تاملی در پیام حکمتیار به هزاره ها (1)

hekmatyar1تاملی در پیام حکمتیاربه هزاره ها

جناب گلبدین حکمتیار، رهبر یکی از گروه­های اسلامی تند رو وابسته به جامعه­ی «افغان»، به نام «حزب اسلامی» پیامی خطاب به مردم هزاره صادر کرده، که از سویه­های گوناگونی قابل تأمل و درنگ است. در باره­ی آن که چرا جناب حکمتیار پیامی به مردم شریف هزار داده؛ گمانه­هایی قابل طرح است. جناب حکمتیار از ارکان اصلی گروه­هایی هفتگانه پیشاور نشین است که مردم هزاره را در تعیینات دولت موقت فراموش کرده بودند؛ یعنی آن فراموش شده­ی دیروز، امروز برادر و مسلمان شده که خیانت­های رهبران هزاره دل رقیق «امیر» خود خوانده  را به درد آورده است! و اوضاع رقت بار مهاجرین در ایران که تمام بهای آن را هزاره ها می­پردازند؛ غیرت ملی او را به جوش آورده است. چه شده است که جناب حکمتیار دلسوز مردم هزاره شده است؟

تحلیل سخنان حکمتیار، برای جامعه­ی هزاره ضرورت دارد که در تعیین استراتژی کلان خود تعمق بیشتری مبذول دارند. این قلم پیش از این نیز نگرش هزاره ها در باره روابط شان با افغان ها و تاجیک ها نوشته است. اما سخنان گلبدین تعمق در این باره را ضرورت بیشتری بخشیده است. آیا واقعا حکمتیار دایه ی مهربانتر از مادر برای هزاره شده که رهبران اجتماعی آنان را خاین خطاب می کند و خواب­های شیرین برای هزاره ها می­بیند! یا از باب آن که «چون قافیه تنگ آید شاعر به جفنگ آید» می­خواهد از احساسات پاک هزاره ها سو استفاده کند و جبهه تاریک اندیشی طالبانیسم را تقویت کند؟ ذهنیت فرسوده تاریخی هزاره ها و قرار گرفتن برخی از رهبران سیاسی در کنار اردوگاه فاشیستی افغان ملیتی چشم طمع حکمتیار را باز کرده است و دو باره می خواهد بذر بد بینی میان ملیت های محروم بپاشد و از سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن سود می برد! به نظر می­رسد حکمتیار می­خواسته از احساسات مهین دوستی هزاره به نفع اردوگاه تروریسم سود ببرد و هنوز باورش نشده است حکمتیار یک مهره سوخته سیاسی است؛ اما پیامش تنها از جایگاه یک نخبه افغان قابل تحلیل و بررسی است.

ارزیابی بخشی از سخنان حکمتیار:

1.حکمتیار: «اينها قوم فروش و مذهب فروش اند، زمانى به نام خمس شما را غارت كرده اند و زمانى به نام جنگ براى دفاع از مذهب. خمس اينها دامى براى غارت افراد بى خبر از حقيقت دين است، خمس به فرموده قرآن از مال غنيمت اخذ مى شود كه چهار حصه آن به مجاهدين بر مى گردد و بخش پنجم آن حق خدا و پيامبرش خوانده شده كه از طريق پيامبر و امام و رهبر مسلمين به فقراء و مساكين داده مى شود، نه در قرآن طبقه اى به نام آخوند و سهمى در اموال مردم براى آنان آمده و نه در حديث، جعلكاران مذهبى نما اين را از خود جعل كرده اند. آنانكه بر قبور شخصيتهاى مذهبى قصر ها و گنبدهاى زركوب ساخته اند، آنهم از پول فقير و مسكين و حاجتمند ساده لوح، و به نام اين كه در آستانه اين قبور حاجت تان بر آورده مى شود و دعاهاى تان مستجاب مى گردد، دروغ مى گويند، جعلكار و فريبكار اند، حرفهاى شان صد در صد مخالف قرآن و ارشادات پيامبر عليه السلام و ائمه عالى قدر اسلام است، اين همان شركى است كه قرآن به شدت آن را رد مى كند و عامل سقوط در جهنم مى خواند.»

آیا حکمتیار در سلک یک داعی دینی و مذهبی هزاره ها را – به زعم خودش- ارشاد می کند تا هزاره ها از گمراهی به در آیند و راه درست را به تبع او انتخاب کنند؟ در این بخش از سخنان وهابیانه­ی او  تعریض­ها و تصریح­هایی به نا درستی باور دینی و مذهبی شیعیان دارد؛ که افزون بر لحن غیر ناصحانه، توهین آمیز نیز هست. حکمتیار خیلی کوچک تر از آن است که با او در باب مساییل اعتقادی بحث کرد. نشانه­ی این قد کوتاهی، سخنان توهین آمیز ایشان در مسایل عمیق مذهبی، روشن و آشکار است. باید جناب حکمتیار حالا حالاها شاگردی کند تا بتواند عمق مسایل اعتقادی تشیع را درک کند. اما مقصود اصلی جناب حکمتیار ارشاد مذهبی هزاره ها نیست، چون تنها هزاره، شیعه نیست، بلکه خیلی کشورها شیعه دارد. از این جا روشن است که حرف گلبدین ماهیت دیگری دارد. گلبدین در تعریض های مذهبی عالمانه و مستند بحث نکرده، پس انتظار بحث علمی نداریم و آن را به فرصت دیگری وا می گذاریم.

در این باب تنها یک نکته را می­گویم که گلبدین، ماهیت قصر و حرم اهلبیت (ع) را درک نکرده است. قصر، ماهیت خون ریزی و ظلم دارد که انسان­ها را از خدا دور می کند اما ماهیت حرم اهلبیت، آکنده از معنویت است که انسان را به خدا نزدیک می کند. آیا در نظر او هر بنایی که بلند و تزیین شده باشد؛ قصر است؟ اگر چنین است پس «مسجدالنبی» اولین قصر جهان اسلام است و ما به داشتن قصرهایی مانند مسجدالنبی(ص)، حرم امام علی (ع)، امام حسین(ع) و… افتخار می­کنیم! و شما که یزید را خلیفه الهی می­دانی به چه چی چییزی افتخار خواهی کرد!

2. حکمتیار: «سياستمداران مزدورى كه به شما مى گويند پشتونها دشمن هزاره اند، عامل بيچارگى و فقر هزاره ها در دو صد و پنجاه سال گذشته بوده اند و بر شما حكومت كرده اند، اينها مبلغين ذليل اجنبى و آتش افروزان جنگ به نفع بيگانگان اند، شياطين آدم نما اند، اينها شما را قربانى منافع بيگانگان كرده اند.»

3.  كدام انسان باضمير و آگاه از تاريخ كشور ما مى تواند از اين حقيقت انكار كند كه پشتونها در حكومت هاى ظالم و مفسد گذشته و رژيم هاى شاهى دست نشانده انگليس مثل شما محروم و مظلوم بودند و در فقر و مسكنت زندگى كرده اند، مردم مظلوم پكتيا، پكتيكا، كنر، ننگرهار، لغمان، هلمند، زابل، غزنى، لوگر، وردگ ميدان و سائر مناطق پشتون نشين زندگى بدتر از اهالى مناظق هزاره نشين داشتند.  

آیا حکمتیار به عنوان یک شهروند و نخبه ی متعلق به ملیت افغان پیام داده است؟

این گمانه می­تواند به صواب نزدیک تر باشد. اگر جناب حکمتیار از این پایگاه با هزاره ها سخن گفته، فرصت مغتنم است که باید سخنان او را به عنوان یکی از نخبگان «افغان» جدی گرفت!

چکیده­ ی سخنان حکمتیار آن است که ملیت هزاره و افغان با هم برادرند و برخی در این میانه سوء استفاده می­کنند که باید جلو آن را گرفت و باب آشنایی دوباره را گشود. جناب حکمتیار سال­ها پیش نیز چنین می­گفت و هزاره ها و مردم افغان را در محرومیت و مظلومیت همسان می ­دید. این پیام را باید کالبد شکافی و موضع حکمتیار را تحلیل کرد تا درستی آن برای ما و حکمتیار روشن شود. در این میانه مسایل زیر را باید در نظر گرفت؛

آیا جناب حکمتیار از کردار شاهان ظالم افغان مانند عبدالرحمان خان بیزار است؟ آیا حکمتیار رفتار ظالمانه عبدالرحمان را تقبیح می کند؟ اگر چنین است؛ فرصت مبارکی است اما این موضع لوازمی دارد که باید جناب حکمتیار به آن پای بند باشد؛

الف. جناب حکمتیار باید رسما رفتار ظالمانه و غیر انسانی حاکمان افغان و به ویژه عبدالرحمان را محکوم  و بیزاری خود را از آن اعلام کند و به عنوان دلجویی از مردم شریف هزاره عذر خواهی کند. به دلیل آن که تنها عبدالرحمان نمی­توانست هزاره ها را شکست دهد؛ این اقوام مختلف طایفه­ی افغان بود که لشکر عبدالرمان را تشکیل می­دادند. پس باید جناب حکمتیار از جانب پدران خود از هزاره ها عذر خواهی کند. این برای هزاره ها یک اقدام استراتژیک است که هر یک از رهبران افغان تا زمانی که چنین نکند؛ هزاره ها نیز با آن ها همکاری نکنند و نمی­کنند. بخش مهمی از سرزمین هزاره در اختیار افغان ها قرار دارد که باید پس داده شود.

ب. چنان که جناب حکمتیار داد از دین و دینداری می­زند؛ باید به ملیت تابع و متبوع خود به عنوان یک تکلیف شرعی بگوید که زمین­های غصب شده­ی هزاره ها را برگردانند. حق کهنه شدنی نیست؛ از آفتاب مشهور تر است که ورازگان، دایه، زمینداور، دهراوود، کته واز، بست و لشکرگاه، قندهار( رخج) و زابل و غزنی و… سرزمین هزاره ها است. آیا باشندگان افغان این مناطق نماز نمی­خوانند؟ بر جناب حکمتیار فرض است که مردم شریف افغان را از خسارت آخرت برحزر دارد و آتش جهنم را از آنان دور کند. تا زمانی که سرزمین غصب شده­ی هزاره ها در تصرف افغان ها باشد چگونه می­توان ادعای برادری کرد؟ چگونه می­توان این زخم ناسور را از جگر هزاره ها التیام داد که سرزمین شان در اختیار عده­ای باشد و تنها در مواقعی که به تفنگ و یا رأی هزاره ها نیاز دارند هزاره ها را برادر بخوانند و در تقسیم سرنوشت فراموش می­شوند. چه کم حافظه­اند عده­ای که بدون گرفتن پر کاهی از حق خود و مردم خود در بازی های سیاسی اسیر می­شوند. ما افغان ها را دشمن خود نمی دانیم در صورتی آنان نیز از دشمنی های گذشته دست برداشته و حق هزاره ها ادا کنند.

ج. جناب حکمتیار شخصا در مورد هزاره ها کم مهری کرده و در هنگام تعیین سرنوشت آنان را نادیده گرفته و آنان را هشت درصد مردم افغانستان اعلام کرده است که موضع غیر عادلانه بود و باید از آن بابت نیز عذر خواهی کند. گلبدین بر خلاف پیمان خود با شهید مزاری، چهار آسیاب را به نیرنگ و حیله تخلیه کرد تا نیروهای طالب مغرورانه به کشتار خود ادامه دهد. حکمتیار یک بار همپیمانی خود را نشانه داده و شهید مزاری را به دام کشتن به – دست جلادان طالب همتبار خود – انداخت. گلبدین چه انتظاری از جامعه زخم خورده هزاره دارد؟ آیا دوباره با متحجرانی مانند طالب همسنگر شوند تا بار دیگر نسل کشی یکاولنگ را تکرار کنند و گلبدین خنده مستانه زند؟

گلبدین موضع خود را در برابر طالبان روشن نکرده و عملا در جبهه طالب است. اوضاع کنونی و حضور نیروهای خارجی مطلوب جامعه افغانستان و هزاره نیست؛ این هدیه تفکر متحجرانه و فاشیستی طالبانی و افغانیسمی مانند آنان است. مردم افغانستان کشتار مردم شمالی و یکاولنگ و مزار را فراموش نخواهند کرد؛ این همه جنایت به طالبان اتفاق افتاد آیا شما وجدان نداشتید که آن را محکوم می کردید؟

د. چرا گلبدین در برابر قتل عام مردم بهسود توسط کوچی­ها ساکت است؟ چرا جناب حکمتیار در برابر ادعاهای واهی نعیم کوچی و مانندگان آن حرفی نمی­زند؟ هنگامی که همتباران و همقطاران حکمتیار مردم شریف هزاره را غیر بومی می­خوانند حکمتیار کجاست که به دفاع از حق برخیزد و حق برادری را ادا کند؟. بر حکمتیار روشن است که هزاره ها مردم بومی غور و غرجستان است و غوریان و شاران کیانیان از این مردم بوده­اند. این قلم بومی بودن هزاره ها را بر ساس متون کهن تاریخی اثبات و تدوین کرده است که بی­پایگی ادعای اردوگاه فاشیسم را بر ملا می کند، که قلم­ها و مفکوره­های فاشیست­هایی مانند حبیبی را رسوا خواهد کرد. در تاریخ کهن آریان و خراسان یک کلمه پشتو پیدا نمی کنی تا حضور تاریخی این قوم را ثابت کند؛ چگونه هزاره هایی که زبان شان، مادر زبان دری پارسی است را آواره می خوانند؟

ه. جناب گلبدین، به تقبیح رهبران امروز جامعه ما بسنده نکرده، بلکه تمامی رهبران اجتماعی جامعه هزاره را که در مقاومت 250 ساله در برابر اردوگاه فاشیسم قومی افغان مقاومت کرده اند مانند میریزدان بخش بهسود، شهید شریفی وکیل جاغوری، فیض محمد خان و… را خاین می­خواند! چون در برابر ستم اردوگاه فاشیشت عبدالرحمان خانی مقاومت کرده اند! حکمتیار فکر نکند که هزاره ها بی سر و مان است. امروز هزاره ها همه رهبر خودند؛ نخبگانی دارد که خلیلی و محقق و… شاگردشان اند و باید دندان طمع را برای همیشه کشید که از جامعه هزاره به رایگان سو استفاده کنید! نسل جدید هزاره مرعوب نیست که مانند برخی از سیاست مداران به تفکر پوسیده «آینده و حکومت از افغان هاست» باوری داشته باشند!

4.  حکمتیار: « باز همينها [رهبران هزاره] بودند كه به هدايت تهران با روسها سازش كردند و مليشه هاى داكتر نجيب كمونيست شدند، راه اكمال مجاهدين را در باميان بستند، با كمونيستها و شوراى نظار جبهه مشترك عليه پشتونها ساختند، چند روز بعد با شوراى نظار وارد جنگ خونين شدند، دليلش آن بود كه شوراى نظار در برخى از موارد به رياض نزديك شد و گروههاى وابسته به سعودى را در كنار خود گرفت، و تهران اين را بغاوت از آقاى قبلى شمرد و خواهان گوشمالى اش شد. در اين جنگ خونين و طولانى خانه هاى هزاره هاى مقيم كارته سخى، دشت برچى، كوته سنگى و … با توپها و تانكهايى شوراى نظار و مؤتلفين پرچمى شان، كه از كوه آسمايى بر سر آنان آهن و آتش مى ريختند ويران شد و هزاران زن و مرد و طفل هزاره كشته شدند»

جناب حکمتیار بارها خود تلاش کرد که با همدستی خلقی­های افغان تبار قدرت را به دست بگیرد و یکی از این تلاش ها کودتای «شهنواز تنی» بود.

«من قبل از سقوط نجیب با ایشان مذاکره کردم و پیشنهاد دادم و دولت و ساختار حکومت آینده را ترسیم کردم … با نجیب الله به توافق رسیدیم اما طرفداران ببرک کارمل علیه او کودتا کردند و ما نتوانستیم به اهذاف خود نائل آییم.» (از سخنان حکمتیار، در جمع مهاجرین در زاهدان، 1/6/1376).

گزارش‌های مبنی برهمکاری برخی فرماندهان حزب اسلامی با گروه‌های مارکسیستی انتشار یافته است. در این رابطه در جزوه «مشت‌ها باز می‌شوند، چهره‌ها عریان» چنین آمده است: «در این اواخر که جبهات جمعیت اسلامی افغانستان به عملیات پاکسازی گروه‌های مزدور سازا و سفزا در ورای کوکچه دست به کار می‌شوند، حزب حكمتيار با مليشه‌هاي شناخته شده‌ي منطقه و گروه‌هاي ماركسيستي سازا و سفزا در يك اتحاد ناپاك بعد از اتخاذ پلان مشتركي در كندك قومي ميرزا عبدالرحيم كه بر فراز آن پرچم سرخ خلقي‌ها در اهتزاز است دست به كار شده و لشكركشي هايي را عليه مراكز جهادي جمعيت در رستاق، چاه آب و شهر بزرگ به راه مي اندازند… ثبت قومانده بشير بغلاني به همه سرگروپ هاي حزب حكمتيار در تخار در آرشيف اسناد جمعيت اسلامي موجود است…. بشير ضمن اين قومانده‌ي خود مي‌گويد: ما بعد از اين متحدانه با دولت عليه شوراي نظار جمعيت اسلامي مي‌جنگيم».(مشت‌ها باز مي شوند، چهره‌ها عريان، ص 28-29)

5.  برادران عزيزم!! مگر ايران در تمامى سالهاى هجرت بدترين و غير انسانى ترين برخورد را با مهاجرين و مخصوصاً با هزاره ها نداشت؟ برخورد ظالمانه و نامردانه اى كه در هيچ كشورى  عليه هيچ مهاجرى اعمال نشده!! مگر زنان هزاره را بدون شوهر و فرزندان شان از خاك خود اخراج نكردند؟!! مگر شوهر را بدون خانمش و خانم را بدون شوهرش ردمرز نكردند؟! مگر در هر نوبت دستگيرى و اخراج مهاجرين افغانى اولين قربانى اين ستم وحشيانه و عمل خلاف اسلام، و مغاير مروت و ترحم انسانى هزاره هاى مظلوم  نبودند؟! به دليل اينكه زود شناسايى مى شدند و به چنگال پوليس بى رحم و بسيجى وحشى و متعصب مى افتادند. آيا بى مروتى نيست كه هزاره اى برادر افغانش را دشمن خود تلقى كند و ايرانى را با تمامى اين ستمها و بى مروتيها دوست خود بشمارد؟!!

این یک واقعیت تلخ است بیشترین بار تلخی مهاجرت را هزاره های شیعه تحمل کرده اند. از این جهت حق با حکمتیار است. این نشان می دهد که هزاره ها همان گونه که در جهاد پیشگام بوده و بیشترین بار جهاد در برابر روس ها و مقاومت در برابر فاشیسم را متحمل شده اند؛ بیشترین درد مهاجرت نیز به جان خریده اند و هیچگاه به جایی سر نسپرده اند مزدوری نکرده و آزاده زندگی کرده اند. ایران کشور مسلمان و همزبان و هم مذهب ماست؛ اشتراک دلیل وابستگی نیست؛ اگر چنین شما با عربستان نیز اشتراک های فراوانی داری و نیز با پاکستان.

این پیام جناب حکمتیار تذکر روشنی به دولت مردان ایرانی دارد که در برخوردهای خود نسبت به مهاجرین تجدید نظر کنند تا بهانه به دست کسانی مانند حکمتیار نمک نشناس نیافتد. این حقیقت برای ایرانی ها روشن شده است که هزاره های شیعه در ایران به جرم افغانی بودن و در افغانستان به جرم شیعه بودن عذاب کشیده اند.

امیدوارم آقای حکمتیار دچار آلزایمر نشده باشی که در نیاورن تهران بودی و بیشترین تملق ها را می کردی؟ و به حقایقی نیز معترف بودی! اکنون برخی از حرفت هایت را باز خوانی کن؛ «انقلاب اسلامی ایران متعلق به اسلام و همه مسلمین است.» (راه حق، شماره 17، سال سوم، آذر 1360). و نیز « انقلاب ایران به یمن رهبری مقاوم و آگاه، از همه آزمون‎ها سالم و سربلند بیرون آمد و… موفقیت‎های خلاف انتظار و دستاوردهای بالاتر از همه ناظران دوست و دشمن را در این راستا داشت».(ميثاق ايثار، شماره 28).

«ملت ایران در رهبری و قیادت قاطع امام خمینی(ره) توانست انقلاب خود را به پیروزی برساند. ما خدای رحمان را سپاسگذاریم تا به ملت مؤمن ایران قیادت قاطع عنایت کرد. ما معتقدیم که خط امام، خط اصیل اسلامی است و ما از این خط دفاع می کنیم …» (راه حق، ارگان نشراتي حزب اسلامي افغانستان،شماره هفدهم، سال سوم، 30 آذر 1360).

 


38 دیدگاه برای “تاملی در پیام حکمتیار به هزاره ها (1)
  1. دوشنبه 25 بهمن1389 ساعت: 14:14

    آقای شوکت محمدی باسلام و تقدیم احترام به شما.
    نقد و تآملی که شما بر این پیام نمودید خیلی ارزشمند ، منطقی و عین واقعیت های است که همه آن را به چشم سر دیده اند.
    این مطلب برهمگان از آفتاب روشن تراست که کسی مثل حکمتیار هیچ گاه وتا همیشه نمیتواند برای هزاره ها دوست شود و سودی بیافریند. ( دوستی گرگ بی طمع نیست )
    حکمتیار از اینکه در حکومت بعد از طالبان نتوانست جاه و مکانی بیابد ( همانند سیاف و برهاندالدین ) و مجبور شد که همیشه در خفا و همانند یگ رهبر تروریست زندگی کند و هر روزو شبی از خوف کشته شدن و دستگیر شدن جا و مکان عوض کند، نه تنها عقده ای شده است بلکه در اوج جنون ناشی از عصبانیت وحقارت بسر میبرد.
    با کمی تعمق در میابیم که جناب حکمتیار از حالتی که درآن بسر میبرد سخت در عذاب است و بهمین خاطر است که گاهی از طریق نمایندگانش در نشست های مثل مالدیو ، گاهی از طریق بیانیه های رسمی به دولت و گاهی به مثل این پیام به هزاره ها میخواهد به یگ طریقی راه را برای خودش باز کند که از این حالت ذلت بار نجات پیدا کند.
    همگی این ضرب المثل را شنیده ایم که میگوید ( آزموده را آزمودن خطا است ) حکمتیار با تفکر طالبانیستی اش و با اندیشه های قبیلوی و فاشیستی اش این را برای همگان ثابت نموده است که نه تنها برای هزاره ها و بلکه برای کل مردم افغانستان هیچگاه نمیتواند مفید واقع شود

  2. دوشنبه 25 بهمن1389 ساعت: 14:15

    بنازم به این مطلب شما که : " باید دندان طمع را برای همیشه کشید که از جامعه هزاره به رایگان سوء استفاده کنید"
    ولی این مطلب در صورتی مطابق با واقع خواهد بود که مردم هزاره براستی به این شعور سیاسی و آگاهی اجتماعی رسیده باشند که هر دشمنی با هرنیرنگ و فریبی که بسوی ما گام برمیدارد هدفشان جز این نیست که از ما استفاده های ابزاری و سیاسی در راستای نائل شدن به اهداف شوم شان بکند. در حالیکه متآسفانه هنوزما هزاره ها به آن درجه ازآگاهی و هوشیاری که مطلوبیت لازم را داشته باشد نرسیده ایم.
    بنا بر این بر آگان، دانشمندان و قلم بدستان ما است که با نهایت توان شان در راستای اعتلای فرهنگ سیاسی و هوشیاری مردم ما گام بردارند.
    امروزه هیچ گروهی ، مردمی ، و یا حزبی را نمیتوان یافت که به موفقیت های سیاسی اجتماعی نائل شده باشد مگر اینکه در میان شان دانشمندان و تحصیل کرده های هستند که ازحیطه منافع شخصی شان پا را فراتر گذاشته و در راستای خدمت به آن مجموعه گام برداشته اند.
    امروزه اگر حزب الله لبنان به عنوان یگ گروه سیاسی در بدنه لبنان میتواند با امکانات محدودش در مقابل ارتش تا به دندان مسلح اسرائیل مقاومت کند و در جنگ سی و سه روزه اش بیش از چهارصد نفر از سربازان اسرائیلی را به کام مرگ بفرستد و آنان را شکست دهد ، بیشتر بخاطر اینست که اعضای این حزب اکثراز کسانی تشکیل شده اند که از دانشگاههای پیشرفته اروپا با حد اقل مدارک لیسانس و ماستری فارغ شده اند وهمه دور هم جمع شده و در راستای هدف واحد تلاش میکنند. ( این میتواند نتیجه همان تیم ورک یا کار گروهی باشد که روانشناسان به آن اشاره میکنند )
    و اما در جامعه ما و به خصوص هزاره ها، این کارگروهی از نخبگان و دانشمندان و این اتفاق نظر در جهت پیشبرد یگ هدف واحد جقدر و جود دارد ؟
    جوابش را میگذارم برای بقیه خوانندگان این سایت و کسانی که مایل به اظهار نظر در این زمینه باشند.

  3. دوشنبه 25 بهمن1389 ساعت: 14:41

    مرحبا بر این قلم زیبا و تحلیل واقع بینانه حضرت عالی از قضایایی جفاکارانه که در طول تاریخ افغانستان علیه قوم هزاره وجود داشته است. مردم ما هیچگاه پیمان شکنی و منافقت حکمتیار را در سالهای جهاد و فتنه های پس از آن که همواره آتش بیار معرکه علیه قوم هزاره بوده است فراموش نمی کند و به این به اصطلاح پیام شیطنت آمیز او وقعی نمی نهد زیرا ان الذین کفرو سواء علیه ءانذرتهم ام لم تنذرهم لا یؤمنون

  4. دوشنبه 25 بهمن1389 ساعت: 16:38

    بنام خداوند !
    جناب آقای محمدی عزیز ، ممنون از تحلیل خوب و مفید تان ! اما میخواهم به عرض برسانم که جناب حکمتیار بنا بر تجارب و شناخت از چگونه روند سیاسی موجود ، « حال و گذشته » ما هزاره ها بخصوص و افغانستان در مجموع ، چنین پیامی را حق مسلم و طبیعی خویش میداند ! جناب حکمتیار و هم تیره گان وی به حاکمیت و فرمان روایی نواده گان میر ویس نیکه و احمد شاه بابا در افغانستان ایمان و باور کامل دارند .
    حال این نواده گان بگذار یا جناب کرزی باشد یا جناب سیاف و یا هم جناب گلبدین ! چی فرق و تفاوتی میان سیاف ، گلبدین و… موجود هست ؟؟!!
    جناب گلبدین با شناخت کامل از ما و از جبهه ما هزاره ها چنین جرات مینماید . لازم شد پیام میدهد . لازم دانست تنبه مان مینماید و اگرهم لازم بود به مسلخ مان میبرد !! این ما هستیم که دم درب امسال جناب آقای گلبدین و هم کیشان وی در پی کسب مقام و منزلتی به گدا یی ایستاده بوده و خواهیم بود .در سخت ترین شرایط متحد انه بوده و در دشوار ترین حالات به دامان شان پناه برده ایم و…
    جناب محمدی ضعف در خود مان میباشد قامت خمیده را هر کسی دوست دارد تا از وی سواری بگیرد .
    مادام که مردم هزاره چهره های اسطوره یی نفاق را از درون اش نزداید و متحد ین استراتیژی کی خویش را باز نیافته و در راستا اصولی و معقولانه گام بر ندارند ، همواره جناب گلبدین ، سیاف ، ملا عمر ها خواب امارت و سلطنت خواهند دید !

  5. دوشنبه 25 بهمن1389 ساعت: 17:53

    بدور از تعصب کور و یا داوری در باره ای شخصیت، گذشته و نیتِ حکمتیار فکر میکنم این پیام دربرگیرنده ی نکات مهمِ آنهم از زبانِ یک شصخصیت قومی-مذهبی(پشتونِ-سنی) چون حکمتیار نیز هست.
    1- ایشان حاکمیت گذشته را ظالم و ضد مردمی و ضد پشتون دانسته و "راهکار"اش برای آینده هم برادری و برابری است بر خلاف ادعای افغان ملیت ها که حاکمیت را حق پشتون میدانند…
    2- اشاره ای هم به نقشِ سعودی (گرایشات وهابیگری)در برافروختن جنگهای کابل دارد …
    3- تاختن اش به بخش از شعایر تشیع از قبیل زیارتگاه های قبور أئیمه ای شیعه و متوّلین اش و البته آخندها در واقع واکنشی است در برابر تفرقه افگنی های شبکه ای اهلبیت …

  6. دوشنبه 25 بهمن1389 ساعت: 21:23

    با سلام
    به گمانم این اخند سنی متوجه نفرت مردم از این آخندا و جنگ افروزا و فرصت طلبان هزاره شده و به همین دلیل نامه نوشته به هزاره ها. از طرف دیگر خود آگاهی نسبی هزاره ها و نفوذ شان در ادارت دولتی و سیاسی با توجه به عصر انفجار اطلاعات و ازادی های که بعد از طالبان به وجود امده، از هزاره های هزاره پاره، غافل و جاهل و بیسواد و فقیر و مغاره و کوه نشین، افراد باسواد و دارای خرد جمعی و یک وزنه سنگین سیاسی در تحولات احتماعی فرهنکی و سیاسی کشور ساخته است. حکمتیار و دیگر پشتون ها متوجه موضوع شده است. ولی تفاوت حکمتیار با دیگر پشتون ها اینست که او خواسته از در اشتی و گفتمان وارد شود در حالی که دیگران ( افغان ملتی ها) از در تهدید و ارعاب و تا حدودی رقابت وارد شده اند.
    البته ما ها لزوما نباید دنبال رو هیج کدام انها باشیم.
    در نوشته حکمتیار بعضی از واقعیت ها نهفته است. ما با پشتون ها اختلاف بنیادین نداریم. قبل از زمان عبدالرحمن نزاعی بین ما و پشتون نبوده و در زمان او هم فشار و کشتار بر همه اقوام افغانستان بوده است حتی بر پشتون ها و این ستم از عناصر حکومت دیکتاتوری است. در زمان جنگ داخلی و در زمان طالبان مقصر خودمان هم بودیم.نقش جنگ سالار های هزاره در اینجا بزرک است. چرا طالبان جاغوری ها را نکشت؟
    به هر حال من فرقی بین طالبان ایرانی (اخندها) و طالبان پاکستانی نمیبینم.

  7. دوشنبه 25 بهمن1389 ساعت: 23:46

    سلام.
    متشکر از آقای محمدی.
    منبع این پیام را ذکر می کردید، چقدر خوب بود.
    هر نوشته ای با استناد دقیق و ذکر کامل منابع باشد، افزون بر اطمینان بخشی روانی بیش تر به خواننده، امانتداری نویسنده را بی شائبه تر می سازد.
    موفق باشید.
    ……..
    سلام دوست عزیز
    منبع شان در عنوان بالا آمده اگر موس را رویش ان قرار بدهید نشان می دهند یا رویش کلیک نماید . این شما متوجه نیستید آقای محمدی تقصیر ندارد . با تشکر
    در هم در سایت خود حکتمیار بنام عقاب http://www.oqab1.com/index.php?option=com_content&view=article&id=193:2011-01-09-06-34-30&catid=21:2010-11-09-19-44-46&Itemid=119
    وهم در سایت دعوت نشر شده .
    یکی از مدیران با سپاس

  8. سه شنبه 26 بهمن1389 ساعت: 8:49

    ***** پیام حکمتیار *****

    مژده ای همو طن برای شما … خصم گر دیده آشنای شما

    گلبدین در غم وطن گشته … یارو محبوب جان و تن گشته

    او که میر یخت بهر تان تیزاب … راکت اش می رسید بموقع خواب

    او که میسو خت شهر و بازارت … شده اکنون ز جان و دل یارت

    ریشش اکنون سفید میبینم … لرزه اش مثل بید می بینم

    ترس از هیبت عدو دارد … از سر ترس گفتگو دارد

    طالبان اش به انشعاب شده … جانش از ترس در عذابشده

    خط نو شته بیار خود( سیاف) … که بقر بان ریشت ای نداف

    پختهء ریش من سفید ببین … تو مرا زار و نا امید ببین

    روی داری مرا بکن استاد … که گلویت(گلبدین)زعرش کین افتاد

    پول های جهاد بسیار است … عمر کم گشته مرگ بیدار است

    همگی عیش چور کابل کرد … آرزوی ئی مرا بدل گل کرد

    که به ما نند دیگری حضرات … بگذارم درین وطن اثرات

    کنم اعمار خانه های قشنگ … که فراموش شود حوادث جنگ

    منکه بودم امیر قتل و قتال … بی خبر بوده ام ز ما ضی و حال

    چرخ دوران مرا سبق آمو خت … در همه کار ها نسق آموخت

    با هزاره برادری خواهم … تا جکان را به یاوری خواهم

    ازبک هم نور دیده گان منست … حال؛ هرکس عزیز و جان منست

    گر زدم راکتی هزارهزار … بود دستور حضرت بادار

    کشته ام مر دمان؛ نه دسته جمعی … کرده ام من درین قتال کمی

    دختران را زدرس تر ساندم … در رهء مکتبش بمی ماندم

    دختر مکتبی چکار آید؟ … خد متی مادرش کند باید

    بی حجاب مثل کا فران باشد …سوی مکتب چرا روان باشد

    مکتب و درس بهر مردان است … مرد ها آورنده ئی نان است

    زن به منزل بکار خانه شود … نه که بازار ها روانه شود

    زن به دفتر نمی پذیرم من … همه دانندچسان شریرم من

    آشتی خواهم ای عزیزانم … گر چه از چشم های تان دانم

    که ندارید میل دیدارم … من هم امروز آرزو دارم

    که نمایش دهم توانم را … ثروت و منصب و نشانم را

    که منم گلبدین حکمتیار … جنگجوی و شریرو جنگ سالار

    گر چه دارم میان تان یکچند … دوستانی براه خود پا بند

    شهنواز در وطن وکیل منست … یار همرزم و بی بدیل منست

    گر چه او بود سا بقا کافر … غسل کردست و توبه وافر

    ریش مانده کنون بسان خودم … هست همکیش و همزبان خودم

    عبقری

  9. سه شنبه 26 بهمن1389 ساعت: 8:57

    سلام دوستان
    بلی دوستان تحلیل بسیار زیبای از آقای حکمتیار شده است دست شان درد نکند
    یک نمونه اش در سال های دهه اول 1360 بود که موجودیت هزاره را انکار کرده بود مصاحبه آقای حکمتیار با رادیو بی بی سی که می گفت هزاره ها حدودی 600000 (ششصد هزار) در افغانستان جمعیت دارد
    که همگی در قالب دهقان، جوالی، و کارگر در سطح کشور پراگنده است و تعداد محدود آنها در اطراف کوه بابا زندگی می کند.
    آیا چطور شده است باز آقای حکمتیار پیام میفرستد
    موفق باشید

  10. سه شنبه 26 بهمن1389 ساعت: 9:3

    سلام دوستان نهایت گرامی!
    عجالتا آدرس پیام محترم حکمتیار را از سایت حزب اسلامی ببنید تا دو باره در فرصت دیگر و با شنیدن نظر دوستان دیگر در خدمت هستم! عقاب 1ء ارگان نشراتی حزب اسلامی:
    http://www.oqab1.com/index.php?option=com_content&view=article&id=193:2011-01-09-06-34-30&catid=21:2010-11-09-19-44-46&Itemid=119
    سایت دعوت:
    http://www.dawatfreemedia.org/index.php?mod=article&cat=%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%AF%D8%B1%DB%8C&article=4422

  11. سه شنبه 26 بهمن1389 ساعت: 11:9

    اقای محمدی گرامی سلام !
    تجزیه و تحلیل تان در مورد این روباه مکار خیلی عالی و بجا است !
    این مکار شیاد در یکی از جلسه هایش که در بین پشتونهای جنوب سخنرانی نموده بود و مورد تشویق افغانها و پتانهای انجا قرار گرفته بود و مردم زنده باد زنده باد گفته بود , ولی این مکار تاریخ قرن 21 به با شندگان آنجا گفته بود به من زنده باد نی بلکه مرده باد بگوید زیرا من تا اکنون برای پشتونها هیچ کاری نکردم ودراین راستا در تلاش هستم که برای پشتونها بیشتر خدمت کنم .
    گلبدین فراموش کرده است که حاکمان وقت قسمت جنوبی را از مالیه و عسکری معاف نموده و, جو خه جوخه در مناطیق شمالی انتقال میدادند و امروز ولایت قندوس و سمت شمال نا امن است از برکت همین پشتونهای نا قلین وهم کاری حاکمان وقت است .در زمان طالبان گلبدین خوب میدانیست که بابه مزاری با مردمش تعهد نموده و یک قدم از غرب کابل عقب گرد نمیکند با حیله ونیرنگ که برای فردا عذر نداشته باشد به بابه مزاری گفته بود عقب نشنی نموده بطرف چهار اسیاب برویم .
    تناقض گویی واز پشت خنجر زدن این (مردکه) در مورد هزاره بکرات بوده و خواهد بود!
    نخبگان سیاسی هزاره به سیاف و به گلبدین چراغ سبز نشان ند هد زیرا اینها تا هنوز هم در فکر بر اندازی مردم سر فراز ما هست و دراین مورد از راه های مختلف ,زر ,زور , و تزویر بکار میگیرد و ما باید اتحاد و انسجام خودرا بیشتر حفظ نموده در کنار هم باشیم و خواهیم بود انشا الله ! خلیلی

  12. سه شنبه 26 بهمن1389 ساعت: 11:39

    مدیریت محترم سایت جاغوری یک و آقای محمدی سلام دوباره.
    خیلی مفید و اثر بخش خواهد بود که این تحلیل ارزشمند تان را برای تمام ویبلاگ ها و ویبسایت های اجتماعی هزاره ها بفرستید واز آنها بخواهید که آن را نشر کنند و یا حد اقل اشاره کرده و لینک بگذارند.

  13. سه شنبه 26 بهمن1389 ساعت: 15:1

    با سلام مجدد اقای محمدی !
    در وبسایت هوا خواهان گلبیدین مرا جعه نمودم و با افکار پلید وهابیت این جانی بیشتر اشنایی یافتم .و به ایده نا خالص ایشان هزاره ها مشرک است زیرا بالای قبور میرود و دست توسل به اهل قبور اولیا میزند و از اولیای خدا کمک و شفاعت میخواهد .و گنبد ساختن بالای قبر را شرک میداند !
    سوال اینجاست که چرا در زمان حیات رسول خدا قبر حضرت ابراهیم در الخلیل کشور اردون و قبر حضرت موسی در فلسطین دارای گنبد بود و مرا جعین برای زیارت هم داشت, از طرف پیا مبر گرامی اسلام مورد سر زنش قرار نگرفت ؟
    چرا گلبدین 25 سال قبل و یا هم اکنون نه تنها هزار ها را بلکه پشتون ها و تا جیکهای سمت شمال را از زیارت بنام سخی باز نمیدارد ؟
    چرا این رهبر دلسوز , در ولایت قندهار قبر های دار گریختگان القا عده را که برادران پشتون شان زیارت درست کرده و هم اکنون مر اجعین شان هم زیاد است مورد سر زنش قرار نمیدهد و یا حرقه مبارک در خود ولایت قندهار در روز صدها مرا جعین قوم خودش است مورد سر زنش نیست .
    سوال دیگر بعد از وفات رسول اکرم ,گنبدی رابالای قبر پیا مبر, سنی ها سعودی درست کرد و یا شیعه ها ی سعودی .
    عا قلان واهل تحقیق خود میداند که گلبدین و هم یارانش جواب مثبت برای گفتن ندارد و باید بیشتر زجر روحی بکشد و ارمانهای شان را به گور ابد ببرد . خلیلی

  14. سه شنبه 26 بهمن1389 ساعت: 15:40

    تامل بر آیه مورد نظر جناب گلبدین که پسوند حکمتیار را با خود یدک میکند !
    انک لا تسمع الموتی !
    در فرهنگ قرآن حقیقت مرگ یک امر وجودی است نه عدمی. بر خلاف آنچه که از مرگ در اذهان است که می­گویند مرگ امری عدمی و نبودن چیزی است.
    یکی دیگر از مسائل مرگ که قرآن کریم بسیار بر روی آن تأکید دارد، حقانیت مرگ است. در قرآن کریم از مرگ به یقین و حق یاد شده است تا دائما به انسان متذکر شود که مرگ حتما به سراغ او می­آید و او باید درباره زندگی بعد از مرگ خویش تفکر کند.
    قرآن به برخی از الفاظ یا معانی، جلوه­ای تازه می­بخشد معنایی جدا از آنچه که در زمان نزول داشته­اند، یکی از این الفاظ، مرگ است، مرگ در نگاه مادی به معنای از کار افتادن حرکات اساسی بدن انسان، مثل حرکت قلب و تنفس و … می­باشد اما قرآن در فرهنگ خود گاهی برخی را مرده می­نامد که از نظر فيزيولوژيكى زنده هستند مانند:
    «إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى »[13]‏
    «مسلّماً تو نمى‏توانى سخنت را به گوش مردگان برسانى.»

    و گاه برخی را زنده می­نامد که از نظر فيزيولوژيكى مرده می­باشند مانند شهیدان که آنان را زنده می­شمارد.
    بنا براین , تناقض در قران نیست و این تناقض در افکار فناتیست گلبدین که سخت گرایش به افکار وهابیت دارد هست .
    در جای دیگر خداوند منان بصراحت در قران شان فرموده است : ان تنصروالله ینصر کم و یثبت اقدا مکم . دین خدارا یاری کنید تا خداوند شمارا یاری کند و قدم های تان را استوار بدارد . دراین ایه از قران ,وهابیت حتا خدارا زیر سوال قرار داده است که خداوند چنان نا توان و ضعیف است که برای احیای دین شان از مردم و یا مجاهدین راه حق , کمک خواسته است و…
    خلیلی

  15. چهارشنبه 27 بهمن1389 ساعت: 1:33

    سلام دوستان عزیز!
    جناب آقای احمد زاده نکته تامل بر انگیزی را مطرح کرده که تفاوتی میان حکمتیار و افغان ملیتی ها قایل شده و راهکار حکمتیار را پسندیده است!
    جناب آقای احمد زاده! نظر شما قابل احترام است؛ اما جناب حکمتیار وقتی بر اریکه اقتدار سوار سوار تنها در شعار حرف از برادری میزد و در عمل از افغان ملیتی ها بدتر عمل کرد.
    حرف بر سر این نیست؛ ماهیت هردو یکی است. سخن این جاست که هزاره ها بر اساس ذهنیت فسیلی «حکومت از آن افغان هاست» بدون تدبر در کنار این و آن قرار نگیرند بلکه نگاه استراتژیک داشته باشند و شعارهای فریبنده برادری را که افغان ها تنها هنگامی که به تفنگ و رأی آنان نیاز دارند سر داده می شود باور نکنند و به رایگان در اختیار اردوگاه فاشیستی قرار نگیرند. اگر شعارهای حکمتیار از سر راستی است؛ بسم الله! این ما و این برادری! کیست که از آرامش و رفاه بدش آید. اما برادری اسلامی شعار زیبا است و لوازمی دارد که در متن مقاله آمده و باید ÷ای بند باشد.
    درست است حقیقت هایی مانند دو بند 2و 3 که شما ذکر کرده تامل برانگیز است. مهمترین بهانه جویی کودکانه معمول افغانستان در پیام مشهود است و آن برچسب زدن مزدوری هزاره ها و به ویژه رهبران هزاره است که اگر اشتراکها وابستگی تلقی شود؛ در این صورت هیچ کسی سالم و غیر خاین نیست.
    بحث شبکه اهلبیت، بحث انحرافی است که پیش از پیدایی آن 63% هزاره ها قتل عام شد و حالا نیز 1 در 17است که من منتقد جدی شبکه اهلبیت هستم اما مخالف بزرگ نمایی آن نیز هستم.

  16. چهارشنبه 27 بهمن1389 ساعت: 1:45

    سلام مجدد!
    من انتظار داشتم دوستان عزیز در باره استراتژی کلان بیشتر سخن گفته شود نظرات دوست ارجمند آقای مقصودی در باره طرح ایجاد اتاق فکر یا به تعبیر کاربردی تر آن تیم ورک یا کارگروه جهت تبیین استراتژی کلان هزاره ها بود بیشتر واکاوی می شد. آقای مقصودی به درستی به یک نیاز اساسی جامعه ما توجه کرده اند.
    من در نوشته ای در همین پنجره مشکل ساسی را در پیروی نخبگان جامعه از سیاستمداران داسته بودم و حالا هم بر آن باور هستم. پروسه تولید فکر از راس هرم یعنی نخبگان فکری آغاز می شود و نخبگان سیاسی مجریان تفکر پدید آمده توسط نخبگان فکری است. الزاما نخبه فکری و سیاسی دوءیت ندارد و چه بسا از بخت خوش جامعه هردو یکی باشد.

  17. چهارشنبه 27 بهمن1389 ساعت: 9:14

    سلام دوستان عزیزوارجمند

    جناب حکمتیار از زیارت و…. بخاطر این گفته که خودش راه وهابی هارا انتخاب کرده است درمزهب اهل تشیع وتسنن زیارت کردن گناه نیست اما وهابی ها …………… خودتان بهترمیفهمید که چه میگویند وچه میخوانند درباره زیارت

  18. چهارشنبه 27 بهمن1389 ساعت: 11:22

    سلام دوستان! من تمام نظر ها را خا ندم ازینکه اغای محمدی بالای شبکه اهلوبیت انتیقاد دارد و در حالیکه از شبکه اهلو بیت در اینجا حرف زده نشده است .
    از قرار معلوم اقای محمدی فقد از جهت سیاسی با حکمتیار مخالف است و از نظر اعتقادی با حکمتیار هم عقیده است .

  19. چهارشنبه 27 بهمن1389 ساعت: 12:47

    سلام دوستان
    تشکر از براز نظر شما

    دوستان اگر می خوهید نظر بدهید نظر باید ربط با مطالب منتشره داشته باشد ویا لااقل مفهوم باشد .
    نظر بالا کسی بنام نظر نظر داده می خواسته چه بگوید زبان خود را کیل کیل کردن شخصیت نویسنده راپایین می اورد . البته اگر شخصیت داشته باشد
    چون روزانه تداد زیادی در این خانه مراجعه می کند کاری نکنید که عرص خود ببرید زحمت ما بدارید . نظر بلد نیست مشوره ما جمهوری سکوت . سکوت بهترین راه چاره

  20. چهارشنبه 27 بهمن1389 ساعت: 13:4

    سلام . هزاره خیلی تند هست و احسا ساتی حرف میزند و احساساتی عمل میکند از ملا یش گرفته تا عامش. بد تان نیاید من مخالف الله یاری نیستم ولی دارم فیلم تصویری شان را میبینم . هر کس حق دارد بدون توهین بنو سد و اگر حق نوشتن هم به سکوت خلاصه شود عین حماقت است .

  21. چهارشنبه 27 بهمن1389 ساعت: 14:23

    سلام دوست عزیز هزاره
    خیلی خوب آمدی و آخرش تند شدی لابد می خواستی بگی من هم .. و هستم البته طبق فرمایش خود تان .

    اگر حق نوشتن هم به سکوت خلاصه شود عین حماقت است . این منطق شما است . ولی سکوت با ذکر این نکته هر کس حق دارد بدون توهین بنویسد باز بگوید عین حماقت است .
    معلوم نیست در منطق شما توهین به چیه چیز گفته می شود بعضی ها را هر چه بارش کنی عین خیالش نیست . ولی بعضی ها را اگر با احترام نقدش نکنی و یا حرف بی ربط بزنی خودش یعنوان توحین بحساب می اورد .
    گرچند حق با شما می دهیم آدم باید مثل یعضی باشد اگر سوارش هم بشوی اهانت تلقی نمی کند . خیلی خوب است یا بد است دیگه این قضاوت با خوانندگان

  22. چهارشنبه 27 بهمن1389 ساعت: 14:40

    با سلام مجدد اقای محمدی گرامی !
    من با کمال و صداقت که به جنابعالی دارم , برای اخرین بار که نظرهای بعض دوستان که عفت قلم و کلام را رعایت نکرده واقعا متاسفم !
    موضوع بحث از کجا اغاز و به کجا خاتمه یافته است . از جناب شما خواهش مندم که این پنجره نظر سنجی تان سانسور و بعد از برسی نمودن بروز رسانی نمائید .
    ارا دتمند تان خلیلی

  23. چهارشنبه 27 بهمن1389 ساعت: 21:34

    سلام.
    سانسور خیلی بد است. آزادی بیان خیلی خوب است و اگر با عفت کلام همراه شود، خیلی بهتر می شود.

  24. چهارشنبه 27 بهمن1389 ساعت: 22:42

    سلام آقای محمدی عزیز!بسیار زیبا تحلیل نموده اید.مردم شریف هزاره نیز آقای حکمتیار را به خوبی می شناسند.اما انتظار مردم از رهبران این جامعه اینست که با سرنوشت این مردم بازی نکنند ومصلحت جناحی وگروهی را بر مصلحت ملی ترجیح ندهند.

  25. چهارشنبه 27 بهمن1389 ساعت: 23:39

    سلام دوستان گرامی از موضوع اصلی بحث دور نشویم! پیام حکمتیار چه مقدار صادقانه است. به راستی حکمتیار از گذشته های گذشته یا دو باره چل بازی میکند.
    راستی تفاوت افغان ملیتی ها با طالبان چه مقدار است؟ چرا هزاره ها به راحتی در کنار افغانهای قوم گرا قرار می گیرد؟ آیا وقتی آن نرسیده که رهبران سیاسی از رهبران فکری استفاده کنند؟
    نظر شما دوستان عزیز چیست؟

  26. پنجشنبه 28 بهمن1389 ساعت: 12:29

    تحلیلی خوب است|، خیلی نکات ظریف در تحلیل تحلیلگر به چشم می خورد، اما نمی دانم که چرا در یک جای نوشته است هزراه ها در ایران به جرم افغانی بودن غذاب کشیده اند، نه تنها غذاب کشیده اند بلکه هنوز غذاب می کشند…به گفتهء شاعر " ملک غیر از دست ما آباد شد، خیلی از آپارتمانها و زیبایی ها در تهران و شهر های دیگر را هزاره ها درست کرده اند، ولی تحلیلگر می نویسد :«ملت ایران در رهبری و قیادت قاطع امام خمینی(ره) توانست انقلاب خود را به پیروزی برساند. ما خدای رحمان را سپاسگذاریم تا به ملت مؤمن ایران قیادت قاطع عنایت کرد. ما معتقدیم که خط امام، خط اصیل اسلامی است و ما از این خط دفاع می کنیم …» این یعنی چه؟ چرا هزاره ها با این همه خدمت به ایران این همه زجر می کشند ولی نویسنده خدا را شکر می کند که انقلاب ایران به پیروزی رسیده و ….

  27. پنجشنبه 28 بهمن1389 ساعت: 13:50

    سلام دوستان تحلیل و تفسیر روی نامه حکمتیار خوب است اما من فکر میکنم که دیگه دوران سیاست به پایان رسیده هیچ کس دیگه فریب وعده های چرب شیرین کسی را نمی خورد و مردم ما هم باید همین طور باشد. ما باید اول توان قدرت خودرا درنظر بیگیریم و بیندیشیم که چگونه میتوانیم توان و قدرت خود را به بالا ترین حد ممکین برسانیم آنوفت است که میتوانیم از رقیب امتیاز لازیم را بیگیریم .در غیر آن اگر ببینیم که باش کرزی چه مگه یا حکمتیار ویا کسای دیگه نتیجه همان است که سالها زجرشه کشیدم و دیدم. موفق با شید

  28. پنجشنبه 28 بهمن1389 ساعت: 23:33

    اغای حمید جان! احساسات شما خوب است و همه از این بابت ناراحت استیم. اما حرف نقل شده از حکمتیار است. گلبدین گاهی این طوری حرف زده و امروز ایران محکوم و رهبرام هزاره مزدور ایران مینامد.

  29. جمعه 29 بهمن1389 ساعت: 14:15

    سلام خدمت همه دوستان بخصوص آقای احسان جان .البته که به ادعای حکمتیار باید پاسخ داده شود که خودش چکاره است همه افغانستان میدانند که حکمتیار کسی است که بسوی هر کسی دست دراز میکند هرکسی لقمه کف دستش بگذارد به آغوشش میرود نمونه اش. چند سال حکمتیار در بالا شهر تهران همرای فامیلش زندگی میکردو جیره خور ایران بود این را که همه میدانند. من فکرمیکنم به همین اندازه مردم ما روی حرفش اتکا کنند نه بشتر که فقت جوابش را داده باشند .البته بغضی دوستان ادعا میکنند که پشتون خوب است تاجک بد است بعضی میگویند تاجک خوب است پشتون بد است که هر کدام برای خودشان دلایلی زیاد هم دارند.من میگم هردوی شان هم خوب هستندو هم بد . اگرما حرف برای گفتن داشته باشیم توانای داشته باشیم هردوی شان خوب است اگر نداشته باشیم هیچ کدامشان عاشیق چهره ما نیست .به نظرمن مردم ما باید در حال حاظر بسیار حساس باشند وحدت و انسجام داشته با شند حرکات رهبران شان را بشدت زیر نظر داشته باشند و از جوانان که از نو پا به میدان سیاست میگزارند حمایت کنند نظر به لیاقت و توانائ شان برای شان ارزش قائل شوند رهبرانشان را تحت فشار قرار دهند که قدرت را در انحسار خود نداشته باشند مردم در تسمیم گیری شا به بنهوی شریک با شند.در دراز مدت هم باید مردم به تمام توان به تحصیلات ادامه دهند جامعه که روشن شد همه چیز خودبخود درست میشود.هروقتی جامعه ما بجای رسید که دیگر کسی جرعت این را نداشته باشد که ادعای برتری کند آنوقت است مرد به اوج قدرت رسیده است هر آنچه که بخواهد بدست آورده میتواند .پیروز باشید.

  30. جمعه 29 بهمن1389 ساعت: 17:1

    در باره نظر که جمهوری سکوت درباره نظر نظر داده است اولا شما که داد از ازادی بیان میزنید نباید کسی را صرف به خواطر اختلاف نطر با شما توهین کنید دوما سوادت از اقای نظر هم خیلی کم تر است که اینرا میشود از لابلای نوشته ات فهمید که تعداد را تداد مینویسی

  31. جمعه 29 بهمن1389 ساعت: 17:11

    از مسئولین سایت خواهش میکنیم فقط نظر … را نشر و از دیگرانرا سانسور کنید چون ایشان خیلی متملق وبامزه تشریف دارند چون راجع به هر موضوع 10بار نظر میدهد باز دلش خنک نمیشه

  32. جمعه 29 بهمن1389 ساعت: 20:43

    با تشکر فراوان ازجناب اغای محمدی که فعالیتهای مثبت که در ارتبات به گزارشات و تهلیلات سیاسی وفرهنگی نسبت به تاریخ هزاره و افغانستان قدم بر داشته ازخدای متعال موفقیت شما را ارزو مندم موضوع پیش امد اغای حکتیار نسبت به هزاره خیلی عجیب است میگن نامردا به نام دوستی ادم را از پا در میاورد حکمتیار یک طراح ماهیر وزرنگ است امید وارم که جامعه هزاره دست اندرکارن یک نگاه کوچیک به گزشته ها داشته باشد با احترام

  33. بازگشت جاغوری یک – درنگی بر تهدید تازۀ گلبدین حکمتیار

  34. مردگ را ده آغیل راه نمیدادن او خانه ارباب را اوگل موکد.
    این کثافت روزگار بیچاره باید کاری کند که از یاد دیگران زایل نگردد .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*