ذبح نخبگان در مسلخ معامله غبنی سیاست

ذبح نخبگان در مسلخ معامله غبنی سیاست

در جریان انتخابات ریاست جمهوری افغانستان حقایقی رو نمایی شد که برای جامعه­ ی نخبه افغانی درد آور بود؛ و آن تبعیت جامعه نخبه از فعالان سیاسی بود. در سال­های جنگ، فرهنگ در اختیار تفنگ بود. به دلیل غلبه احساسات بر تدبیر، این رویه تبدیل به یک خرده فرهنگ شد که فرهنگیان و فرهیختگان باید در خدمت سرهنگان باشند؛ اگر چه سرهنگان را نشانی از « فرّ فرهنگ» نباشد!

نگرش نیرومندی به نام «هویت جویی، خود آگاهی و خود باوری» در طول سی سال اخیر در میان جامعه­ ی ما شکل گرفت؛ اما فعالان سیاسی ما اسیر ذهنیت فرسوده ­ی تاریخی اند و حاکمیت را در تیول قوم خاص می­ دانند و بر اساس بهای سنگینی پرداخته­ ایم که در این فرصت به چند نکته اشاره می کنم؛ 

1.     روحیه­ ی حق طلبی، شجاعت، خودباوری در ما و نسل جوان تضعیف شده و ظلم پذیری، تحقیر ملیتی، شهروند درجه چندمی، خود باخنگی و…. در ذهنیت نسل جدید نهادینه شده و می­ شود.

2.     شهادت استاد شهید مزاری، شهید ابوذر جاغوری، اخلاصی و….بر اساس همین ذهنیت دهی و اعتماد به پیمان گروه سفاک طالبان اتفاق اقتاد.

3.     خون شهیدان تاریخی مانند عبدالخالق، فیضو خان، گل محمد جان، شهید میریزدان بخش، شهید بلخی، شهید مبلغ، شهید مزاری، شهید ابوذر جاغوری، اخلاصی و… که برای خود آگاهی، خود باوری، حقوق برابر و عدالت اجتماعی جانفشانی کردند؛ پایمال خواهد  شد.

4.     من از جنگ و کشتار عبدالرحمان، حادثه چهل دختران و شیرین گل، غصب ورازگان، زمین داور، بست، هژیرستان، زابل، گیزیو، ارغنداب و….چیزی نمی­ گویم!

5.     حد اقل به پای این ذهنیت فرسوده، نخبگان امروز جامعه را – که همه­ ی دار و ندار جامعه­ی ما است- به مسلخ مواضعه­ ی مواضع سیاسی تان نفرستید! بر همگان روشن است که تیم «افغان پرست» کرزی در پارلمان اکثریت دارند و هر کسی را اراده کنند؛ به کرسی می­ نشانند!  آقایان و فعالان سیاسی که آرای جامعه آگاه ما را به بشر دوست، «فقدان خرد جمعی» دانسته ­اند؛(که شایسته است عذر بخواهند) و همراهی با کاروان پیروز را سر لوحه شعار و شعور شان قرار داده بودند؛ مسؤل ذبح حیثیت نخبگان ما در مسلخ ذهنیت فسیلی خود شان و ذهنیت قوم پرستی «تیم کرزی» اند! ما نگران وزیر نشدن چند نفر نیستیم بلکه از مهر «نا شایست قوم پرستان» بر نخبگی و کاردانی نخبگان و سرمایه­های اصلی جامعه­ی مان ناراحت و نگران هستیم! به باور خوش بین ترین انسان آگاه از واقعیت جامعه­ افغانی، رأی نیاوردن نخبگان جامعه­ی ما طراحی شده است. در هر بار «وزارت­ های ناکلیدی» را یکی پس از دیگری از هزاره­ ها می­ گیرند و وزارت­ های درجه چندمی را پیش کش می­ کنند! تا هم دست ما را از وزارت­ های مهم تر کوتاه کنند و هم نبخگان ما را مهر ناکارامدی بزنند!

کجایند همراهان کاروان پیروز که از حیثیت جامعه­ نخبه، که سرمایه­ ی اصلی جامعه است؛ دفاع کنند؟ قصد من کشاندن مسأله به درون جامعه هزاره نیست؛ بلکه هشداری است که ما، همه، از خواب گران بر خیزیم و با خرد نگری به انانی که بر زمین ها غصب شده ما گج و نج می­ کنند و ما را مهاجر می­ شمارند؛ به دیده­ ی «مولا» ننگریم که ما آزاده ­ایم و دل در گرو «مولای عشق» داریم!

6. آقایانی که پیش از این وزیر بودند و برخی از آنان برای حفظ تاج و تخت شان برای اجرای عدالت سیاسی و اجتماعی کاری نکردند و عاقبت، وزارت به آنان نیز وفا نکرد؛ دوستانی که پس از این به ریاست، وزرات و کیاست می رسند؛ بدانند که دنیا وفا ندارد و آن چه ماندگار است مهندسی شرایط و ذهنیت و ذهنیت عدالت محورانه است!

7. مواضعه کرزی و پیشنهاد مذاکره با طالبان و حملات انتحاری دیروز طالبان جنگ، دقیقا بر اساس «روحیه جمعی افغان ها»  و سیاست فشار و امتیاز طلبی است؛ طالبان کشور و زیر بناهای تمدنی آن را نابود می کند و پشتون خواهان در صحنه سیاست به امتیاز طلبی و زیاده خواهی شان اعتماد ملی شکل نا یافته خدشه دار می کنند.

شاید بد نباشد، نوشته زیر  را بخوانید!

http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=6990

+;نوشته شده در ;سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت;3:7 توسط;مدیریت بخش المیتو – شوکت محمدی; |;


9 دیدگاه برای “ذبح نخبگان در مسلخ معامله غبنی سیاست
  1. سه شنبه 29 دی1388 ساعت: 6:59
    در بسیاری از ناکامیهای پیش آمده من فکر میکنم خودمان مقصر هستیم.در پارلمان کشور ما دراقلیت هستیم.چون در انتخابات شورای ملی ما نتوانستیم به اندازه حق مان نماینده در پارلمان کشور بفرستیم وحالا برای بار دوم این کار دارد تکرار می شود.
    آقایان خلیلی ومحقق که فعلا رهبران ما محسوب می شود بر سر حق طبیعی جامعه هراره با کرزی معامله کردند وحالا اینگونه رودست خوردند.من فکر می کنم در
    افغانستان هیچ قومی اکثریت ندارد .بر اساس چه سند ومدرکی پشتونها را اکثریت میدانند.هنوز سر شماری درکشور انجام نشده و آمارهای سابقه همه دروغ می باشد.در افغانستان هیچ قومی اکثریت قاطع راندارد.اکر مردم هزاره درانخابات شورای ملی از حق خود استفاده نمایند در پارلمان به وزنه خوبی تبدیل خوهد شد.

  2. سه شنبه 29 دی1388 ساعت: 7:49
    خدمت خواننندگان محترم وجناب آقای محمدی سلام
    تشکر از نوشته تحلیل زیبای تان
    آری برادر درست است من فکر نمی کنم در میان جامعه هزاره کسی باشد وخود را هزاره بداند وبه منافع این مردم فکر نکند .
    دوچیز مورد تحلیل جدی جداگانه مورد ارزیابی قرار گیرد .
    1 – حسن نیت به جامعه خود مان وحتی به نخبگان سیاسی که اینها عامدا دست به کاری نمی زند که نتیجه اش رسوای برای خودش شان وبی اعتباری نخبه شان را در پی داشته باشد . کاری که دقیقا دارد انجام می گیرد .
    2 – آزمودن را دوباره آزمودن خطا است . دوستان اگر نگاهی گزرا به تاریخ افغانستان وپیمان شکنی این قوم را و یا حد اقل داستان میر یزدان بخش را خوانده باشد به خوبی متوجه خواهند شد که عهد پیمان شکنی از اصول مسلم این قوم بوده و همیشه جامعه و مردم را به توسط عهد پیمان ضربه است .
    شهادت استاد مزاری مگر بر اثر عهد پیمان شکنی این قوم صورت نگرقت ؟ مگر میر یزدان بخش را دعوت نکرد و بعد مهمان را خود را نکشتند ؟!!! .

    من جر بخث دوران انتخابت کرزی یادم نمی رود و در همین سایت بسیار خواندم ولی چه سود !!! اگر آن زمان این آغایان یک نگاه به کارنامه جناب کرزی در دوران دو دوره حکومت شان می انداخت دیگر هر گز دنبال دم اشتر اینها نمی دوید .

    آیا این فعالان سیاسی چرا از بودجه های اضافه دم بر نمی اورند که از چه بخش اضافه آورده اند آیا آن زمان که رجا و نگارش و دیگر دوستان ما در دایکندی به خواطر افشا نمودن برگشت بودیجه های ولایت دایکندی تا سر حد مرگ تهدید شد فعالان سیاسی کجا بودند ؟!!! راستی چرا یکبار از این مقوله حرفی در میان نمی آورند براستی کاسه زیر نیم کاسه است و دست خودشان … ؟!!!

  3. سه شنبه 29 دی1388 ساعت: 7:50
    ادامه :
    براستی آن دسته نگرش که همراه نشدن با کاروان پیروز فاقد خرد جمعی می دانستند کجایند ؟!!! چرا دم برنمی آورند .؟!!!

    بد نیست شبکه اطلاع رسانی افغانستان سری بزنیم و قسمت های از نوشته های آنان باهم بخوانیم :

    (اكنون هم محمد محقق و هم جنرال دوستم درك كرده اند كه آقاي كرزي هرگز براي وزيران پيشنهادي از سوي اين دو چهره سياسي تلاش به خرج نمي دهد. اين شك و ترديدها اكنون بر اتلاف كرزي سايه انداخته است و با توجه به وضعيت شكننده سياسي، معلوم نيست كه از عمر اين اتلاف چند روز ديگر باقي مانده است.)

    چرا اکنون . ! ما این را از قبل می دانستیم خیلی فریاد زدیم چرا درک فعلان سیاسی ما این قدر پاین است .

    ازهمه بد تر نخبه های فرهنگی ما است که از خود شان هیچ تحلیل ندارند فقط توجیه گر اعمال فعالان سیاسی شده اند.

    رد شدن وزار هزاره خود مسله است مهم قابل تامل . ولی مهر ناکارامدی و یا رد صلاحیت در کارنامه ی شاخص ترین وپاک ترین و تحصیل کرده ترین افراد این جامعه را نمی توان به سادگی از کنارش گذشت . که پیامد های شومی را در پی خواهند داشت . با این حال باید منتظر ماند که دامنه این رسوای همراه شدن با کاروان پیروز تا کجا خوهند آنجامید وچه بهای باید برای این همراه باید پرداخت در حاله ای از ابهام قرارا دارد . منتظر ماند و دید که چه خواهند شد؟

  4. سه شنبه 29 دی1388 ساعت: 14:31
    آقای محمدی سلام ! تحلیل خوبی بود . به نظر من ما باید پیش از همه چیز مشکلات را ریشه یابی کنیم. چه در گذشته های دور و چه حال ، همیشه ما خود دسته ی تبر دشمنان قوم و ملیت خود میگردیم. موجودیت سمبولیک انسانهای نا کار آمدی مانند خلیلی و محقق و رقابتهای آمیخته با بدگمانی و حتا ترس ، که روشنفکران ومنورین با احساس ما از همدیگر وبا همدیگر دارند ، همه وهمه عاملی اند که تیغ دشمنان مارا بجان ما تیز تر میگرداند.
    تا آنوقتیکه ما یک اتحاد ارگانیک با هم پیدا نکرده و یک رهبر دلسوز وخرد مند وچیزفهم و سیاست مدار را پیش نکشیم ، حال و روزما خوب نخواهد شد. باید روی مسایل خورد وریزه ی کی در گذشته کی بود؟ بکدام حزب و جناج و تنظیم فعالیت میکرد خاک انداخته شود. وقتیکه خطر جان وجود داشته باشد ما باید از ین مسایل خورد وریزه بگذریم و در مقابل همدیگر گذشت داشته باشیم. درغیر آن اجرستانها و زولی ها و خاکایرانهای جدید با قتل عامهای جدید در انتظار ما خواهد بود.

  5. سه شنبه 29 دی1388 ساعت: 19:38
    محمدی گرامی سلام .خواندم آری چنین است برادر ! امید وارم که نخبگان سیاسی و فرهنگی جاغوری, این بار در مورد انتخابات پار لمانی ,علاج واقعه را قبل از وقوع نماید .
    مردم جاغوری ما, با اتفاق آرا , نظر به ازدیاد نفوذ حد کم چهار نماینده در پالمان گسیل بدارد , واگر ما در پارلمان نما یندگان با درایت وبا احساس داشته باشیم , در حدی , در آینده این زخمهای ناسور مرهم پذیری خواهد شد .

  6. سه شنبه 29 دی1388 ساعت: 19:46
    گر دو روزی دور گردون بر مراد ما نگشت
    دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

    دوستان سلام با تشکر از تحلیل و فرموده های بر حق شما که حقیقتا درد واحساسات نیک تانرا برای سایر دوستان توضیح داشته ید. باید قبول نمایم که در یک شرایط بسیار باریک تاریخ افغانستان ما قرار داریم طوری که ماها تاریخ گزشته نیکان و قهرمانانی نسل گزشته ما را مرور میکنم از اشتباهات انها رنج میبریم واز افتخارات انها افتخار میکنم واز ظلم که بر انها روا داشته شده میسوزیم نسل اینده ما ها نیز شاهد یک چنین منظره ای خواهد بود ما باید مسیری را طی نمایم که باعث ارامش ویجدان و رسیدن به اهداف تهای ما شده وهم باعث افتخارات وفراهم نمودن زمینه زندگی نسبی برای نسل ایند ما میسر گردد ما تا حالا از مطالعات تاریخ اموخته ایم مشکلات را که هم برای گزشتگان ما بوده وهم برای ماها بوجود اورده اختلافات و از هم باشیدگی ما ها است که باید در قدم اول توجه روی این اصل صورت گیرد وفرهنگ اتحاد و وحدت در میان ماها بوجود بیاید تا زمانیکه ما ها با این عنصر اصلی رو نیاوریم بسیار مشکل است تا بحق وحقوق خودها دست یابیم اقلیت بودن را مهم نیست وحدت و یکبارچگی را مهم میباشد شما میتوانید ملت اعراب را در مقابل اسرایل مقایسه نماید شما میتوانید تاریخ سیای دوران عبدالرحمان را مرور نماید و ایامهای دفاع برحق مرحوم مزاری را بیاد اورید که روز نامه واخبار های داخل وخارج ازاو بنام یگ گروه عمده یاد مینمودند مانند اینها فروان گزشته ای تاریخ به ما میاموزد که باید عبرت بیگیریم و برای انسجام مردم خویش و رسیدن به اهداف نهای سعی نمایم با این باور که هزاره از ماست با هر لباس که باشد

  7. چهارشنبه 30 دی1388 ساعت: 23:37
    سلام و احترام خدمت اقای محمدی عزیز و سایر دوستان
    اقای محمدی واقعیت ها را نوشته اید خداوند به همه مردم ما دیده باز بدهد تا بنکرند که مکاران تاریخ چگونه عمل میکنند و تاریخ را تکرار میکنند .
    اما گاهی رهبران سیاسی مردم ما به خود نمی ایند و دیده شان را باز نمیکنند.
    زدن مهر نا اهلی و یا تهمت های نا اهلی بر نخبه گان و دانشمندان ما همگی از دسیسه های دشمن است که از پشت بر ما وار میکنند .
    امید وارم با این اوضاع مردم ما دانش سیاسی بیشتر پیدا نماییند و به خود ایند .

  8. پنجشنبه 1 بهمن1388 ساعت: 0:17
    برارون گل و قندم ! خیلی خوشحال نباشید به نظر میرسد در شار کور ها یک چیمه بادشایه !! کشور ظلم آباد ما که نام اش یاد آور قوم تمدن ستیزیست که چیزی جز وحشت ، ترور ، خون ، آتش ، کشتار ، وویرانگری در تاریخ سیاه شان هیچ ندارند ! چگونه میتوان امید وار بود که با این قوم متعصب کوردل همخانه بود و امیدوار که آن خانه ای ویران درست شود !! به نظر بنده در این وطن ستم زا و ستم ساز نه مردم خیر دارد و نه سیاستمدار و نه نخبه گان !! اگر داشته باشیم !!؟ نه کل خیر داره نه کادو خاک ده سر آر دو !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟

  9. پنجشنبه 1 بهمن1388 ساعت: 18:12
    سلام دوستان محترم! جامعه ای همه را به یکچشم نگاه کند و قدرت تحلیل و تشخیص خوب و بد را نداشته باشد؛ همیشه شکست را تجربه خواهد کرد! این دوست نخبه ما هنوز درگیر با خود است!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*