یک رمضان یک خاطره!

khk2راست گفته اند که عمر آدمی به سرعت برق و باد میگذرد حتی اگر روزهای گرم تابستان با زبان روزه باشد، تازه به آمدنش عادت کرده بودیم که دارد میرود. همیشه وقتی شب های قدر سپری شد، دیگه روزه سرشیو شده دوام نمی آورد. شوق عید ام مزید بر علت شده و بر سرعت این سرعت این گذر می افزاید.http://jaghori2.persiangig.com/jaghori1/dawod/khk3.JPG

رمضان امسال در کویته باهمه مسایل حاشیه ای اش  در میان قوما رمضان خوبی بود با وقت کم کلاس های کاربردی مفیدی بر کذار شد در پایان دوستان که با موفقیت دوره را گزرانده بودند در 15 رمضان  در مراسم چشن ولادت امام حسین (ع) تصدیق نامه کلاس تجوید اهدا گردید .http://jaghori2.persiangig.com/jaghori1/dawod/khk4.JPG

در شبهای قدر هم در خدمت دوستان بودیم  تکاتی در باب شب قدر وقضیلت آن خدمت دوستنان عرض کردم .http://jaghori2.persiangig.com/jaghori1/dawod/mkh1.JPG

http://jaghori2.persiangig.com/jaghori1/dawod/mkh3.JPG

امسال رمضانی خوبی داشتم، همنفس قومای وحشت زده ام یک ماه زندگی کردم معنای هراس شان را با تمام وجود درک کردم، در خوشی ناکامی انتحاری خوش شدم و کودکانه شعر سرودم و… مهمتر از همه که با جماعتی از دوستان جوان و نوجوانم همکلام شدم و اندوخته های علمی ناچیزم را سخاوتمندانه به ایشان به تقسیم نشستم.http://jaghori2.persiangig.com/jaghori1/dawod/khk1.JPG

اما، لحظه های شاد کلاس روش نویسندگی و نیز کلاس تاریخ مختصر هزاره ها پایان یافت. هنگام خدا حافظی سخت و دشوار با هم عکس یادگاری گرفتیم. تا دیدار دوباره برای هم آرزوی سلامتی و توفیق و آنگاه با تلخی از هم جدا شدیم! برای شان آرزوی سلامتی، بهروزی و پیروزی دارم. یاحق. مصطفی خرّمی – کویته.

جمعه بیست و پنجم رمضان المبارک بوقت پاکستان البته!!؟



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*