شعر و شاعران جاغوری »

“مخته آته عدالت!”

“مخته آته عدالت!”

مصطفی خرمی جوزا ۱۶, ۱۳۹۷ دیدگاه‌ها خاموش

“مخته آته عدالت!” ***** ووییه مونه ایتیموو، آتی دیگه نمیه !؟ بیریوو موشه زووستو، آتی دیگه نمیه *** شمشیر زار دیده خورده ده فرق آتی شق گشته فرق آتی، آتی دیگه نمیه *** تولغه

بیشتر بخوانید »
««ماه مهمانی!»»

««ماه مهمانی!»»

مصطفی خرمی ثور ۲۷, ۱۳۹۷ دیدگاه‌ها خاموش

««ماه مهمانی!»» ***** خوش باش که «ماه رمضان» در پیش است ماه ی مهار نفس و مهار ی خویش است! **** خوش باش که ماه رحمت و بخشش حق با «نوش» هزار هزار و

بیشتر بخوانید »
« نهال انتظار؟!»

« نهال انتظار؟!»

مصطفی خرمی ثور ۱۱, ۱۳۹۷ دیدگاه‌ها خاموش

ولادت با سعادت یگانه ای دوران، ناجی جهان، تندیس عدالت و ایمان، تنهاترین فرد اکمل انسان، حضرت صاحب الزمان (عج) بر همه ای شما مشتاقان، مبارکباد. « نهال انتظار؟!» ***** شاو تاریک ازموو، بی

بیشتر بخوانید »
«« نور جلجیلی!»»

«« نور جلجیلی!»»

مصطفی خرمی حمل ۱۱, ۱۳۹۷ دیدگاه‌ها خاموش

«« نور جلجیلی!»» ****** آغای ازموو بیخی، نامشی علی یه ماه چارده ز نورشی، “منجلی” یه ! **** وختی پیدا موشود، دیوال دوشق شد خانه کعبه، ز نورشی”جلجلی” یه! **** امشو، شیعه تمام شی

بیشتر بخوانید »
“آبی تمام هستی ام”

“آبی تمام هستی ام”

مصطفی خرمی حوت ۱۷, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“آبی تمام هستی ام” **** آبی”چیراغ خانه” ای، چون مهر و ماه تابنده ای تو مشعل ی دل های ما، تو تا ابد پاینده ای ! **** آبی تو عشق و زندگی، پربار از

بیشتر بخوانید »
“عشق و دیگر هیچ!؟”

“عشق و دیگر هیچ!؟”

مصطفی خرمی حوت ۴, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“عشق و دیگر هیچ!؟” ****** زندگی عشق است و عشق افسانه نیست آنکه “عاشق” آفرید، “دیوانه” نیست !؟ **** از “آبی”پرسیدم، چرا نه ماه بچه را حمل کردی؟ خندید و گفت: چون لول خوردن

بیشتر بخوانید »
“افشار من!”

“افشار من!”

مصطفی خرمی دلو ۲۲, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“افشار من!” **** “افشار من” افشار من” تو زخم ناسور وطن “افشار من” افشار من” چون آتش در جان و تن *** افشار من تو پایدار، تو بردبار، تو استوار با جسم های پاره

بیشتر بخوانید »
“همزاد شو، فریاد شو!”

“همزاد شو، فریاد شو!”

مصطفی خرمی دلو ۲۰, ۱۳۹۶ ۲

“همزاد شو، فریاد شو!” **** برخیز، چون”آزادگان”، فریاد شو، فریاد شو! برکن تو”کوه”ظلم را، فرهاد شو، فرهاد شو! *** بنیان بیداد و ستم، برکن به خشم خلق خویش با موج ها همراه شو، سیلاب

بیشتر بخوانید »
“سه برگ از زندگی، یار شلغم خور ما !؟”

“سه برگ از زندگی، یار شلغم خور ما !؟”

مصطفی خرمی جدی ۳, ۱۳۹۶ ۱

“سه برگ از زندگی، یار شلغم خور ما !؟” ****** “برگ یکم: کودکی” **** یارک ما روزگاری پاک بود و پاک بود ! مثل شبنم نازک و چون”کودی”یی چالاک بود **** پشت “شلغم” می

بیشتر بخوانید »
” نور خدا “

” نور خدا “

مصطفی خرمی قوس ۱۵, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

” نور خدا “ ****** مژده بده خبر رسید، درپی شب، سحر رسید خورشید مهر بردمید، “نورخدا” بشد پدید ! **** نور رخ اش چو جلوه کرد، ماه به خور، عشوه کرد ظلمت و

بیشتر بخوانید »
“عطش۲”

“عطش۲”

مصطفی خرمی میزان ۸, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“عطش۲” ***** چون رود و شط یکی شد در دید تار سقا آب زلال چون می، چشم ی خمار سقا !؟ **** دستان چو جام پر می، تا سرکشد به جان اش بشکست جام

بیشتر بخوانید »
««فرخنده عید سعید غدیر، عید امامت و ولایت بر همگان مبارکباد.»»

««فرخنده عید سعید غدیر، عید امامت و ولایت بر همگان مبارکباد.»»

مصطفی خرمی سنبله ۱۷, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

««فرخنده عید سعید غدیر، عید امامت و ولایت بر همگان مبارکباد.»» برگ یکم: صبح روز جمعه، یک روز مانده به خجسته سالیاد عید سعید غدیر، هنگام بازگشت از پیاده روی روزانه در این اندیشه

بیشتر بخوانید »
“عید قوربوو مبارک”

“عید قوربوو مبارک”

مصطفی خرمی سنبله ۱۰, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“عید قوربوو مبارک” ******* الی گوو عید قربوون شیم مبارک ده اولاد و زووستون شیم مبارک **** ده آغیلا، ده خودگوون شیم مبارک ده قوموو و رفیقوون شیم مبارک **** ده آجی گوو ده

بیشتر بخوانید »
“شرمنده!؟”

“شرمنده!؟”

مصطفی خرمی سنبله ۵, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“شرمنده!؟” **** شرمنده از نگاه ی تو، ای کودک عزیز ! دل خون ز رخ ماه ی تو، ای کودک عزیز *** چشم ام خجل ز چشمه ی پر آب دیده ات از خط

بیشتر بخوانید »
««عید کوره!»»

««عید کوره!»»

مصطفی خرمی سرطان ۴, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

««عید کوره!»» ****** آبی جانی قوربون تو دیستایی مه ره خینه کنوو صبا«عیدروزه»استه، چیمایی مه ره سرمه کنوو **** صبا«عید کوره» استه،«باچه مردک» عیدی می ره کالایی نو مه بور کنوو؛ گانه مه بل

بیشتر بخوانید »
“سبط نبی”

“سبط نبی”

مصطفی خرمی جوزا ۲۱, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

“سبط نبی” **** باد صبا چو خوش وزید، غنچه به غمزه باز شد هان، چو نسیم بردمید، شاخه به رقص و ناز شد *** طرف چمن چو سبز گشت، گویی بهشت شد پدید سنبل

بیشتر بخوانید »
««سراب؟؟»»

««سراب؟؟»»

مصطفی خرمی جوزا ۱۹, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

««سراب؟؟»» ***** عین و غین چون به «ارگ» مهمان اند شهر؛ در اضطراب می بینم !؟ **** تا که این اتمر است و این غلزی امنیت را «سراب» می بینم ! **** بعد هر

بیشتر بخوانید »
««چهل دختران به روایت عین الوقایع»»

««چهل دختران به روایت عین الوقایع»»

مصطفی خرمی جوزا ۵, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

««چهل دختران به روایت عین الوقایع»» کتاب مفید «عین الوقایع» نگارش «محمد یوسف ریاضی هروی»، اثر ارزشمندی است در ‌تاریخنگاری عمومی که بیانگر  وقایع و حوادث سالهای ۱۲۰۷ تا ۱۳۲۴ هجری قمری، در تاریخ

بیشتر بخوانید »
««انتظار!؟»»

««انتظار!؟»»

مصطفی خرمی ثور ۲۲, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

««انتظار!؟»» **** به انتظار نشستن خطای ماست و لیک به انتظار تو باید، ز دل و جان ایستاد **** اگرچه گشته کمان قد و مو گشته سپید به یاد روی تو ای دل، چو

بیشتر بخوانید »
««سردار کربلایه»»

««سردار کربلایه»»

مصطفی خرمی ثور ۱۰, ۱۳۹۶ دیدگاه‌ها خاموش

  ««سردار کربلایه»» ****** چکوو بزیید الی گوو؛ لنگی زنیید جوانوو شادی کنید بیراروو؛ خُمیی بزیید خواروو **** غومبور زیده بچرخید؛ پووفی زیده بگردید دیستا ده گوش خوو بیلید؛ دَیدو، غزل بوگویید **** گانه

بیشتر بخوانید »