هزاره‌های خاوری، گویش هزاره‌گی را حفظ کرده‌اند. (10)

FB_IMG_1587900965287

هزاره‌های خاوری، گویش هزاره‌گی را حفظ کرده‌اند. (10)
………
هزاره‌های خاوری به گویش هزاره‌گی سخن می‌گویند. تغیرات ناچیزی که در زبان‌گفتاری آنان رخ داده است، در اثر مراودات با طوایف دیگر، رسانه‌های همگانی ایران، آموزش و پرورش رسمی و جابه‌جایی‌های تاریخی بوده است. استخوان‌بندی گویش هزاره‌گی در میان خاوری‌ها همان است که هزاره‌های هزارستان از آن استفاده می‌کنند. آنان بسیاری از واژگان در حوزة بازی‌های محلی، آداب و رسوم و غذاهای سنتی را همان‌گونه به کار می‌برند که هزاره‌ها در هزارستان به کار می‌برند. واژه‌های مانند بلغور، بلغور شیر، قروتی، لخشک (کشک او)، آرد بِریو، اوماج، چنگالی، حلوای سرخ، بوسراق، پیرکی، گندم بیریو، دیگ بی‌بی یا حلوای تشکی و نام گیاهان مانند تیریخ، تلخک، کنگر، سیج، کلپوره، کاکوتی، موملایی و نام بازی‌ها مانند بجول بازی، شیغی، (خر، اسب، چیک، پوک) نشان می‌دهند که آنان با هزاره‌های هزارستان پیوند دیرینه دارند و این پیوند تاریخی و فرهنگی ناگسسته به نظر می‌رسد. در زیر مجموعه‌ای از واژه‌هایی که هزاره‌های خاوری به کار می‌برند، آورده می‌شوند که با واژه‌هایی که در هزارستان استفاده دارند، یکی‌اند:
نسب‌ها
پدر: بابَی، آتَیْ، پیر
مادر: ننَیْ، آیه، نَنَه، مامه
زن: عیال، خاتو، سیاسر
مرد: مردک، سفید سر، کوله سر
پسر: باچَه
دختر: سیاسر
بچه‌کوچک: طیفل، چوچ
نوزاد: نلقَه
بچه بزرگ: اولاد کَته، اولاد جَورّه
خواهر: خووار، همشیره
برادر: بیرار
مادر بزرگ: بی‌بی، نَنَه ‌َلو، مامه
پدر بزرگ: بابو، بابوی، باباکَلون
فرزند: اولاد
نوه: نوسَه
نتیجه: کوسَه، ثَمره
خاله: خالَیْ
شوهر خاله: آق ملاّ
پسر خاله: بولَیْ
دختر خاله: دوختر خالی
عمه: عمی
شوهر عمه: آقا ملا
پسر عمه: بچه عمه
دختر عمه: دوختر عمه
زن برادر: زن بیرار،
پدر خانم: خسور
مادر خانم: خوش، خسور مادر
پدر شوهر: خوسور
مادر شوهر: خوش
خواهر شوهر: خووار شوی
برادر شوهر: بیرار شوی
برادر خانم: خسوربَرَه
خواهر خانم: خوور زن
هوو: حوسنی، همباغ
باجناق: باجه
……
لباس یا رخت
….
شال: مندیل- لَنگُوتَه- سرپِچ – دستار
کلاه: کلَه
پیراهن: پرُو
زیرشلواری: تنبُو- تنبان
کفش: کووش، گالش، موزه
…..
اعضای بدن
…..
سر: تلُقَه
مو: موی
پیشانی: پشنَه، قلم
اَبرو: قاش
چشم: اقرَه، چیم، دیده
بینی: دماغ
لُپ: کمَه، بُق
گردن: گردُو
حلق: القندگ
دست: الَقه، دیست
شکم: قیطَه، کُورَه، دیل
پا: قی، لینگ
انگشت: کیلیک
کلیه: گوردوک
طهال: تلو
قلب: دیل
آرنج: کون طاقی، زنگیچه
آپاندیس: تلخه
غضروف: کاکورتوگ
نای: خرخره، خرکتوگ
کتف: دالو
دنده: قبرغه
…..
ظرب‌المثل هزاره‌گی خاوری‌ها:
…….
گو که بُوموره، گودوشه هم از رَد شی میشْکینه
از هر طرف باد بیه، چارشاخ مزنه
پلو آوازه داره، قوروتی مَزه داره
غم نداری، بوز بِخَر، ماتم نداری، بوز بِخَر
ده سر کل از مه، اوستا شوده.
پانوشت
– گروه تلگرامی خاوری‌ها:
کانال فرهنگ خاوری‌ها: http://t.me/khavareha



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*