به سوی صلح(7)

به سوی صلح(7)FB_IMG_1620287701516

یادآوری کردیم که نظام متمرکز طرفداران قدرت‌مند در میان نخبه‌گان سیاسی پشتون دارد و بی‌تردید زمانی که بحث‌ها بر سر ساختار سیاسی آینده جدی تر شود، این طرفداران قدرت مند به جد بر موضع شان پافشاری خواهد کرد. این یک واقعیت است و برخی از این واقعیت می‌خواهد نتیجه بگیرد که هر نوع بحثی پیرامون تجدید ساختار نظم سیاسی غلط و بیهوده و فاقد اثر است. ولی به یاد بیاوریم که در کنار این واقعیت، یک واقعیت جدی دیگر نیز وجود دارد که اگر نادیده گرفتن واقعیت حامیان قدرت‌مند نظام متمرکز واقع‌بینانه نیست، نادیده‌گرفتن آن واقعیت دیگر نیز به شدت غیر واقع بینانه است.
آن واقعیت که اکنون کمتر به آن توجه داریم، این است که نظام سیاسی کنونی قبل از همه قربانی ساختار متمرکز خود است. نظام سیاسی ما در آستانۀ سقوط ایستاده است و در این سقوط نقش خود این ساختار نادیده گرفته می‌شود. اشرف غنی جنگ را در حالی می بازد که تنها در دور اول زمامداری خودش 45 هزار نیروی امنیتی را قربانی کرده است. خون آن قربانیان از آن رو هدر شد که فساد و تمرکز دشمنان به شدت قوی تر از طالبان نظام سیاسی ما را از درون متلاشی می‌کرد. اتم قدرت به حدی فشرده است که خواه و ناخواه باید منفجر شود. ار قضا فشارهای نظامی و امنیتی طالبان این انفجار را به تأخیر انداخت. اگر فشار طالبان نبودی این فشردگی بیش از حد و اندازۀ اتم قدرت سیاسی خیلی‌ها زودتر از این منفجر می‌شد. هیچ دلیلی وجود نداشت که مردم آن همه فساد، آن همه حیف و میل‌های کود 91 و 92، آن همه تحقیر و غارت نوچه‌ها و نوکیسه‌گان دور و بر اشرف غنی و انتخابات تقلبی و اردوی ملی تقلبی و پولیس و مکتب تقلبی را تحمل کنند و دم در نیارند. در فردای صلح و با استقرار یک نظام متمرکز دیگر عین سناریو تکرار خواهد شد. درست است که فدرالیسم کابوس نخبه‌گان سیاسی پشتون شده است و آن را به نام تجزیه طلبی به خورد مردم عوام می‌دهد. اما اگر جز از طریق یک ساختار حقوقی معقول، این ساختار متمرکز منفجر شود، آن زمان وحدت سرزمینی کشور دچار تهدید جدی خواهد شد. در واقع آنچه که تهدید تجزیه و بی ثباتی سیاسی مستمر را در خود نفته دارد، همین نظام متمرکز است. نظام متمرکز خطری برای وحدت سرزمینی ماست ولی متأسفانه فقدان نگاه ساختاری سبب شده است که این امر دیده نشود و همه سعی می کنند که بار دیگر این عروس سیه بخت و ناکام را با آرایش تازۀ وارد حجله کنند، در حالی که عقامت و نازایی و پتیارگی آن بارها آموزده شده است.
راجع به طرح‌های بدیل در آینده صبحت خواهیم کرد. تا بعد.
علی امیری



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*