نقطه سرخط بنیاد اندیشه 107

نقطه سرخط بنیاد اندیشه 107

  1. یکی از مراکز مهم نشر و تحقیق در طول تاریخ افغانستان، بنیاد اندیشه است. بنیاد اندیشه در مدت زمان اندک فعالیت چشمگیر داشته و در نوع خود در کشور کم نظیر و یا حتی بی نظیر بوده است. جای تاسف است که افغانستان با قدمت چند هزار ساله خود نتوانست مرکزی چون بیناد اندیشه داشته باشد، اما جای شادمانی است که از میان مردم محروم اندیشمندی فرصت کمی یافت و مرکز مقتدر علمی چون بنیاد اندیشه را راه اندازی کرد.
  2. بنیاد اندیشه به همت معاون پیشین رئیس جمهور چهره برجسته علمی کشور محترم استاد سرور دانش در سال 1394 پایه ریزی شد و این بنیاد مبارک محققانی توانمندی را جمع کرد و به تحقیق و پژوهش که سالها در افغانستان مرده بود، جان تازه بخشید. البته قابل یادآوری است که استاد دانش و همکارانش قبلا در سال 1372 مرکز نویسندگان افغانستان را بنیان گذاشته بود که علاوه بر تحقیق و تالیف کتاب به ترجمه و انتشار مجله سراج نیز اهتمام جدی داشت. قابل یاداوری است که مرکز نویسندگان افغانستان در حدود سی و دو شماره به نام سراج منتشر ساخت که یکی از بادوام ترین مجله های جامعه فرهنگی کشور به حساب می آید. در دری نیز یکی از فصل نامه های موفق مرکز نویسندگان محسوب می شود که در حوزه ادبیات و هنر فعالیت چشمگیر و ماندگاری نموده است.
  3. فصل نامه های مهم بنیاد اندیشه در قالب فصلنامه اندیشه معاصر، نگاه معاصر و ادبیات معاصر در سه حوزه مسائل فکری، سیاست خارجی و ادبیات و هنر کارهای ماندگاری انجام دادند که برای کشور افتخار آفرین است. نشریات و تحقیقات فصل نامه بنیاد، تنها نشرات و تحقیقاتی تحصلکرده گان افغانستانی بود که با فصل نامه های برخی از کشورهای همسایه هماورد بوده و تنه می زد.
  4. بنیاد اندیشه دارای سایت پر باری است که در موضوع افغانستان شناسی یکی از غنی ترین سایت در سطح جهان به حساب می آید و ده ها هزار جلد کتاب و مقاله را درباره افغانستان جمع آوری کرده و رایگان در اختیار محققان و افغانستان پژوهان قرار داده است.
  5. بنیاد اندیشه دارای چهار شعبه در کابل، بامیان، مشهد و قم بود که اکنون به خاطر شرایط و نظام جدید شعبه های داخل کشور تعطیل شده است، اما شعبه خارج از کشور همچنان فعال است.
  6. استاد سرور دانش، خانه شخصی خود را در قم برای بنیاد اندیشه وقف کرد و به یگانه آرزوی خود که عشق به تحقیق و پژوهش بود جامه عمل پوشاند. استاد دانش کاتب دیگری است که از نزدیک حکومت داری را تجربه کرد و فساد و تبعیض را با تمام وجود لمس و احساس کرد و اکنون می تواند با نگارش واقعیت ها، بخش تبعیض سیستماتیک علیه اقلیت های محروم در کشور بخصوص مردم هزاره را در قالب دموکراسی، ماندگار سازد.
  7. بنیاد اندیشه آثار گرانسنگ بسیاری از محققان گذشته و حال را چاپ و منتشر کرد، متن های را تولید و همایش های بزرگ ملی را راه اندازه و مصاحبه های موثری را راه انداخت.
  8. بنیاد اندیشه همچنین توانست در آخرین روزهای حکومت پیشین مجموعه آثار استاد دانش را تنظیم و ترتیب نموده و همه مقالات و آثار استاد را در ده جلد چاپ و منتشر کند.
  9. چاپ مجموعه آثار حسین نائل، مجموعه سخنرانی و مصاحبه های شهید مزاری، دیوان و آثار شهید بلخی، مجموعه چهار جلدی شرح احوال شخصیه شیعیان، ویژه نامه های مختلف درباره جنگ و صلح، دموکراسی و زنان، تحصیلات و معارف و….از آثار ماندگاری است که بنیاد اندیشه را ماندگار ساخت و برای استاد دانش و همکارانش افتخار آفرین گردید.
  10. نگارنده عضو تیم استاد دانش نبوده است، اما به عنوان کسی که به تحقیق و ترجمه علاقه منده است و آن را کار ماندگار و مفید میداند، از استاد دانش به خاطر تاسیس بنیاد اندیشه کمال تشکر را دارد و از ایشان و همکاران ایشان می خواهد که چراغ دانایی و مشق نویسندگی را در کشور همچنان روشن نگهدارند و پرچم علم و دانایی را در هر جا هستند به نام کشور و دانشمندان پر آوازه بلخ و غزنی بلند نمایند.
    دو دلو هزار و چهار صد
  11. توجه : متن بالا را از اول نمیخواستم نشر کنم ولی با احترام که به نویسنده قایلم وبا اجازه ایشان ، نقد که از ایشان داشتم نیز در پایان می آورم.

من با احترام فروان که استاد برهانی قایلم. دراین مورد اصلا موافق نیستم .
دوست گرامی شما بدون هیچ نقد نسبت به استاد دانش کار های پژوهشی ایشان را با آب تاب مطرح کردید. دوست عزیز معاونت ریاست جمهوری یک کار اجرایی است . نه یک کار پژوهشی . شما از اول اگر به این صورت اغاز سخن میکردید شاید بقیه ای حرف شما را کسی قبول میکرد. میگفتید این استاد، استاد پژوهش است نه کار اجرای . این ادم سراخ دعا را گم کرده بود این ادم با پژوهش اش مردم را به خاک سیاه نشاند. این ادم مرد این کار و اجرایی نبوده ونیست . این ادم بجایی اینکه کار اجرایی کند سرش گرم بود به کار پژوهشی. این ادم با چهار کلمه سری هم کردن ملت را بچاره کرد.
این مثل این می ماند که مثلا یک دکتر یا چوپان یا هر کس دیگر، کار خودش را انجام ندهند یک کاری دیگر را که چز وظیفه اش نیست انجام دهند که اصلا ارتباط به وظیفه اش ندارد. چنین ادمی از نظر عقلا مجنون است. چه رسد که بیایم ازش تقدیر کنیم. استغفرالله با کاتب مقایسه کنیم. کاتب، اسمش با خودش است وظیفه اش کتابت بود. اما این استاد چه؟!! تقدیر از چنین ادما و سنت گذاشتن اصلا کاری حسنه ای نیست . من جای شما بودم این پست به همبن صورت حذف میکردم. واز مقایسه عذر خواهی میکردم.
اگر بیاد اندیشه یک صفحه تاریخ را بگیرد . خیانت که ازطریق ترک فعل استاد دانش به جامعه هزاره وارد شده هفتاد من کاغذ خواهند شد. نسل نو نسل هوشیار است. دیر یا زود به کف دست استاد خواهند گذاشت. شک نکنید. نیوزلند که بماند در قبر هم در آسایش نخواهند بود.
بد بختی های امروز ما به دلیل ترک فعل چنین ادم ها است. اصلا دوست نداشتم برای عساتید چنین بنویسم . ولی وقتی که از یک فرد با این همه نکات منفی تعریف تمجید میشه، اگر ادم چیزی ننویسه باید به همه چیز خود شک کند. در بهترین حالت وقتی از ترک فعل این موجودات نمی‌نویسند خواهشا دست از تمجید بردارید. ان وقت از نظر ملت هم چنین ادم ها تاریخ گذشته ارزش وقت صرف کردم را ندارد. حتی در مورد نقدش. تمام

  1.  


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*