««نیم نگاهی به اصل«تثلیث» در آیین مسیحیت»»

««نیم نگاهی به اصل«تثلیث» در آیین مسیحیت»»

(به بهانه حلول سال 2017 میلادی)

«تثلیث چیست؟»

يكي از مهم ترين اصول اعتقادي مسيحيت اصل «تثليث» يا «اقانيم ثلاثه» است که عبارتند از: پدر، پسر و روح القدس. نام ديگر اين اصل «ثالوث» و به معنایی: «اقرار به خداوندی پدر(رب اعلي) و خداوندی پسر(عيسي بن مريم) و الوهيت روح القدس. براساس این باور،«عيسي مسیح» در ثالوث، «اقنوم دوم» بوده (اقنوم کلمه سریانی، به معنای اصل یا شخص) و در واقع همان «ذات الهي» است كه با ساختاری انسانی در رحم «مريم باکره» جسميت يافته، آنگاه به شکل«عيسي مسیح» متولد گشته است. الهیون مسیحی در توجیه «تثلیث» و برای اینکه از بار منفی «سه خدا در یک خدا» بکاهند در تقسیم وظایف میان «خدایان سه گانه» می گویند: «خداي پدر» تنها خالق است و اساس خلقت وظیفه اوست! «خداي پسر»(عیسی مسیح) عامل اصلي برای نجات بشریت به شمار مي رود و «خداي روح القدس» وظیفه تقدیس مؤمنان را به عهده دارد!؟ براساس این باور: «خدای پدر، پسر و روح القدس»، گرچه به ظاهر«سه شخصيت»  اند، اما هرسه در يك «وجود مجرد» خلاصه میشوند. گویی این سه، در «ازليت» باهم مساوي و برابر اند، نه جدا ازهم و نه در برابر هم! و این اساس باور «تثليث» در دين مسيح را تشكيل مي دهد!؟مسیح1

«پيشينه تاريخي تثليث»
اصل اعتقاد به باور شرک آلود«تثليث» داراي پیشینه تاريخي بوده و در میان اقوام گذشته همچون: رومیان، یونانی ها و در آیین مهرپرستی ایرانیان باستان، به گونه ای وجود داشته است، گویا پس از آشنایی مسیحیان با این اقوام و افکار ایشان، نوعی جدیدی از «تثليث» را ایجاد نموده اند. اما، جالب آنکه درآثار مسيحيان نخستین همچون:«اناجيل چهارگانه» اصلا اسمي از «تثليث» به میان نیامده است؛ بلکه، تنها در«عهد جديد» و درنامه هاي «پولس رسول» برای نخستین بار از چنین باوری شرک آلودی سخن رفته است. پیداست که ریشه چنین اعتقادی در پس زمینه ذهنی این «پولس»متأثر از افکار و اندیشه های خرافی یونانیان باستان وجود داشته، در نامه های وی بازتاب یافته و مطابق خواست دربار روم، به عقاید مسیحیان نیز راه یافته است. گویا مسیحیان موحد نیز با مصلحت اندیشی و برای جلب نظر و حمایت دربار روم، تن به این خواسته شرک آلود داده، آنرا پذیرفته و ماندگاری بخشیدند. میتوان گفت: طرح اندیشه «تثلیث» در نامه های پولس، با هدف نوعی آشتی میان باورهای شرک آلود حاکم بر دربار روم و آیین مسیحیت بوده است، تا از این راه حمایت دربار را تام و تمام جلب نموده و زمینه های گسترش جهانی«مسیحیت» را با حمایت های گسترده دربار روم جلب نمایند.7195947539222121390

جالب آنکه افكار و انديشه هاي شرک آلود «پولس»، مبني بر«الوهيت حضرت مسيح(ع)» در سده های نخستین میلادی، نتوانست آنگونه که باید و شاید جايي در میان مسيحيان بازكند. زيرا، مبلّغان مشهوری همچون: پطروس، برنابا، يعقوب و… با افکار و اندیشه های وی موافق نبودند. برای همین، اعتقاد به «تثليث» در سده های نخست نه تنها رواج چندانی نیافت؛ بلکه، حتی با مخالفت صریح مبلّغ مشهوری همچون«آریوس» قرار گرفت. وی معتقد بود که خداوند موجودي كامل، يگانه، غيرحادث، ابدي، بي آغاز، غير قابل دگرگوني و بی زوال است. او با تفكر «تثليث» به شدت مخالفت نموده و حضرت مسيح را يك موجود فاني همچون دیگر انسان ها می دانست. اما در نهايت، سخنان وی و دیگر مخالفان تثلیث به جايي نرسيد و آنها مورد تكفير قرار گرفتند. با وجود اين مخالفت ها، «اعتقاد به تثلیث» به تدريج درغرب مسیحی گسترش یافت. سرانجام پس از تشكيل انجمن ها و صدور قطعنامه هاي رسمي، جهان مسيحيت «اقانيم سه گانه» را پذیرفته و به حقانیت آن ایمان آوردند.1_152

«دلیل بر تثلیث»

البته، «علماي مسيحي»برای اثبات «اصل تثليث» هيچ گونه «دلیل عقلي» ارائه نکرده اند؛ بلكه «دليل نقلی» بیان شده از سوی ایشان تنها به «كتاب مقدس» آنهم به بخش «عهد جديد» خلاصه میشود؛ شاید بدان دلیل که باور«توحید» با اعتقاد شرک آلود«تثلیث» در آن واحد قابل جمع نبوده و اساساً یکی بودن آنها به هیچ عنوان، خردپذیر نیست. صدالبته، که این «دلیل نقلی» نیز تنها برای مسیحیان معتقد به«عهد جدید» قابل قبول بوده و مصرف داخلی دارد. از سوی دیگر، اصل شرک آلود «تثلیث» با کلام حضرت مسیح در انجیل یوحنا در تضاد و تناقض کامل قرار دارد، حضرت مسیح می فرمایند:«… و حيات جاوداني آن است كه تو خداي واحد حقيقي و عيسي مسيح را كه فرستادي بشناسند (انجيل يوحنا، باب 17، آيه 3-4)». دراین بیان، کاملا مشخص است که از خداگونه گی حضرت مسیح اصلا خبری نیست؛ بلکه حضرت خود را نه شریک خدا میداند و نه فرزند خدا؛ بلکه تنها خود را«فرستاده» خداوند می خواند. البته میتوان شواهد متعددی از گفتار حضرت عیسی در«اناجیل اربعه» یافت که عقیده تثلیث را از اساس رد می نمایند. در آیات متعدد قرآنکریم، از جمله در آیات73-77 و 110 سوره مبارکه مائده نیز، به صراحت از اشتباه بودن باور شرک آلود «تثلیث» سخن رفته و به شدت از آن نهی شده است. بنابراين، هم در«اناجيل چهارگانه» و هم در «آیات قرآنی» مي توان شواهد آشکاری یافت كه آن حضرت مردم را به يكتاپرستي دعوت نموده و خود نیز در زمره عبادت كنندگان بوده است.

م، خرّمی

14 / 10 / 95



پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*