««قربانیان صداقت؟!»

««قربانیان صداقت؟!» ****** برگ یکم: قاصد با قرآن مهر و امضا شده از راه رسید و آن را به «میریزدانبخش» (1790-1842.م) تقدیم نمود؛ میر قرآن را با احترام تام به دست گرفته، بوسید و بر دیده نهاد و به قاصد گ...

««کارآیی!؟»

««کارآیی!؟» ****** گویند: در دوره دوازدهم مجلس شورایی ملی، مرحوم «استاد شریفی» از اوتقول جاغوری خود را کاندید نموده، پیروز گردید و بر کرسی پارلمان تکیه زد. در همان زمان نهضت «پشتوگرایی» و «دری زادیی ...

«وحشت مضاعف!؟»

«وحشت مضاعف!؟» ****** در سال 1935 زمین لرزه بسیار شدیدی شهر «شالکوت» هند بریتانوی یا کویته کنونی مرکز ایالت بلوچستان پاکستان را لرزاند و تلفات بسیار سنگین و خسارات فراوانی بر جا گذاشت. در آن زلزله وی...

عید بزرگ هدایت

عید بزرگ هدایت **** امروز پنجشنبه مجلس جشن با شکوهی به مناسبت عید بزرگ غدیر، در مسجد جامعه امام صادق(ع) شهر کویته برگزار گردید، بنده به عنوان گپران این محفل خجسته، صحبت خودم را پیرامون عید عظیم غدیر،...

“عید قوربوو مبارک”

“عید قوربوو مبارک” ******* الی گوو عید قربوون شیم مبارک ده اولاد و زووستون شیم مبارک **** ده آغیلا، ده خودگوون شیم مبارک ده قوموو و رفیقوون شیم مبارک **** ده آجی گوو ده باکولون خندان ده ن...

«تقارن عجیب و مصیبت عظیم!»

«تقارن عجیب و مصیبت عظیم!» ***** تقارن شب های 19 و 21 ماه مبارک رمضان با شب های ضربت خوردن و شهادت امیرالمؤمنین امام علی(ع) بیش از پیش بر عظمت، بزرگی و اهمیت این شب نزد پیروان آن حضرت افزوده است. خوب...

««سرزمین بی خورشید!؟»»

««سرزمین بی خورشید!؟»» **** از همان روزگاری که نام تاریخی «خورآسان» یا «برآمدگاه خورشید» از این سرزمین گرفته شد و به جای آن، عنوان جعلی و ساختگی «افغان» «ستان» به این دیار داده شد، «برآمدگاه خورشید» ...

««چهل دختران به روایت عین الوقایع»»

««چهل دختران به روایت عین الوقایع»» کتاب مفید «عین الوقایع» نگارش «محمد یوسف ریاضی هروی»، اثر ارزشمندی است در ‌تاریخنگاری عمومی که بیانگر  وقایع و حوادث سالهای 1207 تا 1324 هجری قمری، در تاریخ کشور م...

««کشمیرخوو!»»

««کشمیرخوو!»» ****** گویند: نادرشاه افشار در سال 1151هجری- قمری، وارد «قندهار» شد و از سوی حاکم وقت و مردم این شهر مورد استقبال قرار گرفت. حاکم قندهار برای خوشآمدگویی مسابقه تیراندازی ترتیب داد که در...

««انتظار!؟»»

««انتظار!؟»» **** به انتظار نشستن خطای ماست و لیک به انتظار تو باید، ز دل و جان ایستاد **** اگرچه گشته کمان قد و مو گشته سپید به یاد روی تو ای دل، چو مشفقان ایستاد **** به «انتظار» تو حیران، چو عاشق ...

««زینت پارسایان!»»

««زینت پارسایان!»» فرخنده سالروز میلاد چهارمین خورشید آسمان ولایت و امامت، حضرت «سیدالساجدین»؛ الگوی عبادت، زهد و پارسایی بر ارادتمندان اش مبارک باد. ابومحمد علی ملقب به زین العابدین و سیدالساجدین؛ ف...

««رخشانه!»»

««رخشانه!»» ****** غلام«مجیتی» با عجله به خانه های آغیل سرمیزد و به پدران دخترها خبر میداد که «سرمعلم سائیب» با سرکاتب، برای نام نویسی دختران در منبر منتظر شان است که باید فورا خود شانه به منبر برسان...

««زادروز خورشید عدالت!»»

««زادروز خورشید عدالت!»» فرخنده زادروز طلوع پر فروغ خورشید عدالت، علم، عمل، تعهد و ایمان؛ حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) و روز پدر گرامی باد! نه بشر توانمش گفت، نه خدا توانمش خواند **** متحیّرم چه نامم، شه...

««عبدالعلی!»»

««عبدالعلی!»» ****** در فصل خزان سال1370؛ روزهای پرالتهابی را سپری میکردیم، مدام گوش به رادیوها، که شاید خبری از «استاد مزاری» و کاروان همراه وی بشنویم! حدود دو ماه پیش رادیوها خبر ناراحت کننده ای را...

««مردی از جنس امید!!»»

««مردی از جنس امید!!»» *********** ««مردی از جنس امید!!»» *********** برگ یکم:«شکست!؟» روزگاری داشتیم، روزهای تلخی، روزگاری تنگی! روزگاری تیره، روزهای پردود، تاریخ تاریک و سرد، سیه و تار و کبود! عصر ...

««مادر پدر اش!؟»»

««مادر پدر اش!؟»» (سالروز شهادت غم انگیز حضرت فاطمه(س)بر همه ای شیعیان تسلیت باد) براساس روایت های مستند و متواتر فریقین(شیعه و سنی) حضرت فاطمه زهرا(س)یگانه دختر گرامی رسول خدا(ص) از جایگاه بسیار بال...

««درپی شناخت سرزمین مادری!»»

««درپی شناخت سرزمین مادری!»» ***** چن روز پیشتر دعوت «انجمن دانشجویان افغانستانی دانشگاه خوارزمی تهران»، برای تشکیل «کارگاه افغانستان شناسی» را پذیرفته و مهمان یک روزه این جماعت شاد، شادان و خندان ام...

««زخم افشار!؟»»

««زخم افشار!؟»» **** «زخم افشار» زخم ناسور است در تاریخ ما گور«نسیان» زمان را نبش و سر وا می کنم!؟ *** «زخم افشار» زخم من، تاریخ و اجداد من است کی فراموشش کنم، هر ساله «بلوا» می کنم !؟ *** «زخم افشار...

««بانوی آب و آفتاب!»»

««بانوی آب و آفتاب!»» امشب ز روی ماه تو، روشن بود عرش برین امشب ز بوی گل رخ ات، گلشن بود عرش برین تو اختر پرنور حق، روشن ز تو جان و جهان ! ماه ی«شب چار و دهش»، گشته خجل و شرمگین خورشید به رخ ماه تو، ...

«تَوخَنَه باکول من!؟»

«تَوخَنَه باکول من!؟» (گذری به وادی خاطرات کودکانه) با ورود به دهلیز، وقتی چشمان تان به تاریکی عادت میکرد، درب چوبی دو روی، می دیدی که قسمت پشت آن به سمت دهلیز بسیار زمخت و بدقوار و قسمت روی آن به سم...