باز رهزنی در دشت قرباغ – یک موتر مسافر بری در دشت قره باغ ربوده شد

سلام دوستان

يك موتر خورد سراجه مسافر بري ديروز دوشنبه مورخه 1/3/1391 توسط افراد مسلح در منطقه دشت قره باغ ولايت غزني توقف داده شده و بعد از پرس و جو با خود شان برده  است .

 اين موتر مسافر بري از ولسوالي جاغوري به طرف غزني در حركت بوده كه رانده آن شخصي به اسم خداداد از منطقه شبقال سنگماشه مي باشد .

اين در حاليست كه در طول سال جديد اين چندمين بار است كه مسافرين و موتروانان ولسوالي جاغوري توسط افراد مسلح بازداشت و به راحتي همراه خود مي برند .

شنیده ها حاكي از آن است كه : وقتي افراد مسلح در منطقه دشت قره باغ جلوي موتر مسافر بري را مي گيرد سوال مي كنند اين موتر معلم خداداد است ؟ موتروان جواب مي دهند كه بلي من خودم هستم بعد از آن مسافرين را از موتر پياده كرده موتر و موتر وان را باخود مي برند و تا حالا  ازسرنوشت موتروان و موتر شان در دست نیست .

نحوه بازجوی اولیه توسط رهزنان سوال بر انگیز است ؟ از کجا این قدر دقیق می دانستند که ماشین معلم خدا داد در چه ساعت و از کجا در حال حرکت است . این ممکین نیست مگر اینکه کسی به آنها خبر داده باشد . به هر صورت این گونه اعمال قابل توجیه و گذشت نیست . باید افراد مظنون در این رابطه دست گیر واز آن ها بازجوی شود .  درغیر این صورت این خصلت نا جوان مردانه ممکین است توسعه یافته و رقابت های کور کورانه آن را تشدید کند . 

در حال که مسير جاغوري و قره باغ روزانه صدها مسافر از آنجا عبور و مرور مي كنند يكي از نا امن ترين راه هاي مواصلاتي کشور است . هر چند روز بعد ، توسط دزدان مسلح و يا هم طالبان مسلح مورد اذيت و آزار و دزدي قرار مي گيرند .

جالب فضيه اينجا است كه هر روز ، هر وقت و يا هر كسي هر بلاي كه خواست سر اين مردم بياورند آزاد است  و  كسي هم  نيست كه سوال كنند چرا ؟ هميشه مردم ولسوالي هاي مركزي مورد دست برد و يا اذيت اين افراد مسلح قرار مي گيرند .

با آنكه نيرو هاي امنيتي در چند قدي آنها در منطقه زردالو و بازار قره باغ قرار داد ، اما هيچگونه عكس العمل تا حالا از خود نشان نداده است . البته از نيروهاي كه در آنجا مستقر هستند بيش از اين نمي توان توقع داشت چون بار ها و بار ها چنين حوادث در نزديك ترين موقعيت آنها رخ داده و مي دهد اما آنها هيچ توجه تا حالا نكرده و شايد در آينده نكنند . !!!

با این وصف انسان به این نتیجه میرسد که : هر چه هست از قامت نایاز بی اندام خودمان است. براستی تا کی ؟ و چه زمان ؟!!!

تا گزارش بعد التماس دعا

مومن زاده مركز جاغوري

+;نوشته شده در ;سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت;11:44 توسط;مدیریت مرکز – مومن زاده; |;


9 دیدگاه برای “باز رهزنی در دشت قرباغ – یک موتر مسافر بری در دشت قره باغ ربوده شد
  1. چهارشنبه 3 خرداد1391 ساعت: 5:12
    همان ادم های که در دوران حکومت طالبان شیطنت مردم را میکرد و از زوری طالب خود سری مردم حکومت میکرد بد ترین فشار را بالای مردم بگنا روا میداشت یک زن از قندول قاش بود برای خدمت به ارباب خود هدیه داد تمامش معلوم است که که استه

  2. چهارشنبه 3 خرداد1391 ساعت: 6:39
    مومن زاده تشکر گروه های منحله که رهبران و اعضایش صادیقانه در کنار طالب خدمت میکرد حالا نه درجامعه هزاره و نه در حکومت نقش دارد کوشیش میکند که این وضعیت موجود تغیر کند تا جای خودرا پیدا کند این برایشان مهیم نیست که مردم بی گنا تاوانش بیکشد

  3. چهارشنبه 3 خرداد1391 ساعت: 12:1
    من هم جمله آخر شما را تایید می کنم" هر چه هست از قامت نایاز بی اندام خود ما است" مردم ما باید و حتما مسولین را زیر فشار بگیرد و از آنان خواهان حل مشکل شوند، اگر آنان توجه نمی کند لا اقل یک حرکت از خود نشان دهند مثلا اولین اقدام آن فشار بالای مسولین منطقه است از طریق و توسط انان به صورت خیلی جدی با غزنی و بعدا اگر نشود مستقیما با طالبان، ما واقعا تاسف می خوریم که چی کده مردم مارا، پشه غیرت بگزه این مردم ما را، تا کی محافظه کاری، تاکی بی عرضه گی، این بدوش ملا امامان ، موی سفیدان ، نماینده های مردم است، اگر این ها توجه نکند، دیگه کار جوانان است که خو تصمیم بگیریم تاکی! برادران شما را بخدا بهم دیگه اعتماد کنیم دست بدست هم داده بپا خیزیم و جوانان را بسیج کنیم
    و نمانیم که دیگه کسی بما ظلم کند، بخیزید قربانی بدهیم، فقط قربانی دیگه هم لا زم است! ان قوم که قربانی نداد ازاد نشد آن ملک که برباد نشد آباد نشد

  4. چهارشنبه 3 خرداد1391 ساعت: 12:49
    تشکر از گزارش تان
    از ماست که برماست. متسفانه چنین نوع حادثه خیلی درد آور است زیرا شیطنت اش از خود مردم منطقه صورت میگرد. این به نوع خود نامردانه ترین عمل ممکن است که از اثر گری و گری گرایی صورت میگرد. با این نوع تفرقه و پندارهای قبیلوی و طایفه گرایی هر خر میتواند راه را ببندد ویا بر گرده مردم سوار باشد

  5. پنجشنبه 4 خرداد1391 ساعت: 0:24
    دوستان بازدید کننده سلام!
    دوستان در جنگل افغانستان؛ هر ملت و جامعه یی که قابلیت و توانایی دفاع از خود و ارزش ها ی خویش را دارا نباشند؛ بدون شک سزاوار مرگ میباشند..!!! این جامعه هست که دولت را پایه ریزی مینماید. فرهنگ و داشته های معنوی یک جامعه است که از بطن ان حاکمیت و نهاد های سیاسی و اجتماعی سر بلند مینماید و… این جامعه ما است که چنین نماینده گان ی را در پارلمان میفرستند؛ این جامعه و فرهنگ اجتماعی ما است که از درون ان چنین رهبران« رابر» گونه؛ گاهی بابا میشوند و هم گاهی نیکه و هفت پشت و…!! و حال این نسل!!! همین نسل اگر به خود نیایند، همواره و در طول تاریخ همچون موش های فربه در چلو غار مان به شکار گرفته خواهیم شد!! زیرا هر جامعه و ملتی اگر قابلیت دفاع از افتخارات و شرف خویش را نداشته باشند؛ زبونانه پایمال خواهند گردید!!!

  6. پنجشنبه 4 خرداد1391 ساعت: 12:5
    دوستان سلام پدر کلانا صحبت میکند که در زمان نور مامد ترکی و باقی رفقایش
    ادم ها را از جامعه ما بود که شب ها از سری دیوال و از پای دیوال از دان اورسی سرکیشک موکد اگر اوش هم میکردیم از ترس نا دیده میگریفتیم هر روز ده ها نفر بگنا را گیرفتار میکرد دیگه بر نمگشت در خانه به گناه که رادیو را گوش میکردی

    امروز عین ان زمان را دارد خدا لعنت کند اینهارا

  7. جمعه 5 خرداد1391 ساعت: 12:20
    حکیم برار هرف های تو صحت دارد در این نظرات هم از ان ادم هاه است که نمیدانیم چند اینسان بگناه را گیرفتار مرک کرده تا خوش خدمتی باشد به رفقایش در جواب تا ویزای شوری سابق را از ان خود نماید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*