرلوخ»، از پیش چشم «اغبال بابه» بطرف «آوری اولیخو» می راندند و می بردند.

قبل از اینکه از سایه ی سرکیچه و از دِه و دیار آتِه خداداد خوش خوی و خواص دور شوم و از چشم گلرخان گلابیگ گم، لازم میبینم از گنبد و گلابیگ و ازآن قریه ی بی سنگ و ریگ هم، برای خوانندگان ناز و نازنین چیزی ترسیم و تقدیم کنم. تا نگویند که هفت سال تمام در گنبد آو نمک خورد و در آخر نه از گلبخت گفت، نه از گلخو و نه از گلابیگ.

تینه زردالو

تینه زردالو

گنبد بابه که بر شانه ی «تینه زردولو» همیشه سوار بوده و هست سایه بان شان هم همیشه «دربیشو» خیلی بوده و میباشد. دربیشو خیلی از نسل و نبیره ی «محمد حنیفه» هستند. به همین دلیل بخاطر احترام به حضرت محمد حنیفه و قبیله ی ناب دربیشو، آنزمان بسیاریها از خاکستر جارو کدونِ دیدگونِ دربیشو خود داری می‌کردند. و از آنسو در تینه زردولو هم «یار اُمّدا» آباد هستند که آنها هم از نژاد عرب و از نسل و نبیره ی حضرت عمر رضی الله عنه، یارِ باوفای حضرت محمد میباشد.

اما گنبد بابه، از سوی دیگر، که از شرق با قلای «وکیلو» شروع می‌شود و در غرب با قلای «خانوار بیو» تامو، دارای چندین دِه و چنبر است و دارای چندین تول و تبر. لذا درین قریه ی زیبا عمدتاً مردم گلابیگ که یکی از چندین پای مهم بابه می‌باشند آباد هستند. اما علاوه بر گلابیگ در قریه گنبد «دهمردگو»، مسکایو، ایچایو و آزایو نیز آباد هستند.

دهمردگو و مسکایو، کئ و از کجا آمده اند و چگونه درجزایر زیبای گنبد و گلابیگ آباد شده اند را همه می‌دانند اما آزایو که از تراغ سرکیچه تا پای «پیرخشه» را خوندی کرده اند، بسیاریها هنوز نمی‌دانند که این قوم و قبیله ی شاد و شمشاد و نسبتا با قدبلند و نوربند از کجا و کی و چگونه درین سرزمین مشرف شده اند.babh1

در دایرت المعارف حاجئ ارب تناچو صلوات الله علیها چنین آمده است که «آزایو» در اصل خود «خزریایو» هستند. و از مردمان سواحل «دریای خزر». ساکنین سواحل دریای خزر ترکتبار اند وترکها «خ» را تلفظ نمی‌توانند، لذا خزر را هزر می‌خوانند و یهودی مذهب هستند. این قوم، نُه صد سال قبل وقتی در جنگ با نصارا و مسلمانها شکست می‌خورند سواحل دریای خزر را بقصد منزلگه نا معلوم ترک می‌گویند و بالاخره بعد از چندین سال، چند تا خانواده آنها در جاغورستان می‌رسند و در چار سوی این سرزمین زیبا و دلگشا آباد می‌شوند.

فی الحال چوب خط را در همینجا گذاشته، شمارا بخداوند خان بزرگ و سترگ میسپارم…..

رضا واثق

من و واثق بهترین دوران زندگی خود را ، باهم سپری کردیم ، دوران هفت سالگی دوم ،  دوران مکتب اخوندی ، روز های خوبی را به خواطر داریم .

با واثق از همان اوان کودکی ، درد مشترک داشتیم که فعلا وقت بیان اش نیست ، همان درد مشترک که ، اهداف مشترک را نیز به دنیال داشت . امروز به لطف خدا ، هردوی مان با وجود که دست مان به دهنم مان میرسند ، ولی هرگز درد های مشترک مان را از یاد نبرده ، فریاد کرده ایم . فریاد یک ملت محروم و زجرکشیده هزاره . فریاد عدالت خواهی ، چیزی که من و واثق بیش از دیگران بی عدالتی را احساس که نه ، بلکه تجربه کردیم .

در این نوشتار دوست عزیزم جناب واثق خان ، خان خانها ، نکته های ظریف وجود دارد که هر اشاره به ان ، هزاران نکته باخود دارد . فقط کسی می تواند درک کند که از بابه و در همان سالها دران جا بوده باشد . قلمت نویسا باد رفیق .

این هم عکس یادگاری مان در سال ۱۳۶۱ در کویته ra

 

با دوستان چون واثق عزیز افتخار می کنم – صحتمند پایدار باشی رفیق

232بازدید

کامنت بسته شده است.