سفر به دیار ضامن آهو (2) تاجران

1سلام دوستان
1- وعده داده بودم که از مشاهدات خود در مشهد مقدس برای شما بنویسم. چند ساعت وقت گذاشتم آنچه را که لازم می دانستم نوشتم. در یک فرصت دیگر می خواستم نشر کنیم با فایل خالی مواجه شدم. حتما در زندگی برای بسیاری اتفاق افتاده، ولی آن زمان قیافه ادم دیدنی است . از همه مهمتر دوباره نویسی است از اعمال شاقه هم بدتر و عذاب آورتر است. شاید مصلحت بوده که حذف شده ممکن بود برای بسیاری از دوستان گران تمام می شد. ما سعی می کنیم خلاصه آن را یاد آوری نمایم .
2- درمطالب قبلی ام اشاره به هزاره هایی مشهد کرده بودم . در باره هزاره ها و یا خاوری ها مشهد شاید فرصت نباشد بیشتر از این توضیح بدهم چون مطالب مهمتر و کاربردی تراست که باید به آن بپردازم . در ادامه اگر فرصت بود به آن موضوع نیز بر می گردم . فعلا برای ما هموطنان ما باالخصوص هزاره های مهاجر بدلایل از اهمیت خاص برخوردار است سعی می کنم به آن بپردازم .
3- هموطنان در مشهد بر عکس بسیاری از هموطنان دیگر شهر هایی ایران ، از زندگی ارام و به دور از مسایل حاشیه ای زندگی می کنند . حاشیه هایی که گاهی وقت برایش بسیار گران تمام می شود . در تایید این مطلب یادی می کنم از کلام سرور گرامی حاج قلندری که می گفت : وقتی ما به مشهد هستیم فکر می کنم به هرات هستم . ولی وقتی به قم می ایم تازه متوجه می شویم که به ایران امدم . موید دیگر اینکه اکثر تاجر هایی هموطن برای سکونت این شهر را انتخاب کرده است.

شهر مشهد ازاین نگاه برای ما هزاره ها شهر بی بدیل است . براستی قدم زدن در کوچه پس کوچه هایی مشهد صفایی خاص خود را دارد . گاهی وقت ادم فراموش می کند که به ایران است . البته نقش خاوری ها را در این احساس نمی توان نادیده گرفت .
4- هموطنان را در یک تقسیم می توان به دو دسته تقسیم کرد تاجر وغیر تاجر . قبلا گفتم که تاجران هموطن بسیاری شان در مشهد زندگی می کند . حضور آنها این تقسیم بندی را پر رنگ تر کرده است . غیر تاجر ها مثل بقیه هموطنان ساکن در دیگر شهرهای ایران زندگی معمولی خود را دارد . نه کس آن ها را می بیند و نه برای کسی اهمیت دارد که آنها چه می کند . این تاجران است که بعضی آنها با کار های جالب اگر نگویم زمینه رقابت بلکه زمینه هایی الگو هایی نه چندان مناسب را فراهم می کند . الگوهایی که خواب بسیاری را آشفته کرده که آدم را به یاد داستان مورچه و مار می اندازد که مورچه دوری مار کد ….
مشهد نیز وقتی صجبت تاجران می شود بشتر اسم تاجرهای اسم منطقه جاغوری برده می شود ، ادم را به یاد تاجران در کویته می اندازد . اکثر تاجران مشهد خدا را شکر پولدار هم شدند . تمام آن دوستان تاجر را از ته قلبم دوست دارم وبه آن افتخار می کنم . از فقر متنفرم  وقتی یک هموطن را می بینم که علاوه بر اینکه گلیم خود را از آب کشیده دست تعدادی دیگر از هموطنان را گرفته و در سایه او ارتزاق می کند این دست بوسیدنی است . ولی با عذر خواهی از همه ای آن سروران نکات را به عرض می رسانم .
1لف : مهمترین چیزی که بسیاری خاطر ما را آزرده کرده بی توجهی تاجران به سواد و تحصیل است . بچه هایی تاجران اکثرا از تحصیلات عالی برخوردار نیستند. ممکن است تعداد معدودی باشد ولی این کافی نیست مردم از آن دسته افراد که از نسل تا نسل همه نوع محرومیت را تجربه کرده است انتظار بیشتر دارد . علی رغم سفره هایی رنگارنگ تنها گم شده پولدارها برسری سفره های شان افراد تحصیل کرده و دانشگاهی است . زخم نا سوری که هنوز سر باز نکرده تا عمق فاجعه به خوبی مشاهده شود . از آن طرف کم نیستند پدران و مادران که از نان شب خود برای تحصیل بچه هایی خود مایه می گذارند ، شب گرسنه می خوابد که هزینه تحصیل بچه هایش فراهم شود . هزینه هایی زندگی شان را به صفر می رساند تا هزینه تحصیلات عالی بچه هایش تدارک بیبیند .
ولی تاجران چه ؟ بد بختانه تاجران بجایی اینکه پول هایی شان را صرف هزینه تحصیل بچه هایی شان کنند صرف مسایل طوی و عروسی و چشم هم چشم ها و رقابت های ناسالم و … می کند . رقابت هایی نا سالم که اگر به همین منوال ادامه پیدا کند آینده خوبی نمی توان برای همه تصور کرد .
شاید تاجران بگوید که ما مانع تجصیل بچه هایمان نشدیم خودشان درس نخواندند . این جواب کلیشه ای را شاید بسیار شنیده باشید عرص ما این است که این جواب از پدری مثل شما شنیدنی نیست . آیا نقش خود را از یک فرد عادی غیر تاجر در جامعه ، حاضرید کمتر ازآن چه که هست ، قبول کنید ؟ ! قطعا نه می گوید ما تفاوت داریم . دقیقا همینطور است . هیچ چیز بی علت نیست . قطعا شما متفاوت هستید همه حرف ها در همین است که شما از تفاوت تان بدرستی استفاده نکرده اید شما در کنار توانایی های تان از نکته اصلی غفلت کردید . غفلتی که بسادگی قابل بخشش نیست . شانس ،تقدیر ،طالع مرد . دیگر مستمسک کسی نمی تواند قرار بگیرد .
آیا این تفاوت ایجاب نمی کرد که باید در عرصه هایی مهم تر مثل دانش بچه های تان متفاوت باشد و این تفاوت مهم را از فرزندان تان آغاز کنید .
ای کاش رقابت های امروز تالار هایی عروسی درمشهد تبدیل به رقابت بر سری دکتری و مهندسی بچه هایی تاجران در مشهد تبدیل می گشت . که هم رقابت رقابت سازنده می شد و هم رفاقت ماندگار شکل می گرفت و مایه ی افتخار برای همه می شد . همه ما وظیفه داریم این معادله تغییر بدهیم این روند به نفع هیچ کس نیست .
من فکر می کنم پیش پا افتاده ترین استدلال در خصوص تحصیل نکردن بچه های پول دار ها ، این استدلال است که شاید شرم حیا باعث شده که هیچ وقت ان را با پدران مطرح نکند . واین استدلال ناشی از باور غلط است که در میان مردم رایج است . مثلا درس برای چه؟! خطاب به پدرش . مگر خود سواد داشتی که پول دار شدی . ما می خواهیم پول دار باشیم پول دار شدن نیاز به تحصیلات عالیه ندارد .
دکتر گرسنه عالم از کوره مونتی مهندس گدا ، کم نداریم امروز این قدر که شما پول دارید کدام آخوند یا دکتر و یا مهندس دارد دست بردار. بگذار پدر زندکی بکنیم . نظیر این شبهات و . . .
نشنیدن پاسخ مناسب باعث شده است که بچه پولدار ها از تجصیلات عالی فاصله بگیرد. در نتیجه جایگاه علمی خود را از دست داده و در آینده نا معلوم جایگاه اجتماعی خود را نیز از دست خواهند داد ، که جبران آن در بسیاری مواقع ناممکن خواهند بود .

ادامه دارد . . .



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*