تاملی در پیام انجینیر حکمتیار (2)

تاملی در پیام انجینیر حکمتیار (2)hekmatyar2
بخش نخست نقد پیام حکمتیار
این قلم بخش سیاسی پیامحکمتیار را قبلا نقد کرده بود و به بنا به دلایلی، تمایلی به نقد بخشاعتقادی پیام ایشان نداشت. مهم ترین دلیل آن بود که حکمتیار را در جایگاه کار شناس امور دینی نمی دانست و نمی داند؛ اما حوادث حمله ­ی کوچی ها به بهسود و کشتار مردم هزاره ی کویته، ضرورت نقد بخش اعتقادی پیام حکمتیار راروشن کرد. به دلیل آن که بخش مهم برداشت های مذهبی همانندگان حکمتیار، زیرساخت حوادث این چنینی است. حوادث بهسود و کویته، ریشه در تاریخ سه صد ساله ی اخیر دارد. جریان تکفیری، همواره از حربه تکفیر مذهبی استفاده کرده است.

تحلیل روان شناختی جنگ و آدم کشی،نشان می دهد که جبهه ای توجیه قوی و قابل پذیرشی برای کشتار دشمن نداشته باشد؛شکست خواهد خورد. جنگ یک حادثه انسانی است و انسان ها فطرتا از جنگ و خون ریزیبیزارند! برای غلبه بر ترس آدم کشی، مدیران جنگ باید از دشمن انسانیت زدایی کنندتا دشمن را مستحق مرگ جلوه دهند تا سربازان شان دچار عذاب وجدان نشوند. مهم ترینوسیله انسانیت زدایی آن خاستگاه آسمانی و ایدؤلوژیک داشته باشد. تکفیر و توجیهمذهبی کشتارها، سودمند ترین وسیله انسانیت زدایی است. در جریان تکفیر مذهبی، نهتنها دشمن مستحق مرگ تلقی می شود بلکه کسانی که در این راه کشته می شودند؛ شهید و پاداششان بهشت برین وعده داده می شود. کسانی که با توجیه مذهبی به جنگ می روند؛ دنبال«احدی الحسنیین» هستند یعنی یا پیروزی و نام نیکی در دنیا و یا شهادت و پاداشاخروی اند!

جریان تکفیری، در سراسر عالم اسلامقربانی های فراونی گرفته و شکوه تمدن اسلامی را بر باد داده است. جریان تکفیریریشه در سنگوارگی اندیشه ها دارد. جزم اندیشی کوره راهی است که انسان را به چاهتنفر و تکفیر می رساند. کسانی دیانت را از عقلانیت جدا می انگارند در پرتگاه تکفیرقرار دارند و مخالف سلیقه و برداشت خود را کافر و مستحق مرگ می دانند

ماهیت حوادث بهسود و کویته ریشه درتفکر فاشیستی دارد که از تکفیر مذهبی سود می برد. واقعیت آن است که منفعت و برتریخواهی نژادی عده ای خاص پایه ی بسیاری از حوادث تلخ و خونین سه صد ساله اخیر کشورما است. کشتار ملیت های غیر شیعه مانند تاجک ها و اوزبیک نشانه روشن این ادعا است.

شبهات اعتقادی حکمتیار در چند ادعاخلاصه می شود:

الف. ساختن حرم؛ شرک است؛

ب. زیارت قبر؛ بت پرستی؛

ج. توسل و استعانت از غیر خدا؛ کفراست؛

د. پیامبران و امامان علم غیب ندارندو مخالف آن کافر است.

 

1.    ساختن حرم؛ شرک :

حکمتیار» :آنانكه بر قبورشخصيتهاى مذهبى قصرها و گنبدهاى زركوب ساخته اند، آن هم از پول فقير و مسكين وحاجتمند ساده لوح، و به نام اين كه در آستانه اين قبور حاجت تان بر آورده مى شود ودعاهاى تان مستجاب مى گردد، دروغ مى گويند، جعلكار و فريبكاراند، حرف هاى شان صددر صد مخالف قرآن و ارشادات پيامبر عليه السلام و ائمه عالى قدر اسلام است«

دلیل جواز ساختن حرم برای بزرگان دین

یكی از مهمترین اتهامات وهابی گرایانه­ی حکمتیارآن است شیعیان برای امام شان حرم و بارگاه می­سازند و آن را نشانه­ی کفر دانستهاست. آقای حکمتیار از شدت عصبیت، چشم را بر روی واقعیت­های آشکار بسته و حرم نبوی(ص) در مدینه النبی را نمی ­بیند که در عصر صحابه ساخته
شده ومورد احترام ایشان بوده است. اولین كسی كه برای قبر نبی مكرم (صلی الله علیه وآله) ساخت، شخص جناب آقای عمر بن خطاب بوده است. (وفاء الوفاء سمهودی، ج2: 541
)

عایشه همسر پیامبر از کسانی است کهبرای مزار پیامبر بنا و حرم ساخته است؛ «و بَنَت عائشة حائطا بینها و بین القبور وكانت تسكنها و تصلی فیها قبل الحائط و بعده؛ خود أم‌المومنین عایشه در كنار قبرپیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)، قبل از این كه دیواری بر اطراف قبر نبی مكرم(صلی الله علیه و آله) بنا شود و بعد از بنای دیوار، در آن جا هم سكونت داشت و همعبادت می‌كرد.» (وفاء الوفاء سمهودی، ج2: 544)

عبدالله بن زبیر این دیوار را از بینبرد و بنای جدیدی ساخت. عمر بن عبدالعزیز این بنا را از نو ساخت و توسعهداد.  جالب این كه ولید بن عبدالملك، از خلفای اموی، به عمر بن عبدالعزیز كهاز طرف ایشان حاكم مدینه بود، دستور داد تا حرمی كه بر روی قبر نبی مكرم (صلی اللهعلیه و آله) است را از بین ببرد و توسعه بدهد و حجرات زنان پیامبر اكرم (صلی اللهعلیه و آله) را هم وارد حرم پیامبر اكرم (ص) كند. (البدایة و النهایة، ج9: 89)

خطیب بغدادی با اشاره به زیارت قبر بوحنیفه کابلی، می‌گوید: «سمعت الشافعی یقول: إنی لأتبرك بأبی حنیفة و أجئ إلى قبرهفی كل یوم – یعنی زائرا – فإذا عرضت لی حاجة صلیت ركعتین و جئت إلى قبره و سألتالله تعالى الحاجة عنده، فما تبعد عنی حتى تقضى؛ رهبر شافعی‌ها می‌گفت: من هر روزمی‌رفتم كنار قبر ابوحنیفه و به قبر او تبرك می‌جستم. وقتی مشكلی برای من پیش می‌آمد،كنار قبر او دو ركعت نماز می‌خواندم و متوسل می‌شدم و حاجتم برآورده می‌شد» حرم امیرالمؤمنین(علیهالسلام) در زمان هارون بنا شد و مورد توجه تمام مسلمانان بوده است. (موسوعةالعتبات المقدسة، ج6: 97)

قبر طلحه و زبیر كه در جنگ جمل كشتهشدند و در بصره بود، بر روی قبر آن دو، توسط اهل سنت و تابعین، بناء و حرم ساختهشد.(رحلة ابن بطوطة، ج1: 187/ المنتظم ابن جوزی، ج4: 387)

آقای حکمتیار به جنگ نمادهای مذهبیرفته و از آن طریق می خواهد نقبی به ارزش ها و باورهای ما بزند و پایه های اعتقادیما را سست نشان دهد. غافل از آن که با این اندیشه بنیادهای فکری اهل سنت را نیززیر سوال می برد و رفتار صحابه و تابعان را که اهل سنت حجت می شمارند؛ مخالف اسلامقلمداد می کند!

 2.    زیارت قبر؛ بت پرستی :

حکمتیار: «اين همان شركى است كهقرآن به شدت آن را رد مى كند و عامل سقوط در جهنم مى خواند، شرك تنها بت پرستىنيست، شخصيت پرستى و قبر پرستى بنياد بت پرستى است، در حقيقت بت پرستى از قبرپرستى نشأت كرده، بخش عمده قرآن به رد اين نوع شرك اختصاص يافته.»

زیارت گورستان مومنان برای درخواستغفران و رحمت برای مردگان است. البته درخواست کمک از روح بزرگان به معنای پرستشآنان نیست. پیامبر اسلام (ص) فرموده‏اند:«زوروا القبور فانّها تزهد فی‏الدنیا وتذکر فی الآخرة؛ به زیارت قبور بروید که باعث زهد در دنیا و یادآوری آخرت است»(سنن‏ابی‏داود، ج 3، ص 218) اگر خیری از جانب روح مردگان به نرسد؛ نعوذ بااللهفرمایش پیامبر لغو خواهد بود.

پرستش وقتی صادق است که کسی چیزی یاکسی را به جای خداوند و یا در عرض آن بپذیرد و آن را بپرستد. آقای خطیب بغدادی كه از استوانه‌هایعلمی اهل سنت است، با اشاره به زیارت قبر بو حنیفه کابلی، می‌گوید: «سمعت الشافعییقول: إنی لأتبرك بأبی حنیفة و أجئ إلى قبره فی كل یوم – یعنی زائرا – فإذا عرضتلی حاجة صلیت ركعتین و جئت إلى قبره و سألت الله تعالى الحاجة عنده، فما تبعد عنیحتى تقضى؛ رهبر شافعی‌ها می‌گفت: من هر روز می‌رفتم كنار قبر ابوحنیفه و به قبر اوتبرك می‌جستم. وقتی مشكلی برای من پیش می‌آمد، كنار قبر او دو ركعت نماز می‌خواندمو متوسل می‌شدم و حاجتم برآورده می‌شد» حرم امیرالمؤمنین(علیه السلام) در زمان هارون بنا شد و موردتوجه تمام مسلمانان بوده است ) موسوعة العتبات المقدسة، ج6، ص97)

در قرآن کریم، توسل یافتن به غیر خدا را برای یافتن مقام قرب الهی مجاز شمرده است: «یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إتَّقُوا اللَّهَ وَ إبْتَغُوا اِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! تقوای الهی پیشه کنید و وسیله ‌ای برای تقرب به خدا بجویید و در راه او جهاد کنید! باشد که رستگار شوید.»

در یکی از آن روایات است که عایشه می‏گوید:
شبی رسول‏اللَّه(ص) به گمان اینکه من خواب رفته‏ام از منزل خارج شد، من به دنبال او رفتم، آن حضرت به قبرستان بقیع رفت و مقداری ایستاد و دعا کرد و برگشت من با عجله برگشتم منزل ……. به رسول‏اللَّه (ص) گفتم: من چگونه اهل بقیع را زیارت کنم؟ فرمود: بگو «السلام علی أهل الدیار من المؤمنین و المسلمین و یرحم اللَّه المستقدمین منّا و المستأخرین و انّا ان شاء اللَّه بکم لَلاحقون» (صحیح مسلم؛ کتاب الجنائز، ص 412، باب 35، ح 974)

فاطمه زهرا سلام الله علیها  در زمان پدرش رسول‏اللَّه (ص) و بعد از آن حضرت به زیارت قبر حمزه و شهدای احد می‏رفت و نماز و دعا می‏خواند و گریه می‏کرد. ( السنن الکبری، عبدالرازق، ج 3: 572 و ج 4، ص 131 ؛ مستدرک الحاکم، ج 1:  533.)
منابع اهل سنت نقل کرده‏اند که: فاطمه (س) پس از دفن رسول‏اللَّه(ص) مقداری از خاک قبر رسول‏اللَّه(ص) را برداشت و بویید و این اشعار را قرائت فرمود:

·        ماذا علی من شمّ تربة احمد
أن لا یشمّ مدی الزّمان غوالیاً
صبّت علیّ مصائب لو اَنّها
صبّت علی الأیّام صِرْنَ لیالیاً (التاریخ القویم، تألیف:محمد طاهر الکردی المکّی، ج 1: 196.)

 نیز نقل کرده‏اند که: عایشه در مکّه مکرّمه قبر برادرش را زیارت می‏کرد.( مستدرک الحاکم، ج 1: 376.)

آقای حکمتیار چشم بر واقعیت های دینی و ملی بسته و ناخواسته قبرهای بزرگانی مانند خواجه عبدالله انصاری، سنایی، مولوی و نیز قبر میرویس هوتکی و… را نا دیده گرفته است. اگر حکمتیار از دین داری حرف می زند و نیت نژادی ندارد چرا در برابر قبور عبدالرحمان خان، احمدشاه ابدالی و میرویس و… موضع گیری نمی کند؟ این رفتار پارادوکسیکال و موزورانه حکمتیار نشانگر نیت نژادگرایانه او است که زیر پوشش مذهب پنهان کرده است.

جناب حکمتیار سنت و سیره عقلایی صحابه و مردم شریف اهل سنت افغانستان را نا دیده گرفته که هم اکنون گروه گروه به قبور اهل مومنین و بزرگان؛ به ویژه زیارت قبر منسوب به علی ابن ابی طالب در مزار شریف می روند و به تبع مفتی وهابی عربستان جناب بن باز به تکفیر قاطبه مسلمانان پرداخته است: «زیارت اهل قبور برای زن ها جایز نیست و حرام است» (مجموع فتاوی بن باز، ج 13:  324.) باز هم بنازم به جناب بن باز تنها زیارت زنان را حرام دانسته است! اما حکمتیار وهابیت را پشت سر گذاشته است!

3.    توسل و استعانت از غیر خدا؛ کفر است:

حکمتیار: « مگر شما در هر ركعت نماز تان نمى گوييد: اياك نعبد و اياك نستعين؟ آيا اين تعهد معنى ديگرى جز اين دارد كه نه احدى جز خدا را مى پرستيم و نه از احدى جز خدا استعانت مى جوييم؟!! اگر معنى اش همين است پس استعانت از قبر براى چه؟ مگر نمى دانيد كه قرآن با الفاظ صريح و تأويل ناپذير مى فرمايد: انك لاتسمع الموتى: اى پيامبر! مرده ها نه تنها حرفت را نمى شوند بلكه اگر بخواهى آنان حرفت را بشنوند قادر به آن نخواهى شد!!»

توسل جستن به بزرگان برای قرب الهی، جواز عقلانی و شرعی دارد. در قرآن کریم، توسل یافتن به غیر خدا را برای یافتن مقام قرب الهی مجاز شمرده است: «یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إتَّقُوا اللَّهَ وَ إبْتَغُوا اِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! تقوای الهی پیشه کنید و وسیله ‌ای برای تقرب به خدا بجویید و در راه او جهاد کنید! باشد که رستگار شوید.»

جناب حکمتیار، مردگان را نا توان مطلق فرض کرده است! مگر آیه «ولاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتا؛ بل احیاء عند ربهم یرزقون» را در دروران جهاد بارها در سخنرانی خود می گفت؛ از یاد برده که این چنین سرای دیگر را سرای نیستی و مردگان (پیامبران، اولیا و شهیدان) را نا توان مطلق فرض کرده است.

4.    انکار علم غیب پیامبران و امامان :

حکمتیار « کسانى كه به شما مى گويند: على (رضى الله عنه) و ائمه علم غيب داشتند، ادعاء شان پوچ و صد در صد مخالف قرآن است، قرآن با تأكيد و به طور مكرر و در آيات متعددش و با الفاظ صريح مى فرمايد: جز خدا هيچ كسى در زمين و آسمان از غيب اطلاعى ندارد، يعنى نه فرشته ها از غيب آگاه اند، نه پيامبران، نه صحابه، نه ائمه و نه اولياء الله، قرآن به پيامبر عليه السلام دستور مى دهد كه با الفاظ واضح به مردم اعلان كند كه:  براى خود مالك هيچ سود و زيانى نيستم مگر آنچه خدا خواسته (و برايم مقدر فرموده)، و اگر از غيب آگاه بودم خير زيات حاصل مى كردم و هرگز ضررى بمن نمى رسيد، من تنها نذير و بشيرى براى مؤمنان نيستم.  معنى اين آيه خيلى واضح و روشن است و به وضاحت تمام حكم مى كند كه عدم نيل به اهداف و مواجه شدن با ضرر و زيان نشانه عدم علم غيب هر انسان است، يعنى اگر رسول الله (صلى الله عليه وسلم) علم غيب مى داشت در جنگ احد مجروح نمى شد و هفتاد تن از يارانش به شهادت نمى رسيدند، زيرا مى دانست كه چگونه از شر دشمن در امان باشد و چگونه از پيروزى دشمن جلوگيرى كند، اگر على (رضى الله عنه) علم غيب مى داشت در مسجد مورد حمله ناگهانى قرار نمى گرفت و مجروح و شهيد نمى شد، اگر امام حسين (رضى الله عنه) علم غيب مى داشت در كربلا با هفتاد و دو تن از يارانش به شهادت نمى رسيد. اگر امام رضاء علم غيب مى داشت با پسر هارون الرشيد بيعت نمى كرد، جام زهر را نمى نوشيد، (همانگونه كه برخى از آخوندها ادعاء مى كنند)

علم غیب پیامبران و امامان

فهم متون دینی کار تخصصی است که نیازمند پیش دانسته های زیادی است؛ که مهم ترین آن تخصص در دانش اصول فقاهتی (فهم استدلالی متون دینی با روش فقهی) است که دلالت آیات و روایات را به درستی فهم کند. بدون دانستن ابعاد موضوع و مطلق و مقید بودن دلایل، شآن نزول و صدور و… فهم درستی از متون دینی حاصل نخواهد شد. جناب اینجینیر حکمتیار، با دیدن برخی آیاتی که علم غیب را مخصوص خداوند دانسته؛ برداشت کلی از آن نموده و آیاتی که غلم غیب را به انبیا و اولیا نسبت داده؛ ندیده است؛ اما با این دانش ناقص خود شیعیان را تکفیر کرده است! در باره علم غیب، دو دسته­ی کلی آیات قرآن وجود دارد؛ یک دسته از آیات قرآن علم غیب را مخصوص خداوند دانسته و دسته دیگر پیامبران و اولیای خاص الهی را نیز بهرمند از علم غیب معرفی کرده است؛

1.              علم غیب؛ مخصوص خداوند:

الف. «وعنده مفاتح الغيب لا يعلمها إلا هو»؛ نزد او کلیدهای غیب است،‌ کسی جز او آنها را نمی داند.»(انعام/ 59)

ب. آیاتی علم غیب را از بشر نفی می کنند: « ولو كنت أعلم الغيب لاستكثرت من الخير؛ و اگر من غیب می دانستم، خیر فراوانی به دست می آوردم.»(اعراف/ 188)

2.              واگذاری علم غیب به برخی از بندگان خاص:

الف.  آیاتی بیان می کند که خداوند برخی از بندگان را از امور غیبی آگاه می سازد: «عالم الغيب فلا يظهر على غيبه أحدا؛  إلا من ارتضى من رسول؛ خداوند عالم به غیب است،‌ پس این غیب را برای احدی روشن نمی سازد، مگر کسانی که خداوند از آنها راضی باشد که رسول هستند» (جن/ 27)

ب. آیاتی نیز پیامبران را عالم به غیب معرفی کرده است: «تلك من أنباء الغيب نوحيها إليك ما كنت تعلمها أنت ولا قومك من قبل هذا؛ آن از اخبار غیبی بود که ما آن را به تو وحی کردیم و تو و قومت پیش از این، آن را نمی دانستید» (هود/ 49)

ج. آیاتی که برخی افراد غیر نبی را نیز آگاه به علوم غیبی معرفی کرده است: «قال الذي عنده علم من الكتاب أنا آتيك به قبل أن يرتد إليك طرفك؛ کسی که نزد او علمی از کتاب بود گفت من قبل از آن که تو پلک چشمهایت را به هم بزنی تخت بلقیس را برایت حاضر می کنم» (نمل/ 40) این آیه که در حق آصف بن برخیا نازل شده است،‌ نشان از بهره مندی او از علمی بوده است که دیگران از آن بی بهره بوده اند.

آقای حکمتیار توجه دارند که این آیا از جانب خدایی نازل شده که معجزه بودن قرآنش آن است تعارض ندارد؛ پس لطف کنید کمی دانش دینی را افزایش دهید و در مکتب بزرگان علمای ما تلمذ کنید تا عام و خاص و مطلق و مقید بودن و در کل مهارت اجتهاد را بیابید و بدون تامل آیات قرآن را تفسیر به رای نکنید که عواقب بدی در انتظارتان خواهد بود.

علم غیب اکتسابی نیست و اصالتا از آن خداوند است و انسان ها که به طور طبیعی تنها از دو منبع حس و عقل بهره مند هستند؛‌ بهره ای از علم غیب ندارند. به تصریح قرآن کریم،‌ خداوند متعال خود در مواردی برخی از بندگانش را از امور غیبی آگاه ساخته است،‌ بنابراین آن بندگان خاص نیز به فضل الهی از علم غیب بهره مند شده اند؛ و بندگان یادشده منحصر به پیامبران نبوده و اولیا‌ی خاص‌ نیز از چنین علمی به فضل خداوند، بهره مند شده اند.این برداشت؛ از متن قرآن گرفته شده و شما صریح قرآن را شرک دانسته اید! آیا چنین برداشتی جز محمل سطحی نگرانه و متحجرانه طالبانیسم است که با این نوع برداشت های یک سویه جهانی را به آشوب کشانده و ملت شریف افغان را به اسارت گرفته است؟

این که چرا پیامبر (ص) و امام حسین (ع) و… به علم غیب خود در جنگ ها عمل نکرده؛ بحث دیگری است که نباید رفتار آنان را با پارامتر های عادی انسانی عادی بازشناسی کرد؛ که امکان ندارد. پیامبر (ص) و اولیای الهی به لوح محفوظ و قضای حتمی الهی راه ندارند و این عرصه مخصوص خداوند است. آنان تنها خزانه علم غیب غیر حتمی راه دارند. اگر بر اساس ان عمل می کردند نیز ممکنو بود؛ قضای حتمی الهی تغییر کند. حکمت خداوند هم تقاضا می کند که حوادث عالم را بر مجرای سنت سنت اسباب و مسببات جاری کند! وارد بحث تخصصی این حیطه نمی شوم که نه حکمتیار ان درک می کند و نه فضای باز اینرنت جای ان است.

5.     توسل و استعانت از غیر خدا؛ کفر است :

حکمتیار: « مگر شما در هر ركعت نماز تان نمى گوييد: اياك نعبد و اياك نستعين؟ آيا اين تعهد معنى ديگرى جز اين دارد كه نه احدى جز خدا را مى پرستيم و نه از احدى جز خدا استعانت مى جوييم؟!! اگر معنى اش همين است پس استعانت از قبر براى چه؟ مگر نمى دانيد كه قرآن با الفاظ صريح و تأويل ناپذير مى فرمايد: انك لاتسمع الموتى: اى پيامبر! مرده ها نه تنها حرفت را نمى شوند بلكه اگر بخواهى آنان حرفت را بشنوند قادر به آن نخواهى شد!!»

توسل جستن به بزرگان برای قرب الهی، جواز عقلانی و شرعی دارد. در قرآن کریم، توسل یافتن به غیر خدا را برای یافتن مقام قرب الهی مجاز شمرده است: «یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إتَّقُوا اللَّهَ وَ إبْتَغُوا اِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! تقوای الهی پیشه کنید و وسیله ‌ای برای تقرب به خدا بجویید و در راه او جهاد کنید! باشد که رستگار شوید.»

جناب حکمتیار، مردگان را نا توان مطلق فرض کرده است! مگر آیه «ولاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتا؛ بل احیاء عند ربهم یرزقون» را در دروران جهاد بارها در سخنرانی خود می گفت؛ از یاد برده که این چنین سرای دیگر را سرای نیستی و مردگان (پیامبران، اولیا و شهیدان) را نا توان مطلق فرض کرده است.


14 دیدگاه برای “تاملی در پیام انجینیر حکمتیار (2)
  1. یکشنبه 8 خرداد1390 ساعت: 23:37

    سلام دوستان وبازدید کننده گان عزیز.

    راستی این آقای حکمتیار که خودرا تقریبآ بلا نسبت ملاحساب میکند چرا ازگذشته خویش برای مردم بیان نمیکند که این شخص چه کاره بوده واگر بگروند این خائین ملی را ورق بزنیم خودش بقول مشهور گیی بوده.

    فکرکنم این شخص درجای میرود سخنرانی میکند ودراین باره حرف میزند که مردم ان منطقه ازخودش بد تر بیسواد وازجمله مشروط های صنف اول جیم است که ج جوری ق قیچی را خوانده یانه.

    اگریکنفرپیدامیشد که سوال میکرد آهای گلبیدین زمان که تو درحربی شونحی درس میخواندی چرا چندین بارجزائی شدی ودراخیر تورا ازآنجامنفک کردند (اگرفهمیده باشید درزمان بچه گی اش) چون اگرتاریخ این قاتل را ورق بزنیم این شخص بسیارآدم بیبندوبار(پشت بوده).

    البته این حقیقت دارد یک هم صنفی اش این قصه را میکرد دریک مجلس بسیاربزرگ که خیلی ازاین خیلی سرها درآن مجلس بودند ودونفرکه ازجمله منسوبین دولت بود نیزاینرا تایید میکردد.

  2. دوشنبه 9 خرداد1390 ساعت: 0:15

    اقای محمدی سلام . این کلب دین را خوب پیشبند قودرغه هم کردی یعنی محترم نوشتی توره خدا هرکس را نظر به اندازه ادمیت شان اعتبار بده و ….

  3. دوشنبه 9 خرداد1390 ساعت: 0:30

    سلام بر داد عزیز!
    نخست آن که با حرف نا سزا چیزی درست نمی شود! و باید انسان حرمت همگان را حفظ کند!
    دوم آن که تاکید من بر انجینیر بودن ایشان؛ تلمیحی بود بر حوزه تخصصی ایشان که اگر تخصصی داشته باشد؛ در حوزه انجین است و نه دین!

  4. دوشنبه 9 خرداد1390 ساعت: 1:9

    اقای محمدی من نه گفتم انجنیر ,من نو شتم منظور از پیشبند قودرغه یعنی( محترم )
    ایا را ستی این دشمن بشر لیاقت این را دارد که شما احترام شان دارید یعنی محترم مینو یسید . انجنیری را هم که نا تمام گذاشته و از دانشگاه اخراج شده است. تازه این مردکه در حوزه انجین هم خوب تخصصی تعلیم نکرده است چه برسد به دین و….

  5. دوشنبه 9 خرداد1390 ساعت: 9:50

    سلام اقاي شوكت محمدي
    خيلي خيلي متآسفم كه از شخصيت مثل شما حرفي بشنوم كه هرگز انتظارش را نداشتم.
    چرا حكتميار خائن و خونخوار را محـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــترم خطاب نموده اي؟
    تو با اين حرف تان به تمام انسان هاي ازاده و مخصوصا هزاره ها و اقوام صلح طلب افغانستان بزرگترين خيانت كرده اي و بايد بلافاصله اين حرف جاهلانه ات را از صفحه وب سايت تان حذف كني و اگر نه آبروي تمام جاغوريان بخاطر شما از بين مي رود.
    مي خواستم حرف درخور زبان تان بگويم ولي افسوس كه سانسور مي كنين و اجتناب نمودم.
    اگر خودت همفكر هاي حكمتيار هستي پس مردانه بگو و اگر نيستي پس مردانه معذرت خواهي كن.
    اگر حكمتيار را محترم بدانيم پس خداي نكرده يزد، شمر، و معاويه را هم محترم بخوانيم چون حكمتيار دقيقا يزيدي مي باشد و كاملا مخالفت با علوي دارد.

    منتظر جواب تان نيستم بلكه منتظرم تا حرف محترم را كه چندين بار در نوشته ات تكرار نموده اي حذف كني و از تمام خواننده گان سايت جاغوري يك معذرت خواهني كني ، باز او زمان به منزله يك ادم عاقل به شما نگاه مي كنم و مي تواني جواب بنويسي اوكي ………………….

  6. دوشنبه 9 خرداد1390 ساعت: 13:45

    دوستان عزیز! به جای خواندن محتوای نوشته عالی و مستند اندیشمند گرامی اقای محمدی تنها به عنوان ان گیر میدهید. در بند بند این نوشته؛ دردهای ناسوری نهفته است که دردمندی نویسنده را نشان میدهد! چرا به جای تقدیر از نویسنده تهدید بازی راه می اندازید؟ گاهی محترم گفتن مرد نادانی مانند حکمتیار از صدتا فحش هم بد تر است! ما مردم چرا نزدیک بین هستیم؟ منش نویسنده تقاضا ندارد که فحش بدهد! آیا فحش دادن با تکفیر هزاره ها از سوی حکمتیار چه تفاوتی دارد! اگر من و تو به حکمتیار فحش بدهیم به جایی بر نمی خورد که چه بسا با نام مستعار ؛ اما یک نویسنده محترم که با اسم و رسم رسمی می نویسد؛ جای گلایه نیست اگر احترام ظاهری افرادد را رعایت کنند!

  7. دوشنبه 9 خرداد1390 ساعت: 14:17

    اقای محمدی سلام .به این فرد که از سرو کله شان بغض و عداوت نمایان است توهین هم نادرست و محترم شان هم قابلیت ندارد . تنها اسم شان را ذکر میکردید که گلبدین حکمتیار . فکر نمیکردم که دوستان دراین حد تند و تیز مینو شت .
    از دوستان خواهش میکنم که حرمت قلم شان را حفظ نموده اقای محمدی را توهین نکرده زیرا اقای محمدی یکی از رو شنفکران این سایت جاغوری یک است . والسلام .

  8. سه شنبه 10 خرداد1390 ساعت: 0:26

    سلام دوستان عزیز و ارجمند!
    از حساسیت آگاهانه تان خرسندم! موقف خردمندانه در تبادل اندیشه، تعامل انسانی و منطقی است. اگر موضع و حرف ما از پشتوانه محکم و استدلالی برخور دار باشد؛ ما را چندگام به جلو و طرف را چندین گام به عقب خواهد راند! ملاحظه می کنید که می شود مانند حکمتیار حرف زد و به راحتی راهی برای تکفیر و تفسیق پیدا کرد! ما باید در عمل نشان دهیم که منش و بینش و روش ما با حکمتیار تفاوت دارد. اندیشه ما از سر چشمه خرد پویا و آموزه های اجتهادی دینی جاری است و با جمود و تکفیر مخالفیم.
    دوستان عزیز! اگر من چیزی می نویسم؛ به عشق شما می نویسم و سرنوشت نسل های نیامده، جایی برای خط و نشان کشیدن نیست؛ اگر عزیز مان قربانعلي رستگار، در پیشگاه خداوند و وجدان جمعی و مردم سرافراز هزاره؛ جوابگوی قلم کردن دستی است که به عشق مردمش می نویسد؛ وجدان و کار من هم راحت است؛ دیگر نخواهم نوشت! اما از اصول اخلاقی خود دست نخواهم کشید!
    نکته ای که باید به آن توجه کرد؛ آن است که، بر اساس آموزه های برینی اسلام و آیه صریح قرآن، همه انسان ها چه مسلمان و چه کافر، چه مرد و چه زن، چه کودک و چه بزرگ سال همه از کرامت ذاتی برخوردار است. این می تواند مبنای انسانی ترین حقوق بشر باشد. پس باید حرمت ها را نگهداشت. حرف زشت پیش از همه روان گوینده و نویسنده را آزار داده و آلوده خواهد کرد.

  9. چهارشنبه 11 خرداد1390 ساعت: 9:52

    برادر محمدی ممنون. اینجا انترنت است همان دنیای شلوغ و مجازی که معلوم نیست که با کیست؟ من فکر می کنم شما از اول بایک استراتژی و انگیزه محکم وارد شده ی و نظرات دیگران که همه ا ش محترم است بر اراده و فکر شما تأثیری نخواهد گذاشت. شما نباید زود قهر کنی و همچنان به نوشتن ادامه بده خودهمین درگیریهای فکری موجب رشد و بالندگی شما ی عزیز و مردم شریف ماست.
    البته اگر از اول با یک ایده ی محکم و عزم راسخ نیامده باشی این نسیمهای ملایم نیز شمارا به سادگی سست کرده سرانجام از این وادی بیرون می راند. ما وشما آمادگی مقابله با حرفهای بسیار محکمتر از این آنهم رو در رو داشته باشیم. مثلا اگر روزی خود حکمتیار تروریست شما را رو در رو و در یک صحنه واقعی تهدیدکند و سخنان تحقیر کننده بگوید شما نباید به عنوان یک بچه هزاره در برابر یک سیا گوش بی سوادوبی ایمان کم بیاوری و فورا صحنه را خالی کنی . شما باید عزت و شجاعت و غرور هزاره را نشان بدهید و راهی را که با آگاهی وچشم باز انتخاب کرده اید رهاکنید. من شمارا زیاد نمی شناسم همینکه یک فرزند هزاره ی برایم عزیزترین فردی نه بخاطر اینکه من هزاره گرای محض باشم بخاطر اینکه هزاره بیچاره مظلوم است و در این دنیا کسی برایش جایگاهی قایل نیست . بخاطر همین من مظلوم را روی سرم نگهمیدارم و به مظلوم بی نهایت محبت می کنم . ما وشما اگر یک پشتون ویا تاجیک می بودی حالا وزیر و … بودیم اما…پس حد اقل خودمان خودمان را تحویل بگیریم.

  10. چهارشنبه 11 خرداد1390 ساعت: 11:9

    محمدي عزيز سلام!
    شما استدلال به يكي از آيه هاي قرآن كريم نموده ايد، و اين معمولان رسم علما و مشايخ كرام هستند كه اكثرا از قران كريم حكمي و دليلي را استنباط مي كنند. اما خيلي از اخند نما هستند كه به خاطر به كرسي نشاند حرف شان يك چيزي از ذهن خود مي گويد و ربط به قران كريم و يا احادث پيامبر و امامان (ع) مي دهند و حال انكه اگر بپرسيم كه در كدام سوره و در كدام جزء و يا كدام آيه چنين بيان مي كنند باز زبان شان كوتاه مي شوند و مي گويند تو كه عربي نمي داني عزيزم به همين خاطر من فقط ترجمه اش را آورده ام منظورم اين است كه اميد وارم شما هم از اين چنين آدم ها نباشيد كه خداي نخواسته از قرانكريم به نفع خود استفاده نماييد بهتر بود كه خود آيه شريفه را ذكر مي كردي تا همه مي فهميد كه واقعا استنباط عالمانه و مذهبانه است و من هم قبول مي كردم.
    ولي در قرآن ما بارها خوانده ايم كه فرموده است ( ولعنت الله علي القوم الظالمين ) يعني خداوند به كساني كه ظلم مي كنند لعنت نموده است و بدون شك آناني كه برا هزاره هاي محروم و مظلوم ظلم نمودند مصداق اصلي اين آيه كريمه مي شوند و طلم حكمتيار ، سياف ، احمد شاه مسعود و عبدالرحمن و …. همه بر هيچكس ما و شما پوشيده نيست پس جناب عالي اين آيه شريفه و مصاديق بارز آنرا كتمان مي كنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيد؟

    راستش نويسنده عزيز مردم ما !
    اگر شما حرف محترم را در نوشته بسيار عالي تان نمي آوردين بهتر و خوبتر نبود؟ مسلم است كه خيلي خيلي خوب بود پس بعضي اشكال گيري هاي دوستان را نيز لطفا اگر منطقي بود قبول كن به نفع خود تان است.
    No one is perfect in the world, and never mind the logical objections of readers who have never seen you and never want to bring hurdles on the way of your success. Please don’t mind my objections and sorry for my sensitive comments.

  11. پنجشنبه 12 خرداد1390 ساعت: 0:54

    جنا آقای احمدی عزیز سلام و تشکر از لطف تان!
    عمری در راه فرهنگ سر وکله زده ایم؛ و نازک – نارنجی هم نیستم؛ اما انمتظار نداشتم دوستان عزیز بدون خواندن متن و دریافت حرفاصلی مرا به کاری متهم کنند که آن را نقد کرده ام! وقتی من با نام واقعی حاضرم نقد کنم؛ شهامت رو به رو شدن با گلبدین و… را هم دارم! من تابع منطق و حرف های منطقی ام! عده ای فکر می کنند که این گونه نوشتن امتیازی است که نصیب من شده و از تفنن می نویسم! عده ای زیادی از دوستان قلم به دست هستند که فکر 40 سال دیگر را دارند که در کجای این جهان کارشان با طرفداران حکمتیار گیر نکنند تا کام روا شوند و لب نمی گشایند! وقتی کسی جرات کرد؛ دوستان خودی دستش را قلم می کنند! نه عزیز مطمین باش که این قلم از گفتن حقیقت و دفاع از حق مردمش کوتاه نخواهد آمد؛ اگر چنین روز بیاید یقین کنید که صاحب قلم مرده است! مرگ هویتی بد تر از مرگ حیوانی و نباتی است! خدای مرا انسان و صاحب قلم آفریده؛ به زندگی حیوانی و نباتی راضی نخاهد شد!
    تشکر از اقای منصف و سرور گرامی من از دانمارک!

  12. پنجشنبه 12 خرداد1390 ساعت: 1:18

    سلام آقای رستگار!
    تشکر از لطف تان که کمی از غضب تان فروکاسته اید! قرآن عالی ترین مرجع فکری ما است که ریشه الهی دارد. خداوند به همه ما توانایی فهم پیام قرآن عطا کند! آیه مورد نظر که به طور صریح کرامت ذاتی انسان را بیان می کند؛ «ولقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر…» سوره اسراء، ایه 70 است که کرامت را برای بنی آدم بیان می کند و هیچ قیدی بیان نمی کند! البته آیات دیگری هم هست که کرامت های اکتسابی و به دست آوردنی ذکر کرده است مانند ان اکرمکم عند الله اتقیکم؛ و آیاتی که دانشمندان را بر دیگران برتر دانسته است!
    آیه مورد نظر شماهم جای خود را دارد! لغنت به معنای دوری از رحمت خداوند است و از آن جواز توهین و بی حرمتی فهمیده نمی شود! در شرایط جنگی هم سربازان مسلمان اجازه ندارند جنازه کافران مثله کنند و گوش و بینی شان و.. را ببرند!
    از این که پرسیده اید کلمه محترم نمی آرودید بهتر نبود؛ صادقانه می گویم قصدم رواج فرهنگ احترام گذاشتن به اندیشه هم بوده است، اگر چه نظر همدیگر را نمی پذیریم! اما در مورد تکرارش واقعیت ان است اگر ساعتها پشت اینترنت دیال اپ بنشینی می فهمی چه می گویم؛ راستش عنوان ها را کپی پست کرده بودم و اگر نه قصد آزار ذهن خوانندگان عزیز درد ممند را نداشتم!
    در جواب قسمت انگریزی نوشته تان بگویم بله یچ کس کامل نیست و از انتقدات سازند با جان و دل استقبال می کنم اما لحن تهدید از سوی دوستان پذیرفته نیست!
    متاسفم که دوستان وارد حاشیه شده و اصل نوشته نادیده گرفته می شود!

  13. بازگشت جاغوری یک – درنگی بر تهدید تازۀ گلبدین حکمتیار

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*