درد دل – به یاد استاد شریفی

محمد جمعه کریمی ۳:۲۲ ب.ظ دیدگاه‌ها خاموش
درد دل – به یاد استاد شریفی

imagesساعتی بسیار می باید کشیدن انتظار

 تا که در جوف صدف باران شود دُر عدن

 ماه‌هاباید که تا یک پنبه‌دانه از زمین

 شاهدی راحله گردد یا شهیدی را کفن

 سالهاباید که تا یک سنگ اصلی زآفتاب

 لعل گردددر بدخشان یا عقیق اندر یمن

 قرنها بایدکه تا یک کودکی از روی طبع

 عالمی گردد نکو یا شاعری زیبا سخن.

استاد شریفی، یکی از این گهرگرانبهای دوره‌ی خود بود وکمترآدماهای بودند که مانند وی از علم، فضل،کمال و برتری، برخوردار باشند. ایشان از جمله۵۰۰۰ هزار شهید بود که در دوره‌ی رژیم کمونیستی دستگیر، زندانی و در سال ۱۳۹۲شناسایی شد. مراسم یادبود شهید شریفی، از سوی علما و طلاب و مهاجرین منطقه حتقول در قم واقع در مدرسه حجتیه(۲/۳/۹۳) برگزار شده که این مراسم به صورت رسمی ساعت ۱۰ و ده دقیقه با قرائت قرآن کریم توسط قاریان محترم آغاز شد و سپس مجری توانمند برنامه جناب اقای محمدی از قاریان محترم قرآن تشکر نموده و از شرکت‌کنندگان در محفل قدردانی به عمل آورد.

در ابتدا، زندگی‌نامه استاد شریفی توسطه اقای قاسمی قرائت شد. وی اشاره نمود که استاد، در یک خانواده روحانی (در سال ۱۳۰۷هـ) در منطقه حتقول جاغوری، دیده به جهان گشود و در ایام کودکی در یک خانواده مذهبی رشد و تربیت یافت. این باعث شد که ایشان از ابتدای جوانی یک جوان مستعد و آماده از لحاظ دینی- مذهبی پرورش یابد.

استاد،آموزشهای علوم ابتدایی را در زادگاه خویش به پایان برد. ذهن پرشور و متلاطم ایشان موجب شد که به این مقدار اکتفا نکند و راه مهاجرت را در پیش گیرد. ایشان ‌در مشهد مقدس با بهره‌گیری از ادیب نیشابوری و علمای صاحب نام، بهره‌های کافی ‌برده و سپس راه وطن را در پیش گرفت. وی با کوله باری از علم و دانش رسما وارد مسائل اجتماعی و سیاسی شد. ایشان، فرازهایی از فعالیت‌های استاد را در سه عنوان خلاصه نمود:

۱٫ فعالیت‌های آموزشی:استاد، پانزده سال بدون هیچ چشم داشتی مشغول تدریس علوم دینی در مدرسه ایت الله وحیدی بود. شاگردان زیادی از مناطق مختلف جاغوری و غیر جاغوری در درس ایشان شرکت می‌نمودکه در این مدت وی شاگردان بسیاری ‌تربیت نمود.

۲  . فعالیت‌های فرهنگی تبلیغی: در مدارس و حسینیه‌ها و در مناسبت‌های مختلف مشغول بیان احکام و مسائل دینی و شرعی بود.

۳٫ فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی: استاد در سال ۱۳۳۱هـ به دفاع از حقوق مردم پرداخت. در آن دوره کوچی‌ها به بهانه‌های مختلف تلاش می‌کردند از مردم هزاره، باج و خراج بگیرند و برخی وقتها مغازه‌های مردم هزاره را تاراج می‌کردند. در اینجا بود که استاد، مردم را در مقابل زور مداران، بسیج نموده و در برابر دولت ایستادگی و از حقوق مردم دفاع نمود.

سرانجام در سال ۱۳۵۷-۵۸ توسط عمال کمونیستی به عنوان شخصیت سیاسی، دستگیر، زندانی و پس از آن، به شهادت رسید. روحش شاد و یادش گرامی باد.

در قسمت از برنامه، بیانیه‌ای از طرف مجمع علما و طلاب جاغوری، توسط اقای باقری قرائت شد که در قسمت از بیانیه اشاره آمده بود که بزرگداشت از مقام علم و عالم یک وظیفه است و علما و طلاب حتقول از عهده این مهم برآمدند. وی اضافه نمود، رفتن شخصیت‌های مثل استاد شریفی و شریفها، ضایعه‌ و خصاره‌ی جبران ناپذیر برای جامعه ما به شمار می‌رود. چند باید که مادر گیتی چنین فرزندان پرورش داده و تحویل جامعه دهد.

سپس جناب حجة الاسلام و مسلمین آقای برهانی، به ایراد سخن پرداخت. وی در ابتدا به عنوان مقدمه، فرق میان انسان و حیوان، مطالبی را ایراد نمود و یکی از فرق‌های انسان و حیوان در این است که حیوانات طبق غرایز حیوانی در کنار هم جمع می‌شوند و زندگی جمعی را آغاز می‌کنند؛ ولی انسان موجودی اجتماعی است که از روی، تدبر، عقل، اراده و انتخاب و اختیار به زندگی جمعی می‌پردازد. انسان در پیشرفت اهداف به چند چیز اشاره داشت:

  1. تشخیص: زندگی جمعی خطرهای زیاد دارد و از طرف دیگر، چگونه جلوی خطرات را گرفت؟ ناچار باید حکومت تشکیل داد. علی(ع) می‌فرماید: )لابد لأمیر و لوکان کافرا…)باید دز سایه حکومت زندگی کرد و لو حاکم غیر مسلمان باشد و حکومت به گونه‌ای باشد که به قول علی(ع) بسان طمعه‌ای بسوی حمله‌ور نشود؛ بلکه آنان را برادر و یا انسان مثل خود پنداشته و احترام بگذارد.
  2. خرد دوم جامعه، زبان جامعه است. اقای شریفی در دوره‌ا‌ی قرار داشت که عده‌ای می‌خواستند زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی کشور معرفی نکنند که اقای شریفی با کمال شجاعت و شهامت ایستاد و از زبان فارسی دفاع کرد و این ایستادگی در مقابل متعصبین پشتون، شجاعت استاد فرزانه را می‌رساند.
  3. کارهای سیاسی و اجتماعی: استاد، در مراسم خاکسپاری هاشم خان(عمومی ظاهرشاه)، شرکت کرد و در آن مراسم سخنرانی غرایی ایراد نمود و پس از آن رسما وارد فعالیت‌های سیاسی شد و در دهه‌ای دمکراسی به عنوان نماینده مردم در مجلس راه پیدا نمود و به صورت علنی از حقوق اقلیت‌های مذهبی به دفاع برخاست. از جمله، (چنانچه که اشاره شد) عده‌ای تلاش داشتند که زبان اقلیت‌های قومی را در حاشیه قرار دهند که استاد در این زمینه، با تکیه به آیات قرآن کریم، گفت: در قرآن می‌فرماید: «الرحمن علم القرآن و علمه البیان» نگفته و علمه الپشتو!، چنین سخنانی موجب شد که سران حکومت تحت تأثیر قرار گیرند. به ویژه شخص ظاهر شاه رابطه‌ای خوب با استاد پیدا نمود و استاد از این رابطه حسنه استفاده نمود تا با کمک نمایندگان مردم هزاره زمینه‌سفر ظاهرشاه را در مناطق هزارجات فراهم نمایند،‌ تا بدبختی و شوربختی مردم را از نزدیک مشاهده و در برخوردها تجدید نظر کند. در همین سفر بود که استاد از ظاهرشاه در منطقه جاغوری به نمایندگی مردم جاغوری، خوش آمد گفت و نیز ایشان از طرف ظاهر شاه از مردم تشکر کرد و وعده‌های که ظاهرشاه، داده بود، به سمع و نظر مردم رساند.

در پایان ایشان به این نکته اشاره کرد که استاد در سال ۱۳۴۴هـ در دوره دوازدهم انتخابات پارلمانی، به عنوان نماینده مردم در پارلمان معرفی شد؛ یعنی دوازده سال قبل از استاد، ما دارای نماینده در پارلمان بودیم حال این سوال پیش می‌آید که چه کس و کسانی پیش از آن، نماینده مردم هزاره در پارلمان بودند ؟ که ما از وجود چنین نمایندگانی اطلاع نداشتیم؟ این سوال است که جواب دادن از آن، برای مردم بسیار آسان است.

در پایان جلسه، با مداحی مداح اهلبیت، مجلس معنویت خاصی پیدا نمود و مظلومیت و مصایب اباعبدالله الحسین(ع) و اهلبیت آن حضرت بار دیگر، در اذهان زنده گردید.

792بازدید

کامنت بسته شده است.