اَرغَنداب شمالی و جنوبی بخش دوم

اَرغَنداب شمالی و جنوبی
بخش دوم
……..
صفویان، روابط نیک با دولت‌بیگ سلطان، بزرگ هزاره‌ها در ارزگان داشت؛ اما هزاره‌های قندهار و ارغنداب، صفویان را دشمن می‌پنداشتند. دلیل آن دو چیز بود:

  1. گرگین خان، مسیحی گرجی از گرجستان، ولایت‌دار صفویان در قندهار بود. او ستم‌گر بود و با غلزی‌ها و هزاره‌ها بدرفتاری می‌کرد. هزاره‌های قندهار از ستم او به تنگ آمده بودند. از این‌رو، هنگام شورش علیه نمایندة صفویان در قندهار و لشکرکشی محمود افغان به اصفهان بیش از سه هزار هزاره از قندهار و ارغنداب در این جنگ شرکت کردند که به جز عدة کمی بیشتر آنان در قلعة تاریخی «مورچه خورت» در نزدیکی‌های اصفهان در جنگ تن به تن با سربازان نادر شاه افشار، کشته شدند.
  2. قبائل پشتون، غلزی‌ها را پشتون نمی‌دانند. آنان را دزدزادگان می‌گویند. دلیل آن شاید این باشد که غلزی‌ها خلج‌اند. خلج‌ها در هندوستان هندی‌اند، در میان پشتون‌ها غلزی و در میان هزاره‌ها، هزاره‌اند و به گویش هزاره‌گی سخن می‌گویند. خلج‌های هزاره بیشتر در ارزگان زندگی می‌کنند. در ایران خلج‌ها در کرمان و یزد زندگی می‌کنند که مهدی خلجی، نویسندة معروف یکی از آنان است.
    پشتون‌های سدوزایی، ابدالی‌ها، پوپل‌زی‌ها و محمدزی‌ها با غلزی‌ها دشمنی تاریخی دارند. از این‌رو، پس از هوتکیان تا دوران جریان‌چپ در افغانستان از شرکت دادن غلزی‌ها در قدرت جلوگیری کردند. تنها نور محمد ترکی، حفیظ‌الله امین، داکتر نجیب احمد زی و اشرف غنی احمد زی، بقیة حاکمان افغانستان همه غیر غلزی بودند. در حکومت کنونی باطلان شبکة حقانی غلزی است و دستة قندهاری‌ها، سدوزایی‌ هستند. چنین است که عبدالرحمان، غلزی‌ها را مانند هزاره‌ها کشتار کرد و از سر آنان کلّه‌منار ساخت. یکی از دلایل پذیرش خط دیورند، جداسازی غلزی‌ها بود که آنان نتوانند، حریف قدرت و حاکمیت پشتون‌های غیر غلزی‌ باشند. این اختلاف و دشمنی تاریخی باعث شد که ابدالیان در کنار نادر شاه افشار قرار بگیرند و پس از گرفتن قندهار از سه قوم «هزاره، غلزی و بلوچ‌» انتقام سخت بگیرند.
    هزاره‌ها شاید به خاطر خلج بودن و یا غیر پشتون پنداشتن غلزی‌ها، با هوتکیان رابطة خوب در قندهار و ارغنداب داشتند؛ اما با تسلط ابدالیان به کمک نادر شاه افشار، به این جرم، هزاره‌ها از قندهار و ارغنداب کوچ داده شدند و زمین‌های آنان به بزرگان و سرهنگان ابدالی‌ها به جبر سپرده شدند. هزاره‌های آواره شده از ارغنداب جنوبی به بغلان، پروان، پنجشیر، بدخشان، تخار، قندوز و ترکستان کوچیدند. اکنون طوایف این آوارگان با همان نام‌های کهن در این مناطق زندگی می‌کنند. به طور نمونه هزاره‌های کوچانده شده از دهلة ارغنداب جنوبی اکنون به نام طایفة داله و دهله در مالستان، قندوز و بغلان زندگی می‌کنند.
    هزاره‌های باقی مانده در قندهار و ارغنداب، در قریه‌های خانه گیردآو، قلاچه، ملایان، زن آباد، درازآو، میرآوخوران، ده سَوزِی، سرده، منصور آباد در مرور زمان پشتون شدند. هزاره‌های اهل‌سنت خاکریز و دیگر طوایف هزاره‌های اهل‌سنت در ارغنداب و قندهار، به خاطر ازدواج با پشتون‌ها، چهره عوض کردند و اکنون به سختی قابل تشخیص‌اند؛ تنها هزاره‌های خاکریز قابل شناسایی‌اند که آنان خود را تیموری می‌گویند.
    ادامه دارد
    یاهو!


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*