وزیر صاحب! ما را از شر مدیر های نا لایق نجات بده

این صدای خفه و در گلو گیر مانده ای مردمی است که هر شرایط و حوادثی را به عنوان قضا پذیرفته و فکر می کنند که آقای نایبی از روز ازل به عنوان مدیر معارف در جاغوری نوشته شده و تغییر پذیر هم نیست به همین خاطر دم نمی زنند در مقابل هر نوع بی عدالتی سکوت می کنند هر نوع جور و تعدی را فقط در سینه هایشان حک می کنند تا شاید خواسته باشند روزی به گورستان تاریخ بسپارند و هم فکر می کنند سینه هایشان یگانه صفحه ی تاریخ است که حوادث را به امانت کامل به دیگران خواهند رساند اگر بتوانند که از جمله یی افسانه انگاشتن ها محفوظ بدارند مردم جاغوری معمولاً مردمان آرام و شکیبا استند تا هنوز اتفاق نیفتاده است که در مقابل نماینده ای دولت در هر بخشی به پا خاسته باشند و مخالفت نمایند با هریکی ساخته چه خوب و چه بد وخودشان را با شرایط وفق داده کمتر کسی صدای اعتراض شانرا شنیده ؛ اگرنه جاغوری به آن عظمت و بزرگی نماینده معارف اش مدیر معارف فعلی  نمی بود.
مدیر معارف بعداز حمله ی آمریکا در افغانستان و تشکیل حکومت موقت و انتقالی به حیث مدیر معارف ولسوالی جاغوری ولایت غزنی مقرر گردید پیشتر ازاین تاریخ چه می کرد با موسسه ی شهدا چگونه آشنا شد باشد برای یکروز دیگر. اینکه خودش را به یک بارگی روی چوکی مدیریت معارف جاغوری یافت تعجب کرد باورش نشد با خودش فکر می کرد شاید خواب می بیند؛ اما او به واقعیت مدیر معارف جاغوری مقرر گردیده ، واقعیت که او حتا در خواب هم تصورش را کرده نمی توانست شاید ماه ها طول کشید تا بپذیرد که مدیرمعارف یک ولسوالی شده است.

درست است و دلیلش واضح است  مدیر معارف باید آن در جاغوری که سرامد معارف در کشور است  کسی باشد که از تحصلات و علوم روز آن همه تغلیم وتربیه چیزی در چنته داشته باشد وحتما باید از بین این همه دکتر فوق لیسانس لیسانس  که از جاعوری وحود دارد انتخواب شود .

ولی وقتی که بعدا ها فهمید که خانم سیما ثمر او را بالای این چوکی نشانده کمی جان گرفت؛ چون احساس می کرد که خانم سیما از او حمایت می کند واقعیت امر چیزی دیگری است اگر خانم سیما احساس کند که روزی “نایبی” کارکرد های او را درهاله ی از ابهام قرار خواهد داد هرگز او را حمایت نمی کرد که مدیر معارف مقرر گردد آقای نایبی هم هیچ وقت توفیق این را نمی یافت تا اسپ حقارت های دوران آوارگی غربت را بالای غرور مردم بتازاند هیچ وقت جرات این را نمی یافت تا روی این میدان بدون اصطحکاک دور بزند اگر غیر این می بود 12 سال در عین پست باقی نمی ماند یا حداقل شایعه ی تبدیلی اش به گوش می رسید شاید فکر گردد پا برجا بودن اش درایت بینش و تفکر او باشد ؛اما زمانیکه در نخستین برخورد اش تنها تصویر از یک کودک لچ باز در ذهنت باقی می ماند این فکر را منتفی می کند.
این گپ بر تک تک مردم جاغوری روشن است در ولسوالی که – به گفته ی خودش- 95 باب مکتب زیر چوکات وزارت محترم معارف فعالیت می کنند شاگرد تربیه می نمایند از اداره ی همچون فردی که در سواد عادی خواندن و نوشتن مشکل دارد خارج است؛ اگردوستان چون شفیعی معاون آقای شارح عضو نظارت نباشد کار به رسوایی خواهد کشید اما مردم چه کنند اصطلاح معروف است که می گویند شوله خورده پرده خود کن مردم می فهمند که نایبی از حمایت خانم سیما برخوردار است سنگ روی جگر مانده تا خدای ناخواسته خانم سیما از مردم جاغوری آزرده نشود؛ چون خدماتی که خانم سیما انجام داده جزایش قیام در مقابل نماینده اش درجاغوری نباشد مردم بخاطریکه ناسپاسی نکرده باشند خدمات موسسه ی شهدا را نا دیده نگرفته باشند، سکوت می کنند؛ اما تا کی؟ آقای نایبی پوست مردم را در خورآب می شناسد روی گرده های مردم سوار است آرام با خونسردی نفس های کشیده ای مردم را که از روی درماند گی می کشند نظاره می کند و ازین حالت لذت می برد هرفرد عادی مثل نایبی در طول مدت 12 سال به اخلاق مردم آشنا می شود ازینکه به پاس احترام به خانم سیما به او هم چیزی نخواهد گفت هر کاری که دلش بخواهد ازادانه و بدون بیم انجام می دهد.
مردم می دانند باد داشتن  این همه اقراد لایق  درس خوانده  از جاغوری و با نمایندۀ هم چون یوسف نایبی لکۀ ننگی است بر چهره پاک موسسۀ شهدا که سالها به مردم خدمت کرده است همچنان نقطۀ سیاهی است بر چهرۀ پاک که مردم از خدماتی این موسسه در ذهن دارد.
وزیر صاحب محترم معارف ماهم به تعارف گیر مانده ایم با یک سیلی دو روی افگار می شود به داد ما مردم برس شر مدیر معارف جاغوری را از سر ما کم کن بس است که 12 سال تحملش کردیم دیگر نمی خواهیم کتاب درسی که وزارت محترم معارف رایگان بدسترس شاگردان قرار می دهد به 70 افغانی هر دانه کتاب به نام کرایه حمل از غزنی تا جاغوری بر هر شاگرد تکیه کند.

آمرین که به بست های به اعلان رفته امتحان داده کامیاب می شدند باید یک معلم برحال همان لیسه که سالها خدمت کرده از بست اش منفک می گردید تا آمر جدید بیاید چون به گفته ی اقای نایبی بست ندارد.چرا؟ چرا اقای نایبی به بهانه های مختلف بست ها را تنقیض به کسان دیگری به قیمت های گزاف می فروشد چون حقش است بخاطریکه قیمت یک بست به چهل هزار افغانی بالا رفته است.

خرچ زمستانی که برای هر لیسه از بودجه عادی آن وزارت اختصاص داده شده پرسان کنید در 97 باب مکتب کی گرفته است در ریاست معارف نمایندۀ مدیر صاحب با امضای کلان تحویل گرفته است.

از جدول نتایج که نگو بهانه های که چرا رنگ قلم که همرایش جدول پر شده تیره است. حکومت ملک الطوایفی را فقط به نام شنیده بودم درکتاب ها خوانده بودم اما زمانیکه به مدیریت معارف جاغوری کارت بیفتد به تمام وجودت این نوع حکومت را احساس خواهی کرد کلان کاری هایش به جایی رسیده که خودش را پدر معارف جاغوری حتا پدر معارف غزنی قلمداد می کند بیچاره پدر معارف افغانستان چه خوب بود می دید که یک پدری دیگر نیز درحال صعود است بابای ملت اگر چندی بیشتری عمر می کرد فاتحه اش خوانده بود آقای نایبی ما بطور حتم با حمل پرچم که رویش حک شده( بابا کلان ملت) در مقابلش می ایستاد مصداق مصرع شعر معروف که (…..گردن زند استاد را )

انگار او بوده که برای اولین بار مکتب را به جاغوری آورده شاید هم او است که در زمان حکومت سیاه طالبان پول از کشور های خارجی برای باسواد ساختن مردم گدایی می کرد تا اولاد های این مردم با سواد گردد او بود مردمی را که از یک شکم دردی عادی جان می باخت شفاخانه شهدا را ساخت که چندین بار وسایل اش به تاراج رفت دوباره ساختش سنگ تهداب دارالمعلمین فیض محمد کاتب را در غجور با دستان مبارک ایشان مانده شد حالا جا دارد که خودش را به عنوان پدر معارف جاغوری سر زبانها بدهد.

وزیر صاحب تنها کارکرد ها وعمل می تواند محکی باشد برای سنجش خوب از بد؛ نیک از زشد تقرر آدم با کفایت و برکناری شخص نالایق و ناکار آمد گرچه یوسف نایبی مدیر معارف ولسوالی جاغوری باشد خدمت است چهره معارف هم با نمایندگی چنین اشخاص در یک ولسوالی لکه دار نخواهد شد و روزنامه های خارجی هم دیگر نخواهند گفت که رشوت و رشوت ستانی حتا بین معلم و شاگرد سرایت کرده است.

البته معارف حاغوری  به طور مثال ذکر شد  . متاسفانه همه ای سمت هایی دولتی  را در جاغوری افراد های  بی سواد در قبضه ای خود گرفته  به همین  دلیل هر روز جاغوری بد تر از دیروزش به نظر می رسد .

باید دولتی  ها افراد با سواد از میان مردم انتخاب  وهر کسی را با تخصصش به پست های شان مقرر نمایند  . معارف چون یکی از سمت های حساس کلیدی است روی آن پیشتر تکیه شد چون با نسل نو وبچه های مردم واینده این سرزمین سر کار دارد .  این امر میسر نیست  مگر اینکه زسانه ها به روشن گری ادامه بدهند  وروشن فکر ها بجایی چاپلوسی کمی  به منافع این سر زمین بیندیشند . در ان صورت کمی امید وار تر خواهیم بود. به امید آنروز

نوشته توسط  معارف دوست – از جاغوری


دیدگاه برای “وزیر صاحب! ما را از شر مدیر های نا لایق نجات بده
  1. جناب معارف دوست سلام تازمانیکه قسمت اخر نوشتهایت را نخوانده بودم میخواستم جواب تندی به شما بدهم اما همین چند کلمه اخر که اشاره به ناکارامدی کل مسولین نوشته بودی منسرفم کرد چون بی عدالتی وناکارامدی درکل درجاغوری بیداد میکند از ولسوال گرفته تا قضا..امنیت..سارنوالی..مدیریت اداری..ومعارف..وهمچنین تن پروران وتنبلهای سلطان محمود که درمجلس ملی جا خوش کرده ومشغول خوابند اهای تنبلها لااقل دردوران وکالت یک کار گرچند کوچک اما مثبت ازخود درتاریخ پر افتخار مردم جاغوری به ثبت برسانید وتاابد جاودان بمانید ودر پایان اگر هیچ کاری نمیتوانید بکنید لااقل روزی که از مجلس فلمبرداری میکند دستتان را بالا بیارید یگ زره تکون بدید که ملت بفهمد شما انجا حضور دارید وزنده هستید بدرود یا حق

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*