افغانستان »

“اصرار و انکار !؟”

“اصرار و انکار !؟”

مصطفی خرمی حوت ۱۰, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“اصرار و انکار !؟” **** میشه گفت: برای خارج کشور، به ناچار باید پذیرفت که روی پاسپورت، تابعیت “افغان” یا “افغانستانی” را درج کنند، اما، روی تذکره که مصرف داخلی دارد، اگر غرض، مرض

بیشتر بخوانید »
“باخت ما و برد اوغوو!”

“باخت ما و برد اوغوو!”

مصطفی خرمی حوت ۱۰, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“باخت ما و برد اوغوو!” **** دوستی طی تحلیلی نوشته بود: … اینکه افغان ها (اوغوو) همیش در تعاملات و معادلات سیاسی عصر دموکراسی برنده اند، به دلیل حمایت های بی دریغ، لابی های

بیشتر بخوانید »
“افشار من!”

“افشار من!”

مصطفی خرمی دلو ۲۲, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“افشار من!” **** “افشار من” افشار من” تو زخم ناسور وطن “افشار من” افشار من” چون آتش در جان و تن *** افشار من تو پایدار، تو بردبار، تو استوار با جسم های پاره

بیشتر بخوانید »
“چت روم؟!”

“چت روم؟!”

مصطفی خرمی دلو ۲۰, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“چت روم؟!” ***** از قوماندان قاسم کوه پیکر اکنون جز مشتی پوست و استخوان چیزی باقی نمانده بود! گرچه او هیچ وقت راضی به کشتن کسی نبود، اما در درگیری های گروهی ناخواسته آلوده

بیشتر بخوانید »
“نگاهی نو ده تاریخ هزاره”

“نگاهی نو ده تاریخ هزاره”

مصطفی خرمی دلو ۲۰, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“نگاهی نو ده تاریخ هزاره” **** گفتگویی دو ساعته با مچید تی وی، در مورد تاریخ “آزره” با لهجه شرین هزارگی، که قبلا قرار بود در چهار قسمت نیم ساعته از صفحه یوتیوب مچید

بیشتر بخوانید »
“همزاد شو، فریاد شو!”

“همزاد شو، فریاد شو!”

مصطفی خرمی دلو ۲۰, ۱۳۹۶ ۲

“همزاد شو، فریاد شو!” **** برخیز، چون”آزادگان”، فریاد شو، فریاد شو! برکن تو”کوه”ظلم را، فرهاد شو، فرهاد شو! *** بنیان بیداد و ستم، برکن به خشم خلق خویش با موج ها همراه شو، سیلاب

بیشتر بخوانید »
“پس بیایید، مثل هزاره ها باشید!”

“پس بیایید، مثل هزاره ها باشید!”

مصطفی خرمی جدی ۹, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“پس بیایید، مثل هزاره ها باشید!” ***** ۱-هزاره ها وطن و همه هم وطنان شان را دوست دارند. هزاره ها برای وطن وهموطنان شان همیشه مایه افتخار اند نه سر ا فگندگی و خجلت!؟

بیشتر بخوانید »
“سرسپردگی!”

“سرسپردگی!”

مصطفی خرمی میزان ۱۸, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“سرسپردگی!” ****** [به بهانه دادخواهی جمعی از هزاره های اسماعیلی از بیداد پیر شان سید کیوو!؟] **** در تابستان سال ۷۵ از بامیان و از مسیر دره شکاری عازم شمال و شهر زیبای پلخمری

بیشتر بخوانید »
“زور صاحب خلته؟!”

“زور صاحب خلته؟!”

مصطفی خرمی میزان ۱۱, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

  “زور صاحب خلته؟!” **** سال پار که قضیه گندافزایی، تغییر مسیر طرح [توتاپ]، از سوی دولت [وحشت ملی] اعلان گردید، بوی مشمئز کننده ای تعصب های کور نژادی، قومی، سمتی و حتی مذهبی

بیشتر بخوانید »
“شرمنده!؟”

“شرمنده!؟”

مصطفی خرمی سنبله ۵, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“شرمنده!؟” **** شرمنده از نگاه ی تو، ای کودک عزیز ! دل خون ز رخ ماه ی تو، ای کودک عزیز *** چشم ام خجل ز چشمه ی پر آب دیده ات از خط

بیشتر بخوانید »
««سراب؟؟»»

««سراب؟؟»»

مصطفی خرمی جوزا ۱۹, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

««سراب؟؟»» ***** عین و غین چون به «ارگ» مهمان اند شهر؛ در اضطراب می بینم !؟ **** تا که این اتمر است و این غلزی امنیت را «سراب» می بینم ! **** بعد هر

بیشتر بخوانید »
“شکار یک رؤیا “

“شکار یک رؤیا “

مصطفی خرمی جوزا ۱۵, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“شکار یک رؤیا “ **** عصر روز شنبه سی ام ماه شعبان در پاکستان و یکم ماه مبارک رمضان در دیگر کشورها، در حال گذر از رود(خیابان) اصلی علی آباد بروری بودم که ناگهان

بیشتر بخوانید »
««سرزمین بی خورشید!؟»»

««سرزمین بی خورشید!؟»»

مصطفی خرمی جوزا ۱۴, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

««سرزمین بی خورشید!؟»» **** از همان روزگاری که نام تاریخی «خورآسان» یا «برآمدگاه خورشید» از این سرزمین گرفته شد و به جای آن، عنوان جعلی و ساختگی «افغان» «ستان» به این دیار داده شد،

بیشتر بخوانید »
««خوارج زمان ما!؟»»

««خوارج زمان ما!؟»»

مصطفی خرمی جوزا ۱۰, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

««خوارج زمان ما!؟»» **** جمعی از خوارج از نخلستانی عبور میکردند و دانه ای خرما از نخلی افتاده بود، یکی از آنها آن دانه خرما را برداشت و بسم الله گویان به دهان گذاشت،

بیشتر بخوانید »
««چهل دختران به روایت عین الوقایع»»

««چهل دختران به روایت عین الوقایع»»

مصطفی خرمی جوزا ۵, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

««چهل دختران به روایت عین الوقایع»» کتاب مفید «عین الوقایع» نگارش «محمد یوسف ریاضی هروی»، اثر ارزشمندی است در ‌تاریخنگاری عمومی که بیانگر  وقایع و حوادث سالهای ۱۲۰۷ تا ۱۳۲۴ هجری قمری، در تاریخ

بیشتر بخوانید »
««جاسوسان کوچک خلقی!؟»»

««جاسوسان کوچک خلقی!؟»»

مصطفی خرمی ثور ۱۸, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

««جاسوسان کوچک خلقی!؟»» ****** «بازگویی یک خاطره چهل ساله» سرسخن: کودتای خونین ۷ ثور ۱۳۵۷؛ بدون تردید یکی از فراز های تکان دهنده، ویرانگر و کم نظیر در تاریخ معاصر کشور ماست که پیآمدهای

بیشتر بخوانید »
««عبدالعلی!»»

««عبدالعلی!»»

مصطفی خرمی حوت ۲۰, ۱۳۹۵ دیدگاه‌ها خاموش

««عبدالعلی!»» ****** در فصل خزان سال۱۳۷۰؛ روزهای پرالتهابی را سپری میکردیم، مدام گوش به رادیوها، که شاید خبری از «استاد مزاری» و کاروان همراه وی بشنویم! حدود دو ماه پیش رادیوها خبر ناراحت کننده

بیشتر بخوانید »
««آیا توطئه جدیدی در راه است؟»»

««آیا توطئه جدیدی در راه است؟»»

مصطفی خرمی حوت ۱۶, ۱۳۹۵ دیدگاه‌ها خاموش

««آیا توطئه جدیدی در راه است؟»» ****** اکنون که «غلزی» رئیس جمهور پذیرفته که در کنار درج کلمه منحوس«افغان» به عنوان «هویت ملی» میتوان عنوان های قومی مردم را نیز درج نمود! اما گفته

بیشتر بخوانید »
««درپی شناخت سرزمین مادری!»»

««درپی شناخت سرزمین مادری!»»

مصطفی خرمی حوت ۸, ۱۳۹۵ دیدگاه‌ها خاموش

««درپی شناخت سرزمین مادری!»» ***** چن روز پیشتر دعوت «انجمن دانشجویان افغانستانی دانشگاه خوارزمی تهران»، برای تشکیل «کارگاه افغانستان شناسی» را پذیرفته و مهمان یک روزه این جماعت شاد، شادان و خندان اما پرتلاش

بیشتر بخوانید »
««زخم افشار!؟»»

««زخم افشار!؟»»

مصطفی خرمی دلو ۲۳, ۱۳۹۵ دیدگاه‌ها خاموش

««زخم افشار!؟»» **** «زخم افشار» زخم ناسور است در تاریخ ما گور«نسیان» زمان را نبش و سر وا می کنم!؟ *** «زخم افشار» زخم من، تاریخ و اجداد من است کی فراموشش کنم، هر

بیشتر بخوانید »