صفحه در حال بارگذاري است!لطفا کمي صبر کنيد...
|
آخرین مطالب |
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
سیری بر تاریخ هزاره ها در پاکستان
موضوع: ~»مطالب اجتماعی»~
یکشنبه یکم آذر 1388 18:7 سیری بر تاریخ هزاره ها در پاکستان ملت هزاره که تاریخ و مسکن انان از هزاران سال قبل درسرزمین اریانا ، خراسان کهن و افغانستان کنونی تعلق دارد و درمورد انها نویسندگان قدیمی و معاصر نوشته های زیادی را کرده و تحقیقاتی را انجام نموده اند .
ارواح شاد مرحوم فیض محمد کاتب پدر تاریخ معاصر افغانستان با تحریر سراج التواریخ نه تنها مظالم شاهان کهن و مستبد بالخصوص عبدالرحمن خان خون اشام را افشا ساخته بلکه تاریخ و سرنوشت هزاره را زنده ساخته و درسی به نسل های اینده این ملت اموخته است .
هزاره ها پس از قتل عام و چور و چپاول عصر عبدالرحمن خانی پاره های انان به هرگوشه وکنارجهان پراگنده گردیدند ، اما یک قسمت ازاین پیکر بزرگ در سرزمین هند بریتانیایی مسکن گزیدند و به زندگی خود ادامه دادند . نسل بعدی این پیکرجدا شده دردهه های نوزده هشتاد و نود میلادی درعصرانقلاب افغانستان پشتیبان و پناه گاه خوب و مقاومی برای هزاره های ساکن در افغانستان حساب گردید واین عضو جدا از بدنه هزاره ستان، همدردی خودرا به اثبات رساند. بنأ بنده که بین سالیان 1985 تا 2003 میلادی ، دراین محیط که یک محیط ملی ، اسلامی و فرهنگی کامل است گذراندم . بنأ بنده لازم دیدم که تا در مورد سرنوشت و تاریخ زندگی این مردمی که از پیکر بزرگ هزاره ها یعنی سرزمین هزارستان کمی بدور افتیده اند ، اما اصالت و غرور ملی و مذهبی خود را هرگز فراموش نکرده اند ، کمی یاد اور شوم . بنأ این جزوه ناچیز را بر روح شهدای گلگن گفن صحنه های خونین عاشوراهای کویته ، روح بزرگمردانی هزاره که در هدیره های بهشت زینب و هزاره تاون خوابیده اند هدیه میکنم . و همچنین بر حضور ان عده از بزرگان و جوانانیکه برای خدمت به این مردم رنج دیده و یا برای اگاهی و بیداری نسل های اینده این قوم جان فشانی نموده و میکنند تقدیم میدارم . ورود مهاجرین هزاره به سرزمین هند بریتانیایی. پس از به قدرت رسیدن امیر عبدالرحمن ، با سیاست های استبدادی و نوکر منشانه اش برای انگلیسها ، شاه مستبد و خون اشام دست به لشکر کشی های متعددی در نقاط مختلف افغانستان زد که ازجمله بیشترین ظلم و قصاوت را برسرزمین هزارستان و مردم شجاع و تمدن پرور آن در محراق، تحقیر، تکفیر، چپاول، کوچاندن اجباری، فقر اقتصادی، اجتماعی،کشاندن به برده گی، فروش انسانها ، کله منارها، قتل های دسته جمعی، غصب اراضی و... روا داشت . طبق اظهارات منابع تاریخی بیش ازشصت ودو در صد از مردم ما را نابود ساخت و شمار زیادی از هزاره های ساکنین ارزگان ، دای چوپان ، زاولی ، دای زنگی ، دای کندی ، قلندر، مسکه ، جاغوری ، دای فولاد ، دهراود ، ده مرده و ..... با هزاران مشقت و دادن قربانی های بیشمارترک وطن نمودند که به گفته نویسنده شهیروطن، بصیر احمد دولت ابادی و بابای تاریخ وطن فیض محمد کاتب هزاره ، از هر ده نفر هزاره ایکه ترک وطن نمودند نه نفر انان توسط گماشته گان دولت ویا در اثر حوادث طبیعی و یا توسط راهزنان در مسیر راه ها جان باخته و فقط یکتن از انان موفق شدند تا به کشور های هندوستان ، ایران و آسیای میانه مهاجرت نمایند . درمورد چگونگی ظلم و چپاولگری های نیروهای متجاوز عبدالرحمن خانی ، مورخ نامدار شرق علامه فیض محمد کاتب در کتابهایش و همچنین مورخین و نویسندگان عصر بالخصوص دانشمندان گرانقدر و فرزندان درد کشیده ملت هزاره هریک حاج کاظم یزدانی ، بصیر احمد دولت ابادی ، حسین نایل ، شهید محمد عیسی غرجستانی ، حجت الاسلام محمد اسحق اخلاقی مرحوم الحاج عبدالحسین مقصودی ودیگر دانشمندان گرانقدر مفصل یاد اورشده اند و درد های مردم مارا پیش چشمان خواننده مجسم ساخته اند . موضوع قابل بحث نویسنده در مورد تاریخ هزاره های است که فعلا در شهر های مختلف پاکستان بالخصوص در شهر کویته مرکز ایالت بلوچستان سکونت دارند .
با درهم شکستن نیروهای مقاومت مبارزین هزاره در مقابل نیروهای خون اشام عبدالرحمانی هزاره های که توان مهاجرت را داشتند خانه و سرزمین خود را ترک گفته و با پای پیاده از طریق کوه و بیابان وارد کشور همجوار افغانستان یعنی هند بریتانیایی شدند . این آخرین دهه قرن 19 میلادی بود یعنی بین سالهای 1890 الی 1895 . مهاجرین ستمدیده هزاه به مجردیکه وارد سرزمین هند بریتانیایی شدند احساس آرامش نموده و در اولین شهر که خودرا رسانیدند سکونت اختیار نموده و اقامت گزیدند . البته دلایلی که چگونه هزاره ها درشالکوت سابقه یا شهر کویته کنونی ماندگار شدند زیاد است که دلایل مهم و عمده ان را میتوان به شرح زیر ارزیابی نمود . اول: نداشتن توان مالی برای ادامه دادن راه مسافرت طولانی و نامعلوم تا دیگر شهر های هندوستان که دران موقع کراچی ، ملتان ، لاهور ، حیدر اباد و بمبیی هرکدام چندین شبانه روز راه و هزینه زیادی برای ادامه دادن مسافرت نیازداشتند . دوم : سازگاری آب و هوای کویته برای مردم هزاره که اصالتا از مناطق سرد سیر هزاره ستان هجرت نموده بودند و کویته هم هوای خشک وسردی مانند سرزمین اصیل هزاره ها داشت دلیل مهم دیگری باید شمرد. سوم : با رسیدن به شهر کویته ، احساس ارامش و سکون پس از ماه ها مهاجرت و پایان رسیدن ده ها ترس و وحشت و نجات یافتن از خطرات مرگ . موضوع چهارم : آشنایی با زبان مردم این شهر که بیشتر ان را پشتون ها و بلوچ ها تشکیل میدادند . بلوچ ها از اثر رفت و امد زیاد به ایران بیشتر آشنایی به زبان فارسی داشتند که هزاره ها در شهر کویته کنونی یا شالکوت ان زمانی با بلوچ ها به زبان فارسی و همچنین با پشتون ها به زبان خود شان رفع مشکل میکردند . احتمالأ بنا بر دلایل متذکره و شاید هم شماری از دلایل دیگری که دران وقت درنظر گرفته شده بود هزاره های مهاجر در شهر شالکوت هندوستان اقامت نمودند و در گوشه شرقی از شهردر دامنه کوه بنام مردار کوه که بعد ها پس از نامگذاری از سوی شهر داری بنام بارنس رود واکنون بنام علمدار رود ( جاده علمدار) که مسمی بنام علمدار کربلا حضرت عباس (ع) فرزند امام علی (ع) میباشد ، سکونت اختیار کردند . در ان زمان دامنه کوه مردار محل تعلیمات و میدان تیر اندازی سربازان بریتانیایی بوده و دولت هند بریتانیایی این محله تنگ را که درمحوطه حدود بین شش تا ده کیلومتر مربع واقع شده و از سه طرف توسط کوه ها احاطه شده در اختیار مهاجرین هزاره قرار داد . اگرچه این منطقه خالی از سکنه بود و چنانچه یاد اور شدم محل تمرینات سربازان بریتانیایی بوده اما شمار کمی از قبیله مری های بلوچ در خیمه های در این دامنه بود و باش داشتند که به علت جنگلزار بودن این ساحه از علف و گیاه های ان برای رمه داری خودها استفاده میکردند و این منطقه بنام مری آباد مسمی گردید .
هزاره ها که از اصل مردم زحمتکش و تمدن خواه هستند در این ساحه برای خود خانه های محقر و گلی ساختند و خود ها برخی در کار روز مره بین شهری و بیشتر در جنوب و شرق کویته در کارهای معادن ذغال سنگ مشغول شدند . برخی از این هزاره ها به علت تلاش و کار خستگی ناپذیر بزودی صاحب ثروت اندکی شدند که با ان سرمایه شان توانستند کوه ها و تپه های معادن ذغال سنگ را در مناطق مچ ، مروت و غیره در اطراف کویته از نزد بلوچ ها و دولت خریداری نمایند . مردم هزاره که سخت زجرو مشقت روزگاررا دیده بودند فرزندان شان را درمکاتب برای تحصیل فرستادند و شماری ازانان فرزندان جوان شان را درچوکات اردوی بریتانیا به سربازی فرستادند . فرزندان هزاره که از استعداد عالی برخوردار است به زود ترین فرصت در میدان تحصیل و در میدان سربازی جای گاه خوبی را برای خود ساختند که دراین میان فرزندان برومند این قوم مانند صوبیداریزدان خان مرحوم و شیر کشمیر حاجی ناصرعلی خان مرحوم نام شان زبان زد مردم سرزمین پهناور هند گردید که در نتیجه دولت بادشاهی بریتانیا برای یزدان خان سند سرداری و برای حاجی ناصر علی سند خانی را عطا نمود . به همین گونه مردم هزاره در سیستم تجارت و سرمایه گذاری هم در شهر کویته جای گاه خوبی را کسب نمودند . شماری از هزاره های هزارستان بعد از سقوط دولت امانی و بالخصوص با روی کار آمدن خاندان یحیی این جیره خواران استبداد وادامه دهنده گان راه امیرعبدالرحمن در افغانستان ، سرزمین شان را ترک گفته و راهی سرزمین هندوستان شدند . که در چهل و چهارسال بادشاهی محمد نادر ومحد ظاهرشاه و پنج سال حکومت محمد داود ، از اثر ظلم و جبر حکومت ، هرساله صد ها خانوار سرزمین و خانه های شانرا ترک گفته و راهی هندوستان قبل از 1947 و پاکستان پس از 1947 می شدند . با تقسیم هندوستان و پاکستان و ازادی این دو کشور از تحت تسلط بریتانیا در 1947 شهر کویته تعلق به پاکستان گرفت و فرزندان برومند صوبیدار یزدان خان هریک سردار جنرال محمد موسی خان ، سردار محمد عیسی خان و سردار محمد اسحق خان قد علم نمودند و هرکدام بنوبه خود قوم هزاره را در اطراف خود جمع نموده و سرپرستی کردند . ادامه دارد نوشته شده توسط علی قاسمی | لینک ثابت |
آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ... |
...
|