پارلمـــــــــان یا خانه نفاق

 پارلمـــــــــان یا خانه نفاق:

پارلمان افغانستان

اگرنگاهی به تاریخ سیاسی افغانستان بیندازیم چنین مشاهده میگردد که روش سیاستها واستراتژی دولتهای وقت نسبت به وجود پارلمان بعنوان یکی از ارکان مهم دولت برای تمام تصمیم گیریها وپیش نهادها درجهت اجرای سیاستهای دولت در کشور به گونه ای بوده است که آنچه را دولتهای وقت تصمیم میگرفتند پارلمان موظف بود تا آنرا بدون کدام تحقیق وبررسی مورد تا یید قراربدهــد، یعنی مجلس وپارلمانهای وقت درواقع فقط برای ثابت نگهداشتن حیات سیاسی دولت تشکیل میگردید ونه برای انجام خواسته های مردم افغانستان.

بر این اساس بود که نه تنها در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، علمی واجتماعی کدام ترقی وپیشرفت صورت نگرفت، وبلکه  افغانستان ومردم آن بسوی جنگهای داخلی کشانده شد و سر انجام در اثرمداخلات مستقیم تمام کشورهای منطقه وهم جوار افغانستان تبدیل به یک بحران بین المللی گردید ودر حدود سی سال تداوم پیدا کرد.

اما پس از به روی کار آمدن دولت قانونی با حمایتهای جامعه جهانی وآمریکا به ریاست آقای کرزی در افغانستان که تا بحال ده سال واندی از عمر آن میگذرد،برای بار دوم تهداب پارلمان ویا مجلس نمایندگان به عنوان یکی از ارکان مهم دولت در افغانستان بنا نهاده شد وپس از گذشت سی سال مردم افغانستان در مورخ 18/ 9 / 2005 برای انتخاب نمایندگان شان به پای صندوقهای رای رفتند وکمسیون مستقیل انتخابات تشکیل شد، قانون انتخابات مورد اجرا واقع گردید ومردم افعانستان نیز  از آن حمایت کردند ونمایندگان شان را انتخاب وبه پارلمان فرستادند.
پارلمان افغانستان که پس از سی سال در دولت آقای کرزی تشکیل شد، با اینکه  در گذر از بحران سی ساله قرار داشت باز هم وجود خویش را در کنار دولت افغانستان که دم از ازادی بیان ودموکراسی میزد، خیلی توان مند و پرقدرت حس میکرد ومردم افغانستان نیزاز آن امیدواربودند که میتوانند با داشتن یک چنین   پارلمان ویا دولت که با انتخاب مردم تشکیل شده است، به تمام خواسته ها ونیاز مندیهای شان در افغانستان دست یابند و چنین می پینداشتن که دیگر دستخوش آوارگی، فقر، بیکاری ودیگرسرخوردگیهای که ناشی از جنگ سی سال به شمار میرود نمیگردند، از طرف دیگر حضورجامعه بین المللی در افغانستان بیشتر موجب این گردید که مردم فغاستان در تمام زمینه ها به روند اجرای قانون وقانون مندی از سوی دولت افغانستان درکشور امید وار باشند.
  پارلمان افغانستان که دارای 249 کرسی، وشوراهای ولایتی دارای 420 کرسی انتخاباتی میباشند که هر یک از نامزد های انتخاباتی در صورت کسب آرای بیشتر از سوی مردم میتواند یکی از این کرسیها را بخود اختصاص بدهد. با وجود این در همین دور اول تشکیل پارلمان، از 249 کرسی پارلمانی 109 کرسی آن طبق بررسیهای اولیه، تنها به اقوام پشتون، ومابقی آن به مردمان اقوام تاجک ، هزاره، ازبک ودیگر اقلیتهای ساکین در افغانستان تعلق گرفت، که بر ای بدست گرفتن این کرسیها در مجموع به تعداد پنج هزارو 800 نفر خود را کاندید وبه یکدیگر به رقابت پرداخته بودند، ودر نهایت پس از اعلام نتاییج نهایی از سوی کمسیون مستقیل انتخابات، نمایندگان منتخب در ( ماه دسامبر 2005 ) اولین جلسه رسمی وپارلمانی خویش را برگزار وآغاز به کار نمودند.(1)
اما درهمین دور اول پارلمان بدلیل عــدم هماهنگی صحیح در چگونگی انتخاب ومعرفی چند نماینده، تنها یک نماینده از سوی مردم جاغور ی انتخاب وبه پارلمان کشور معرفی گردید که در واقع همین امرآنهم در یک شرایط بسیار حساس وتعین کننده، ضعف و نا توانی سیاسی مردم ما را برای دولت کابل بر جسته ساخت ویاد داد که در آینده نیز چنین باید شود!!
در واقع هدف از تشکیل مجلس ویا پارلمان در کشور دفاع از حقوق مدنی، اجتماعی، سیاسی واقتصادی همه اقشار جامعه، حفظ منافع عمومی وملی، دفاع وپاسداری از قانون در کشور، نظارت بر عملکردهای دولت، بررسی طرح ومصوبات دولت، افشا وجلوگیری از اقدامات غیر قانونی که منافع مردم افغانستان در آن در نظر گرفته نشده باشد وبالاخره آنچه که مطابق به قانون اساسی افغانستان از اختیارات پار لمان در کشور به شمار میرود میباشد.
از آنجائیکه مجلس وپارلمان مظهر اراده وتصمیم گیریهای مردم در کشور محسوب میگردد، باید تمام شعارها، برنامه ها، رفتار ها وعملکردهای اصلاح کننده ای پارلمان که به معنای( تغییر وتحول اساسی) در رفتارها ورویکردهای  ناکار آمد دولت  وپارلمان میباشد، در چارچوب برنامه های مثبت دولت، قانون اساسی ومنافع ملی در کشور قرار گیرد. یعنی هدف نمایندگان ودولت از ایجاد وتشکیل پارلمان باید تنها پیشبرد امور مربوطه تعالی وبالندگی کشور ومردم باشند ونه اینکه هدف از تشکیل پارلمان تنها حفظ منافع یک جمع ویا یک قوم خاص که قدرت حاکمه را در کشور در دست دارد به شمار آید.
مجلس وپارلمان که در واقع یکی از ارکان مهم دولت در کشور محسوب میگردد، میتواند نقش بسیار اساسی وبنیادی را در تاریخ سیاسی کشور نیز ایفا نماید. بطور مثال هر کشور که داری مجلس وپارلمان میباشد میتواند از قدرت بالای سیاسی واجتماعی در تمام صحنه های بین المللی بر خوردار باشد که از جمله برنامه های دولت برای احیا وایجاد دموکراسی در کشور تشکیل پارلمان میباشد که میتواند ادعای دولت ر


دیدگاه برای “پارلمـــــــــان یا خانه نفاق
  1. پنجشنبه 9 تیر1390 ساعت: 23:45

    سلام قومای گل !
    در کشو ربنام افغانستان در مورد هزاره هیچ قانونی نبوده ونیست .
    رهبران هزاره باید با دیدباز سیاسی راه پرو پیچ و خم را طی نماید و حتا این نمایند گان ما به طرف داری کرزی به سیاف کنار امد و 119 رای موافق را سیاف خون اشام از ان خود کرد در حالیکه نماینده پشتونها از99 نماینده بیشتر نیست .
    سر انجام سیاف هم کی نماینده پارلمان نشد و هم اکنون ولایتغزنی باید 4 نماند شان عزل شود . و نماینده بیشتر فارسی زبانها بر کنار خواهد شد . کاشکی این رهبران ما فکر 6 ما بعد هزاره را میکرد و….
    از سالهلی طولانی مو بخی تیر استیم .
    در اخر باید گفت نه تها پارلمان خانه نفاق بلکه اوغانستان خانه نفاق بوده و هست.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*