صفحه در حال بارگذاري است!لطفا کمي صبر کنيد...
|
آخرین مطالب |
...
عکس تصادفی پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
آشنایی با "سید احمد وعلودال" قسمت چهارم
موضوع: ولسوالی جاغوری
جمعه سیزدهم شهریور 1388 15:31 آشنایی با "سید احمد وعلودال" قسمت چهارم
از"سی دامدوالودال"تا"سیداحمدوعلودال" ! در دوقسمت پیشین بررسی گردید که در نام سید احمد وعلودال تحریف بزرگی رخ داده واین نام خاموش وبی صدا از صورت واقعی خود بسیار دور شده است ، تحریفی که تا کنون کمتر کسی متوجه آن شده و در عین حال این گونه تحریفات در سایر جاها نیز به وفور دیده می شود که قابل تامل بسیار است ! اما در مورد دو نام فوق با بررسی که انجام گرفت حقیقت آن کاملا واضح گشت و تردیدی باقی نگذاشت که این تحریف صورت گرفته است. اکنون این پرسش به ذهن می آید که چرا وچگونه "سی دامد و الودال" به " سید احمد و علودال" تغییر شکل یافته است؟ با ید گفت که علت دگر گونی کلمات یک زبان، گاه درون زبانی است، که با گذشت زمان واژه ها به صورت های گوناگون، مانند: حذف ،افزایش ،قلب ،ادغام وابدال و…تغییرو تحول پیدا می کنند،وشکل اولی خود را تغییر می دهند. این نوع دگر گونی را در اصطلاح زبانشناسی به "قانون صرف کمترین انرزی در گفتار" تعبیر می کنند. به عبارت دیگر بشر طبیعتا درتمام ابعاد زندگی شان، گرایش به سوی راحت طلبی دارد و یک نوع ازین راحت طلبی در گفتار نمود پیدا می کند و آدمی درحین سخن سعی می کند کلمات را سبک وآسان تلفظ کند واین مساله با گذشت زمان موجب فرسایش لغات واصطلاحات زبان می گردد وبه این ترتیب کلمات کم کم تراشیده وسبک می گردد. گاه علت دگرگونی کلمات یک زبان؛ دلایل بیرون زبانی دارد. یک تحول بزرگ اجتماعی سبب می گردد که زبان نیز به تبع سایر نهاد های آن جامعه تغییر کند و به سخن دیگرُ، تحولات بزرگ سیا سی ،یا اجتماعی ویا اقتصادی و.... یک جامعه می تواند به طور چشمگیری موجب تحول واژگان زبان آن جامعه نیز بگردد. این مساله با توجه به حجم و کمیت و تناسب تحول ، چنان اثر گذاراست که حتی می تواند نوع زبان را هم تغییر دهد ودر تاریخ زبان ها این گونه موارد زیاد دیده می شود. مثلا، با گسترش اسلام در سر زمین های فارسی زبانان وغلبه فرهنگ عربی، زبان فارسی و الفبای زبان فارسی هردو تغییر یافت . فارسی باستان جایش را به فارسی دری داد و الفبایش نیز عربی شد و همچنین در برخی مناطق فارسی زبانان، با غلبه نظام سوسیالیستی بار دیگر الفبای فارسی جایش را به الفبای سیریلیک روسی دادو تغییر کرد. . دلیل دگرگونی نام" سی دامد والودال" مانند صدها نام دیگر بومی هزاره جا ت، از علل نوع دوم است . یعنی به تناسب تغییرات سیا سی واجتماعی دوسده اخیر جامعه هزاره باعث تحریف و وارونگی بسیاری از نام ها واصطلاحات بومی ومحلی هزارگی گر دیده است. برای تحلیل وبررسی این موضوع و رسیدن به پاسخ مسا له فوق نیاز است که قدری به گذشته برگردیم وگوشه ای ازاین تحول را مرور نماییم. مردم هزاره جات بدلیل وضعیت اقلیمی خاص ،نژاد خاص ،مذهب خاص وزبان خاص، سرنوشت پر فراز ونشیبی داشته اند. این مردم تا سال 1880 میلادی ، یعنی تا یک صد وسی سال پیش به صورت خود مختار، نیمه مستقیل وبه صورت قبیله ای وملوک الطوایفی بسر می بردند واز حکومت کابل پیروی نداشتند. امیرعبدالرحمان (1880 م) با انگیزه ای یکپارچه ساختن خاک افغانستان روی کار آمد. او برای پیگیری این هدف با بسیاری از اقوام خود مختار ساکن شرق ،شمال ومرکز ، واردجنگهای بسیار خونین گردید وسر انجام به قیمت نابودی جمعی زیادی از مردم، برهمه غالب شد واز جمله هزاره جات شکست خورد و جزء متصرفات او قرار گرفت. امیر عبدالر حمن با لقب های زیادی یاد می شود ومنصغانه ترین آن ها سخن مرحوم صدیق فرهنگ است، یعنی"مستبد با کفایت" استبداد امیرعبد الرحمن پایانی نداشت. او بعد ازقتل عام های گسترده،تبعید گروهی،تخریب قلعه ها وبه بردگی بردن مردان وزنان، برای دراز مدت نیز مجازات سختی را درپیش گرفت تا به زعم او دیگر کسی فرصت وجرئت شورش وقیام را پیدا نکند. امیر عبدالرحمن بعد از جنگ ،مالیات بسیار سنگین وبا نام های مختلف وضع کرد و به این بهانه هرسال تمام درامد مردم فقیر وبیچاره را با قهر واجبار مصادره می کردند. روز گاری فوق العاده هولناگ ،غم انگیز و دل خراش بود. سر انجام امیر مرد اما با مرگ امیر سنت ظالمانه اش باقی ماند وحاکمان بعد از او نیز آن سیره نحس را با جدیت ادامه دادند.به این ترتیب این بار در فضای نیمه آشتی پای عما ل حکومت و اجنبی ها به سرزمین هزاره جات باز گردید. سیاست کنترل سر زمین فتح شده هزاره ها وجمع آوری مالیات از انان واستحکام نمایندگی های حکومت در منا طق هزاره نشین ، این ضرورت را ایجاب می کرد که حکمرانان تمامی منا طق پیچ درپیچ هزاره جات را با دقت شناسایی وحدود بندی نمایند. بعد ها این برنامه با هدف تهیه نقشه جغرافیای طبیعی افغانستان ، ضرورت شناسایی کلیه مناطق ، شکل جدی تری به خود گرفت. برای تا مین اهداف فوق ، هیئت های از سوی حکومت عازم جبال هزاه جات گردید. اعضای هیئت افرادی بودند که هیچ شناختی ازمردم ومناطق محل اعزام خود نداشتند و با زبان اصیل فارسی هزا رگی کاملا بیگانه ونا آشنا بودند. اما در عین حال از باده پیروزی ،غرور و سرمستی فوق العاده داشتند و همه چیزرا با عقل وفهم قاصر خود می سنجیدند ونام های محلی را از نگاه املاء ومعنا هرگونه که تشخیص می دادند همان را واقعی و اصلی می پنداشتند . به عبارت دیگر این افراد بیگانه از فرهنگ وسواد، وقتی نام قریه ودهات را از مردم محل می پرسیدند و مردم محل نام قریه اش را می گفتند، وقتی که آن نام برای شان نا مفهوم ونا مانوس می آمد و یا از نوشتن دقیق آن عاجز بودند سعی می کردند به زعم خود آن نام ها را به نام های ما نوس تر و با املای آسان تر تا ویل و تغییر دهند و بعد همان نام ساخته وپرداخته خود را هم در دفتر اداری ثبت می کردند وهم به خورد مردم می دادند و چنان وا نمود می کردند که درست وصحیح همان است که آنان کشف وثبت کرده اند و به این ترتیب بسیاری از نام های اصیل بومی، محلی و زیبای هزارگی دچار تحریف ویا کاملا نا مفهوم شدند.البته این مساله جدای از ورود وسیع واژگان پشتو است که در دراز مدت به اشکال مختلف انجام گرفته است وخود بحث دیگر دارد. در نتیجه ماموران نا فهم ودور از فرهنگ و یا مغرض، هم نان مردم گرسنه را به نام ما لیات غارت می کردند وهم نام های اصیل ومعنا دار محلی را تحریف ونابود می ساختند .این گروه به جای "الیاد تو"( جایی که درخت الیاد فراوان است) نوشتند "علیا تو" ؟! و به جای" اود قول"(دره علفزار) نوشتند"حوت قل" ؟! و به جای "سی دامد" (محلی که مملو ازسی وماسه های دریایی است) نوشتند "سید احمد" جایی که حتی یک سید همسایه هم نداشته اند و به جای "الودال" (محل شبیه به دیگدان واجاق) نوشتند "علودال"؟! وحتی در بسیار از جاها نام های مضحک وتوهین آمیز نیز انتخاب کردند که مطمئنا غرض شان تمسخر وتوهین بوده اند. مانند قریه" غیغو تو"( جایی در مالستان) محلی که علف کوهی غیغو دارد؛ به جای آن نوشتند "غیغ تو" یعنی محل پرسروصدا و آشوبگر؟! ویا به جای "دان اوبه" ( ابتدای سنگزار)،ناحیه ای درکمرگ ، نوشتند" دان آبی" ( آبی = مادر) . این مثالها مشت نمونه خروار است که معنا ومفهوم وشکل واقعی آن ها با این که واضح وروشن می باشد اما در محاوره وثبت کتبی دچار تحریف شده است. اکنون دهها وصدها نام محلی مانند نام" سید احمد وعلودال" در سراسر جاغوری و هزاره جات وجود دارد که به خاطر تحریف ودگرگونی انجام یافتهُ، معنای اصلی خود را از دست داده و حتی برای مردم آن کاملا نا مفهوم شده است. ادامه دارد. نوشته شده توسط مدیریت بخش سید احمد و علودال - عالمی | لینک ثابت |
آخرین مطالب پایگاه اطلاع رسانی جاغوری :
پایگاه اطلاع رسانی جاغوری تمام حقوق مربوط و متعلق به این سایت را برای خود محفوظ میدارد، ضمنآ مسئولیت محتوای مطالب به عهده نویسندگان ان میباشد ... |
...
|