تأملی در هزارستان شناسی – قسمت سوم

تأملی در هزارستان شناسی – قسمت سوم
شار زایده :
شار زایده قریه ای در “جاغوری” حد فاصل “قره باغ” قرار دارد که مردم “شارزیده” تلفظ می کنند، اما کاتبان ما – متأسفانه-“شهر زایده” می نگارند. این مورد به روشنی بیشتری، دلالت داد که این منطقه، منسوب به “شار”ها است. هیچ گونه نمودی از “شهر” در این منطقه وجود ندارد. علاوه بر این، کلمه “زایده”، در عرف جامعه ما تلقی خاصی دراز، ک هدر عرف عام “زیده” تلفظ می شود و مراد، انتساب نسبی است. می توان گفت که یکی از “شارزادگان” در آن جا زندگی می کرده است و یا جمعی که از نظر نسب به شارها، منتهی می شده، این نظر از آن جهت، قوت بیشتری دارت که در حوالی این منطقه کوهی به اسم “شار” است که شاید یکی از “شارها” در آن، زندگی می کرده است و یا به یاد شارها، نامیده شده است. “شار”، چه به معنای قله باشد یا شهر، نمی تواند در این جا تلقی صحیحی باشد، چون قلعه زاده و شهر زاده معنایی ندارد.
کوه شار:
در حوالی همین منطقه، و در شرق “جاغوری”، کوهی است به نام “کوه شار”، در چند سال اخیر، تقریبا در قله ی آن، قلعه ی بسیار بزرگ کشف شده است. این قلعه، تماما از زیر خاک بیرون نیامده، اما گوشه ی آن که پیدا است، عرض دیوارهای آن حدود 3 متر است که شاهدان عینی می گویند، یک جیپ به راحتی از روی آن می تواند حرکت کند. در جاهای مختلف این کوه سمچهایی کشف شده است.. این قلعه نمی تواند یک قلعه ی معمولی باشد و خیلی استراتژیک است، این جا “شار” قطعا به معنای شهر نیست و نمودی از آن وجود ندارد. اگر این، یک قلعه معمولی بود، می توانست به قلعه، حصار، کوشک و …نامیده شود چنان که، کوشه، کوشک، قلعه
در آن مناطق رایج است. ظرفها، مجسمه ها و اشیاء عتیقه از این قلعه به دست آمده که گفته می شود به ممالک خارجه برده شده است. مطالعات دیرینه شناسی، در این جا، انجام نگرفته است. شاید با مطالعات باستان شناسی، سبک و اصالت “شاری” این قلعه به اثبات رسد و ادعای ما را ثابت کند.
گِرد شار:
در ولسوالی نیلی، در منطقه ی “سوختُک”، دهی است به اسم “گِرد شار”، که در حوالی آن کوهی است به نام”شار” و در آن قلعه ای قرار دارد. در مجموع می توان نتیجه گرفت که، این مناطق به گونه ی اتفاقی، اسم گذاری نشده است. با توجه به این که، روزگاری “شار”ها در کل هزاره جات استیلاء داشته و در این مناطق هم هزاره ها زندگی می کرده اند که به “شار”ها مفتخر بوده اند؛ به احتمال قریب به یقین، این مناطق منسوب به شاهان غرجه است. چه بسا، مناطق دیگری هم به این اسم باشد در دره ی صوف هم سرخ شار دارد و هم سرخ دره.
دره­ی شار:
در منطقه ی “خوات” دره ی زیبایی است به اسم “دره ی شار”، در این جا نیز نمودی از شهر وجود ندارد. در نزدیکی این دره، قلعه ای وجود دارد به نام “سرخ حصار” که به تعبیر حسین نایل، این قلعه “بالا حصار” آن دانسته می شود. بعد از تکمیل این مقاله، مطلبی از جناب حسین نایل، مواجه شدم که مرا دلگرم تر کرد و به صحت این مقال امیدوارتر. ایشان به نقل از استاد علی اکبر شارستانی می نویسد، گر چه آدرس مشخصی از ایشان نداده است: “گرچه استاد شهرستانی، پاره ای از نام های محلات غرجستان را که در متون آمده با نام های موجود مطابقت داده و نام حاکم نشین (امروز شهرستان نوشته می
شود) و دهکده ی شارستان در دایکندی را مأخوذ از کلمه “شار” که لقب مهتران غرجستان بوده دانسته اند.” (سایه روشنهایی از وضع جامعه هزاره، چاپ قم -1372، ص37).
“شار”، به معنای “چادری به غایت تنگ و نازک، که بیشتر زنان لباس سازند، نیز آمده است” و به هندی “ساری” هم گفته شده، به نظر می رسد “شال شری” که نوعی پارچه است، نیز ریشه در کلمه “شارشگ یا “ساری” دارد که به گونه “شری” فعلا تلفظ می شود. در تکمله این بحث، لازم است اندکی با “شار شاهان” آشنا شویم- اگر فرصت و حیات باقی بود!
نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۱۱/۲۱ساعت 22:14 توسط



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*