هزاره‌های ایران (3)

هزاره‌های ایران (3)FB_IMG_1587042044275
هزاره‌های خراسان شمالی
……….
متن فرمان ناصرالدین شاه قاجار دربارة هزاره‌ها:
مهر ناصرالدین شاه قاجار مقرب‌الخاقان میرزا محمد قوام‌الدوله، وزیر مملکت خراسان، به مزید عنایات خاطر خطیر شاهنشاهی مفتخر و مباهی بوده بداند، که عریضۀ ارادت فریضۀ آن دولت‌خواه که از محمودآباد معروض داشته و حاکی از کیفیت کوچانیدن ایل هزاره و اهتمامات آن دولت‌خواه در تقدیم این امر مهم بود، به شرف لحاظ انور اقدس همایون رسید و نوشتجاتی هم که مقرب‌الخاقان دبیرالملک «میرزا نصرالله خان شیرازی» نوشته بود، تماماً ملحوظ افتاده، از فقرات مندرجۀ آن خاطر خطیر مبارک به استحضار و آگاهی مسقرون گردید و مراتب اهتمامات آن دولت‌خواه، در تقدیم این خدمت کماینبغی مشهود و معلوم افتاده، زیاده از اندازه در پیشگاه حضور با هرالنور همایون مستحن و مقبول افتاد و اعتماد و اعتقادی که به فرط درایت و کاردانی آن دولت‌خواه داشته و داریم، یک بر هزار افزود و این خدمت آن عالیجاه که در چنین وقتی در شدت سرمای زمستان و با نبودن حاکم و والی خراسان به تقدیم رسانده، با کمال خوبی و خوشی ایل مزبور را حرکت داده بود، در نظر انور همایون خیلی جلوه‌گر و نمودار آمد و بر محاسن اهتمامات آن دولت‌خواه تحسینات بلیغه فرمودیم؛ چون از مقرب‌الخاقان مراتب خدمت‌گزاری هر یک از صاحب‌منصبان مأمور خراسان را که در این مقدمه خدمت کرده بودند، فرداً فرد معروض داشته، تعریف و توصیف زیاد از طرز خدمت‌گزاری آن‌ها نموده بود. مراتب خدمات آن‌ها زائدالوصف پسندیده، مقبول افتاده در حق هرکدام مرحمت خاصی مبذول فرمودیم و می‌باید آن دولت‌خواه نیز مراتب مراحم ملوکانه را کماینبغی به آن‌ها حالی و خاطرنشان ساخته، به مزید مشمول عنایت خدیوانه مستظهر و امیدوار نماید، که با کمال دل‌گرمی مشغول خدمت‌گزاری باشند، سایر احکام همایون از قراری است، که در طی ملفوفه‌جات مرقوم شده است، از آن قرار رفتار نموده و در عهده شناسد. (شهر شعبان، 1275 هجری قمری)
ناصرالدین شاه، در حاشیۀ بالای فرمان با خط خود اضافه کرده است: «الحق از عهدۀ کوچاندن ایل هزاره خوب بر آمد و فرمایشات ما را به طور خوبی و پخته به انجام رساند، هیچ‌کس گمان نداشت که این خدمت را به این خوبی آن دولت‌خواه می‌تواند انجام دهد، الحمدالله بسیار خوب از عهده برآمد، حال باید در نگاه‌داری و استمالت ایل و جابه‌جا کردن آن‌ها، در جایی که به آن‌ها خوش بگذرد، هم منفعت و حاصلی برای دولت داشته باشد، ساعی باشد، که در کمال نظم و خوبی در مکان و یورت‌های خود نشینند و آسوده باشند و هزار سوار هم باید بدهند، البته قرار این فقرات را به طور خوب بدهد و به عرض برساند و به همۀ سرکردگان مأمورین خدمت هم التفات شد و برای رؤسای ایل هزاره هم خلعت التفات فرمودیم و برای ایل هم الغام مرحمت شد، همه را برسانید و امیدوار کنید و در تهیۀ سفر سرخس باشد، ان‌شاالله.»
در اسناد دیگر هزاره‌های اسفراین از هزاره‌هایی‌اند که در زمان حکومت احمد خان ابدالی به نوار مرزی ایران کوچ داده شده بودند و یا در دورۀ ناصرالدین شاه به ایران آمدند و توسط یکی از ملاکین و تجار معروف وقت خراسان به نام رضا مهدوی، رئیس‌التجار به اسفراین آورده شدند و در روستاهای قاسم‌آباد، کلاتۀ بربرها، عباس‌آباد و چند روستای دیگر ساکن شدند. طوایف هزاره که به اسفراین کوچانده شدند عبارت بودند از چوره، پالانی، چارشانگی، خوجکه، لنگر، جاقوری (جاغوری) و دای‌زنگی است.
عباس دلجو دربارۀ هزاره‌های خراسان می‌نویسد: «اسحاق خان هزاره در زمان محمد شاه قاجار، حاکم تربت حیدریه بود. در این باره در کتاب ناسخ‌التواریخ چنین آورده است: «وقتی محمد شاه قاجار بعد از تاج‌گذاری در سنۀ ۱۲۱۰ هجری قمری به مشهد مقدس وارد شد و به رتق و فتق امور پرداخت، از جمله اسحاق خان حاکم تربت حیدریه و برادرش محمد خان هزاره اویماقیه و دیگر بزرگان آن حدود حاضر شده مورد الطاف ملوکانه و خلاع شاهانه گشتند.»
در کتاب تاریخ منتظم ناصری آورده است که شهرنو در باخزر را احمد خان بیگلربیگی از ایل هزاره، آباد کرده است: «در اواسط قرن سیزدهم، به نوشتۀ زین‌العابدین شیروانی، باخرز از ولایت خراسان شمرده می‌شد و در اقلیم چهارم قرار داشت و پنجاه پاره دهِ آباد داشت و مردم آن اکثراً حنفی مذهب بودند و محمدخان هزاره شهر میانه را در آن ساخته بود که شهرنو (یا نوشهر) خوانده می‌شد و درمجموع هزارخانه داشت و نزدیک ده هزار تن از هزاره‌ها در آن‌جا زندگی می‌کردند.»
به همین دلیل در فرهنگ آنندراج آمده است که باخرز… نام قصبه‌ای است از خراسان در طرف غرب هرات و مسکن اصلی هزاره است …
«در ۱۲۹۴، یوسف خان و پس از او پسرش، اسماعیل خان به حکومت باخرز گماشته شدند. در دورۀ ناصرالدین شاه، اسماعیل خان، با لقب امیرتومانی و عنوان شجاع‌الملک، حاکم باخرز شد.»
«بالجمله شجاع‌السلطنه، ابراهیم خان هزاره را به حکومت شهرنو و باخزر بازداشت.»
«جمعیت ایل هزارۀ استان خراسان در سنوات مختلف چنین بوده است: سال ۱۲۷۱ (۵۰ هزار) نفر و سال ۱۳۱۵ (۴۵۰ هزار.)»
«شهزادۀ قاجاری حسن‌علی میرزا (شجاع‌السلطنه) زمانی که در هرات سفر می‌کرد، بنیاد خان هزاره در مناطق باخزر و شهرنو، در اوج قدرت و اقتدار بود و در این مناطق حکم می‌راند؛ اما شجاع‌السلطنه در مسیر راهش به هرات، با همکاری ابراهیم خان هزاره، بنیادعلی خان را از قدرت خلع می‌کند و در ۱۲۳۵، شجاع‌السلطنه قصد سفر هرات می‌کند. در این سفر ولایت باخرز و شهرنو را از دست بنیاد خان هزاره درمی‌آورد و آن‌جا را به امیر قلچ خان تیموری می‌سپارد.»
«شجاع‌السلطنه، بعد از این که ولایات باخزر و شهرنو را از بنیاد خان هزاره گرفتند، به عوض او، ابراهیم خان هزاره را حاکم این ولایات مقرر می‌کند و قدرت یک دست هزاره‌ها را چندپارچه می‌کند و در ۱۲۳۶، حسن‌علی میرزا (شجاع‌السلطنه) ابراهیم خان هزاره را به حکومت شهرنو و باخرز تعیین می‌کند.»
اکنون ایل‌هزاره در خراسان ایران به صورت پراکنده زندگی می‌کنند. آنان در برخی مناطق هزاره و در برخی مناطق دیگر بربری و خاوری خوانده می‌شوند.
پانوشت
. سپهر، محمدتقی، لسان‌الملک، ناسخ‌التواریخ، ج1، تهران: اساطیر، ۱۳۸۰، ص ۴۶.
2 . محمدحسن‌خان‌، اعتمادالسلطنه، ‌تاریخ منتظم ناصری، ج۳، تهران: دنیای کتاب، 1367، ص ۱۲۹.
3. ییت، چارلز ادوارد، خراسان و سیستان، سفرنامۀ کلنل ییت به ایران و افغانستان، مترجمان قدرت‌الله روشنی زعفرانلو، مهرداد رهبری، تهران: انتشارات یزدان، ۱۳۶۵، ص 121.
4. سپهر، محمدتقی، لسان‌الملک، ناسخ‌التواریخ، ج1، تهران: اساطیر، ۱۳۸۰، ص ۱۹۱.
5. افشار سیستانی، ایرج، مقدمه‌ای بر شناخت ایل‌ها، چادر نشینان و طوایف عشایری ایران، ج2، تهران: انتشارات ایرج افشار سیستانی، 1367، ص ۱۱۰۶.
6. رضاقلی بن محمدهادی هدایت، ملحقات تاریخ روضۀالصفای ناصری، ج9، تهران: مظاهر مصفّا، 1339، ص ۵۷۹ ـ ۵۸۰.
7. سپهر، محمدتقی، لسان‌الملک، ناسخ‌التواریخ، ج1، تهران: اساطیر، ۱۳۸۰، ص ۳۱۸، ۳۲۰ و چاپ محمدباقر بهبودی، تهران: ۱۳۴۴ ـ ۱۳۴۵ ش.



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*