خود نوشتی ازشوکت علی محمدی

خود نوشتی ازشوکت علی محمدیشوکت علی محمدی

بنا نداشتم از خود بنويسم. ترسم آن است كه به ملامت خود ستايي بيافتم، كه تجربت سه دهه خامي را از من گرفته است. چند پُست از دستور مديريت سايت تخلف كردم، اما چندين بار تذكر مديريت، پست كلفتي را هم از من گرفت؛ كه در چنته­ي نداري­ام؛ چند قلم خاطره و دل­خوشي روزگار رفته براي قوت قلب روزهاي نيامده، پيدا مي­شود كه به توصيه­ي روان­شناسان، به صفحه­ي سياه يادداشت­ هايم به ديده­ ي غنيمت مي­نگرم! در نتيجه مجبور شدم؛ براي همگامي جمعي و اطاعتِ خواست جمعي و مديريت؛ به عنوان مديريت بخش منطقه ايِ جهان دهكده زيباي الميتو؛ پته ام را به آب بريزم! از همه دوستان منطقه الميتو دعوت مي كنم براي ترسيم چهره درست و به جاي منطقه، همكاري كنند، امكان مديريت مستقيم براي همه دوستان علاقه مند وجود دارد.

شوکت علی محمدی هستم. در سال 1348 در دامن كوه­هاي استوار و صبور «الميتوي جاغوري»ولایت غزنی افغاستان، به تماشاي واقعيات زندگي چشم گشودم.

سال 1366 براي ادامه تحصيل به ايرانمهاجرت كردم، كه حاصل سال­هاي هجران، يك سبد موي شعله­ور، قلب تكيده، قلم تلخ، ويك دنيا اندوه است. در سال1381 سطوح عالی حوزه­ی علمیه را تمام کرده و مشغول پایان نامه نویسی شدم. در سال1383 پایان نامه فوق لیسانس رشته فقه و معارف اسلامی را با گرایش علوم قرآن و حدیثبا عنوان «پرتو نبی(قرآن) در شعر دری» بانمره 19 دفاع کردم. راهنمایی پایاننامه را استاد دکتر محمود سرمدی و مشاوره آن را دکتر سعدی به عهده داشتند. داوریپایان نامه را استاد رضا بابایی – که خدا یارش باد- به عهده داشت. ایشان در داورى،گفتند: من دو نکته به عنوان ادای حق می گویم:

1.    من به دلیل آن که حدود 15 سال همین موضوع را در دانشگاه­هاتدریس می­کنم؛ همه کتاب­ها و مقاله­های این موضوع را دیده ام. این پایان نامه ازبسیاری جهات برتری دارد.

2.    در میان قلم های متوسط حوزه، من چنین قلمی ندیدم. نویسندگانخوب حوزه کمتر می توانند چنین بنویسند. غنى، توانمند و پرواژه!

در سال 1384 وارد مؤسسه­ی عالی علومانسانى، در رشته علوم تربیتی شدم و در سال 1387 لیسانس علوم تربیتی را گرفتم.

فوق لیسانس برنامه­ ریزی آموزشی و درسی (Educational planning and and curriculum )را نیز از همان موسسه دریافت کرده ­ام. 

 در سال 67 با همکاری جمعی از دوستان «نشریه ی فکرى- فرهنگی بلاغ» را منتشرکردیم. هشت سال سردبیری آن به دوش من بود. دو سال است که مدیریت اجرایی و دبیریبخش ادب و فرهنگ را انجام می­دهم .

در سال 1380 با مؤسسه ی امام شناسی همکاری می کردم و مدیریت داخلی آن را به عهده داشتم.مشق نوشتن را از سال1370 در روزنامه­ها و نشريات آغاز كرده­ام، كه بيش از هشتاد مقاله­ی چاپ شده در مطبوعات افغانستاني و …دارم؛  اگر مقالات فضاي مجازي را به آن اضافه كنيم بيشترها…..

 دو سال مسؤل كميسيون علمي- فرهنگي مجمع علما و طلاب جاغوري به عهده داشته ­ام، که حاصل آن انتشار مجموعه مقالات همایش «دین و دینداری در عصر جدید» و برگزاری چند نشست علمی بود.
 سردبير نشريه «راه شكوفايي»؛ نشريه­ي انجمن علمي- پ‍ژوهشي اخلاق و تربيت جامعه المصطفي العالميه.
 مدیریت غرفه افغانستان در جشن جهانی نوروز؛ با برنامه­ های متنوعی مانند برگزاری نمایشگاه توانمندی­ های فرهنگی افغانستان، بر افراشتن نمادین جنده مولا علی (ع)، اجرای نمایش نوروزی پیرک – کمپیرک، اجرای جشن سمنک و گروه­ های سرود و موزیک­ های نوروری و انتشار کتاب نوروزی «شکوه گل سرخ»، انتشار برشور نوروزی «نوروز، سرگاه بهار» و سه عدد سی دی نوروزی (نوروز در افغانستان، اسلایدی از آیین نوروزی و تاریخی و آهنگ­های نوروری افغانستان).

کتاب «بررسی برنامه درسی مدارس علمیه افغانستان» را زیر چاپ دارم.

 چند سال معلمي در مدارس خودگردان.

حوزه­ي اولي يا اصلي­ام ادبيات دري است؛ كه در پي همين علاقه چند صباحي متهم به شاعري هم شده­ام.

 به تاريخ كهن افغانستان علاقه جدي دارم و كما بيش ديدگاه­هاي نوي هم دارم كه با هنجارِ ناهنجار آمده­، متفاوت است. اميدوارم من و هم نظران بتوانيم راه هويت جويي را يك قدم به حقيقت نزديك كنيم.

بخشي از اين ديدگاه­ها در ويب نوشت­هايم «جامعه نو    منعكس شده است.

پرو فايل مرا در در اين سايت ها مي توانيد بخوانيد:

انديشه وران: 

راسخون:  

نوشته شده توسط مدیریت بخش المیتو – شوکت محمدی

دیدگاه برای “خود نوشتی ازشوکت علی محمدی
  1. جمعه 9 مرداد1388 ساعت: 13:59
    سلام دوستان
    تشکر از دوست عزیز ما جناب آقای محمدی
    دنیای مجازی دنیای هست که هرکس به اندازه آشنای خودش و توانای و قدرت او در این زمینه اظهار وجود می کند .
    گرچند قلم ومحتوای نویسنده هر شخص بیان کننده افکار اوست بی تر دید نمی تواند پختگی و سطح واقعی افکار و منزلت آن شخص را برای ما بیان کند .
    ما در دنیای مجازی شاهد موارد بسیاری هستیم که حرف آن چنانی می زنند بدون آنکه حرفهای شان از پشتوانه خاص بر خوردار باشد و یا به قول امروزی ها از سوادی بهرمند باشد.
    مدیران سایت اکثرا افراد هستند که هم سواد حوزوی دارد و هم تحصیلات کلاسیک روز را دارا می باشد . تفریبا نظر اکثر همکاران این بود که معرفی مدیران لازم است و این کار را خود مدیران در یک پست مستقل انجام دهند تا دوستان با مدیران بهتر آشنا شوند و هم دیگران در رابطه با مدیران برخورد متناسبت با شخصیت شان داشته باشد .
    گرچند تعداد دوستان شکسته نفسی می فرمایند از خود چیزی نمی گویند و نه می نویسند و یا حاضر نیستند چیزی در باره شان گفته شود . ولی من فکر کی کنم این کار لازم است آقای محمدی عزیز از جمله همین دوستان است که دوست ندارد خودش یا کسی چیزی در باره ایشان بنویسد .
    از اینکه بر حلاف میلش مطابق با خواسته های همکاران اقدام به معرفی خود کرده تشکر می کنم امید وارم که همیشته همه ما توفیق پیدا کنم که خواسته دیگران را بر خواستهای خود مان مقدم بداریم.
    با تشکر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*