هشت ثور 1371 معامله قبیله پرستان درافغانیستان – حاجی علی علیزاده

ملت غیور و باشهامت افغانیستان در طول تاریخ در دفاع از وطنشان اوراق زرینی را در تاریخ جهان بثبت رسانیده اند. اتحادپوشالی کمونیزم با نادیده گرفتن تاریخ وبه دعوت مزدورانشان وارد افغانیستان شدند که با مقاومت بی نظیر سنگرداران ومجاهدین جان برکف مواجه گردیدند. وبا ازدست دادن توانای نظامی شان در سیاه چال افغانستان سرافکنده فرار را برقرارترجیح دادند.

 مجاهدین غیور افغانیستان نه تنها اشغالگران را از افغانیستان شکست دادند که سبب اضمحلال و فروپاشی کمونیزم در جهان گردیدند. بدنبال فرار قشون سرخ از افغانیستان مزدوران داخلی شان دست به تعویض مهره دیگر زدند و ترفند دیگری را برای بقای شان در پیش گرفتند. در این راستا شخص منفوری را که تا ان لحظه رئیس بدنام ترین سازمان اطلاعاتی ( سازمان خاد ) وجنایتکارترین فرد در میان مزدوران کرملین بود او را بعنوان رئیس جمهور پیشکش نمودند.  این مزدور بدنام این بار با نقاب اسلامی و با تلاوت ایاتی از قران مجید به میدان امد و طرحهای جدیدی را بنام اشتی ملی روی دست گرفت . این شخص بدنام که از مهارت خاص برخوردار بود فعالیت اش را در دو جبهه اغاز نمود .

  1 – اعزام افراد تعلیم دیده کمونیزم را در کنار احزاب جهادی که از اعزام این افراد دو هدف را دنبال می کردند .

 الف  : تغیر اذهان مجاهدین ازجهاد و رو در رو قراردادن احزاب جهادی با یکدیگر ، که دراین قسمت به موفقیت های نیز نایل شدند. ثمره اش را تا به این روز مردم ما شاهدند.

 ب  : گماشتن مهره ها در احزاب مجاهدین برای حفظ و بقای شان دراینده. 

  2  –  سخنرانیهای عاطفی وعوامفریبانه و چنک زدن به ایات اللهی که دراین مورد کمائی ان چنا نی نداشتند و با تشدید شدن اختلافات میان جنرال دوستم که تا انزمان بعنوان فدائیان حزب کمونیزم عمل میکردند با حکومت مرکزی و قرارگرفتن دوستم درکنار مجاهدین شمال و سقوط فرقه دهدادی و حرکت مجاهدین بسوی کابل سقوط کابل حتمی شد.

 نجیب که خود را در استانه نابودی دید با تماس گرفتن با رهبر حزب اسلامی گلبدین حکمتیار وارد معامله گردید که با ورود افراد ان حزب ، کابل را بحزب اسلامی واگذار نماید.

اینکه چرا نجیب از میان احزاب جهادی گلبدین را برگزید دو دلیل دارد :

  1 –  بیشتر مهره های کمونیزم در درون ان حزب جابجا شده بود

 2 – انگیزه قومی . حزب اسلامی که در جهاد از سهم کمتری برخوردار بود و نیرهای خود را برای چنین روزی اماده کرده بود از غرور کاذیب که برایش دست داده بود بخود می بالید وهیجگاه به احزاب وملیتهای دیگر ساکن درافغانستان نمی اندیشید با هماهنگی نجیب نیروهایش را به دروازه ورودی شهر کابل جابجاکرده بود که با چراغ سبز نجیب وارد کابل شوند. با نزدیک شدن احزاب و مجاهدین به کابل نجیب مناطق وجاهای مهم پایتخت را بحزب اسلامی واگذارنمود. خود به نمایندگی سازمان ملل پناه برد.  مجاهدین سمت شمال با ورود شان بکابل کابل را در اشغال حزب اسلامی دیدند اینجا بود که از معامله نجیب با حکمتیار و یا کودتای سفید اگاه شدند.

 گلبدین حکمتیار که غرق درتوهم وخیالبافی خود بود هیجگونه چراغ سبز به احزاب و گروهای مجاهدین نشان نداد لذا جمعیت اسلامی بخصوص شورای نظار به رهبری احمدشاه مسعود رقیب قدرتمند حزب اسلامی به شمار میرفت وکینه های دیرینه نیز از همدیگر به دل داشتند. خودخواهی گلبدین را تحمل نتوانست و سبب درگرفتن جنک میان این دو حزب رقیب گردید نیروهای حزب اسلامی که چنان تجربه جنگی نداشتند یکی پس از دیگری سنگرهایشان را از دست می دادند گلبدین که ازشیطنت خاصی برخوردار است وقتی خود را در استانه شکست دید با چالاکی وهوشیاری دوحزب دیگر را که رهبرانشان از پختگی سیاسی برخودار نبودند را بنفع خودش وارد جنک ساخت.

 1 – جنبش ملی اسلامی 2 – حزب وحدت اسلامی .

درحالیکه اکثر اعضای شورای مرکزی حزب وحدت از شریک شدن درجنک درکل وبه نفع حزب اسلامی بخصوص مخالف بودند اما تندروان حزب وحدت با تحریک مهره های کمونیزم که در چوکات حزب وحدت جا خوش کرده بودند و غرور کاذب را در خور تند روان می دادند.  درچنین شرایط حساس از تاریخ ، دست به تصفیه حزبی زدند و تمام چهره های که مخالف جنک داخلی بودند – مخصوصا به حمایت ازگلبدین را – نه تنها ازحزب وحدت بلکه که ازمناطق تحت سیطره شان راندند و عملا به کمک حزب اسلامی در تپه مرنجان شتافتند. اینجا بود که اتش خانمانسوز و ویرانگر جنک سراسر کابل را در نوردید و دامن شومش را درتمام شهرکابل گسترانید و کابل زیبا را به ویرانه تبدیل و صدها خانواده را در سوک عزیزانشان داغدارنمود .

بعد از شریک شدن این دوحزب یعنی حزب وحدت و شورایی نظار درجنک ، گلبدین هوشیارانه به چهار اسیاب عقب نشینی کرد و از نقطه امن مقاومت ، شرکای عزیزش را به نظاره نشست و ویرانی کابل را تماشاه می کرد.

+;نوشته شده در ;سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت;20:13 توسط;مدیریت وب سایت ; |;


دیدگاه برای “هشت ثور 1371 معامله قبیله پرستان درافغانیستان – حاجی علی علیزاده
  1. چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 ساعت: 22:41
    آقای علی زاده محترم سلام !
    با عرض معذرت ، به عقیده ی من یک مقاله ی تاریخی باید روی اسناد و حقایق استوار بوده و با یک مضمون تحلیلی و عاطفی که نویسنده از روی برداشت شخصی و یاعاطفی هر چیزیکه احساس و عاطفه اش اجازه میدهد می نویسد باید فرق داشته باشد.
    در متن بالا بیشتر برشما احساس و حتا احساسات وحساسیتها در مقابل احزاب و سازمانها حاکم بوده و نوشته را بیشتر احساساتی ساخته است..
    مسایل تاریخی درک عمیق از مسایل ، اسناد ومدارک و دنیای بیطرفی کار دارد تا حقیقت راطوری که لازم است بتوانیم بنویسیم وبه خوانندگان برسانیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*