دور دوم انتخابات ریاست جمهوری؛ حامد کرزی و عبدالله عبدالله

دور دوم انتخابات رياست جمهوري؛ حامد کرزی و عبدالله عبدالله
كرزي يا عبدالله؟
شوکت علی محمدی
سر انجام سیستم پیروز شد! نظام جدید سیاسی کشور الزاماتی در حیات سیاسی کشور پدید آورده که افراد و گروه­ها ناگزیر باید آن را بپذیرند. این که اشرف غنی احمدزی معاونانش را از میان دو ملیت دیگر انتخاب می­کند؛ این که کرزی به برخی از حضور ملیت­های دیگر تن می­دهد؛ این که نتیجه انتخابات متقلبانه ابطال می­شود؛ نشانه حضور قدرت­مند سیستم اجتماعی و سیاسی جدید است. در پی ابطال نتیجه انتخابات رياست جمهوري، دور دوم انتخابات، ميان دو نامزد اول و دوم، يعني «كرزي» و «عبدالله» بر گزار خواهد شد.
آرای دو ملیت هزاره و اوزبیک در این دور، سرنوشت ساز و تعیین کننده خواهد بود. شما چه پيش بيني مي­كنيد، چه كسي رئيس جمهور خواهد شد؟ مردم هزاره به چه كسي رأي خواهند داد؟ چه فاكتورهايي در رأي هزاره­ها مؤثر خواهد بود؟ به دليل آن كه نگاه مليتي در روابط اقوام و تحولات سياسي-اجتماعي حاكم است و كرزي و عبدالله، به دو قوم بزرگ و شريف افغان و تاجيك تعلق دارند؛ در نگرش هزاره­ها مليت افغان مقدم خواهد بود يا مليت تاجيك؟ به عبارت ديگر، هزاره­ها با افغان­ها رابطه­ و اشتراك استراتژيك بيشتري دارند يا ائتلاف با تاجيك­ها آنان را به مطالبات اساسي و سياسي­شان نزديك­تر خواهد كرد؟
کرزی، از ولایت ورازگان و متعلق به ملیت پشتون است. عبدالله، از قندهار و از پدر پشتون و مادر تاجیک به دنیا آمده که در حیات سیاسی عبدالله، همراهی با تاجیک­ها پر رنگ است. به همین دلیل تاجیک­ها به عبدالله رأی داده­اند.
در روابط ملت­ها، مليت­ها، شهرها، محله­ها و چه بسا افراد؛ نوعي نگرش ويژه نسبت به همديگر حاكم است. بر همين اساس ضرب­المثل­هايي در مورد روابط اقوام و ملل وجود دارد؛ مردم فلان شهر مهمان­نوازند، مردم فلان شهر متعصب­اند، مردم فلان شهر سخاوتمندند، فلان قوم فريب­كارند، فلان قوم بلند نظرند، و از اين گونه برداشت­هاي همگاني.
در روابط اقوام داخل افغانستان نيز چنين برداشت­هايي وجود دارد. در سايه­ي برخي از اتفاقاتي كه ديواره اعتماد را ويران كرده و نيز چنين برداشت­هايي، حاكميت درازناي جدا انديشي مليتي به وجود آمده و ادامه يافته است. در روابط سياسي اقوام و سياست­گذاري­هاي كلان نيز سايه­ي سنگين اين ذهنيت­ها به خوبي قابل رد يابي است.
پيش از آن كه رأي هزاره­ها را در دور دوم انتخابات رياست جمهوري گمانه زني كنيم؛ نگرش هزاره­ها را در مورد دو قومي كه كرزي و عبدالله به آن تعلق دارند؛ ارزيابي خواهيم كرد.
پشتون­ها
در نگاه همگانيِ مردم هزاره، افغان­ها، داراي تعصب شديد قومي، بلند نظر، داراي دامن و ننگ، پيمان شكن، قسم خور، و… ارزيابي مي­شود. به دليل آن كه افغان­ها اقليت بزرگ­تر نسبت به ساير اقوام هستند؛ در ذهنيت برخي از افراد و فعالان سياسي، رأس هرم قدرت و حاكميت را مخصوص آنان مي­دانند كه در تحولات سياسي دو دهه­ي گذشته و ائتلاف­هاي برخي از فعالان سياسي جامعه­ي هزاره به خوبي نمايان است.
ريشه­ي نگاه هزاره­ها كه افغان­ها را داراي دامن و ننگ مي­دانند نيز، همان خصوصيت زندگي قبيله­اي و روستا نشيني اكثر پشتون­هاست، كه به دليل ويژگي روستا نشيني هزاره­ها، به مذاق­شان بيشتر جور در مي­آيد. عدم پيچيدگي و روستا زادگي پشتون­ها آنان را به هزاره­ها نزديك­تر نشان مي­دهد. ویژگی خُلقی هزاره­ها و پشتون­ها؛ رفتار سیاسی و اجتماعی هرکدام را نزد دیگری مطلوب­تر نشان می­دهد که پشتون­ها به دلیل آن که ملیت بزرگ­تر­اند؛ احساس نیازمندی کم­تری به هزاره­ها دارند.
تاجيك­ها
تاجيك­ها در نگاه مردم هزاره، مردم زيرك، فريب­كار، پيمان شكن و….ارزيابي مي­شود. در سياست­گذاري­هاي مردم هزاره چنين برداشتي آنان را از نزديك شدن به تاجيك­ها باز داشته است. در تحولات سياسي كشور زماني كه رژيم كمونيستي رو به سقوط بود؛ عدالت­خواهي مليت­هاي محروم، يعني هزاره، تاجيك و اوزبيك، آنان را در «جبهه­ي متحد» جمع كرد. پس از استقرار مجاهدان در كابل، اين ائتلاف به شكست انجاميد و جنگ­هاي خونين و دامنه داري رخ داد. فعالان سياسي مردم هزاره تاجيك­ها و شوراي نظار را پيمان شكن دانستند. برخي از فعالان سياسي جامعه، ائتلاف با تاجيك­ها را استراتژيك مي­دانستند و بر اين نظر پاي فشردند كه تعارض اين دو نگرش، در ميان هزاره­ها شقاق ايجاد كرد.
ريشه­ي برداشت هزاره­ها كه تاجيك­ها را مردم فريب­كار مي­دانند، شايد در اين نكته نهفته باشد كه مردم هزاره، غالبا روستايي­اند و صداقت روستايي در تمام زواياي زندگي­شان جريان دارد و از پيچيدگي دنياي شهري به دورند. بر همين اساس همه­ي اهداف و كارهاي شان را مستقيم و ميان­بر دنبال مي­كنند. براي رسيدن به هدف، راه نزديك سخت را بر راه­هاي پيچيده و دور و درازِ نتيجه­بخش­تر، ترجيح مي­دهند. تاجيك­ها به دليل ويژگي شهر نشيني، از پيچيدگي­هاي دنياي شهري برخوردارند و مقصودشان را از راه­هاي غير مستقيم­تري دنبال مي­كنند و بيشتر از هزاره­هاي روستا نشين پيچيدگي دارند. به همين دليل چه بسا در موارد مختلف از صداقت روستا نشينان سوء استفاده كرده­اند كه چنين تصوري پديد آمده است.
سوال مهمي اين­جا مطرح است كه چرا هزاره­ها با توجه به اين كه از سوي حاكمان پشتون تبار بيشتر مورد ظلم و كشتار قرار گرفته و زمين­هاي بسياري از اين مردم را حاكمان پشتون تبار غصب كرده و اكنون نيز در اختيار پشتون­هاست؛ اما عامه­ي مردم هزاره، افغان­ها را بهتر از تاجيك­ها مي­دانند؟ در جنگ­هاي غرب كابل، افغان­هايي مانند سياف، حقانی و…در كنار تاجيك­ها قرار داشتند. خصومت ميان گروه­هاي هزاره و تاجيك، به عمق، ژرفايي و طول زماني نزاع هزاره­ها با پشتون­ها نيست. جنايات عبدالرحمان، پيمان شكني حكمتيار – طالبان و شهادت شهيد مزاري و يارانش، قتل عام مردم باميان و سانچارك در دوره­ طالبان، تهاجم كوچي­ها و كشتار مردم بهسود، مهم­ترين نشانه­هاي كردار حاكمان و رهبران اين قوم نسبت به هزاره­هاست.
پرسش اساسي اين است كه آيا اين نوع نگريستن به اقوام، احزاب، ملل و…تا چه اندازه از اعتبار علمي برخوردار است؟ آيا سياست­گذاري بر اساس اين نوع برداشت­ها كه از آن به عنوان «تصورات قالبي» ياد مي­شود، كار درستي است؟ آيا در تعيين سرنوشت كشور، بر اين گونه برداشت­ها مي­شود تكيه كرد؟ رمزگشايي اين نوع نگرش­ها در تصحيح روابط اقوام و مليت­ها و سياست­گذاري علمي­تري كمك خواهد كرد.
اين نوع نگرش و شكل گيري تصورات قالبي از يك قوم، مردم، منطقه، شهر، كشور و….بر اساس نبود معيارهاي علمي است. كسي كه وارد شهري مي­شود، اگر در آغاز ورود به چند مورد خوش اخلاقي و گشاده رويي مواجه شود؛ بر اساس آن كل مردم آن شهر را داراي چنين خصوصيت مي­پندارد. اگر كسي ديگر وارد همان شهر شود و با چند مورد محرك آزار دهنده و بد اخلاقي مواجه شود؛ مردم آن شهر را داراي همان خصوصيت آزارنده خواهد پنداشت. در روابط اقوام افغانستان نيز چنين برداشت­هايي وجود دارد. متأسفانه فعالان سياسي جامعه­ي ما نيز بر اساس ذهنيت­هاي فسيلي و تصورات قالبي و غير علمي به ائتلاف­ و معاملات سياسي و انتخاباتي مي­پردازند. در معاملات انتخاباتي، طيفي از فعالان سياسي و نخبگان جامعه، بدون توجه به برنامه­ها، و واكاوي مطالبات اساسي مردم به اردوگاه كرزي پيوستند و او را سرقافله­ي كاروان پيروز مي­دانستند. نتيجه­ي آراي جامعه­ي هزاره نشان داد كه همراهي با كاروان پيروزي كه بر چنين تصوري استوار باشد؛ فاقد ارزش است.
نتايج انتخابات نشان داد كه اكثريت پشتون­ها به كرزي و اكثريت تاجيك­ها به عبدالله رأي دادند؛ بنا بر اين، در اين مرحله، رأي هزاره­ها و اوزبيك­ها تعيين كننده خواهد بود.
براي روشن شدن رأي هزاره­ها در دور دوم انتخابات، بايد منتظر ماند كه تصورات قالبي و ذهني هزاره­ها را نسبت به دو قوم بزرگ و شريف كشور تا چه اندازه در آراي­شان انعكاس خواهد يافت. ريشه دار بودن تصورات قالبي هزاره­ها نسبت به دو قوم مذكور نشان مي­دهد كه اين تصورات تا حدودي در آراي عامه­ي مردم انعكاس خواهد داشت. نسبت رأي كرزي و عبدالله در میان هزار­ها، در دور اول، از تأثير چنين برداشتي حكايت دارد.
به جرئت مي­توانيم ادعا كنيم كه اين نوع نگرش پايه و اساس درستي ندارد و رفتار غير علمي و كاملا به دور از واقع بيني و آينده نگري است. نخبگان جامعه بايد براي هدايت آراي مردم شريف هزاره در اين دور، روشن­گري كنند تا تصميم درستي اتخاذ شود. آراي هزاره­ها در اين مرحله تعيين كننده خواهد بود. براي رهايي از ذهنيت­هاي فرسوده و غير علمي -كه متأسفانه مبناي تصميمات سياسي فعالان سياسي بود و ضررها و خسارت­هاي فراواني براي جامعه­ي ما به همراه داشت؛ بايد با ديدگاه نو به مسائل كشور نگاه كرد. به جاي تن دادن به تصورات غير علمي و مخرب قالبی و پیش­داوری، بايد خانه تكاني ذهني انجام داده شود و پيش از همه مطالبات و استراتژي روشني اتخاذ شود و آنگاه براي دستيابي به اهداف تعيين شده، راهكار و تاكتيك­هايي در نظر گرفته شود. در اين مجال نيز بايد پيش از همه منافع اساسي و مصالح ملي در نظر گرفته شود و نيز با ديد دقيق­تر و علمي­تر جوانب مختلف قضايا بررسي شود و توانمندي، برنامه، صداقت نامزدها، مصالح ملي و…به دقت بررسي و در نظر گرفته شود.
كرزي
جناب كرزي، در طول هفت سال حكومت، براي جامعه­ي هزاره كاري انجام نداده است. بررسي كارنامه­ي كرزي، ليست بلند بالايي از نكات منفي است كه اين قلم پيش­تر نيز گفته است؛ «سرك باميان به جاي پخته­كاري و آسفالت كاهگل مي­شود؛ مكاتبِ مردم ساخته­ي جاغوري تا آستانه­ي تعطيلي پيش مي­رود؛ از طالبان، تروريست­ها و كوچي­هاي متجاوز حمايت مي­شود؛ عدالت اجتماعي در بدل رأي وعده داده مي­شود؛ تقسيمات اداري عادلانه مسكوت مي­ماند؛ بيشترين امكانات ملي به مناطق پشتون نشين سوق داده مي­شود؛ نا امني فراگير مي­شود؛ فساد ادراي نهادينه مي­شود؛ مواد مخدر و مافياي بين­المللي حاكميت مي­يابد؛ و…» كرزي در طول هفت سال گذشته فرصت­ها را از دست داد و نتوانست امنيت را در افغانستان حاكم كند. با ادامه يافتن دولت ناكارامد كرزي، فرصت پنج سال آينده نيز در محاق نا اميدي قرار مي­گيرد. به گونه اجمال نکات مثبت و منفی در باره کرزی را می­توان برشمرد:
1. کرزی، متعلق به ملیت پشتون است که بسیاری از این مردم جذب حاکمیت نشده است مانند حکمتیار و طالبان، اگر غیر پشتون رئیس جمهور شود؛ مشکلات بیشتر امنیتی خواهد داشت. اگر روند ادامه حاکمیت یک پشتون جایزه ساختار شکنی و حاکمیت گریزی تعبیر نشود!
2. کرزی فرصت هفت ساله را بر باد داده است.
3. کرزی، چهره علمی، طراح و صاحب نظر نیست و در یک شانس و نزدیکی با طیف ظاهرشاه مورد توجه قرار گرفت.
4. سیستم اجتماعی جدید کرزی را مجبور کرده تا حدودی از تعصبات مذهبی دور شود.
5. کرزی یکی از سران هزاره را به عنوان معاون دوم انتخاب کرده است.
6. کرز، عدالت اداری و تقسیم عادلانه کشوری را مسکوت گذاشته است.
7. کرزی، اقتدار گرا است که وزیر استیضاح شده و بر کنار شده را غیر قانونی در مسندش حفظ کرده است.
عبدالله عبدالله
داكتر عبدالله، از ياران نزديك احمد شاه مسعود و از چهره­هاي تأثير گزار دولت رباني است. در پي بي اعتمادي ايجاد شده در روابط هزاره­ها و تاجيك­ها عبدالله چهره­ي محبوبي در ميان هزاره­ها نيست. برخي ديگر از ياران احمدشاه مسعود، مانند يونس قانوني در دوران دموكراسي، به ويژه زمان تصدي وزارت معارف و رياست مجلس، روابط خوب و سالمي با هزاره­ها داشته است. عبدالله با شعار تغيير آمده است. مهمترين تغيير وعده داده شده؛ تغيير نوع حكومت از رياستي به پارلماني است. اگر چه تغيير نوع حكومت در اختيار رئيس جمهور نيست، اما مي­تواند «جرگه ملي» را تشكيل دهد تا تصميم سازي كنند. با توجه به تمركز بيش از حد قدرت، در اختيارات رئيس جمهور، بارها مشاهده شد كه جناب كرزي، نظر نمايندگان ملت را نا ديده گرفت و با اعمال قدرت، برخي از وزراي استيضاح شده و بركنار شده را به وزارت بازگرداند. در كشوري كه اعتماد ملي خدشه دار شده، تمركز بيش از حد قدرت- چنان كه در قانون اساسي كشور تعيين شده- زمينه­ي سوء استفاده از قدرت را فراهم مي­آورد و روند ملت­سازي و اعتماد ملي را دچار اشكال خواهد كرد.
ویژگی­های عبدالله:
1. عبدالله دارای طرح، برنامه و ایده خاص در اداره کشور است.
2. عبدالله متعلق به تاجیک است. ممکن است با آمدن ایشان نا امنی گسترش یابد. قاطعیت جامعه­ی جهانی و حاکمیت کشور می­تواند از نا امنی جلو گیری کند.
3. عبدالله، معاون دومش را از جامعه­ی هزاره انتخاب نکرده است که تا حدودی سؤال بر انگیز است و انگیزه­ی هزاره­ها را تضعیف می­کند.
4. با رأی به عبدالله، شالوده شکنی سیاسی انجام می­شود و تصور حاکمیت قوم خاص پایان خواهد یافت. خانه تکانی سیاسی، ذهنی روانی برای ملیت هزاره، از نان شب هم واجب تر است.
نتيجه
لب سخن اين است كه نبايد بر اساس برداشت­هاي غير علمي و ذهنيت­هاي فرسوده سياست­گذاري انجام شود. گذر از اين گونه برداشت­ها فصل جديدي در روابط اقوام برادر و برابر افغانستاني خواهد گشود. تصميم سازي در اين مرحله بر اساس دقت و مطالعه­ي كار شناسي انجام شود و نخبگان و فرهيختگان جامعه به طور جدي به روشنگري و گفت­وگوهاي روشنگرانه و به دور از پيش­داوري بپردازند. به زعم اين قلم و به گفته­ي قديمي­ها كه از اين ستون به آن ستون فرج است، شايد ايجاد تغيير در رأس هرم قدرت بتواند شرايط كشور را بهبود بخشد. مهمتر از همه شكستن طلسم برخي ذهنيت­هاي فسيلي است كه حاكميت را ملك طلق طيف خاصي مي­دانند. در اين مرحله رأي هزاره­ها به طور يقيين تعيين كننده خواهد بود. بنا بر اين شايسته است؛ تدبير خردمندانه­اي اتخاذ شود كه از اين تأثيرگزاري بهترين بهره گرفته شود. این نوشته تلاش جهت روشن سازی رفتا سیاسی جامعه است و تبلیغات سیاسی به هیچ عنوان نیست.
نوشته شده توسط مدیریت بخش المیتو – شوکت محمدی
دوشنبه چهارم آبان ۱۳۸۸


22 دیدگاه برای “دور دوم انتخابات ریاست جمهوری؛ حامد کرزی و عبدالله عبدالله
  1. دوشنبه 4 آبان1388 ساعت: 10:13
    با عرض حرمت و ادب خدمت آقای شوکت محمدی!

    مطلب زیبای شما را در مورد اهمیت انتخاب درست هزاره ها خواندم. مقاله شما واقعا ارزش خواندنش را داشت. و مسله انتخابات را با دقت و بررسی گذشته از روابط هزاره ها با اقوام دیگر بصورت کارشناسانه تحت مطالعه قرار داده اید.
    دوست عزیز فقط یک نقطه را می خواهم یاد آور شوم اینکه متاسفانه در طول تاریخ از دست حاکمان وقت ( خودی و غیر خودی) مردم ما آنقدر رنج و آزار دیده اند، که اینک داخل شدن به مرحله زندگی جدید (دموکراسی) را اصلا باور نمی توانند. و غرض از انتخاب شان نیز فقط اینست،که هر که باشد باشد. فقط ضررش به ما نرسد….
    بدرود

  2. دوشنبه 4 آبان1388 ساعت: 10:44
    اولا سلام و خسته نباشيد خدمت نويسنده محترم
    صادقانه بگويم كه اين اولين بار بود كه كدام مقاله اينتريتي دري را تا به آخر و با حوصله خواندم چرا كه هر سطر اين مقاله درباره ديد مليت هزاره برايم جذاب بود و خوانش آن به خاطر قلم گيراي نويسنده گرچه در برخي موارد جانبدارانه انتقاد نموده بودند رضايت خواننده را حاصل مي كرد.
    اما در نهايت از نويسنده محترم تشكر نموده ،منتظر مقالات آتي شان ميباشم.
    خواننده جديد اخبار وبلاگ جاغوري

  3. دوشنبه 4 آبان1388 ساعت: 18:40
    سلام دوستان گرامی آقایان رفیعی و امیری!
    از لطف تان یک جهان ممنون! کاش در مورد انتخاب درست مردم ما هم می نوشتید! به هر صورت حضور و نظر تان موجب دلگرمی است.

  4. سه شنبه 5 آبان1388 ساعت: 8:47
    جناب محمدی! مثل اینکه مشکلاتها را از دور و با عینک آخوندی خاص خود تعریف می کنید. پیشنهادم اینست که یکبار قم شریف و مقدس را هر چند دل ناخواه ترک کرده و تضادهای قومی و غیر قومی حاکم را از نزدیک مشاهده کرده و بعد تحلیلهای عالمانه خویش را ارائه کنید. مشکل هزاره ها با تاجیکها بمراتب بیشتر از آنچه است که جناب عالی بیان نموده است. انتخاب حامد کرزی و عبد الله برای هزاره ها و سایرین در حقیقت انتخاب "بد و بدتر" و "بد ترین" است. خلاصه شوکت جان! این مقاله تان همانند مقاله قبلی تان که در مورد بشر دوست در همین سایت نوشته بودید چیزی جز یاوه نویسی نیست. قم مقدسه شما را کور و یک بعدی ببار آورده است.

  5. سه شنبه 5 آبان1388 ساعت: 9:11
    سلام دوستان

    من فکر می کنم حسادت و . . . از نکات منفی جاغوری ها است که بعضی از این مردم و اکثرا به این مرض مبتلا است . اینها مطنا آدم سالم نیستند به همین دلیل کاری جمعی در کارنامه این ها وجود ندارد .

    دیگه شما از من مثال نخواهید که مجمع مشت نمونه خروار است . برای مثال اقای جاغوری در مقابل نوشته روشن گرانه آقای محمدی – که انصافا تحلیلی زیبای داشت وبه بیان دیدگاه خود به عنوان یک فرد از آن جامعه پرداخته وبدون اینکه به کسی کور ویا کر خطاب کند وبی احترامی کند – به جای استدلال به کلمات ناسزا متوصل شده شما این نوع هنجارها را چه تعبیر می کنید ؟

    دوست عزیز در جامعه روشن گرانه شما آدم های که به نرخ روز نان نمی خورد ویا باب معامله گری آشنای نداشته باشد . دیگه شاید از نظر خیلی های مثل شما کور باشد

    اما آنهای که چشم باز دارند با مردم را با سر پیچه شان به بهای ناچیز این یا ان می فروشد ودر جیب می زند اگر این را از این زاویه برسی کنیم حق باشما است .

    دوست عزیز بیاید شما بشمارید کار به عنوان … از این چیزی ها نداریم چند نفر مثل آقای محمدی داریم شما برایم بشمار .

    فقط از اسم و عنوان شان را برای ما یاد نکن که حال آدم بهم می خورد ما افراد با انگیزه و اهل کار و عمل را می گویم نه اهل علم را آنهای که فقط اهل علم است طرف سخن من نیست .

    شما را به خدا آبروی خود و دیگران را در نظر بگیریم نظر خود را بیان کنیم آتش کینه حسادت خود را در خود فرو ببریم کمی با استدلال و منطق تمرین کنیم تا شاید این عادت نا انسانی در طول زمان از ما مردم رخت ببندد .

  6. سه شنبه 5 آبان1388 ساعت: 10:31
    باید یاد آورشوم که توهین درست نیست! به هیج وجه.
    گرچند جناب آقای شوکت محمدی انتقادهای جانبدارانه ای را هم مطرح کرده بودند اما باید از توان تحلیل ایشان تقدیر نماییم. دوست دیگر ما هم بجا گفته بود که انتخاب اینبار میان بد و بدتر است. بنظرم مردم هر دو کاندید را میشناسد و امیدوارم بد را انتخاب کنن. پیروز باشید

  7. سه شنبه 5 آبان1388 ساعت: 10:32
    سلام خدمت آقای محمدی عزیز!

    خیلی ها توان نوشتن را دارد اما دست به قلم نمیشوند. از آن طرف کسانی هستند که می نویسند و آدم آرزو میکند که ای کاش ننویسد. اما بدون تعارف شما از زمرۀ کسانی هستید که هم توان نوشتن را دارید و هم انگیزه و پشت کار فراوان. به نظر من این خودش نعمتی است که خداوند برای هرکس ارزانی نمیکند.

    من همیشه نوشته های شما را چه در اینجا و چه در وبلاگ خود تان تعقیب میکنم، همه شان خصوصا مناظره اخیر تان با بعضی نویسندگان ارجمند دیگر در باره لهجه یا زبان هزارگی خیلی زیبا و مفید بود. نوشته امروز تان هم بدور از پیش داوریهای رایج در بین مردم هزاره انصافا خواندنی و قابل استفاده است.

    نگرانی که خود تان باعث به وجود آمدنش شده بودید این بود که دیگر نمیخواهید در اینجا بنویسید، با دیدن نوشته امروز تان خیلی خوشحال شدم. وبلاگ خود تان شاید خوانندگان خودش را داشته باشد، اما وبلاگ جاغوری یک به نظر میآید که خوانندگان و مراجعین بیشتری داشته باشد.

    نظرات نیک و بد دوستان نباید باعث غرور یا یاس تان شود. مطمینا درآینده نه چندان دور شما را در جامه ی نویسنده ای توانا و متعهد که با شور وشوق تمام و با تکیه بر معیارهای نویسندگی، ملاکهای اخلاقی و ارزشهای دینی، تاریخ نویسی و کندوکاوهای تاریخی انجام میدهد؛ خواهیم دید. آنوقت همه فرزندان جاغوری و البته مردم ستمدیده هزاره به وجود تان افتخار خواهد کرد. پس خواهشمندم "قلم تان را زمین نگذارید ولو کس یا کسانی- خدای ناخواسته- بخواهند دست تان را قلم کنند".

    به امید نوشته های بیشتری از شما در آینده.

  8. سه شنبه 5 آبان1388 ساعت: 20:20
    سلام دوست گرامی آقای جاغوری!
    تشکر از ابراز نظر صریح تان! دوست گرامی، دوری مکانی امروزه چندان مفهومی ندارد. اوضاع افغانستان برای هر افغانستانی با سواد قابل تحلیل است اگر ذهن تحلیل گر داشته باشیم. من نگفته ام انتخاب اول هزاره ها چه کسی باشد. احتمال داده ام که کرزی در میان هزاره ها رای بیشتر داشته باشد. من انتخاب اول هزاره ها را هم تنها نگذاشته ام! هزاره ها این فرصت را داشتند که از تیپ شخصیتی بشردوست بیشترین بهره را ببرند چون بشردوست همه تصورات قالبی حاکم بر روابط اقوام را شکسته است، که باید برجسته نمایی می شد آرای بشردوست ملی تلقی می شد که بود! چنان که کرزی و عبدالله بعد از بشردوست رأی ملی داشتند.
    تصور قالبی و پیشداوری یکی از مشکلات جدی جامعه ما است. من اگر طلبه ام و یا دنشجو چه ربطی به درستی یا نا درستی نظر من دارد؟ در جامعه باز دموکراتیک هر کسی حق اظهار نظر دارد، از جمله این بنده – به نظر شما یاوه نویس! کاش شما موارد نا درستی نظرم را بازگو می کردید و دلایل تان را بیان می کردید.
    یک مسأله متأسفانه در جامعه ما شکل گرفته که چندان به مصلحت نیست و آن ذهنیت معامله گری سیاسی است که از فعالان سیاسی به جامعه نخبه تسری یافته است. ائتلاف سیاسی از وظایف فعالان سیاسی است؛ اما نخبگان فکری ما دنبال معامله گری افتاده اند. وظیفه اصلی نخبگان، تولید و استراتژی سازی است. وظیفه نخبگان صیانت از مصالح اصولی جامعه و معماری ذهنیت و هویت مردم و نسل جدید است.
    ذهنیتی در میان هزاره ها شکل گرفته که آزار دهنده و مخرب است و ان استیلای پشتون ها است. در دوران حبیب الله که روزگاری از دوران عبدالرحمان نگذشته بود؛ هزاره ها طرف حبیب الله خان را گرفت و یکی از این بنده خدا هم در این راه کشته شد. باید این پدیده واکاوی شود. آیا دست زده بالا است؟ آیا خلقیات هزاره ها و پشتون ها باهم نزدیک است؟ آیا تصورات قالبی و عمومی در روابط اقوام باید مبنای رفتار و تصمیم گیری سیاسی بشود؛ چنان که بوده و شده است.

  9. سه شنبه 5 آبان1388 ساعت: 20:23
    من به برخی از فاکتور های برتری کرزی در نزد هزاره ها اشاره کرده ام مانند آن که یک از فعالان سیاسی جامعه هزاره را به عنوان معاون دوم معرفی کرده و یا ذهنیت هزاره ها از دوران جنگ های غرب کابل و… اما رابطه پشتون ها با هزاره ها نیز دوران تیره ای داشته است. حرف عبور از تصورات غیر علمی است. باید هر دو گزینه را با دید عالمانه بررسی کنیم! من هرگز جنایات عبدالرحمان و سرزمین های غصب شده ی هژیرستان، زمینداور، ارغنداب و… و نیز تخریب خنگ بُد و سرخ بُد بامیان که سند هویت هزاره ها بود؛ نمی توانم فراموش کنم! چنان که جنگ های غرب کابل هم زخم ناسوری در قلب من است. دوست من! چرا به خاطر این و یا آن خود زنی کنیم؛ من نظر خود را گفتم و شما نظر دیگری دارید، مگر آسمان به زمین آمده؟ خوب است که دورم و اگر نه متهم به گرفتن پول از ستاد عبدالله یا کرزی می شدم! دوست عزیز! من هم می توانم مثل خیلی ها زمینه ورود به فلان اداره و… را فراهم کنم؛ اما وجدانم نمی پذیرد که برای معماری ذهنیت و هویت قابل افتخار مردم و نسل آینده کاری نکنم؛ مردمی که افتخار آفرینش تمدنی به شکوهمندی تمدن بامیان و دوره غوری داشته اند! شما می نید که پس از دوره طلایی غوریان برای تمدن این خاک کاری نشده است- مخصوصا سه صد سال اخیر! شما می دانید مسجد جامع هرات را غیاث الدین غوری ساخته و منار های بامیان و غور را! این ذهنیت برای من قابل پذیرش نیست که غیر از اوغو کسی در این خاک نمی تواند ریاست کند!

  10. چهارشنبه 6 آبان1388 ساعت: 20:48
    سلام آقای محمدی عزیز واقعا تحلیل عالمانه ای از جامعه هزاره کرده اید.گرچند فرصت خیلی کمی تا برگزاری دور دوم انتخابات باقیست.اما نخبگان و بزرگان مردم هزاره وظیفه دارند که ذهنیات مردم را باتوجه به تغیرات بوجود آمده در کشور روشن نمایند .متاسفانه خیلی از نخبگان جرئت اظهار نظر هم ندارند.

  11. پنجشنبه 7 آبان1388 ساعت: 0:6
    سلام دوستان گرامی آقایان دوست دار جاغوری، ابراهیم، احمد، افضلی و دیگر فرهنگیان فرهیخته و فرزانه هموطن! تشکر از لطف تان نسبت به این قلم! من احساست برخی از دوستان را درک می کنم. وابستگی نظری افراد به برخی از جزیانات طبیعی است. برخی از شنیدن صدای مخالف نگران می شود؛ این برای جامعه ای که گام های اول دموکراسی را بر میدارد طبیعی است. این قلم تلاش کرده به دور از گرایش های شخصی بنویسد؛ تا چه میزان موفق هم بوده؛ قضاوت با دوستان فهیم و ارجمند. باز هم تاکید می کنم جامعه نخبه وظایفی دارد و فعالان سیاسی وظایف دیگر! تشکر از لطف همه دوستان عزیز!

  12. پنجشنبه 7 آبان1388 ساعت: 8:57
    آقای محمدی! قلم زیبا دارید و زیبا می نویسید. ولی باورم اینست که در عرضه بعضی مسائل تفکر و اندیشه نا صواب دارید. نا صوابی و انحرافی آن زمانی برجسته می گردد که از یک جریان ملی در سطح هزاره ها و مرتبط با جامعه هزاره قلم می زنید و سعی می کنید سیاهی ها را سفید و تنش را صلح نشان دهید و این خطرناگ است. شما حق دارید هر طوریکه میخواهید بنویسید و بگوئید و ما هیچ مشکلی با شما نداریم. ولی وقتی در یک عرصه فرا خودی و در محدوده قومی قلم می زنید خواهشم اینست که متوجه باشید تفکرات شما و همنوعان تان این موقعیت نسبی را که هزاره ها در طی چند سال اخیر کم و بیش به آن نایل شده اند شکننده و آسیب پذیر نسازید. روزیکه حامد کرزی اعلان نمود که دوباره خود را کاندید ریاست جمهوری می نماید با خود گفتم برای چهار سال دیگر بازهم فرصت سوزیها و آشفتگیها در مدیرت و سیاست و … را باید تحمل نمود. تا همین اواخر یکی از منتقدان شدید کرزی بودم و آرزو میکردم دوباره بر کرسی قدرت نیاید تا این کشور بتواند یک فرد بهتر را تجربه نماید. در زمستان گذشته در یکی از جلسات سکرتر شان (رحیمی از چهل باغتو) به نحوی از متنفذین جاغوری میخواست که به کرزی رای دهند. همه ای حاضرین با حرفها و استدلالهای شان به نشانه موافقت سرشانرا تکان میدادند. من که در آنوقت بشدت با کاندیداتوری کرزی مخالف بودم و در همانجا باهم با کمی تلخی به رد ادعاهای همدیگر پرداختیم. اما وقتی قیافه های مختلف من جمله عبد الله خود را کاندید نمودند کمی تعدیل شدم و با خود گفتم اگر مردم ما "بد" را نپذیرند طبعا سرنوشت شانرا همان "بدتر" رقم خواهند زد.

  13. پنجشنبه 7 آبان1388 ساعت: 9:18
    سلام دوست جاغوری عزیز!
    من دغدغه شما را درک می کنم. نظر من در مورد بنیادهای تفکر و شکل گیری نوع ذهنیت است که هویت نسل فردای مان را می سازد. من هم انتخاب این دوره را مثل شما بد و بد تر میدانم اما من شاید به دلیل نوع نگرش آینده نگرانه نگران شکل گیری و تداوم ذهنیت درجه سومی هستم که این طلسم روزی باید بشکند! ممنون!

  14. پنجشنبه 7 آبان1388 ساعت: 9:21
    ادامه

    داکتر عبد الله سیاستهای پیدا و پنهان خطرناگ در قبال هزاره ها در سر می پروراند که اگر بقدرت برسد باور جدی ام اینست که وضعیت نسبتا خوب هزاره ها با رویکردها و سیاستهای تفرقه آمیز شان بمخاطره می افتد. همه میدانیم شخصیت شهید مزاری با سید مصطفی کاظمی اصلا قابل مقایسه نیست. ولی باید دانست چرا تاجیکها و بخصوص سران شان قبیله سادات را سعی می کنند با خود همنوا سازند. من فکر می کنم استراتیژی آنها خطرناگ است و موقعیت ما آسیب پذیر است در برابر اینگونه سیاستها و نیتهای تفرقه آمیز. در ضمن تاجیکها همانند بقیه ملیتها ( به استثنای پشتونها که در اثر حاکمیتهای مداوم در کشور صعه صدر یافته و ظزفیت هضم آنرا نیز پیدا نموده اند) هنوز ظرفیت قدرت پذیری را نیافته و اگر بقدرت برسند همانند احمد شاه مسعود و عطا محمد نور یکسره یاغی و تکتاز ببار می آیند. در نتیجه موقعیت آسیب پذیر ما بیشتر آسیب پذیر خواهد شد. حال نمیدانم آن معیارهای عملی تان چی است که همه چیز را بر مبنای آنها می سنجید. ولی واقعیت اینست که ولو اینکه کرزی در اداره اش دچار ضعفهای زیاد است و نا بسامانیها و آشفتگیها زیاد در نتیجه فقدان مدیریت سالم و موثر شان در همه عرصه های زندگی شخصی و جمعی رونما است دوره حکومت شان یک نوع فرصت نسبی برای هزاره ها در طی سالهای اخیر محسوب می شود. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

  15. پنجشنبه 7 آبان1388 ساعت: 10:12
    من این کامنت اخیر تانرا توجیه ای بیش نمیدانم آقای محمدی! در ضمن اگر واقعا شکل گیری نوعیت ذهنیت نسل فردا دغدغه مقاله تان را تشکیل میدهد تصورم بر اینست که لا اقل در یک وقت نا مناسب آنرا طرح نموده اید. موفق باشید.

  16. پنجشنبه 7 آبان1388 ساعت: 11:39
    سلام دوستان مخصوصا جناب اقای محمدی که به نظرات خواننده های خودش اهمیت می دهند و به موقع پاسخ می دهند برادر محترم جناب اقای جاغوری عزیز :

    من فکر می کنم از آن جای که ظاهرا نظرات جناب اقای محمدی و جاغوری بدون گرایش های ظاهری و تصورات قالبی می باشد از آن جهت به این بحث زیبای خاص خودش را بخشیده است .

    من فکرمی کنم چند مسئله وجود دارد اگر اینها روشن شود زمینه بحث های جدی هم روشن تر می شود .

    دو نظریه در مجموع مطرح است

    یکی اینکه کسانی که با تغیر مخالف هستند اعتقاد دارند که هر تغیر به احتمال زیاد به ضرر شان تمام می شود . ومی گیوند خدا از بد ترین هایش نجات بدهند . که این نوع دیدگاه در شعار شان تحت عنوان بد و بد تر بیشتر نمایان می شود

    واین گروه استدلال های دیگر هم دارند می کویند ما درگذشته چیزی از دست نداده ایم حالا که به ما چیزی نداده نداده باشد باکی نیست . از کی و کی چیزی به ما داده که این کرزی دوم شان باشد . و دلیل های دیگر … که تمام سعی شان این است که وضعیت موجود را به هردلیل انتخواب خوب جلوه بدهند واز خطراتی که احیانا در گذشته در پیشرو دارند حاضرند تا صبح یکی یکی بشمارند بدون اینکه احساس خستگی کند . و دلیل های دیگر … که کم بیش با آنها آشنای دارید

    دوم : گروهی که از وضع موجود راضی نیست مبنای تفکر شان تغیر است و لو اگر منافع درگذشته هم داشته ولی هیچ گاه به آن راضی نیست و همیشه خواستار ترقی تغیر بیشتر در زندگی خود و همنوعان خودش می باشد .

    مخصوصا در مورد مثل آقای کرزی به هیچ وقت منطقا خود را راضی نمی داند تا چهار سال دیگر را ضمیمه هفت سال دیگر کنند .

    این گروه اعتقاد دارند حتی فرض را بر این بگیریم که عبدالله هم کاری نکند باز از نظر نتیجه ضرر نکرده ایم چون کرزی هم کاری نمی کنند و نکرده است .

    تحلیل و پیش گوی وضع بد تر صرفا یک فرضیه و ادعای بدون دلیل است . این نوع طرز تفکر دویدن و حمایت کردن از شخص مثل جناب اقای کرزی که کارنامه قابل قبول برای مردم افغنستان بالخصوص و مناطق مرکزی نداشته از لحاظ روانی بسیار مشکل و برای خود قابل دفاع نمی داند

  17. پنجشنبه 7 آبان1388 ساعت: 11:40
    به دیگر سخن استدلال گروه اول تمام مبنای شان این است که اگر تغیر حاصل شود وضع از این که است بد تر می شود و با گروهی دوم در اینکه کاری برای مردم مخصوصا مناطق مرکزی نشده هم عقیده است .

    ولی گروه دوم معتقد است چرا از شخصی که فرصت هفت ساله را از دست داد و کارنامه منفی در مقابل مردم ما دارد راضی باشیم. و از شخصی دیگر که تا هنوز در این پست تجربه شان ندیدم با تصورات قالبی واحتمالی و پیش داوری آن چنانی به پای میز محاکمه بکشیم.

    شخص که هنوز فرصت برای این کار پیدا نکرده نمی توانیم با تحلیل بدون عمل به باد انتقاد بگیرم .

    البته در تحلیل و دیدگاه گروه اول زمان جایگاه خاص خود را ازدست داده ولی گروه دوم زمان و شرایط زمانی را بهترین فرصت برای محک زدن آدم ها می دانند .

    مخصوصا اینکه وظیفه فعالان سیاسی با نخبه در گروه دوم کاملا مشخص است ولی گروه اول منتظر است تا فعلان سیاسی چه تصمیمی می گیرند که معمولا فعالان با حاکمیت فرصت های زمینه حضور شخصی خود را بهتر می بیند تا در دولت که هیچ چیزش هنوز معلوم نیست .

    در نتیجه هر دو گروه طرفداران جدی خاص خود را دارند . مخصوصا در جامعه ما که متاسفانه این نوع از طرز تفکر جایگاه خاص خود را دارند وتا حدودی نشات گرفته از بزرگان سنی است آن های سنی سال را در خفقان گذرانده و این تحیلیل را بیشتر متانسب با شرایط حال ما ها می دانند . به تعبیر آن بنده خدا که مار گیزیده از چوغ آله می ترسند .

    ولی روان شناسان و آنهای که خواهان تغیر هستند مستند های آن ها را با مبنای های علمی ساز گار تر می داند معتقد هستند این نوع از تفکر در جامعه باید بیشتر شیوع پیدا کنند و اگر توفیق و موفقیت در پیش باشد یقینا در گرو این نو از نوع طرز تفکر است . با این تحلیل مبنا ها و نوع نگرش جناب اقای محمدی وجناب اقای جاغوری تا حدودی روشن می شود . دغدغه های جدی آنها بیشتر آشکار می گردد.
    براستی شما خواننده محترم چه فکر می کنند چه باید بکنیم ؟ نظر شما چیست ؟

  18. پنجشنبه 7 آبان1388 ساعت: 13:52
    سلام و عرض ارادت و احترام خدمت فرهنگی های فرهیخته اقایان محمدی عزیز ، جاغوری و دوست دار جاغوری .
    مطالبی را که اقای محمدی نوشته است جالب زیبا و خواندنی است و همچنین نطریات برادر عزیز ما اقای جاغوری قابل تحسین است .
    اما اگر دوستان بر این باور باشند که تغیر بیاید هیچ فردی شاید خلاف تغییر امدن نباشد اما مهم اینجا است که فرد ازموده را ازمودن خطای بیش نخواهد بود .
    دکتر عبدالله و بالا تر از ان باند شورای نظار و حتی جمعیت ربانی امتحان شده اند ، عبدالله امروزی دست پرورده و بزرگ کرده همان ربانی و مسعود دیروزی است .
    شورای نطار در سال 92 میلادی چی تحفه ئی به مردم ما دادند ؟ شورای نظار در بن چی ارمغانی برای ما اوردند ؟
    دوستان ! اگر کرزی برای مردم ما کاری از پیش نبرده یک واقعیت است اما حد اقل تضمین کننده گانی که همان جهره های سیاسی و مطرح جامعه ما است تضمین انیده بهتر را کرده اند اگر نه بر همان جای که هستیم باقی خواهیم ماند .
    درحالیکه اگر شما از فاضل سانچارکی و یا احمد بهزاد توقع تضمین کردن اینده مردم خودرا داشته باشید یکنوع کم تجربه گی بیش نخواهد بود .
    اقای عبدالله در دوران وزارت خارجه اش کارنامه مشخصی را علیه مردم ما دارد او وزیری بود که در عصر وزارتش کوشید تا به کارمندان هزاره که سابقه دار در وزارت خارجه بودند چانسی ندهد که مطرح شوند و تمام مدیریت ها و سفارت ها و کنسولگری هارا به باند شورای نظار بخشیده بود .
    بیائید با یک تفکر عمیق ریشه مخالفت های درونی را بر کنیم و واقغبینانه بیندیشیم تا از یک سوراخ دوبار کزیده نشویم .

  19. پنجشنبه 7 آبان1388 ساعت: 14:58
    سلام دوستان گرامی جناب دوست دار جاغوری، جاغوری عزیز و قاسمی عزیز!
    1. تشکر از جمعبندی و مبنا یابی(تحلیل) آقای دوست دار جاغوری!
    2. تشکر از جناب جاغوری به دلیل صراحت، دغدغه موقعیت کلان مردمی، و به ویژه از تغییر موقف خطابی به موضع تحلیلی! مشارکت در میزهای بررسی رفتار سیاسی و اجتماعی، بستر مناسب ساختن استراتژی، هدفگذاری و تصمیم سازی و آن گاه راه حل سنجی است. من ادعای معصومیت ندارم، چنان که عصمت را برای دیگران هم قایل نیستم. تبادل افکار به روشن سازی نقشه راه کمک می کند. مهمتر از همه، تمرین تحمل نظر متفاوت است. در جامعه ای که یکسان سازی فکری صورت می گیرد و نظر مخالف دشمنی و بر اندزای تلقی می شود؛ رشد و پیشرفت متوقف خواهد شد. من تا جایی که به نظرم رسیده به برجستگی های(چه مثبت و چه منفی) هر دو نامزد در ذهنیت مردم هزاره پرداخته ام.
    3. امروزه رفتاری علمی تلقی می شود که بر اساس روش های مناسب، تحقیق انجام شود جامعه آماری داشته باشد که نماینده از کل را بنماید؛ روایی و پایایی داشته باشد؛ اما گمانه زنی بر اساس رفتار گذشته یک جماعت در دهه بحران(دهه هفتاد) که سیستم اجتماعی، شرایط، ذهنیت و… متفاوت بود؛ موضع غیر علمی است. فرموده اید: «داکتر عبد الله سیاستهای پیدا و پنهان خطرناگ در قبال هزاره ها در سر می پروراند که اگر بقدرت برسد باور جدی ام اینست که وضعیت نسبتا خوب هزاره ها با رویکردها و سیاستهای تفرقه آمیز شان بمخاطره می افتد.»؛ توجه دارید که آن چه در سر می پروراند؛ با هیچ معیاری قابل اندازه گیری و تشخیص نیست. آدم ها موجود پیچیده و تغییر پذیر است. ذهنیت افراد در رفتارشان تجلی می یابد.

  20. پنجشنبه 7 آبان1388 ساعت: 15:0
    4. موقعیت هزاره در دوران دموکراسی، محصول حکومت کرزی نیست بلکه به دلیل نوع سیستم کلان کشور است. اگر این سیستم به نظام اقتدارگرای مطلقه تبدیل شود؛ کرزی متناسب با همان نظام رفتار حقکشانه خواهد داشت. این نظام از دل جنگهای دوران بحران و با دخالت جامعه جهانی شکل گرفته است؛ همین فشار داخلی و خارجی نباشد؛ باورتان می شود که اشرف غنی معاون هزاره معرفی کند؟ این دوره از کرامات کرزی نیست بلکه از زور سیستم است. کرزی که با تقلب می خواست رئیس جمهور شود؛ بالاخره تسلیم سیستم و نظام شد. این نظام است که در این دوره می تواند رضایت و تمکین اجتماعی را در پی داشته باشد. این دوره محصول دیدگاه و باور علمی و ایدئولوژی کرزی نیست. کرزی تفکر سلطنتی و اربابی دارد. کرزی در یک شانس رئیس جمهور شد. همین زور نظام است که مذهب شیعه به رسمیت شناخته می شود. در فرایند همین نظام آقای قانونی شورای نظار از فرزند درس خوانده هزاره شخصا دعوت می کند و بالاترین مقامات وزارت معارف را به انان می سپارد. آیا همین قانونی در دوران ربانی حاضر بود چنین کند؟ دوست عزیز! ریاست جمهوری قدرت محدود دارد؛ تازه عبدالله خواستار تقلیل اقتدار ریاست جمهوری است. من اطمینان دارم سیستم نو سیاسی ان قدر قدرت دارد که افراد را ودار کند خود را با سیستم وفق دهد. دوستم اگر در نظام دیگر و شریط دیگر می بود این گونه تلیم نمی شد و جنگ های خونینی به راه می انداخت.
    5. چرا جامعه هزاره در عرصه سیاست فعال و اکتیو برخورد نکند که منفعل باشد. چرا هزاره هایی که اقلیت بزرگی اند؛ منتظر تصمیم چند نفر بماند تا آن تعیین موضع کنند تا هزاره به گونه واکنشی در سوی مخالف حرمت کند. من فکر می کنم آقای محقق در پارلمان که به جانب سیاف کشانده شد و به همین دلیل از سوی هزاره ها مورد انتقاد گرفت؛ همین موضع نتظار و واکنش بود.

  21. شنبه 9 آبان1388 ساعت: 5:14
    برادر اندیشمند محمدی گرامی سلام و عرض ارادت
    تحلیل زیبا و نقطه چینی های مهم و حساس تان ارزنده و مملو از مطالب پر محتوا ست. از تلاش فرهنگی و تاریخی تان جهان سپاس.
    نظرات تان قابل قدر ولی فقط اشاره به بند اول " 1. عبدالله دارای طرح، برنامه و ایده خاص در اداره کشور است."
    بنظرم اقای عبدالله بیشتر رو به شعار آورده است تا طرح و برنامه خاص و….،
    همه میدانیم که تغییر اقای عبدالله از ریاستی به پارلمانی جز یک شعار درون خالی چیز دیگر نیست چنانچه خود شما خوبتر توضیح داده اید پس این طرح و برنام ……،!؟ تغییرات سیستم حکومتی وظیفه ریئس جمهور نیست، اگر رئیس لوی جرگه را فرا خواند، صلاحییت و وظیفهء ایشان تا حد میزبانی خواهد بود، پس این حاتم بخشی از خرمن دیگران شعار بیش نیست، آقای عبدالله فردا بعنوان رئیس جمهور هزاران راهی فرار و بهانه دارد تا این شعارش را در گوشه فراموشی دفن کند و بهانه را به گردن لوجرگه بیندازد. ایشان با این شعار افکار عامه را بخود جلب و دلهای سادهء مردم را به بازی گرفته اند.

  22. شنبه 9 آبان1388 ساعت: 14:54
    سلام دوست نهایت گرامی آقای خرم!
    من پیش بینی کرده بودم آقای کرزی در جامعه رأی بیشتری داشته باشد؛ در دور اول هم پیدا بود. شعار شعار است خواه از کرزی یا عبدالله! کرزی فرصت هفت ساله را با شعار و معاملات عمل نشده گذراند. برای کشته شدن تروریست های آدم کش گریه می کرد؛ مانع برچیدن طالبان است. ادامه حکومت کرزی؛ جایزه حاکمیت گریزی یک طیف است که بر همین اساس در هفت سال گذشته بیشترین امتیازات به مناطق ملیت مطبوع کرزی گسیل شده است. مناطق هزارستان و غور تاریخی که امن ترین نقاط کشور بود؛ نا دیده گرفته شد!
    اگر پشتون ها به دلیل گریز از مصالح ملی و ایجاد نا امنی و تمدن سوزی از مرکزیت قدرت کنار گذاشته شوند؛ راه چاره را در تطبیق خود با نظام خواهند دید! سیاست تشویق برای جذب آنان به حاکمیت کارگر نیافتاد؛ پس نوبت آن رسیده که از راه محروم سازی و تنبیه وارد شد.
    به هر صورت، هردو انتخاب اول جامعه هزاره نیست.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*