از سیخینه تا لوانگر«زندگی در کویته»بخش چهل‌وسوم...

از سیخینه تا لوانگر«زندگی در کویته»بخش چهل‌وسوم مهاجرت، راه‌قاچاقی و قاچاقبر، واژه‌های آشنا برای بیشتر هزاره‌هایند. بیشتر هزاره‌ها یک‌بار در زندگی از راه‌قاچاقی، توسط قاچاقبر، مهاجرت را تجربه کرده‌ان...

از سیخینه تا لوانگر«زندگی در کویته»بخش چهل‌ودوم...

از سیخینه تا لوانگر«زندگی در کویته»بخش چهل‌ودوم هزاره‌های کویته در دهة هفتاد گرفتار بحران هویت‌تاریخی بودند. آنان خود را مغول می‌خواندند و معتقد بودند که از بازماندگان لشکر چنگیز خان مغول‌اند. از این...

از سیخینه تا لوانگر«زندگی در کویته»بخش سی‌‌ونهم...

از سیخینه تا لوانگر«زندگی در کویته»بخش سی‌‌ونهم نزدیک‌های نماز شام با بابای روبینه، سوار بر دوچرخه به جامعة امام صادق، حوزة علمیة جامعة امامیه رفتم. کنار دروازه منتظر ماندیم تا حاجی حسین‌علی را ببینی...

از سیخینه تا لوانگر«زندگی در سیخینه»بخش سی‌‌وپنجم...

از سیخینه تا لوانگر«زندگی در سیخینه»بخش سی‌‌وپنجم حوزه‌های علمیه را در هزارستان «مدرسه» می‌گویند. این مدارس با حمایت مالیات مذهبی «سهم امام» می‌چرخند. مدرسه‌ها در نبود مکاتب جدید و امروزی و در حاکمیت...

از سیخینه تا لوانگر«زندگی در سیخینه»بخش سی‌‌وچهارم...

از سیخینه تا لوانگر«زندگی در سیخینه»بخش سی‌‌وچهارم آموزش به شیوة مدرن و غیر مکتب‌خانه‌ای در جاغوری، بامیان و شارستان زودتر از دیگر مناطق هزارستان شروع شده است. در جاغوری، مکتب سنگماشه در سال 1332 خور...